چندي پيش يكي از نمايندگان اصولگراي مجلس هشتم، احمدي نژاد را بهترين رئيس جمهور تاريخ ايران دانست. او در كنار تمجيد بيسابقه و فاقد استدلال خود، انتقادهاي شديدي نيز نسبت به عملكرد احمدينژاد در عرصههاي سياسي و فرهنگي ابراز داشت. در آن زمان سرمقاله آفتاب يزد، نماينده مورد نظر را مخاطب قرار داد و از او پرسيد كه با كدام معيار اقتصادي، سياسي، فرهنگي و بينالمللي چنين ادعايي را مطرح كرده است. البته همين نماينده، بدون آنكه به اين سوال پاسخ دهد كه معيار ترجيح احمدينژاد بر همه روساي جمهور پيشين– كه نام شهيد رجايي و مقام معظم رهبري هم در ميان آنها وجود دارد – چيست، پس از چند روز مجدداً انتقادهاي شديدي را نثار دولت احمدينژاد نمود.
به هر حال لابد نماينده متدين و انقلابي تهران، معيارهايي در اختيار دارد تا بر اساس آن بتواند در پيشگاه مردم و خداي مردم ادعاي خود را ثابت كند. اما بعضي از حوادث پس از اين ادعا، تكميل كننده حلقه زنجيرهاي بود كه براساس آن ميتوان سخن نماينده مجلس را با اين اصلاح، پذيرفتني دانست كه <دوره رياست جمهوري احمدي نژاد، بهترين دوره رياست جمهوري براي ايران بوده است.>
تا قبل از رياست جمهوري احمدي نژاد، هرگاه بحث ضعفهاي مديريتي يا افشاي تخلفات مديران مطرح مي گرديد، بلافاصله عدهاي به ياد شرايط حساس كشور ميافتادند و توصيه ميكردند كه از ايجاد هر گونه تنش و يا تزلزل در عرصه مديريتي كشور اجتناب شود . همچنين عزم مجلس يا قوه قضائيه براي بهره گيري<نيمه كامل> از اختيارات خود در برابردولت، بعضاً با اين توصيه اخلاقي مواجه مي شد كه < بهتر است با روش تعامل، مشكلات برطرف گردد .>
اما در دوره احمدي نژاد، مشخص شد كه حتي در حساس ترين شرايط و در زماني كه قدرت هاي بزرگ، هر روز مزاحمتي براي كشور فراهم مي كنند و يا قطعنامه اي صادر مي نمايند، مي توان در پشت تريبونهاي رسمي از وجود فساد مديريتي، مالي و سياسي در كشور سخن گفت؛ بدون آنكه خطري متوجه كشور شود! در دوره احمدي نژاد مشخص گرديد كه نه تنها دولت، هيچ وظيفهاي براي مشورت اوليه با مجلس درخصوص تعيين وزيران ندارد بلكه مي توان يك وزير را كه اكثريت قابل توجهي از نمايندگان مجلس از رفتار او راضي هستند بركنار كرد و در برابر استيضاح وزيري ايستاد كه نمايندگاني از دو جناح و گروه هاي زيادي از فرهنگيان از او ناراضي هستند. در اين دوره همچنين ثابت شد كه مي توان در عالي ترين سطوح حكومتي، تريبونهاي يك طرفه را در اختيار گرفت و از طريق آنها عملكرد بخش هايي از قوه قضائيه و مجلس را تحت تاثير مافياهاي فاسد دانست؛ بدون آنكه كسي نسبت به لزوم حفظ حيثيت نظام، هشدار دهد ! در همين دوره، مردم ديدند كه رئيس جمهور، نه تنها تداركات چي نيست بلكه آنقدر قدرت دارد كه مصوبه مجلس را ابلاغ نكند و پس از ابلاغ هم، از اجراي فوري آن خودداري نمايد.
در دوره رياست جمهوري احمدي نژاد مشخص شد كه معاون رئيس جمهور مي تواند سخني بر خلاف سياستهاي كلي نظام در مورد اسرائيل بيان كند و رئيس جمهور هم به خواسته 200 نماينده مجلس براي بركناري معاون خود توجه ننمايد .
در همين دوره مشخص شد كه حفظ اختيارات مديريتي رياست جمهوري، بالاترين خط قرمز است، به طوري كه براي اعمال اين اختيارات، مي توان توصيه مراجع تقليد و تشكل هاي روحاني در مورد تنبيه معاون رئيس جمهور را ناديده گرفت و حتي آنگونه كه روزنامه كيهان نوشته است، در اقدامي غير متعارف، همين معاون را در مراسم پرتاب موشك ايراني، در كنار رئيسجمهور نشاند. در اين دوره مردم متوجه شدند كه جايگاه رئيسجمهور آن قدر رفيع است كه بياعتنايي او به توصيه 200 نماينده مجلس، مراجع تقليد و تشكلهاي روحاني، باعث تحريك غيرت هيچكس نميشود و حتي يك كفنپوش به خيابان نميآيد. در دوره اخير مردم ديدند كه <اصول> مورد توجه برخي <اصولگرايان> تا حدي دچار تنزل شده است كه منافع جناحي– فقط وحدت اصولگرايان – در راس برنامههاي اين مدعيان اصولگرايي قرار ميگيرد و به آنها اجازه داده ميشود كه به خاطر اين منفعت جناحي، ضعفهاي دولت را ناديده بگيرند.
همه اينها، بخشي از تغييرات مهمي است كه در دوره رياست جمهوري دكتر احمدينژاد اتفاق افتاد و اگر در آينده نيز همين وضعيت حفظ شود ميتواند هرگونه بهانهاي را از رئيسجمهور بگيرد و او قادر خواهد بود با استفاده از قدرت فوق العاده خود، به حل مشكلات مردم بپردازد. اصرار رئيس جمهور بر استفاده صددرصدي از اختيارات خود همچنين ثابت كرد اگر ساير قواي كشور نيز با كنار گذاشتن رودربايستيهاي جناحي و غير جناحي، از اختيارات خود به طور كامل استفاده كنند و اعضاي دولت – حتي رئيس آن – را استيضاح نمايند، هيچ مشكلي ايجاد نخواهد شد.
البته با شناختي كه از بعضي مدعيان اصولگرايي و برخي تريبونداران بانفوذ وجود دارد از هم اكنون ميتوان حدس زد كه انتخاب يك رئيسجمهور اصلاحطلب و حتي يك اصولگراي سنتي، نقطه پاياني بر وضعيت موجود خواهد بود. به طوري كه عدم اجراي برخي مصوبات مجلس يا هرگونه كوتاهي در اجراي احكام قانوني، احتمالاً در برخي رسانهها و محافل سياسي ، سرنوشتي همچون كرباسچي براي مديران دولتي رقم خواهد زد. همچنين تكرار كفنپوشيها و نمايشهاي غيرت، بسيار محتمل خواهد بود. اما همين وضعيت نيز براي مردم مفيد است زيرا شناخت عمومي از بعضي مدعيان اصولگرايي كامل خواهد شد.
آيا اين همه دستاورد، كافي نيست كه دوره اخير را بهترين دوره رياست جمهوري ايران بدانيم؟
کد مطلب : 6228