
كدام دولت، كدام رئیسجمهور
روزنامه کارگزاران-24 تیر87
24 تير 1387 ساعت 11:13
در نظام سیاسی كشور ما دولت یا قوهمجریه نزدیك به یكچهارم از كل قدرت قوای حاكم را در اختیار دارد، بدیهی است در صورت استفاده مناسب و بجا از ظرفیتهای این قوه میتوان به ازای اختیارات اقداماتی را به انجام رسانید.
همانطور كه قوهمجریه میتواند از این اختیار برای تقویت دموكراتیزاسیون استفاده كند، در مقابل به همین میزان و بیشتر قادر خواهد بود در تضعیف و یا تهدید آن تاثیرگذار باشد. رئیس قوهمجریه اساسیترین نقش را در این بین ایفا میكند. در صورتی كه رئیس این قوه به دموكراتیزاسیون باور داشته باشد میتواند با جریانسازی این رویكرد در دستگاههای تحت امر خود و نیز تاثیرگذاری بر قوای دیگر، این پروسه را شتاب بیشتری بخشد.
اقداماتی از قبیل حمایت و تقویت جامعه مدنی تا به بازی گرفتن گروههای حقوقی سیاسی و شخصیتهای حقیقی در حوزه مسوولیت و تصمیمگیری و دادن نقش به اركان جامعه مدنی برای اتخاذ تصمیمات قوهمجریه، تنها بخش كوچكی از پتانسیلهای دولت در كشور ماست. همانطور كه اشاره شد، در صورتی كه رئیس دولت فاقد باور و رویكرد دموكراتیك و در تقابل با پروسه دموكراتیزاسیون باشد، نمیتوان از او و دولتش انتظارات فوق را داشت.
برای به فعل رسانیدن این ظرفیت نیاز به دولتی است كه علاوه بر مبنا قرار دادن باور فوق، رئیس آن واجد مبناییترین ویژگی یعنی داشتن برنامه برای رشد و توسعه متوازن و منطبق با معیارهای جهانی و نیز روحیه نقدپذیری، مدارا و تعامل با بخشهای دیگر حاكمیت با تاكید بر قدرت چانهزنی و ارتباط سازمانیافته با جامعه مدنی باشد، اما طرح مقدمه فوق بدون انطباق با وضعیت فعلی كشور ما، ممكن است گروههای سیاسی را با اهداف و مصداقهای پراكنده و متفاوت مواجه سازد. شاید در كشورهای توسعهیافته بخشی از مقدمات فوق از طریق احزاب قدرتمند قابل تعریف و اجرا باشد.
واقعیت آن است كه در كشور ما نه احزاب به آن درجه از قدرتمندی و توانایی رسیدهاند كه نقش اصلی و تعیینكننده را در انتخابات داشته باشند و نه حاكمیت و فضای حاكم بر افكار عمومی این مجوز را برای گروههای سیاسی صادر میكند. بدیهی است اگر این ظرفیت در كشور ما مشابه بسیاری از كشورهای توسعه یافته وجود داشت، احزاب در ابتدای كار هر كدام به معرفی كاندیدای حزبی و برنامه مبادرت مینمودند. گرچه نگارنده ورود زودهنگام و به این شیوه را مناسب نمیداند، اما كنشهایی از جوانب مختلف پس از انتخابات مجلس هشتم بروز نمود كه بدون واكنش مناسب و مقتضی به این كنشها، حاصلی جز حذف اصلاحطلبان از گردونه رقابت سیاسی، بهویژه در انتخابات پیشرو در پی نداشت. با ورود زودهنگام به انتخابات ریاستجمهوری لاجرم اصلاحطلبان در وضعیتی قرار گرفتهاند كه نیاز به بروز واكنشهای درست و بهموقع را دوچندان مینماید. واقعیت آن است كه بدون ارائه تعریف و تحلیل روشن از شرایط امروز كشور، نهتنها نمیتوان چشمانداز واقعبینانهای را ترسیم نمود، بلكه استراتژی و تاكتیك مورد تصور نیز با واقعبینی همراه نخواهد بود و بالطبع نتیجه قابل قبولی را نیز در پی نخواهد داشت.
كشور ما به لحاظ شرایط داخلی و بینالمللی با چالشهای جدی و متعدد مواجه شده است. بهرغم درآمد سرشار حاصل از فروش نفت در سهساله اخیر (نزدیك به 5 برابر) آنچه حادث شده این است كه تورم مهار ناشدنی روز بهروز فشار بیشتری را بر اقشار فرودست وارد میكند. اولین و ضروریترین اقدام اقتصادی كوتاهمدت هر دولتی مهار تورم است. تورم منجر به فقر و فقر ریشه بسیاری از مشكلات و آسیبهای اجتماعی است. قدرت خرید به میزان قابل توجهی در بسیاری از طبقات جامعه كاهش پیدا كرده است.
متاسفانه رفتاری در عرصه داخلی و بینالمللی صورت گرفته كه مخالفین نظام و كشور ما، مدتها طالب آن بودهاند و اتفاقا بنا به شواهد و قرائن متعدد، بیشترین سنگاندازی و آسیب به دموكراسیخواهان درون كشور از جانب همین دست از مخالفین ظهور و بروز یافته است.
در واقع آنها ترجیح میدهند با مدیریتی در كشور ما مواجه باشند كه روز به روز فشارهای فزاینده با هزینههای كمتری را بر ایران اعمال كنند. صدور سه قطعنامه علیه ایران توسط شورای امنیت حاصل این رویكرد در سه ساله اخیر بوده است. جامعه مدنی و اركان آن با تحدیدات و تهدیدات روز افزون مواجه بودهاند. احزاب، NGOها، تشكلهای صنفی (بهویژه كارگری) و مطبوعات در مواجهه جدی با این هجمه قرار گرفتهاند.
رفتارها و سیاستهای اعمال شده در خصوص قومیتها و اقلیتها نیز به نحوی بوده كه بخش عمدهای از این گروهها نیز ایران را برای همه ایرانیان نمیدانند و بهشدت فضا در این بخش از مناطق به سمت رادیكالیزه شدن پیش میرود. اعمال سهمیهبندی جنسیتی برای دختران طالب علم در دانشگاهها، تقدیم لایحه صدور مجوز تعدد زوجات به مجلس، تقلیل ساعت كار زنان و حذف آنان از اركان تصمیمگیری و تصمیمسازی در راستای خانهنشین نمودن نیمی از پیكره جامعه، تنها بخشی از برونداد رویكرد نهمین دولت ایران به مسئله زنان بوده است. همراهی این دولت در كاهش اثربخشی نقش تعیینكننده مردم در شكلگیری نهادهای دموكراتیك منتخب (شوراها و پارلمان) یكی از رفتارهای بیبدیل دولتهای پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است. بهرغم تاكید امام(ره) و قانون اساسی، این دولت در مقایسه با دولتهای پیشین، یكی از نظامیترین دولتها نیز بوده است.
اهمیت طرح نكات فوق از آن جهت است كه برای تدوین استراتژی و راهبرد مناسب باید حال را آنگونه كه هست مورد تجزیه و تحلیل و آسیبشناسی قرار داد. عملكرد نهمین دولت ایران بهرغم وعده آوردن نفت بر سر سفرههای مردم، نهتنها منجر به توسعه آبادانی و عدالتگستری نشده، بلكه قدمهای رو به جلو برداشته شده توسط دولتهای پیشین را نیز با روندی شتابان و در جهت معكوس خنثی نموده است. با این وضعیت سوال اساسی آن است كه اصلاحطلبان برای تحقق كدامین هدف روشن و مشخص پا به عرصه این دوره از انتخابات گذاشتهاند؟
بدون روشن شدن پاسخ این سوال اساسی، طرح مصداقها و گزینههای مختلف از راستمیانه تا اصلاحطلب، تنها نتیجهای كه در پی خواهد داشت، ایجاد فضای مناسب برای مخالفین اصلاحات جهت طرح مسائلی است كه علیالقاعده به منظور شكاف و اختلاف بین اصلاحطلبان دنبال میشود.
سر مقالههای كیهان و اخبار جهتدار رسانهملی، موید تلاش آنان برای عدم شكلگیری انسجام و ائتلاف اصلاحطلبان است. به نظر میآید در این مقطع اصلاحطلبان بر داشتن برنامه روشن و مشخص برای تغییر جدی رویه موجود و جایگزینی مدیریت اصلاحطلبان با هدف بهبود اوضاع كشور و تقویت دموكراسی توافق مبنایی دارند. در غیر این صورت، نیاز به حضور یكپارچه، تمامقد و ائتلافی اصلاحطلبان چندان ضروری به نظر نمیرسد، چراكه عملكرد نهمین دولت بهگونهای بوده كه بسیاری از محافظهكاران نیز در پی تغییر آن هستند و بهترین گزینه از نگاه آنان، یكی از محافظهكاران میانه خواهد بود.
1- اصلاحطلبان نیاز به درجهای از حضور دارند كه قادر باشند، بازی طراحی شده را برای تداوم وضعیت موجود بر هم زنند و در درجه اول مهمترین مسئله (در كشور ما) گزینهای است كه واجد ویژگیهایی با این ظرفیتها باشد.
2 – او باید از میزان قابل توجه اطمینانبخشی از اقبال افكار عمومی برخوردار باشد و در صورتی كه انتخابات به سمت دو قطبی شدن پیش رفت، توانایی افزایش و جلب مشاركت به نفع اصلاحطلبان را داشته باشد. به طور قطع تنها در صورت افزایش اقبال عمومی و میزان مشاركت مردم میتوان به برد اصلاحطلبان در این دوره از انتخابات فكر كرد.
3 – طرح شعارهای عدالتطلبی و مهرورزی و چهرهای متفاوت در انتخابات دور نهم نسخهای بود كه به منظور جلب افكار عمومی پیچیده شد اما عملكرد سه ساله این دولت، این واقعیت را برای بسیاری از مردم روشن نموده كه باید سراغ نیروها و ظرفیتهایی رفت كه میزانی از رفاه، آسایش، امنیت و عدالت و آزادی در تجربه مدیریت آنان اثبات شده و از همه مهمتر تناسب بین شعار و عمل نیز در دوره مدیریت آنان روشن و به اثبات رسیده باشد.
4 – یكی از رهنمودهای حاصل از آسیبشناسی انتخابات دور نهم ریاست جمهوری، اتخاذ استراتژی ائتلاف اصلاحطلبان بود كه بهرغم برخوردهای حذفی در انتخابات دور سوم شوراها و دور هشتم پارلمان ایران، اجماع ایجاد شده، توانست بازی طراحی شده را بر هم زند. بنابراین با توجه به حساسیت انتخابات پیشرو نیاز به كاندیدایی كه از ظرفیت ایجاد ائتلاف حداكثری برخوردار باشد از مفروضهایی است كه به نظر میآید مورد توافق همه احزاب اصلاحطلب است.
5 – تضعیف جایگاه ایران در عرصه بینالمللی، بر ضرورت حضور دولتی كه موجب احیا و ارتقای این جایگاه شود، صحه میگذارد؛ شخصیتی كه با طرح گفتمان مثبت، قاطع و سازنده، بازی برد- برد را با كمترین هزینه برای ایران همراه سازد. دلایل برشمرده شده بخشی از علتهایی است كه بر حضور آقای خاتمی به عنوان مناسبترین شخصیت، صحه میگذارد، اما تاكید بر ویژگیهای دیگر ایشان نیز موید نقش بیبدیل او به عنوان بهترین گزینه اصلاحطلبان است. او تجربه هشت ساله هر 9 روز یك بحران داخلی را پشت سر گذاشته است و اگر حضور مجدد را بپذیرد به طور قطع نه برای خود بلكه برای تاثیرگذاری در بهبود اوضاع كشور بهتر است.
آقای خاتمی هشت سال مدیریت بر قوهمجریه را پشت سر گذاشته است. مرور این هشت سال، مزایای برجستگی او را نمایان میسازد. بنا بر شواهد و قرائن موجود، هماكنون بیشترین اقبال نسبت به آقای خاتمی در مناطقی است كه جزء نقاط آسیبپذیر كشورند و هر لحظه بیم آن میرود كه این آسیبپذیری به اوج خود برسد. در حالی كه در دوران هشت ساله اصلاحات و حضور آقای خاتمی، این باور را نزد آنان تقویت كرده بود كه ایران برای همه ایرانیان است و امروز آنان مشتاق حضور خاتمی هستند.
صداقت خاتمی یكی از برجستهترین ویژگیهای شخصیتی ایشان است، همین خصوصیت از او چهرهای ساخته كه نهتنها تخریبها موجب كاهش محبوبیت او نمیشود، بلكه بالعكس بر محبوبیت او میافزاید. با توجه به ظرفیتهایی كه برای قوهمجریه بر شمرده شد و با توجه به واقعیتهای كشور ما، به نظر میآید در شرایط فعلی خاتمی تنها گزینهای است كه میتواند از ظرفیتهای مورد اشاره استفاده كند.
از همه مهمتر، موقعیت برجسته خاتمی در كشور و جهان امكان حذف استصوابی را برای كنار زدن او غیرممكن میسازد. برداشت نگارنده این است كه در صورتی اصلاحطلبان در این دوره از انتخابات موفق خواهند بود كه از سرمایههای اجتماعی و گرانقدر موجود، عنداللزوم در راه توسعه، رشد و تسریع روند دموكراتیزاسیون بهره گیرند. بدون شك در صورتی كه ورود به انتخابات بدون دورنمای روشن و مشخص و بدون نگاه واقعبینانه به حال باشد، این سرمایههای گرانقدر به مانند بسیاری دیگر به حاشیه رانده خواهند شد. بنابراین برای تحقق همه آنچه كه ذكر شد، همه باید تلاش كنند خاتمی بیاید.
آذر منصوری
کد مطلب: 5089
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcd.j0k2yt0zna26y.html