31 مرداد 1387 ساعت 7:25

تحولات دروازه شرقی ايران

سرمقاله کیهان-31 مرداد87

كناره گيري پرويز مشرف از قدرت و مباحثاتي كه طي يكي-دو هفته اخير در جامعه پاكستان درباره «آينده پاكستان» مطرح گرديد و نيز سيال ماندن شرايط اين كشور پس از كناره گيري رئيس جمهور، ابهامات زيادي را درباره سرنوشت كشوري كه مي توانيم آن را «دروازه شرقي ايران» بدانيم، به وجود آورده است. در اين ميان ترسيم چشم انداز اين تحولات هرچند به غايت دشوار باشد ضروري به نظر مي رسد. اين قلم در نظر دارد با اشاره به عوامل تاثيرگذار در تحولات آتي همسايه شرقي تا حدي به ترسيم چشم انداز پيش رو بپردازد: 

1-در طول دوره 61 ساله حيات سياسي پاكستان، نظاميان قدرت اصلي پاكستان بوده اند به گونه اي كه در بيش از 72درصد اين دوران دولت هاي نظامي بر پاكستان حاكم بوده است و دو حزب مردم و مسلم ليگ -شاخه نواز- در كل اين دوران تنها 17 سال- يعني 28درصد زمان- در راس دولت بوده اند كه عمدتاً نيز اين دولت ها ائتلافي بوده اند. عمر اين دولت ها - به جز دولت ذوالفقارعلي بوتو كه 6 سال به درازا كشيد- عموماً 2 تا 3 سال بوده است در حاليكه دولت هاي نظامي بين 3 تا 9 سال دوام آورده اند. بر همين اساس مي توان گفت ارتش كماكان در پاكستان بعنوان منبع اصلي قدرت مطرح خواهد بود. حال سوال اين است كه اولا در پشت پرده چه توافقي ميان ارتش و دستگاه سياسي پاكستان براي كنار گذاشتن مشرف شده است. ثانياً نقش ارتش در تحولات آتي چگونه است؟ آيا نظاميان اجازه مي دهند قدرت در پاكستان صرفاً در چارچوب مذاكرات دو حزب مردم و مسلم ليگ نواز جابجا شود؟ 

2-«شبه نظاميان مذهبي» يكي از كانون هاي مهم قدرت پاكستان و افغانستان به حساب مي آيد. اين شبه نظاميان كه در حال حاضر بر بيش از نيمي از ايالت هاي پاكستان عملاً تسلط دارند، در تعارض با آمريكا و لائيك ها- بخصوص حزب مردم- قرار دارند. در عين حال شبه نظاميان مذهبي به ISI-سازمان اطلاعاتي ارتش پاكستان- و احزابي نظير مسلم ليگ قرابت فكري دارند. با اين وصف آيا رئيس جمهور، دولت آينده و ارتش پاكستان- آنگونه كه آمريكايي ها طلب مي كنند- به سخت گيري بيشتر عليه «شبه نظاميان مذهبي» روي مي آورند و يا مانند مشرف- به دلخواه يا نه ناچار- از سياست مدارا و يكي به ميخ و يكي به نعل- يا بقول آمريكايي ها وقت گذراني- پيروي خواهند كرد؟ 

3-آمريكايي ها سياست«كار با دولت هاي ضعيف» را بر كار با دولت هاي قوي بعنوان سياستي ترجيحي مدنظر دارند با اين وصف آيا پاكستان فعلي اقتضاي استقرار دولت قوي دارد يا دولت ضعيف. اگر آمريكا براي جمع كردن شرايط پاكستان بخواهد استثناء قائل شده و به ايجاد دولتي قوي در اسلام آباد كمك كند، اين دولت قوي بدون ارتش و صرفاً با همكاري دو يا چهار حزب ائتلافي فعلي چگونه ميسر است؟ آمريكا براي حل اين تناقض چگونه عمل خواهد كرد؟ 

4- دو حزب مسلم ليگ شاخه نواز و مردم به رهبري عاصف علي زرداري درباره دو پست مهم رياست جمهوري و نخست وزيري چگونه تصميم خواهند گرفت؟ در شرايط فعلي پست رياست جمهوري به دليل تسلط بر ارتش و داشتن اختيار انحلال مجلس و انتصاب قضات ديوان عالي پاكستان از پست نخست وزير مهم تر است. در حال حاضر دو حزب ياد شده با تشكيل «كميته كارشناسي» درصدد برآمده اند تا قانون اساسي تكميلي سال 1348 را بازنگري كرده و اختيارات رياست جمهوري را بخصوص در موضوع انحلال مجلس و بركناري قضات ديوان عالي محدود نمايند. اما بلافاصله اين سؤال خودنمايي مي كند كه اگر بخشي از قدرت رياست جمهوري به نخست وزير يا رياست مجلس يا اكثريت نمايندگان مجلس ملي منتقل شود در آن صورت آيا حزب مسلم ليگ حاضر است پست رياست جمهوري را در قبال دادن امتيازاتي در دولت قبول كند؟ 

5- تحولات كنوني پاكستان تا چه اندازه در «مديريت آمريكا» قرار دارد. ترديدي نيست كه در شرايط فعلي آمريكا مهمترين بازيگر خارجي تحولات پاكستان است. با اين وصف چند سؤال محوري در اين رابطه خودنمايي مي كند: آيا نسبتي ميان سفر يوسف رضا گيلاني نخست وزير عضو حزب مردم پاكستان به آمريكا و كنار گذاشتن مشرف وجود دارد؟ آمريكا براي اينكه موقعيت خود را حفظ كند ناچار است نوعي تعادل و توازن را در صحنه قدرت ميان طوايف و احزاب به وجود آورد. اما اين امر در كشوري با خصوصيات تفرقه آلود پاكستان چگونه ميسر است. نبايد فراموش كرد كه همكاري حزب مسلم ليگ نواز با غلام اسحاق خان رئيس جمهور وقت در 18 مرداد 1369 به بركناري بوتو از قدرت انجاميد، بار ديگر بوتو در 15 آبان 1375 با همكاري حزب مسلم ليگ و ارتش از قدرت كنار گذاشته شد. در سال 1372 با همكاري بوتو و ارتش، نواز شريف به اتهام فساد از قدرت كنار گذاشته شد. اين دو حزب در شرايط فعلي چگونه مي توانند از طريق دولت ائتلافي و يا تقسيم پست رياست جمهوري و مجلس «قدرت واحد» به وجود آورند؟ 

6- پاكستان در نقطه حساسي قرار دارد، هند، چين و روسيه همواره از «ثبات» در پاكستان حمايت و بي ثباتي را در نقطه مقابل منافع ملي خود ارزيابي كرده اند. اين ثبات نوعاً با استقرار دولت هاي زودگذر حزبي ميسر نبوده است، برهمين اساس اين 4 دولت كه چهار قدرت منطقه اي نيز به حساب مي آيند روند تحولات پاكستان را با دقت زير نظر خواهند داشت و طبعاً از اين رابطه براي بهبود وضع امنيتي پاكستان استفاده خواهند كرد. اين موضوع با سياست آمريكايي ها كه انتقال قدرت به احزاب داراي عمق محدود خواهد بود منافات دارد و چالش هايي را پديد مي آورد. در اين بين توازن ميان رابطه پاكستان با آمريكا از يك سو و رابطه پاكستان با اين 4 قدرت منطقه اي از سوي ديگر از اهميت ويژه اي برخوردار است. آيا سيستم فعلي پاكستان- و تركيب آمريكا و لائيك ها- مي تواند اين توازن را پديد آورد؟ 

7- سرنوشت ناامني هاي كنوني پاكستان كه با كناره گيري مشرف به نحو چشمگيري فزوني گرفته است چه مي شود؟ آيا اين مربوط به دوره گذار- چندماهه- مي شود و يا اينكه نيروهاي محذوف در صحنه سياسي پاكستان با گسترش آن درصدد به لرزش درآوردن پايه هاي سيستم آينده به قصد انهدام آن هستند؟
در يك جمع بندي از اين مسائل، بايد گفت صحنه تحولات پاكستان چند وجهي است و از اين رو مديريت آن كار دشواري است. اختلافات موجود ميان دو حزب حاكم فعلي نيز جدي تر از آن است كه به سادگي رفع و رجوع شود. قدرت هاي منطقه اي همسايه پاكستان نيز منافع خود را در نقطه مقابل طرح يك جانبه گرايانه آمريكا ارزيابي مي كنند. 

در پاكستان وقوع كودتاي جديد منتفي نيست. البته «اشراف كياني» فرمانده ارتش كه هنوز هم مورد اعتماد پرويز مشرف مي باشد از پرهيز ارتش از ورود به بازي سياسي خبر داده است ولي اين را نمي توان به يك «سياست» تعبير كرد. اين يك تاكتيك است كه مي تواند تغيير كند و اوضاع را دگرگون نمايد. در عين حال بايد يادآور شد كه پاكستان همواره هزينه هاي گزافي را بابت كودتاهاي نظامي داده و سيستم سياسي پاكستان را تضعيف كرده است. 

پاكستان براي آمريكايي ها يك نقطه حساس به حساب مي آيد برهمين اساس از مدت ها قبل زمزمه جابجايي توجه يا توزيع توجه به دو سوي مرز ايران- عراق و پاكستان- در محافل آمريكايي مطرح بوده است. اما ترديدي نيست كه با وجود اقتدار فراوان «شبه نظاميان مذهبي» و ارتباط فعال آنان با ISI پاكستان و ارتش اين كشور، پاكستان نقطه مناسبي براي فعاليت جديد آمريكا نيست. 

درباره تفسير تحولات پاكستان نبايد تعجيل كرد چرا كه براي تحليل دقيق اين تحولات يافتن پاسخ روشن سؤالات مطروحه در اين يادداشت ضرورت دارد. 


سعدالله زارعي 



کد مطلب : 6229
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ