
صدای آمريکا؛ رسانه نحس [داریوش سجادی]
سرمقاله صدایعدالت-27 اسفند86
27 اسفند 1386 ساعت 7:28
مصاحبه غيرمنتظره نورالدين پيرموذن نماينده اصلاح طلب مجلس شوراي اسلامي ايران با تلويزيون دولتي صداي آمريکا يکي از بهترين و به موقع ترين پاس هاي يک چهره بي تدبير اصلاح طلب به جناح اصولگراي ايران بود تا به اين وسيله ايشان بتوانند به محکم ترين شکل ممکن حقانيت و مشروعيتي مضاعف در حذف گسترده نامزدهاي انتخابات مجلس هشتم را فراهم کند.
در موقعيتي که اصولگرايان با دستآويز قرار دادن اظهارات شيطنت آميز جورج بوش مبني بر حمايت وي از اصلاح طلبان ايران، زمين و زمان را به هم ريخته اند که نماينده هاي مورد وثوق رئيس جمهور آمريکا صلاحيت ذاتي جهت حضور در پارلمان ايران را ندارند. اکنون با اقدام بي معني و بلاهت آميز "پيرموذن" محافظه کاران ايران مي توانند از موضعي حق به جانب به استقبال دورانديشي و درست عمل کردن سنسورهاي صلاحيت شناس بروند که:
ديديد آن چند عضو چگونه و با چه فراستي تشخيص درست داده بودند که پيرموذن و امثال پيرموذن صلاحيت ذاتي جهت حضور در پارلمان ايران را ندارند و تحقيقاً و در تحليل نهائي در آغوش آمريکا و آمريکائيان غش خواهند کرد؟
هر اندازه اقدام پيرموذن در دادن مصاحبه به رسانه اي مغرض و بي صلاحيت مانند صداي آمريکا فاقد تدبير و دفاع بود و هست متاسفانه مشاهده شد سرکار خانم فاطمه حقيقت جو نماينده سابق مجلس ششم از موضعي اصلاح طلبانه با دفاع نسنجيده تر از اقدام پيرموذن و در راستاي توجيه عمل پيرموذن اين طشت تعفن را بيشتر بر هم زد و نه تنها نتوانست مساعدتي به آن نماينده خطاکار کند بلکه با استفاده از ادله اي بشدت ضعيف و قابل مناقشه در توجيه آن مصاحبه رسوا، پرونده فعاليت سياسي خود را بي دليل آلوده به اين رسوائي کرد.
سرکار خانم حقيقت جو در حالي در مقام دفاع از پيرموذن و با استناد به اصول 84 و 86 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اظهار داشته اند:"نمايندگان آزاد هستند در تمام امور کشور بدون نگراني از پيگيري قضايي آزادانه صحبت کنند و قانون اساسي هيچ ظرفي را تعيين نکرده که مثلا صحبت آنها بايد از طريق صدا و سيما باشد. طبيعي است که از تمام ابزار رسانه اي مي توان استفاده کرد" که توجه به اين نکته نکرده اند با دستمال نجس نمي توان اقدام به پاکيزه کردن آلودگي ها کرد.
گوهر کلام سرکار خانم حقيقت جو ناظر بر اين اصل است که "هدف وسيله را توجيه مي کند" اما ظاهراً ايشان در جريان نيستند که خيلي پيشتر از آقاي پيرموذن و خانم حقيقت جو،اين سازمان تروريستي مسعود رجوي بود که با ادعاي اين که چنانچه هدف مقدس باشد از هر ابزاري براي رسيدن به آن هدف مي توان استفاده کرد، کارزار مبارزه سياسي و نظامي خود با جمهوري اسلامي را آرايش داده تا آنکه نهايتاً خود را در آغوش صدام و کنگره آمريکا ديد در حالي که دستانشان به خون هم وطنان خود آلوده شده بود.
سرکار خانم حقيقت جو و جناب آقاي پيرموذن ظاهراً متوجه نيستند قواعد مبارزه سياسي نيز بايد برخوردار از الفباي پاک آئيني باشد. تن زدن به لجن چه يک بند انگشت چه تمام قد برخوردار از قبح ذاتي يکساني است و استعداد فراگير شدن دارد.
رسانه صداي آمريکا به اعتبار مسئولين و عملکردش به آن اندازه فاقد صلاحيت است که سرشکستگي ناشي از آلوده شدن به نجاست آن را نتوان با هيچ آب زمزمي مطهر کرد.
خوب بود لااقل جناب پيرموذن و سرکار خانم حقيقت جو قبل از چنان اقدام و اظهاراتي در توجيه چرائي مصاحبه با صداي آمريکا نيم نگاهي به نامه اخير دکتر ابراهيم يزدي دبير کل نهضت آزادي ايران خطاب به مسئولين اين رسانه مي انداختند تا با منظور نويسنده در رعايت قواعد مبارزه پاک سياسي آشنا مي شدند .طبعاً سرکار خانم حقيقت جو و جناب آقاي پيرموذن به اتفاق بر اين نکته وقوف دارند که نهضت آزادي ايران سالها قبل از آنکه اساساً پديده اي بنام اصلاحات در ايران شکل بگيرد، در بطن فعاليت هاي سياسي ايران آن هم در مضيق ترين وضعيت ممکن قرار داشته اند تا جائي که سالهاست روزنامه ميزان ايشان در توقيف به سر برده و دفتر نهضت نيز کماکان مسدود مي باشد و بارها و بارها مسئولين اين سازمان تحت بازجوئي و بازداشت و زندان قرار گرفته اند. اما علي رغم اين مي بينيد مسئولين اين گروه اپوزيسيوني نجيبانه در همان تنگناي سياسي خود در ايران فعاليت کرده و تاکنون تن به ناپاکي از نوع "هدف وسيله را توجيه مي کند" نداده اند.
گذشته از آنکه درددل با رسانه نامشروعي مانند صداي آمريکا قبل از آنکه به تعبير وزير اطلاعات ايران عملي خائنانه از جانب دولت جمهوري اسلامي تلقي شود، برخوردار از کراهت ذاتي نزد افکار عمومي ايرانيان وطن خواه و روشن انديش است.
سرکار خانم حقيقت جو و جناب آقاي پيرموذن ظاهراً توجه به اين نکته ندارند که اين رسانه با بودجه مستقيم دولت ايالات متحده و بمنظور دخالت مستقيم و مغرضانه در امور داخلي ايران راه اندازي شده. اين در حالي است که دولت ايالات متحده در جريان حل و فصل بحران گروگانگيري ديپلمات هاي خود در تهران در قرار داد الجزاير رسماً متعهد به عدم مداخله در امور داخلي ايران شد.
گذشته از آن مسئولين ارشد اين رسانه ذاتاً برخوردار از صلاحيت جهت همدلي و هم نوائي با ايرانيان با ادعاي خيرخواهي يا حتي اطلاع رساني منصفانه و بدون جانبداري نيستند.
سرکار خانم حقيقت جو و جناب آقاي پيرموذن بايد به اين نکته عنايت بيشتري داشته باشند که اکثر مسئولين ايراني تبار اين رسانه اعم از آنها که مقابل دوربين اين رسانه مي نشينند و مسئولين ستادي آن بصورت رسمي شهروندي ايالات متحده آمريکا را پذيرفته اند.
اين امر بدآن معناست که ايشان رسماً وعلناً در روند شهروند آمريکائي شدن خود در دادگاه رسمي ايالات متحده با بلند کردن دست راست شان در مقابل قاضي حاضر در دادگاه سوگند ياد کرده اند همه وفاداري خود به کشور و دولتمرد و دولت و حکومتي که پيش از اين شهروند آن بوده را طرد کرده و در برابر کليه دشمنان داخلي و خارجي آمريکا به دفاع و حمايت از قانون اساسي و قوانين ايالات متحده آمريکا پرداخته و به آن ايمان و وفاداري واقعي بورزند.
حال بر اساس کدام حزم و مصلحتي سرکار خانم حقيقت جو و جناب آقاي پيرموذن مي توانند توجيه گر چرائي و درستي درددل کردن با رسانه اي اجنبي باشند که خود را پياده نظام دولت ايالات متحده در نبرد سلطه طلبانه برعليه ايران تعريف کرده.
سرکار خانم حقيقت جو و جناب آقاي پيرموذن بخوبي بر اين واقعيت واقفند که دو کتاب قرآن و ديوان حافظ دو جزء ثابت منزل عموم ايرانيان است و طبعاً بايد بپذيرند حضور اين دو کتاب و نصايح و اندرزهاي اخلاقي آن نزد ايرانيان برخوردار از ضمانت اجراست. لذا چقدر پسنديده بود تا ايشان لااقل تاسي به خواجه شيراز کرده و قبل از ابراز هر شکوائيه اي نزد نامحرم اين غزل حافظ را زير لب زمزمه مي کردند:
آشنايان ره عشق، گــَرَم خون بخورند
ناکسم گر به شکايت سوي بيگانه روم
کد مطلب: 1990
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdca.on6k49now5k14.html