اسفندیار رحیم مشایی با سخنان جنجالی خویش و تکرار آن، دولت را گرفتار وضعیتی کرده که تنها اقدا م قابل ذکر دولت و دولتمردان در برابر آن سخنان و انتقادات رودرروی آن، سکوت است. اگرچه دولت مدتهاست که سخنگوی فعالی ندارد و میزان اظهارنظرهای احمدی نژاد در زمینههای مختلف نسبت به دو سال اول دولت نهم، به شدت کاهش یافته است اما به نظر میرسد سکوت مطلق دولت و وابستگان به دولت در قبال سخنان رحیم مشایی از جنس دیگری است.
دولت از سویی توان هیچ اظهارنظری در این باره ندارد و از سوی دیگر با قرار گرفتن رحیم مشایی در کنار احمدی نژاد در سفر ترکیه و دیدار احمدی نژاد از پروژه ماهواره بر سفیر، نشان از تمایل دولت به حفظ این عضو و پیام به دوستان مبنی بر سکوت در قبال وی و دعوت به پایان انتقادات است اما چرا دولت دچار چنین وضعیتی شده است؟
1- دولت احمدی نژاد با شعار دولت هفتاد میلیونی تشکیل شد اما به مرور مشخص شد که یاران این دولت خیلی کمتر از این حرفها هستند! مشکلا تی که دولت در جایگزینی وزیران تغییر یافته داشت به مرور چنان شدت گرفت که اگر زمانی از سخنگوی دولت و عضو شورای نگهبان به عنوان وزیر دادگستری هم استفاده شد، اما در انتخاب وزیر اقتصاد کار به وقت اضافه کشید و مساعدت رهبری کمک کرد تا دولتمردان بتوانند جایگزین داود دانش جعفری را به مجلس معرفی کنند.
این موضوع شاید مهم ترین مشکل دولت در تغییر رحیم مشایی است. سازمان میراث فرهنگی و همچنین سازمان تربیت بدنی به عنوان دو سازمان فعال دولت (نسبت به بقیه مجموعه دولت) مورد احتیاج مبرم برای انتخابات ریاست جمهوری آینده است و چه کسی میتواند در جای رحیم مشایی به اندازه او به دولتمردان خدمت کند و محرم باشد؟ آن هم در روزگاری که بسیاری از همکاران اصلی دولت در آغاز کار، به قول رئیس دولت بعدا در مقابل آنها قرار گرفتند؟!
2- مبنای احمدی نژاد در تغییر همکاران از جمله 8 وزیر و چندین معاون رئیس جمهور چه بوده است؟ آیا ملا کهای احمدی نژاد انتقادات کارشناسان و صاحب نظران از این افراد بوده است؟ حقیقت این است که هیچ یک از تغییرات بسیاری که دولتمردان در کابینه انجام داده اند، معیار و ملا ک مشخصی جز سلیقه خاص احمدی نژاد نداشته است. بی اطلا عی سخنگوی دولت از بسیاری از تغییرات، نشان از عدم مشورت، یکباره تصمیم گرفتن و بدون ملا ک بودن این تغییرات داشته است. ضمن این که در بعضی از موارد، به نظر میرسد دولت تعمدا وزیرانی را که مورد انتقاد دیگران بوده نگه داشته و آنهایی را که خود مدنظر داشته تغییر داده است. تغییر محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش در حالی که چند ماه قبل از آن در جلسه استیضاح مجلس، محمود احمدی نژاد از وی به شدت دفاع کرده بود، بازگوکننده این واقعیت است که دولت در مقابل تغییرات از بیرون - با هر انگیزه و دلیلی - مقاومت میکند و تنها بر اساس ملا کهای نامشخص و سلیقهای خویش عمل میکند.
با چنین وضعی، چطور میتوان انتظار داشت که احمدی نژاد، رحیم مشایی را برکنار کند؟ اتفاقا انتقادات روزافزون و مختلف، مقاومت دولت را در برابر این تغییر افزایش میدهد!
3- دولت نهم در حالی تشکیل شد که دولت قبل دچار بحرانهایی بود که با توسل به هر بهانهای شکل میگرفت. یک روز به بهانه درج نمایشنامهای در نشریهای دانشجویی با تیراژ محدود 150 نسخه بحران ساخته میشد، یک روز به بهانه سوت و کف زدن در سالگرد دوم خرداد، کفن پوشان راه میافتادند و روز دیگر به بهانه کاریکاتوری این اتفاق میافتاد. اما دولت نهم، دولت مطلوب همین کفن پوشان و متصرفان بود، دولتی که معجزه هزاره سوم است اما در مواردی دچار گرفتاریهای به مراتب شدیدتر شد که اظهارات رحیم مشایی یکی از آنهاست. خوشبختانه در این گونه موارد کفن پوشان در مرخصی به سر میبرند و فشار چندانی به دولت وارد نمی شود و دولت هم در پی رفع بی سروصدای این گونه موارد است. با این وصف، تغییر رحیم مشایی به معنای قبول اشتباه و پایان افسانه معجزه هزاره سوم است و همین موضوع، دست دولتمردان را در تغییر مشایی بسته است!
دولت دوست دارد که این موضوع به مرور زمان به فراموشی سپرده شود، با سکوت و با جریان سازیهای موازی; هر چند فعلا هیچ جریان موازی نتوانسته از شدت وحدت موضوع بکاهد.
نویسنده : محمدحسین روانبخش
کد مطلب : 6197