كمتر از یك سال تا برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری باقی مانده است. اگرچه در ایران قانونا یك هفته تا 24 ساعت قبل از رای، به عنوان مهلت تبلیغات انتخاباتی، معرفی نامزدها و برنامههای آنها تعیین شده است، اما كیست كه نداند تبلیغات نامزدها از ماهها پیش آغاز شده و هر چه به زمان قانونی انتخابات نزدیك میشویم رقابتها تنگتر و فشردهتر و البته شفافتر میشود.
در برخی كشورها مانند آمریكا، انتخابات ریاست جمهوری عملا بیش از یك سال طول میكشد و نامزدهای مشخص به طور رسمی و قانونی كار تبلیغات انتخاباتی در سراسر كشور را دنبال میكنند؛ بهطوری كه در زمان نزدیك به وقت نهایی انتخابات تقریبا رئیس جمهوری آینده مشخص شده و همه میدانند چه كسی پیروز نهایی خواهد بود. در ایران اما از آنجا كه ساز و كار قانونی تبلیغات انتخاباتی در مدتزمان طولانی بیش از یك سال تدوین و مشخص نشده است همهچیز در فضای مبهم و با استفاده از شگردهای پنهان تبلیغاتی صورت میگیرد. از اینرو به بسیاری از برنامهها و شیوههای اجرایی كسانی كه در معرض نامزدی ریاست جمهوری هستند شائبه تبلیغاتی بودن اطلاق میشود.
این مسئله به ویژه در مورد شخص رئیس دولتی كه میخواهد برای دوره دوم نیز مقامش را حفظ كند بیشتر مصداق پیدا میكند.انجام سفرهای استانی، دادن پاداش و هدیه به تیمهای ورزشی مورد علاقه مردم، استفاده از مناسبتهای مختلف برای دیدار با اقشار مختلف مردم و دادن هدایا به آنها و بسیاری برنامههای دیگر در ماههای نزدیك به انتخابات، از سوی گروههای رقیب به عنوان برنامههای تبلیغاتی معرفی میشوند.
از آنجا كه قدرت و امكانات دولت بسیار فراتر از قدرت و امكانات سازمانها، احزاب و در نهایت اشخاص است، لذا آنچه كه بیش از همه در مركز ثقل توجهات قرار میگیرد، عملكرد اصلیترین و مهمترین نامزد یعنی رئیس دولت است. آنچه كه در فضای كنونی پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم محرز و مسلم به نظر میرسد این است كه هیچ یك از جناحهای سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاحطلب در خصوص یك نامزد به وحدت نظر نخواهند رسید.
در میان اصولگرایان چه میگذرد؟
سه جناح عمده در طیف اصولگرایان «حامیان دولت»، «اصولگرایان سنتی» و «اصولگرایان تحولخواه» وجود دارند كه هر یك تلاش میكنند در دوره آینده قدرت بیشتری را به دست آورند.
اصولگرایان سنتی كه طی سه سال اخیر نتوانستهاند به قدرتی كه انتظارش را داشتند در درون دولت نهم دست یابند، اكنون به منتقدان نرم آن تبدیل شدهاند، منتقدانی كه بر هواداری و حمایت از دولت فعلی در كنار انتقاد از آن اصرار میكنند.
اصولگرایان سنتی اخیرا و به شكل بسیار كمرنگی با برخی صداها مبنی بر ضرورت عبور از احمدینژاد همآوا شدهاند، البته این همآوایی زمان زیادی به طول نینجامید و آنها دوباره به دایره اصولگرایان هوادار دولت بازگشتند، زیرا مایل نیستند كه این عبور به حذفشان از قدرت منجر شود. به نظر میرسد نزدیكی اصولگرایان سنتی به استراتژی عبور از احمدینژاد، تاكتیكی محدود بوده تا بخشی از اصولگرایان حامی دولت نسبت به این تاكتیك احساس خطر كرده و سهم بیشتری را به اصولگرایان سنتی اختصاص دهند. برخی تحلیلگران معتقدند معرفی سه وزیر جدید به مجلس هشتم كه با وجود انتقادات فراوانی كه به آنها به ویژه وزیر پیشنهادی كشور شد رای اعتماد گرفتند، یكی از صحنههای تعامل دولت با اصولگرایان سنتی بود تا ضمن لغو تاكتیك عبور، استراتژی ائتلاف بخشی از اصولگرایان با بخشی از اصلاحطلبان نیز در نطفه، با شكست قطعی مواجه شود.
اما اصولگرایان تحولخواه كه جناح منتقد دولت هستند در آخرین حركت سیاسیشان در مجلس علیه برخی وزیران پیشنهادی دولت به ویژه كردان با وجود آن كه از حمایت بعضی نمایندگان طرفدار دولت نیز برخوردار بودند نتوانستند بر آرای سنتیها و بقیه هواداران دولت تاثیر بگذارند. رای اعتماد اخیر به سه وزیر پیشنهادی دولت، وزن هر یك از جناحهای اصولگرا را مشخص كرد. اصولگرایان «رایحه خوشخدمت» در ادامه مسیر توفیق در ریاست جمهوری دهم روزهای سختتری را در پیش دارند اما تاكنون نشان دادهاند كه قدرتشان از سایر اصولگرایان بیشتر است.
همچنین به نظر میرسد برخلاف انتظار، مجلس هشتم همراهی بیشتری نسبت به مجلس هفتم بادولت نهم دارد، چه بسا اینكه عدهای معتقدند كمیسیونهای مجلس هشتم نیز نشان میدهد كه بیشتر تحت تاثیر خواستههای هواداران دولت بوده است. انتظاری هم كه از لاریجانی به عنوان یكی از رقبای هواداران دولت وجود داشت تاكنون محقق نشده است. سرنوشت حداد عادل كه روزی به عنوان یكی از نامزدهای مطرح ریاست جمهوری از او نام برده میشد در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
بنابراین آنچه كه بیش از همه در اردوگاه اصولگرایان قابل مشاهده است قدرت اصولگرایان دولتی در اركان مختلف تصمیمگیری و در نتیجه محوریت آنها در میان اصولگرایان است. در شرایط فعلی هنوز هیچ نامزد اصولگرایی نتوانسته تهدیدكننده موقعیت احمدینژاد در انتخابات آینده باشد. شاید در روزها و ماههای آینده شرایط دیگری به وجود آید و افراد دیگری بتوانند به محوریت اصولگرایان نزدیك شده و رقیب احمدینژاد شوند.
این تحلیل ناظر بر روابط درونی اصولگرایان و فارغ از تاثیر پارامترهایی مانند افكار عمومی و مسائل خارجی در این روابط است.
راهبرد اصلاحطلبان
در این كه همه اصلاحطلبان موانع متعددی در زمینه تبلیغات انتخاباتی و كاهش انگیزه مشاركتجویی هواداران را سد راه خود میدانند و به این دلیل شرایط سختتری را پیشروی خود میبینند شكی نیست اما روشهای آنها برای غلبه بر این موانع و رسیدن به پیروزی متفاوت است. بخشی از اصلاحطلبان، سید محمد خاتمی را بهترین گزینهای میدانند كه میتواند نقص تبلیغات انتخاباتی، بررسی صلاحیتها و امكان بیدار كردن آرای خاموش را فراهم كند.
این در حالی است كه جناح دیگری در اصلاحطلبان بر این اعتقادند كه امكان حضور سید محمد خاتمی در انتخابات فراهم نیست و او در نهایت نمیتواند برنده انتخابات شود، ضمن اینكه بر فرض این كه او دوباره انتخاب شود با توجه به شرایط فعلی كشور كه بسیار سختتر از سال 76 از جهت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و خارجی است با چنان مشكلات بزرگتری از دوران هشت ساله گذشته خود روبهرو میشود كه نتیجه آن مرگ اصلاحطلبی خواهد بود.
این طیف بر این اعتقادند كه باید زمینهای فراهم كرد كه اصولگرایان سنتی قدرت بیشتری گرفته و كار در دست آنها قرار گیرد تا كشور از شرایط فعلی خارج شده و تندروها فرصت انتخاب دوباره را از دست بدهند. استراتژی این گروه از اصلاحطلبان «عبور از احمدینژاد» به دنبال «هر كس به جز رایحه خوشخدمت» است. در این استراتژی، اصولگرایان سنتی پیروزند، زیرا آنها هستند كه نامزد ائتلافی را تعیین كرده و آرای بخشی از اصلاحطلبان را از آن خود میكنند.
اگر چه اصولگرایان سنتی یك قدم برای ائتلاف با این بخش از اصلاحطلبان برداشتند، اما امتیازدهی رایحه خوش خدمت در بحث سه وزیر پیشنهادی باعث شد كه اصولگرایان سنتی دو قدم به رایحه خوشخدمت نزدیكتر شوند، هرچند كه قصد ندارند این نزدیك شدن را در بوق و كرنا كرده و خود را از امتیازات بعدی محروم نمایند. تردیدی نیست كه اصولگرایان سنتی میدانند اگر دوری از هواداران دولت به منزله بیرون افتادن از دایره قدرت باشد هیچگاه به استراتژی ائتلاف با اصلاحطلبان نخواهند رسید و تنها از تاكتیك عبور، برای كسب امتیازات بیشتر بهره میبرند.
بحث مهم دیگری كه در میان اصلاحطلبان وجود دارد و توافقی هم بر سر آن نیست، این است كه همگی روی یك نامزد، ائتلاف كرده و در صورت كنار گذاشته شدن او، همگی هم از انتخابات كنار بكشند. این در حالی است كه بخش دیگری از آنها حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی از رقابت انتخاباتی كنار بكشند، حتی اگر یك نامزد هم از اصلاحطلبان در رقابتها نباشد. آنچه اصلاحطلبان روی آن توافق دارند غیر از محدودیتهای ذكر شده، اقبال بیشتر افكار عمومی به منتقدین اصولگرایان است، لذا بعید نمیدانند حتی در صورت درصد مشاركت پایینتر، نامزد مورد نظر آنها برنده انتخابات شود، به شرطی كه آنها به ائتلاف برسند.
به نظر میرسد در ماههای آینده باید بیشتر از اكنون شاهد تلاش هواداران دولت برای جذب سایر طیفهای اصولگرایان باشیم. رایحه خوشخدمت در صورتی كه نتواند همه طیف های اصولگرا را جذب كند، رقابت با آنها را تشدید كرده و سعی خواهد كرد رقبا را از صحنه حذف كند.
زهرا ابراهیمی
کد مطلب : 6191