
ظهور و سقوط صهیونیسم مسیحی
سرمقاله کیهان-23 اردیبهشت87
23 ارديبهشت 1387 ساعت 7:32
پس فردا 14می (25اردیبهشت) شصتمین سالگرد كودتای خونین صهیونیستی- انگلیسی در سرزمین مقدس فلسطین و آغاز نسل كشی بی سابقه در تاریخ است. 60سال پیش یك ملت به گروگان گرفته شد! گروه گروه از آنان را طی این 60سال كشتند یا از خانه و سرزمینشان تاراندند. كشوری اسلامی به قدمت و قداست فلسطین، از آن هنگام تبدیل شد به یك پادگان و یك زندان بزرگ! تا به امروز كه كرانه باختری، نوار غزه و جای جای فلسطین اشغالی شاهد قتل عام هر روزه زن و مرد و كودك فلسطینی است.
31 سال پس از صدور اعلامیه لرد بالفور وزیر خارجه انگلیس خطاب به لرد والتر روچیلد سرمایه دار صهیونیست كه در آن ضمن همدردی با یهودیان از تشكیل وطن ملی یهود در فلسطین حمایت می شد، انگلیسی های فاتح جنگ جهانی در 14می 1948ناگهان اعلام كردند نیروهای نظامی خود را از فلسطین خارج می كنند اما پیش از خروج زمام امور را به صهیونیست هایی سپردند كه طی 31سال گذشته به تدریج وارد فلسطین شده و به تقویت نظامی- اقتصادی خود با حمایت انگلیس پرداخته بودند. اگرچه انگلیسی ها با اشغال فلسطین و شكست دولت عثمانی اعلام كرده بودند كه «جنگ های صلیبی اكنون به پایان رسیده و پیروزی نصیب صلیبی ها شده است» اما زمام امور این كشور را به صهیونیست ها سپردند تا 60 سال پیش از پدیده ای به نام «صهیونیسم مسیحی» پرده برداری كنند، پدیده ای كه تكوین آن به 30سال قبل تر (1917میلادی- صدور اعلامیه بالفور) بازمی گشت.
انگلیسی ها بدین ترتیب از دو جهت، بزرگ خاندان و جد صهیونیسم مسیحی هستند، هم از آن جهت كه نومحافظه كاران امروز آمریكایی به عنوان طرفداران صهیونیسم مسیحی، ریشه در مهاجران انگلیسی دارند و هم از این جهت كه فلسطین را به نام جنگ صلیبی اشغال كرده و به صهیونیست ها بخشیدند.
60 سال پیش چند ساعت قبل از خروج نیروهای انگلیسی، با هماهنگی انجام گرفته، بن گوریون به عنوان اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی تاسیس این رژیم را اعلام كرد و از آن پس، هرچه زمان سپری شد، جهاد و مقاومت در برابر اشغالگران در میان كشورهای عربی همجوار فلسطین كم رمق تر شد به گونه ای كه محدوده اشغالگری اسرائیل گسترش یافت و قسمت هایی از خاك لبنان، سوریه، اردن و مصر را هم دربر گرفت. برخی سران فتح و شماری از سران عرب به تدریج دیپلماسی و پلتیك را بر مقاومت و جهاد ترجیح دادند و دفاع را به هم پاس دادند تا آن كه كار سخت تر و بدتر شد و طمع صهیونیست ها را فزون تر كرد. پیمان های سازش یكی پس از دیگری در خلوت و جلوت امضا می شد اما دریغ از ذره ای دستاورد و امنیت. كار به آنجا رسید كه صهیونیست ها حتی مقر عرفات را در سال های آخر عمر وی به توپ بستند و گفتند او اساسا باید از سرزمین ما! بیرون برود.
گویا علی ابن ابیطالب 14قرن پیش درباره همانندهای این تسلیم پذیران فرموده بود كه؛ «عمل شما دشمن را به طمع می اندازد» (خطبه 29) و «اگر یكدیگر را در یاری حق خوار نمی ساختید و در خوار نمودن باطل سستی نمی كردید، آن كس كه در پایه شما نیست، در شما طمع نمی كرد و بر شما چیره نمی شد» (خطبه 165 نهج البلاغه». سران بی كفایت، از امت اسلامی بره و طعمه ای خوشگوار و آسان شكارساخته بودند كه هر رژیم گرگ صفتی را به هوس می انداخت. هزاره دوم میلادی غروب نكرده و هنوز آفتاب هزاره سوم به درستی سر نزده بود كه جبهه صهیونیست های مسیحی هوس كرد سرزمین های اشغالی فلسطین و مصر و عربستان و اردن را تا عراق و افغانستان- و سپس سوریه و ایران- وسعت دهد.
مهاجمان وحشی و بی سروپا هیچ هیبت و شدت و اقتداری در مسلمانان نمی یافتند حال آن كه خداوند امر فرموده بود «ولیجدوا فیكم غلظه . كفار باید شدت و غلظت و قدرت را در شما بیابند.» (توبه- آیه 123) مهاجمان مغول وار و چون گله ای گرسنه كه همه چیز را لگدكوب و نابود كند، پیش می آمدند و در این سو، سخن از گفت وگوی فرهنگ ها و مذاكره و مسالمت و سازش و تفاهم و «زمین دادن و زمان گرفتن» و نرمش به خرج دادن و بحران را تشدید نكردن و عقلانیت و میانه روی و مدارا به خرج دادن بود، به سان هیزمی كه در آتش افكنند و آن را شعله ورتر سازند.
مهاجمان جبهه ای منسجم و هماهنگ بودند و این طرف وادادگان عاقل نما، از تمایز و تقابل های عرب و عجم، و شیعه و سنی و لزوم پایبندی به ناسیونالیسم و منافع ملی و درگیرنشدن در مشكلات دیگر كشورهای منطقه داد سخن می دادند. و چه قرابت غریبی میان سران مرتجع خائن و روشنفكرنمایان مدعی پیشاهنگی و خدمت!
اما سرنوشت خاورمیانه پرشكوه و سابقه به دست اینان نماند تا تاریخ را با قلم و عمل خویش به انحطاط بكشند. گذشت روزگار، مردانی را به عرصه آورد كه پاره های پولاد را می ماندند، هر جا به جولان درمی آمدند بر پشت و پیشانی مهاجمان داغ نكبت و خواری می نهادند. امروز همان مهاجمان گردن كش و مغروری كه خدا را بنده نبودند و ملت های مسلمان خاورمیانه را به چشم بربر می نگریستند، مجبورند برای ابراز ندامت صف ببندند و یكی یكی پس از دیگری اعتراف كنند كه اشتباه كردند.
اینك رسانه رسمی دولت انگلیس(بی بی سی) پس از قدرت نمایی خیره كننده حزب الله در بیروت اعلام می كند «اقدام جریان غربگرای 14مارس در درگیرشدن با حزب الله، اشتباه و سوء محاسبه شدید بود.» امروز لورنس كاپلان از ایدئولوگ های جریان نومحافظه كار حاكم بر كاخ سفید كه به همراه ویلیام كریستول برای تبیین و توجیه ضرورت اشغال عراق كتاب می نوشت، در گفت وگو با اشپیگل به سان ده ها نومحافظه كار دیگر آمریكایی اعتراف می كند «جنگ عراق اشتباه بود. ما پس از 5 سال اشغال به هیچ پیشرفتی نرسیده ایم. این جنگ اشتباه بزرگ بوش بود. من به عنوان كسی كه از حمله به عراق دفاع كردم، می خواستم نتایج آن را ببینم اما تاریخ به گونه ای دیگر رقم خورد و اكنون نمی دانیم كه ما در حال رهبری جنگ هستیم یا این جنگ است كه ما را اداره و هدایت می كند.» امروز زعمای سیاست و ارتش در اسرائیل، حمله دو سال پیش به جنوب لبنان برای شكستن مقاومت حزب الله را فاجعه ای استراتژیك كه رازمگوی اسرائیل را فاش كرد و اسطوره شكست ناپذیری آن را شكست، می خوانند. و امروز در حالی كه رسانه های آمریكایی فراوانی به مانند سی ان ان تصریح می كنند «امیدهایی كه در كنفرانس آناپولیس در پائیز سال گذشته ایجاد شد، همگی به یأس تبدیل شده و بوش لحن قاطع و مطمئن خود را به كلماتی نظیر شاید و احتمالا تغییر داده»، باید به عناصر كم مقداری نظیر محمود عباس حق داد كه خطاب به بوش پیام دهند و تهدید كنند كه «من دیگر نیستم، دنبال فرد دیگری به جای من باش»! فردا البته شنیدن پیغام های مشابه از اردن و... بعید نیست.
مقامات جنگ طلب و خون آشام اسرائیل اینك- با وجود ادامه نسل كشی در غزه، با مفهوم ترس و رعب هم آشنا شده اند. اكنون ایهود باراك وزیر جنگ این رژیم در گفت وگو با روزنامه یدیعوت آحارنوت می گوید «باید جلوی بروز جنگ جدید را گرفت چون طرف مقابل اعم از حزب الله و حماس و ایران به ضعف ما در جبهه داخلی پی برده و می تواند به ما ضربه بزند. فقط حزب الله 4 هزار موشك با برد بالا دارد.» حالا آهارون زئیفی رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی ارتش صهیونیستی اذعان می كند «حزب الله حاصل 3 سال تلاش دستگاه های اطلاعاتی عربی و بین المللی را در یك شب از بین برد» و شبكه2 تلویزیون اسرائیل اعلام می كند «وضعیت لبنان، نفس ها را در اسرائیل در سینه حبس كرده است.»
جشن 60 سالگی اسرائیل؟! در این وضع نكبت بار آیا جایی هم برای جشن مانده است؟ شیمون پرز رئیس84 ساله رژیم اشغالگر قدس تنها امروز نیست كه می گوید «به جای جشن باید از حقایقی تلخ سخن بگویم. من هرگز فكر نمی كردم با عقب نشینی نیروهای ما از غزه، فلسطینی ها چنین قدرتی بگیرند و حماس با این صلابت به پیروزی های بزرگ دست یابد.» او همان چند سال پیش وقتی ارتش اسرائیل از جنوب لبنان گریخت و مجبور شد چند صد اسیر لبنانی و فلسطینی را در ازای جنازه چند صهیونیست مبادله كند، اعتراف كرد «ما اسرائیلی ها مردمان همیشه غمگینی هستیم. اكنون در حالی كه در آن سوی مرزها، مردم لبنان مشغول جشن و شادمانی پیروزی هستند، ما سوگوار شكست هستیم.»
اكنون روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارنوت به پیش بینی آینده نزدیك رفته و می نویسد «به احتمال قوی اعضای حزب الله با پیروزی در انتخابات پارلمانی آینده، حاكمیت لبنان را تحت نفوذ آنان قرار خواهند داد و ما چون هیچ متحد كارآمدی نداریم، توان هیچ اقدامی را نخواهیم داشت. تحولات چند روز اخیر لبنان این مسئله را در اذهان تحلیلگران تداعی می كند كه زمان تسلط ایران بر مرزهای شمالی اسرائیل فرا رسیده و ما باید این مسئله را بپذیریم.» و همزمان ماتان فیلنای معاون وزیر دفاع اسرائیل به رادیوی این رژیم می گوید «اسرائیل از سیطره ایران بر لبنان و نوار غزه از طریق حماس و حزب الله می ترسد. حسنی مبارك پیش از این درست گفته بود كه مصر از طریق نوار غزه با ایران هم مرز شده است.»
آنها البته می كوشند صورت مسئله را كه همان صدور پیام انقلاب اسلامی و بومی شدن آن در جای جای خاورمیانه اسلامی است، با الفاظی نظیر «سیطره و تسلط ایران» تحریف كنند اما با این الفاظ، واقعیت نفوذ و اثرگذاری انقلاب و جمهوری اسلامی در منطقه تغییر نمی كند. امروز روزنامه صهیونیستی هاآرتص با همان بغض آشكار خود مجبور است بنویسد «قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نفوذ بسیار وسیعی در منطقه دارد... به سختی می توان ژنرال قاسم سلیمانی را یك صلح طلب نامید اما به رغم این، آن گونه كه تحلیلگران برخی روزنامه های مهم آمریكایی، انگلیسی و دیگر كشورهای غربی اشاره كرده اند در آتش بس بین شبه نظامیان شیعه وابسته به مقتدا صدر و نیروهای دولتی عراق در درگیری های اخیر، نقش ویژه ای داشته و توانسته به درگیری های خونین خاتمه دهد. این نشانه نفوذ عمیق ایران در عراق است... مقامات اسرائیلی به شدت از سلیمانی و نیروهایش وحشت دارند، به گونه ای كه شاید شب ها از هراس او نتوانند بخوابند.»
فلسطین و لبنان و خاورمیانه بزرگ اسلامی راه خود را پیدا كرده است. خوانندگان آینده تاریخ امروز، حتما خواهند خندید به جماعتی كه در بحبوحه این بیداری و انقلاب، خیال می كردند توصیه های دیرپای دستگاه های اطلاعاتی و تبلیغاتی «صهیونیسم مسیحی» در تخطئه صدور انقلاب توسط كشف ویژه خود این حضرات است.
نویسنده: محمد ایمانی
کد مطلب: 3223
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcb.5bfurhb5fiupr.html