
چگونه میتوان هر كیلو گوشت را به 20 میلیارد دلار رساند؟
سرمقاله دنیایاقتصاد-10 تیر87
10 تير 1387 ساعت 7:28
كشور زیمبابوه در روزگار كنونی الگوی مناسبی برای حركت در مسیر انحطاط و فروپاشی اقتصادی است. این كشور كه روزگاری به دلیل دارا بودن معادن الماس از ثروتمندترین كشورهای آفریقایی محسوب میشد هماكنون در سایه تصمیمسازیهای اقتصادی ابداعی، گرفتار نرخهای تورم چندمیلیون درصدی شده است كه به مفهوم دوبرابر شدن مكرر قیمتها حتی در طی یك روز است.
هماكنون وضعیت به گونهای است كه با حقوقهای رایج كه به 66میلیارد دلار زیمبابوه رسیده است، فقط میتوان دولیتر روغن خوراكی و یك قالب صابون و یا حداكثر سهچهار كیلو گوشت خریداری كرد و این البته مشروط به آن است كه حقوقبگیر بلافاصله پس از دریافت حقوق مبادرت به این خریدها كند وگرنه چند ساعت بعد اوضاع به گونه دیگری خواهد بود. رابرت موگابه به عنوان مسوول اصلی این وضعیت اقتصادی در زیمبابوه به همان راحتی كه دیروز در انتخاباتی در رقابت با خودش پیروز شد، اقتصاد زیمبابوه را با راهكارهای سادهاندیشانه و ابداعی خودش به این مرحله رسانده است.
چنانچه سعدی علیهالرحمه امروز زنده بود احتمالا به نقل از لقمان در پاسخ به پرسشگری كه از او درباره مدیریت اقتصادی كارآمد سوال میكرد او را به الگوی زیمبابوه حواله میداد!
فارغ از سیاست نژادپرستانهای كه این بار به نفع سیاهپوستان از چند سال پیش آغاز شد و به خروج وسیع سرمایه از زیمبابوه انجامید، سقوط اقتصادی زیمبابوه از زمانی شتاب گرفت كه موگابه در سال گذشته دستور داد قیمتها به سال ماقبل بازگردد! و گرنه گرانفروشان با مجازاتهای سخت مواجه خواهند شد. نتیجه محتوم این دستور، خالی شدن فوری مغازهها بود؛ چرا كه اگر موگابه قادر به درك منطق اقتصاد نیست، نباید تصور كرد كه این منطق وجود ندارد و مردم زیمبابوه هم قادر به درك آن نیستند.
قانون اقتصاد بیرحمتر از منطق متكی به زور وحشتناكی است كه بر زیمبابوه حاكم است و هیچ كس جز با تسلط بر مبانی علمی قادر به مهار این قانون بیرحم نیست و در این راه حتی زور پلیسی حداكثر هم چارهساز نیست.
دستور موگابه آن هم در زمان تورم چند دههزار درصدی فقط باعث شد كه نرخ تورم به چند میلیون درصد برسد؛ چرا كه باعث شروع مسابقهای بین عموم مردم برای دستیابی به كالای ارزان در فرصت كوتاه به دست آمده شد و نتیجه محتوم این مسابقه افزایش شدید تقاضا و غیب شدن فوری عرضه بود كه به سرعت نرخ تورم را میلیونی كرد.
اكنون وضع به گونهای است كه حتی تعلل چند ساعته در تبدیل پول نقد به جنسی قابل استفاده به مفهوم ذوب شدن نصف این پول است و به همین دلیل در چنین مسابقهای، این اقتصاد زیمبابوه است كه با سرعت در سراشیبی سقوط به قعر دره حركت میكند.
تجربه زیمبابوه برای همه اقتصادهای جهان آموختنیهای بسیار دارد، به ویژه برای كشورهایی كه درگیر فشارهای تورمی هستند.
باید آموخت كه كنترل تورم بهصورت معكوس یعنی در مرحلهای كه از آخرین فروشنده به مصرفكنندهای نهایی منتقل میشود غیرممكن است و تورم را باید در همان سرچشمه یعنی آنجایی كه تصمیمهایی معطوف به افزایش نقدینگی اتخاذ میشود و در مقابل فكری برای افزایش عرضه نیست، مهار كرد. تجربه معكوس تجربهای است كه بارها و بارها در دهههای اول قرن بیستم و بعضا در نیمه دوم این قرن به شكست انجامیده است و امید آنكه زیمبابوه آخرین نمونه این شكست در جهان باشد.
علی میرزاخانی
کد مطلب: 4663
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdca.inyk49nie5k14.html