31 مرداد 1387 ساعت 7:40

پیامدهای یک ابراز دوستی نامتعارف [نعمت احمدی]

روزنامه اعتماد-31 مرداد87

اسفندیار رحیم مشایی را شاید بتوان خبرساز ترین عضو کابینه نهم دانست که اتفاقاً از حاشیه امنی برخوردار است، او عضو ثابت سفرهای رئیس جمهور در طول سه سال گذشته بوده، هرچند سفرهایی به تنهایی داشته که باز هم بی حاشیه نبوده است؛ سفر ترکیه او و شرکت در مجلسی که ظاهراً خانمی در آن رقصیده از پرحاشیه ترین سفرهای اوست.

از قضا رحیم مشایی به تبع عنوان خود، ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بلکه از باب دعوتی که از بعضی چهره های خبرساز به عمل آورد نیز پرحاشیه بوده است. نخستین سفر هوشنگ امیراحمدی کسی که ظاهراً بیشترین کوشش را در جهت نزدیکی ایران و امریکا انجام می دهد به دعوت رحیم مشایی بوده است، موضوعی که امیراحمدی از آن خبر داد و رحیم مشایی هم آن را تکذیب نکرد. وقتی پازل حضور امیراحمدی آ ن هم به دعوت رحیم مشایی به عنوان معاون رئیس جمهور را کنار مسافرت امیراحمدی به اسرائیل و ملاقات با شائول موفاز کنار هم می گذاریم، ناخودآگاه به سادگی از تولد - ملت- اسرائیل در ذهن معاون رئیس جمهور نمی توان گذشت؛ ملت در ادبیات سیاسی تعریف خاصی دارد. ملت تشکیل دهنده دولت است و دولت مشروعیت خود را از ملت می گیرد. وقتی مقام سیاسی یک کشور آن هم در سطح معاون رئیس جمهور از دوستی دولت ایران با - ملت - اسرائیل می گوید، قسمت دوم این گزاره یعنی پذیرش دولتی که همین ملت با رای خود تشکیل داده است، ناخودآگاه مورد قبول دولت طرف اول و در نهایت دو ملت خواهد بود. بدواً باید بگویم بین- امت - حضرت موسی به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم با ملتی که هم اکنون در اسرائیل بعد از سال 1948 مورد نظر آقای رحیم مشایی است باید تفاوت قائل شد. مجموعه مردمی که امروز در اسرائیل جمع شده اند را باید - امت مذهبی - یا جامعه یی با اشتراکات مذهبی مشترک دانست که حداقل نسل اول این مجموعه حتی از زبان مشترک هم برخوردار نبودند. امروزه مجموعه یی که در اسرائیل زندگی می کنند از رنگ و زبان و نژاد متفاوتی برخوردارند و کوشش گردانندگان اسرائیل علاوه بر فراخوان یهودیان از پنج قاره جهان و ایجاد دولت یهودی، بیشتر صرف تشکیل زبان واحدی شده است که ادبیات عبری یهودیان هر منطقه با هم فرق داشته و کوشش گردانندگان اسرائیلی این مجموعه حول این محور بوده است که زبان واحدی هم به وجود آورد و ظاهراً در نسل دومی ها و بالطبع نسل سومی ها موفق بوده است. از آغاز قرن نوزدهم و خیزش جهانی، ملت های زیادی در جغرافیایی معین شکل گرفتند. اگر دقت کنیم کل کشورهایی که مثلاً در سال 1917 بعد از جنگ جهانی اول شکل گرفتند و عضو جامعه ملل شدند تا کشورهایی که بعد از جنگ دوم در جغرافیایی محدودتر تشکیل شدند یا رابطه استعماری خود را با کشورهای مستعمره قطع کردند و عضو سازمان ملل شدند تقریباً هیچ کدام با جابه جایی یا آوارگی یک ملت و اسکان مردم دیگر از پیکره پراکنده جهانی به وجود نیامدند الا اسرائیل. 

صرف نظر از مسلمان بودن نگارنده و علقه یی که به اولین قبله مسلمین دارم، از واقعیت تاریخی نمی توان فرار کرد که با آوارگی یک جمعیت نمی توان جای به زور خالی شده او را به مردمی فراخوانده از کل جهان داد و کشوری تشکیل داد. حقیقت تلخی که امروز اسرائیل نامیده می شود اگر ظلم به قومی که او را از سرزمین اجدادی اش اخراج می کنیم در مقابل اسکان او در مکانی دیگر و تشکیل دولتی برای این ملت آواره همراه بود، می شد تنها نسبت به تعلقات دینی یا قومی و ملی این مردم که از جایگاه اصلی خود رانده شده اند نگاه کرد نه اینکه ملتی را آواره کنیم به این بهانه که به مردم دیگری در جایی دیگر ظلم شده و باید برای اینان دولتی تشکیل داد، اما فکری به حال آوارگانی که از سرزمین آبا و اجدادی خود رانده شده اند نکرد.من به مباحثی از این دست در نوشته حاضر کار ندارم، صرفاً یادآوری موضوعی بود که بقیه نوشته راحت تر و قابل هضم باشد. یهودیان پراکنده در جهان بیشتر به تجارت مشغول شدند و هرجا سود بیشتری بود بدان سو کوچیدند، هر حرفه یی پرسودتر بود بدان حرفه روی آوردند و عده یی از این راه پولدار شدند و درصدد آن برآمدند که از مجموعه افرادی که پول کمتری دارند دولتی بسازند. جدای از وانگری تاریخی این انگیزه، امروزه این معادله در سطح جهانی بین قوم یهود برقرار است. افراد کمتر تاثیرگذار از نظر مالی را به اسرائیل فرستادند و هنوز ادامه دارد (چند سال قبل کل قبیله یی از اهالی اتیوپی را که مردمی فقیر بودند و مذهب خاصی از دین یهود داشتند به اسرائیل کوچ دادند تا کارهای پست جامعه اسرائیل را انجام دهند) اما تقریباً اکثریت مجاری درآمدزا را در سایر کشورها گروهی اندک از قوم یهود در دست گرفتند، از بانکداری و بورس و نفت و ارتباطات و روزنامه و...هر اتفاقی در جهان - حداقل بعد از جنگ دوم - به وقوع می پیوندد، به نوعی به آن شاخه از افراد یهودی وصل است که پولدارند و امروزه به - صهیونیست - معروفند. 

این همه را گفتم تا برسیم به حرکت آقای اسفندیار رحیم مشایی، کسی که از دوستی ملت اسرائیل یاد کرد و ابایی ندارد که هزار بار دیگر آن را تکرار کند، معاون رئیس جمهور با تکیه بر رابطه فامیلی خود با رئیس جمهور و نشست هایی که بالطبع خارج از هیات دولت دارند، به باور من بدون هماهنگی با رئیس دولت چنین سخنانی نگفته است. اگر بدون مشورت باشد صرف نظر از باور شخصی ایشان، باید گفت به نوعی انتحار سیاسی دست زده است، اما اگر با مشورت بوده که احتمالاً چنین است، این ادبیات را باید در ادامه برنامه سه ساله دولت آقای احمدی نژاد دانست. احمدی نژاد از بدو تکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری دست به اقداماتی زد که اگر سایر روسای جمهور می زدند، حداقل اتفاقی که می افتاد با رای برکناری از طرف مجلس روبه رو می شدند. حال نمی گویم به کفایتی یا عدم کفایت، بلکه خروج از برنامه کلی نظام. اما احمدی نژاد به بوش نامه نوشت. این عمل را بگذارید در کنار منعی که برای گرفتن عکس توسط آقای خاتمی در سازمان ملل و کنار روسای کشورها از جمله بیل کلینتون، که در تمام مدت سخنرانی آقای خاتمی به همراه هیات امریکایی در سالن سخنرانی به احترام نشستند و گرفتن عکس یادگاری که مرسوم هرساله اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل است به تاخیر افتاد تا شاید خاتمی کنار کلینتون به فلش دوربین نگاه کند. هنوز مصاحبه آقای خاتمی با سی ان ان مورد اعتراض است اما احمدی نژاد با اینکه جواب نامه خود را نگرفت همواره از مذاکره مستقیم با مقامات امریکایی خصوصاً رئیس جمهور و نامزدهای ریاست جمهوری یاد می کند. 

من باور دارم صحبت های مشایی با برنامه ریزی خاصی صورت گرفته و در واقع پیام به یهودیان خارج از اسرائیل است که وضع موجود را در خصوص رابطه جهان با ایران خواستارند. از تحریم های ایران، جامعه سرمایه داری که در دست یهودیان است سود می برد. رحیم مشایی با این اقدام خود پیامی را به یهودیان خارج از اسرائیل فرستاد که ما - ملت - داخل اسرائیل را دوست ملت ایران می دانیم و شما دست از لجاجت با ایران بردارید. در واقع نوعی جدید و ادبیاتی خاص در دولت نهم برای مذاکره با امریکا وجود دارد، اما اگر لابی صهیونیست ها بخواهد، به یقین پاسخ این همه درخواست مذاکره بی پاسخ نخواهد ماند. رحیم مشایی به تنهایی این بار را بر دوش کشید تا در نگرش دولت نهم استمزاجی از جامعه یهودی خارج از اسرائیل بکند، البته با ادبیاتی که - ملت - اسرائیل مورد قبول است. 


کد مطلب : 6230
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ