
متعجبم چرا به استدلالهای واضح توجه نمیشود
تورم افسار گسیخته؛ روایت شیبانی از اقدامات اشتباه و غیر مدبرانه دولت
21 ارديبهشت 1387 ساعت 14:23
شهابنیوز ـ دو هفته پس از اظهارات تکاندهنده داوود دانش جعفری درباره پشت پرده گزارشهایی که به رئیسجمهور ارایه میشود و غالباً به تصمیمات یا اظهارات آنی منجر میگردد؛ دكتر ابراهیم شیبانی رییس سابق بانك مركزی نیز به تشریح برخی انتقادات خود از عملکرد اقتصادی دولت پرداخت.
به گزارش خبرنگار شهابنیوز، شیبانی در این گفتگو که ظاهراً یک روز پس از گلایههای تکان دهنده دانش جعفری [اینجا] انجام شده اما به دلایلی تاکنون منتشر نشده است، «حركت اشتباه ناشی از هدفگیری نادرست و غیر مدبرانه دولت» را علت اصلی اختلاف نظر خود با سایر وزرا و نهایتاً خروج از کابینه احمدینژاد ذکر کرده است. وی از بیتوجهی دولت به «استدلالهای واضحی» که مخالفان کاهش دستوری سود بانکی مطرح میکنند ابراز تعجب کرده و اظهارات چندی پیش پرویز داوودی معاون اول رئیس جمهور را «نگاه تکبعدی» به اقتصاد ایران خوانده است.
اما شاید مهمترین بخش اظهارات شیبانی تاکید او بر این نکته است که در اواخر حضور وی در کابینه؛ دولت نهم سرانجام ارتباط مستقیم «نرخ تورم» با «افزایش نقدینگی» را پذیرفته است. این در حالی است که محمود احمدینژاد در دو سال اول ریاست جمهوری خود در سخنرانیهای مکرر تاکید کرد که افزایش نقدینگی هیچ ارتباطی با تورم ندارد و هشدارهای کارشناسان در این باره که سیل تزریق پول توسط دولت نهایتاً به انفجار تورم منجر خواهد شد را تئوریهای وارداتی غربی دانست.
شیبانی در این مصاحبه درباره بزرگترین و مهمترین چالشهای اقتصاد ایران به خبرنگار ایسنا گفته است: به عقیده من تورم و نقدینگی اساسیترین و در عین حال مزمنترین چالشهای اقتصاد كشورمان هستند كه در طول سالهای گذشته با قوت و ضعف، جامعه و مردم را آزار دادهاند و با وجود اینكه این درد برای اقتصاددانان و مدیران كشور، دردی آشناست درمان آن در گرو باور عمومی و اتفاق نظر در مورد علل اصلی پیدایش و تداوم این چالش همیشگی است.
وی با اشاره به اختلاف نظرهای موجود در مورد ریشههای تورم افزوده: برخی در دولت معتقدند افزایش نرخ نقدینگی تاثیر در رشد نرخ تورم ندارد ولی در اواخر حضورم در هیات دولت شاهد بودم كه سرانجام نسبت به ارتباط مستقیم این دو مولفه توافق حاصل شده بود.
رئیس کل سابق بانک مرکزی ادامه داده: در مقایسه با كشورهای همسایه و اقتصادهایی كه شرایطی مشابه وضعیت ما دارند، نرخ رشد 20 درصدی برای نقدینگی در كشور ما بالاست، گرچه مقداری از این رشد ناشی از سرمایهگذاری بزرگی است كه در حال انجام است ولی آنچه مسلم است نمیتوان به بهای تسریع و گسترش در پروژههای عمرانی و توسعهای و یا كاهش نرخ بیكار از آثار ناخوشایند نقدینگی روز افزون در افزایش نرخ تورم چشمپوشی كرد.
شیبانی تاکید کرده است: هنر یك تیم اقتصادی كاركشته و مجرب در این است كه در میان رشد نقدینگی و مهار بیكاری، راه میانهای را بیابد كه كشور را به سیل تعادل و به سمت پیشرفت هدایت كند و انتخاب یكی از این دو و فدا كردن دیگری، روشی هوشمندانه و مدبرانه نیست.
وی با اشاره به ریشههای افزایش نقدینگی افزوده: كسری شدید منابع در سالهای اول پس از جنگ تحمیلی، مسوولان را بر آن داشته بود تا از راههای گوناگون مانند استقراض خارجی و یا چاپ پولی بیپشتوانه، كمبود را جبران كنند كه البته با توجه به شرایط زمانی آن دوره، چندان انتقادی بر این تصمیم وارد نیست ولی متاسفانه بكارگیری چنین روشهایی در سالهای بعد نیز ادامه یافت به طوری كه شاهد بودیم حتی در روزهایی كه منابع كافی در اختیار داشتیم، همچنان از این راهكارها استفاده شده كه طبیعتا آثار منفی فراوانی در پی داشته است.
وی تصریح کرده: در تمام این سالها به عنوان یك اقتصاد خوانده به مسوولان گوشزد كردم كه خرج كردن منابع گرچه شیرین است ولی مضرات فراوانی نیز دارد كه بسیار تلخ و ناگوار است ولی میل شدید دولتها به اجرای طرحهای عمرانی همواره بر این تذكر علمی فائق میآمد.
شیبانی در ادامه گفتگوی خود افزوده: دوگانه اشتغال ـ بیكاری دیگر پارادوكس اقتصاد ایران است كه به عقیده من در پیوند مستقیم با مولفههای مهم دیگر مانند میزان سرمایهگذاری بخش خصوصی و آزادسازی اقتصادی در اقتصاد ما قرار دارد و با وجود تحركاتی كه اخیرا در این حوزه به چشم میخورد متاسفانه نتایج ملموسی حاصل نشده است.
شیبانی درباره ماجرای كاهش نرخ سود بانکی در زمان ریاست وی بر بانك مركزی و اظهارات دانش جعفری که گفته بود هم او و هم شیبانی مخالف کاهش دستوری نرخ سود بانکی بودهاند، تصریح کرده: «بحث كاهش نرخ سود بانكی پیش از روی كار آمدن دولت نهم نیز مطرح بود، چنانچه در آغاز دوره ریاست من نرخ سود 24 درصد بود ولی از زمان كنارهگیری من این نرخ به 12 درصد كاهش پیدا كرده بود».
او ادامه داده: این یعنی من به عنوان رییس كل بانك مركزی مخالفتی با كاهش نرخ سود بانكی نداشتهام و هنوز هم ندارم، اصلا هیچ اقتصادخواندهای با كاستن از این نرخ مخالف نیست بلكه همه بحث بر سر اولویت مهار تورم بر كاهش نرخ سود بانكی و در نظر گرفتن میزان تاثیرگذاری این مولفه در قیمتهای تمام شده است.
وی با اشاره به تحقیقی كه در بانك مركزی بر قیمت تمام شده 432 شركت حاضر در بورس صورت گرفته گفته است: این بررسی نشان میدهد كه هزینههای مالی كه نرخ سود تسهیلات بانكی عمدهترین آن است در قیمت محصولات این بنگاهها تنها پنج درصد سهم دارد. به عبارت دیگر حتی اگر نرخ سود بانكی را به جای 12 درصد به صفر هم برسانیم، تنها پنج درصد در قیمتها تاثیر دارد.
رییس كل سابق بانك مركزی اضافه كرده: از این رو این تصور كه با كاهش نرخ سود بانكی میتوان تورم را كنترل كرد، تصوری نادرست و اشتباه است كه من بارها سعی كردهام آن را تذكر دهم ولی زمانی كه مجلس هفتم در حال بررسی مصوبهای برای كاهش سالانه نرخ سود بانكی بود، این توضیحات من مورد توجه اقتصاد دانان مجلس هم قرار نگرفت.
وی تاکید کرده: در تعجبم كه این استدلال واضح چرا مورد توجه قرار نمیگیرد چرا كه وقتی تورم 18 درصدی داریم نمیتوانیم با نرخ بانكی 10 درصد توقع داشته باشیم كه مردم در بانكها پس انداز كنند و نقدینگی خود را از بانكها بیرون نیاورده و به بازارهایی مانند مسكن وارد نكنند، بنابراین هنوز هم معتقدم باید جلوی یكسری از هزینهها را گرفت و با كنترل نقدینگی، بستر را برای كاهش طبیعی نرخ سود بانكی هموار كرد.
شیبانی با اشاره به اظهارات پرویز داوودی معاون اول رییسجمهور که در پاسخ به انتقادات دانش جعفری مطرح شده بود نیز گفته است: گفتههای معاون اول رییس جمهور، مبتنی بر منحنی فیلیپس در مباحث اقتصاد كلان است. بر مبنای این تئوری نرخ بیكاری و نرخ تورم معكوس یكدیگر حركت میكند، بنابراین به اعتقاد دكتر داوودی اگر توجه خود را معطوف پایین آوردن تورم كنیم، نرخ بیكاری افزایش مییابد و از همین رو نرخ تورم بالایی كه شاهد آن هستیم، هزینهای است كه برای اشغالزایی پرداخت میكنیم. این نگاه تك بعدی در حالی مطرح میشود كه هنر دولتمردان و اقتصاددانان برقراری تعادل و توازن میان این دو مولفه است.
رییس كل سابق بانك مركزی افزوه: درست است كه نباید آمارهای مركز آمار ایران نرخ بیكاری اندكی كاهش یافته ولی از سوی دیگر همه اقشار مردم زیر فشار شدید تورم قرار گرفتهاند.
وی تاکید کرده است: در اقتصاد كلان بحث «هدفگیری تورم» موضوع مشهوری است كه از سوی عمده اقتصاددانان به عنوان اصلیترین و استراتژیكترین هدف دولتها همواره مورد تاكید قرار میگیرد، در اقتصاد ایران نیز بررسیها نشان میدهد كه هدفگیری معكوس یعنی كاهش دادن نرخ بیكاری به زیر 10 درصد، نرخ تورم را به بالای 20 درصد میرساند و این مسئلهای است كه من به عنوان یك اقتصاد خوانده، آن را حركتی اشتباه ناشی از هدفگیری نادرست و غیر مدبرانه میدانم.
شیبانی در پایان، پافشاری خود را بر این زاویه نگاه، علت اصلی اختلاف نظر با سایر اعضای دولت دانسته و گفته است: من شخصا به بحث تورم توجه و حساسیت خاصی داشته و دارم همین پافشاری به چالش اصلی من با دیگر اعضای دولت نهم تبدیل شده بود و نهایتا هم منجر به خروج من از بدنه دولت شد.
کد مطلب: 3170
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcc.mq1a2bqsxla82.html