
عزادار حقيقی (2)
استاد محمد شجاعی
خبرگزاری رسا- , 24 دي 1386 ساعت 7:02
عزاداران، همانند مؤمنان داراي درجات و مراتب مختلفي هستند كه هر مرتبه، درجه و جايگاهِ عزادار را در نظام انسانيت و در نزد خداوند و نيز ميزان قرب او را به سيدالشهدا (ع) نشان ميدهد. البته تمامي درجات عزاداري داراي اجر و ثواب الهي است و هر مرتبه خير و ثوابي را نصيب عزادار ميكند. به طور كلي عزاداران حسيني را ميتوان به پنج دسته تقسيم كرد كه اين پنج دسته را در اين نوشتار معرفي و بررسي ميكنيم؛
مرتبه اول عزاداري
در اين مرتبه عزادار در قلب خود از مصيبت وارد به سيدالشهدا (ع)، غمگين و ناراضي است؛ بدون اين كه غم و نارضايتي خود را معمولاً بروز دهد. اين مرتبه كمترين درجه عزاداري است؛ و پايينتر از آن، مرتبه دشمنان حضرت است يعني مرتبهاي كه شخص به مصائب حسيني آگاه شود و ناراحت نگردد و به آن راضي باشد. درباره اين گروه در زيارت وارث چنين ميخوانيم: «لَعَنَ الله اُمةٌ قتلتكَ و لعن الله امةً سَمِعَت، بِذلكَ فرضيتْ بِهِ. (2) خداوند لعنت كند امتي را كه تو را كشتند و به تو ظلم كردند؛ و خدا لعنت كند امتي را كه خبر چنين جنايتي را شنيدند و به آن راضي شدند».
كساني كه در مرتبه اول عزاداري هستند، از هر دين و آييني كه باشند، به خاطر اندوه قبليشان براي مصيبت امام حسين (ع) در نزد خداوند از ثواب و پاداشي به تناسب عقيدهشان برخوردار هستند. (3)
عظمت مقام اهل بيت (ع) به قدري است كه كوچكترين كاري كه براي آنها صورت گيرد، با پاداشهاي بزرگي از ناحيه آنها جبران خواهد شد. حال اگر يك كافر هم خدمتي به آنها كند يا ادبي را نسبت به آنها رعايت نمايد، چون شخص كافر در آخرت اهل نجات نيست، پاداش او را در دنيا به او ميدهند و اگر شخص كوچكترين سنخيت و آمادگي را داشته باشد، چه بسا پاداش اهل بيت (ع) موجب هدايت او نيز شود. هرچند بعضي از كارهاي خير و يا خدماتي كه از سوي كفار نسبت به دين و اهل بيت (ع) صورت ميگيرد، در صورتي كه لياقت هدايت را نداشته باشند، به صورت كاهش عذاب آخرتي نيز جبران ميشود.
مرتبه دوم
در اين مرتبه عزادار غم و نارضايتي خود را به شكلهاي گوناگون از قبيل گرفتگي چهره، گرفتن حالت بغض و گريه (تباكي)، گريه كردن، پوشيدن لباس عزا، به سينه و سر زدن بروز ميدهد و در اين كار تنها و گاهي به همراه ديگران عزاداري ميكند.
در اين مرتبه عزادار در درون خود با حس غريبي روبروست كه بين او و امام حسين (ع) پيوند و رابطه ويژهاي برقرار ميكند. عزادار در اين مرتبه نوعي انس و الفت و نيز نوعي كشش و نياز به آن حضرت پيدا ميكند و همين يافت دروني و نيز نسبت و انس غريب، او را وادار ميكند كه براي حضرت گريه كند و نيز در عزاداري ايشان شركت كند.
گرايش عزاداران كليمي، مسيحي و پيروان ساير مذاهب ـ كه براي امام حسين (ع) گريه ميكنند ـ و نيز احساسي كه به آن حضرت دارند، نشان دهنده اين حقيقت است كه حضرت براي آنها يك «غريب آشنا» است.
حقيقت اين است كه همه معصومان (ع) به خصوص وجود مقدس سيدالشهدا (ع) در وجود همه انسانها حضور و پرتويي دارند كه در مرتبه چهارم عزاداري در اينباره توضيح كافي خواهد آمد.
معمولاً نفوذد اين «غريب آشنا» به درون قلب عزادار و ايجاد محبت و شدت گرفتن آن، رفته رفته او را به سوي مرتبه سوم عزاداري ميكشاند.
مرتبه سوم عزاداري
در اين مرتبه كه شيعيان حضرت بيشترين اعضاي آن را تشكيل ميدهند، عزادار تنفّر و اعتراض خود را نسبت به عاملان مصيبت و جنايتكاران در حق سيدالشهدا (ع) و يارانش و به طور كلي همه اهل بيت (ع) اظهار ميكند و بر آنها لعن و نفرين نثار ميكند؛ آنچه موجب شده كه عزادار از مرتبه دوم به مرتبه سوم ترقي كند، شناخت و معرفتي است كه عزادار به وجود مقدس سيدالشهدا (ع) پيدا كرده و اعتقاد بالاتري است كه نسبت به آن حضرت و آيينش يافته است.
شناخت بيشتر سيدالشهدا (ع) و اعتقاد بالاتر و بيشتر به مقام آن حضرت و فهم محدود و نسبي درباره قيام ايشان در برابر يزيد و يزيديان، موجب گشته كه عزادار از مرتبه دوم به مرتبه سوم ترقي پيدا كند. همچنين علاوه بر عوامل ذكر شده، شدت يافتن انس و محبت به آن حضرت، عواطف و احساسات عزادار را رقيقتر و بيشتر نموده است و تا جايي كه عزادار در درون خود از يك سو به عنايت حضرت و از سوي ديگر به گريه، آه و سوز براي ايشان و نيز اعلان برائت و بيزاري از قاتلان او احساس نياز بيشتري ميكند. در اين مرتبه عزاداري به نيّت كسب ثواب، برآورده شدن حاجتها و عرض ادب صورت ميگيرد.
از بررسي اين سه مرتبه به خوبي فهميده ميشود كه عنصر اصلي در اين سه مرتبه، عنصر عواطف و احساسات است. بررسي دقيق آثار هنري، نوحهها و اشعار عاشورايي به خوبي نشان ميدهد كه عزاداري در اين سه مرحله غالباً در سطح عواطف و احساسات است و عزادار به مراحل و مراتب بالاتر راه پيدا نكرده است.
عزاداري و آفتهاي آن
در اينجا بايد اعتراف كنيم كه حذف شدن عنصر معرفت از عزاداريها و محوريت مسايل عاطفي، تكيه بر ظواهر و رها كردن فلسفه و حكمت عزاداريها و بزرگداشتها و نيز تبديل شدن گريه و سوگواري از يك «وسيله خوب و كارآمد» به يك «هدف اصلي» موجب شده كه اينگونه مجالس خاصيت و كاركرد اصلي خود را از دست بدهد و به يك سنت تكراري و يك عادت مذهبي تبديل شود. يك عمل خوب و سازنده مذهبي از قبيل عزاداري، نماز، روزه، قرائت قرآن، حج و اعمال ديگر وقتي به صورت عادت در بيايد و از كاركرد اصلي آن غفلت شود در اين حالت براي فرد و اجتماع خطرناك است.
شكي نيست كه هر دستوري كه خداوند و معصومان (ع) به ما دادهاند به خاطر خود ما بوده است و به اين علت بوده كه رعايت آن دستور و انجام آن وظيفه، نوعي سازندگي و رشد براي ما ايجاد ميكند. اما نبايد غفلت كرد كه هر چيز سازنده و خوبي داراي آفت يا آفاتي است كه اگر وسيله بودنش را از دست بدهد، نه تنها سازندگي خود را از دست خواهد داد، بلكه به چيزي مخرب و زيانبار تبديل خواهد شد.
اميرمؤمنان(ع) اين هشدار مهم و سازنده را به همه دادهاند كه «لكل شيءٍ آفةً (4) براي هر چيزي آفتي است».
در اينكه ما بايد طالب خوبيها و امور مثبت باشيم، شكي نيست. ولي اين هشدار مهم نبايد فراموش شود، اگر به هر چيز خوب، سازنده و ارزشمندي دست يافتيم، بايد مواظب آفت يا آفتهاي آن نيز باشيم وگرنه براي پيروزي و رشد، از هدف خود باز خواهيم ماند و نتيجه عكس و منفي خواهيم گرفت.
شرايط يك عمل خوب و سازنده از نظر اسلام
1. هر عمل بايد با لوازم و شرايط خاص خودش انجام شود. بديهي است تنها خداوند ـ به عنوان سازنده و خالق ـ و معصومان (ع) ـ به عنوان متخصص و نماينده حقيقي خداوند ـ ميتوانند به طور كامل شرايط خاص يك عمل سازنده و خوب را بيان كنند.
لوازم و شرايط خاص يعني مجموعه مقررات و آدابي كه سازندگي و تأثيرگذاري آن عمل را تضمين ميكند.
2. لوازم و شرايط بايد به گونهاي باشد كه امكان نفوذ آفت را قبل و حين عمل از بين ببرد. از نظر اسلام تنها انجام خوب يك عمل كافي نيست. چه بسا يك عمل خوب و سازنده با همه لوازم و شرايطش انجام گيرد و اثر خوب و سازندهاي را هم ايجاد كند، آنچه كه مهم است اين است كه اين اثر خوب و سازنده پايدار و ثابت باشد. ممكن است ما يك اثر خوب و سازنده را از يك عمل به دست بياوريم، ولي آفت يا آفتهايي پس از مدتي، آن اثر خوب و سازنده را از بين ببرد و آن را به يك ضد ارزش و يك چيز مخرب تبديل كنند. پس صرف داشتن يا تحصيل يك كمال، انجام يك عمل خوب، داشتن يك نعمت يا قدرت روحي كافي نيست. مهم اين است كه بتوانيم آنها را نگه داريم و نگذاريم در اثر آفتزدگي به ضد خودشان تبديل شوند.
از آنچه كه گفته شد نتيجه ميگيريم كه هر چيز سازنده داراي سه نوع آفت است: آفت قبل، آفت همراه و آفت بعد از آن.
بحث آفتشناسي، بحث مستقل و پردامنهاي است كه اين نوشته مختصر گنجايش آن را ندارد. اما آنچه كه ضروري است اين است كه بدانيم عزاداري هم مانند ساير واجبات و مستحبات داراي آفتهايي است كه اگر در آن نفوذ كند، نه تنها به آثار مثبت و سازنده آن نميرسيم، بلكه به نتايجي خلاف آنچه كه در عزاداري دنبال ميكرديم، دست خواهيم يافت، دچار آثار مخرّب و خطرناك خواهيم شد و يا حداقل به همه آنچه كه معصومان (ع) در امر به عزاداري براي فرد و جامعه در نظر داشتند، نخواهيم رسيد و عزاداري ما از كيفيت و سازندگي لازم برخوردار نخواهد شد.
مادر همه آفات
شرط اصلي براي سازندگي يك عمل آن است كه مقررات و آداب ويژه آن عمل كه تضمين كننده سازندگي و تأثيرگذاري مثبت آن است، كاملاً رعايت شود. بنابراين بزرگ ترين اشتباه و اصليترين آفت كه مادرِ همه آفات است، اين است كه ما بدون شناخت كامل و دقيق از آن مقررات و آداب، شروع به انجام عمل و ادامه آن براي مدّت طولاني كنيم. بايد توجه داشته باشيم كه عزاداري و ديگر واجبات و مستحبات، هيچكدام هدف نيستند، بلكه همه آنها وسيلهاي براي رشد و ترقي انسان هستند. بديهي است هر وسيلهاي تنها با شرايط و لوازم خاصي ميتواند ما را به مقصد برساند و داراي آثار مثبت و سازنده باشد.
اينطور نيست كه هر عمل نيك و پسنديدهاي اعم از واجب و مستحب در هر شرايطي موجب رشد ما شود. شرع مقدس و هيچ عقل سليمي چنين حكمي نميكند و چنين ادعايي را نميپذيرد.
براي روشن شدن بيشتر مطلب و اينكه هيچ عملي بدون شناخت نسبت به فلسفه و شرايط و لوازم آن، نميتواند مفيد باشد، به اين روايت توجه فرماييد.
امام صادق (ع) فرمودند: «لايقبل الله عملاً الا بمعرفةٍ (5) خداوند هيچ عملي را جز با شناخت نپذيرد». همانطور كه گفتيم عدم شناخت نسبت به كاركرد اصلي و يا فلسفه يك عمل و نيز نشناختن شيوه و مقررات صحيح انجام آن عمل، موجب پديد آمدن آفتهاي گوناگوني خواهد شد.
پانوشتها:
1. در اين تقسيمبندي بيشتر به جنبه اجتماعي و سياسي با درونمايههاي عقيدتي توجه شده است.
2. مفاتيح الجنان.
3. درباره كيفيت ثواب و پاداش عزادارن غير مسلمان در بحث از چيستي عزاداري توضيح بيشتري خواهد آمد.
4. غررالحكم، ج 5، ص19.
5. اصول كافي، ج 1، ص44.
کد مطلب: 488
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcd2j0o6yt0j.a2y.html