
نگاه یک روزنامهنگار حامی دولت به مقاله صریح رسول منتجبنیا
13 تير 1387 ساعت 17:31
مقاله حاضر نوشته آقای «تقی دژاکام» یکی از روزنامهنگاران اصولگرا است که روز پنجشنبه برای شهابنیوز ارسال شده و البته همزمان؛ در وبلاگ وی نیز منتشر شده است. کاربران گرامی در صورت تمایل به مطالعه متن کامل این مقاله میتوانند به وبلاگ آقای دژاکام (آب و آتش) مراجعه کنند.
نوشته منتجبنیا به هیچ وجه علیه احمدینژاد نیست
تقی دژاکام
چند ماهی از آمدن من به کیهان نگذشته بود که مصادف شد با درگیری شدید بخش ملی - مذهبی کیهان با آقای خاتمی که آن روزها نماینده امام و در زمان من نماینده رهبر انقلاب آیت الله خامنهای در کیهان بود. این نیروهای ملی - مذهبی در حقیقت همان کسانی بودند که شورای سردبیری کیهان را در دست داشتند و عبارت بودند از آقایان شمس الواعظین (شمس)، رضا تهرانی و... یعنی همان کسانی که اکنون ادعای همراهی با آقای خاتمی را میکنند.
در هر صورت آنان به مدیریت کیهان فرهنگی منتقل شدند و مجله وزین کیهان فرهنگی را به مجله ارگان آقای عبدالکریم سروش و نظریههای قبض و بسط و... وی تبدیل کردند. هنگامی که آقای سید محمد خاتمی و نیز محمد اصغری (جانشین آقای خاتمی) به رویکردهای آنان اعتراض کردند، آنان سیاست اعتصاب را در پیش گرفتند و این مجله را - اگر اشتباه نکنم - حدود یکی دو سال منتشر نکردند. البته آنان حقوق خود را میگرفتند و آقایان مسئول هم جز تشرها و تذکرهایی! به آنان کار دیگری نکردند.
اما نکتهای که باعث شد من این مقدمه را بنویسم روشی بود که در کیهان فرهنگی دوره مدیریت این آقایان متداول بود: آنان در پاسخ به نقدهای علمی و مستدلی که در صفحه اندیشههای کیهان تحت مدیریت آقای مهدی نصیری به مقالات ایدئولوژیک آقای سروش و تنی چند از دیگر همفکرانش چاپ میشد به جای پاسخگویی علمی و منطقی، به فحاشی روی آورده بودند. و من که آن روزها در دانشکده حقوق دانشگاه تهران دانشجو بودم و به نوعی جزو نیروهای چپ انجمن اسلامی دانشکده و دانشگاه محسوب میشدم خجالت میکشیدم که چگونه این افراد به فحاشیهای شدید روی آورده بودند. شاید آن موقع هر چه به دوستانمان میگفتیم که این شیوه پاسخگویی به روزنامه نیست و برای خود سروش بد است به خرجشان نمی رفت، اما اکنون که همه آبها از آسیابها ریخته است و گرد و غبارها نشسته است و همه مطالب روزنامه کیهان و کیهان فرهنگی هم موجود و قابل دسترسی هست، کسی نمی تواند باور کند که مثلا کسی مثل آقای دکتر سروش و برخی همفکرانش در پاسخ به مقالات مستدل علمی در نقد نظریاتش چه تعداد فحش و بد و بیراه گفته است و پیگیران منصف در مقایسه مطالب آن برهه به نمونههای تاسف باری از مدعیان امروز آزادی و تساهل و تسامح و تحمل مخالف بر خواهند خورد.
این اتفاق در برهههای مختلف نیز افتاده است. در دوره موسوم به اصلاحات و دوم خردادیها هم فراموش نکردیم که در میان حدود پانزده تا بیست نشریه دولت اصلاحات و مدافع دوم خرداد شاید تنها روزنامه کیهان بود که به نقد (البته نقد صریح و بی رو در بایستی) آنان میپرداخت اما در مقابل شیوه آتش زدن کیهان (چه در ظاهر و چه در خفا) را در پیش گرفتند. آن روزها هم در نشریات زنجیرهای پر شمار دوم خردادیها، رگبار فحش و دشنام بود که به کیهان میدادند و حتی همین یک روزنامه مخالف خود را هم تحمل نمی کردند.
***
شاید ما فحش خورمان ملس شده باشد، وقتی فحشهای رکیک و حتی ناموسی فراوانی را از زمان نامزدی دکتر احمدی نژاد در انتخابات در پیامکهای تلفنهای همراهمان میخوانیم، در سایتهای ضد انقلاب و دشمن خارجی میخوانیم، و حتی در روزنامههای باز هم پر شمار اصلاح طلب چاپ تهران و ایران میبینیم. اما تعجب میکنیم که چرا در میان برخی از همین طیف، کمتر کسانی را مییابیم که به خودشان - در علن - انتقاد کنند و اشکال بگیرند که این شیوه برخورد با یک رئیس جمهور نیست؛ رئیس جمهوری که بالاخره به عنوان یک انسان جایز الخطاست و حتما اشتباهاتی هم دارد اما این نکته که تمام تلاش شب و روز خود را مصروف مردم و استیفای حقوق ملت از دزدان و چپاولگران سالهای گذشته و دشمنان خارجی گذاشته است قابل انکار نیست.
امروز در حالی ملی - مذهبیها و بهاییان و مارکسیستهای وامانده و اصلاح طلبان شکستخورده و خشک مقدسان و انجمن حجتیهایهای توصیه کننده به فسق و فجور برای تعجیل در ظهور و نیز معتقدان جدید و قدیم تعطیلی احکام دین خدا تا زمان ظهور و انقلابیان پست نگرفته یا مقام از دست داده و رانت خواران بزرگی که به آلاف و علوف گسترده رسیدند، همه با هم به تخریب شخصیت و فحاشی به رئیس جمهور مکتبی و عدالتخواه کشورمان میپردازند که در انتخابات اخیر مجلس شورا در تهران از جلب اعتماد مردم پایتخت برای کسب یک کرسی پارلمان هم عاجز ماندند.
آنها به کنار، حتی کسانی که سالها عنوان "اصولگرا" را یدک میکشیدند و میکشند و قاعدتا باید نظر رهبر معظم انقلاب برای آنان حجت موجهی باشد تا دیدگاههای او را بر طبق اصل مسلم ولایت فقیه بر نظر خود مقدم بدارند نیز علی رغم تاکیدها و حمایتهای مکرر در مکرر آقا از دولت نهم و شخص رئیس جمهور احمدی نژاد و حتی تعبیر "حمایت خاص" ایشان با ذکر دلایل متعددی که بارها بر شمردند، نه تنها حاضر نیستند قدمی و قلمی در حمایت از دولت حکومت اسلامی بردارند که به انحای مختلف در کارشکنی و تضعیف بجا و نا بجای فراوان هم فرو گذار نمی کنند و از تخریبهای متعدد دشمن هم قند توی دلشان آب میشود...
در چنین شرایطی چرا باید از فحاشیهای آقای محتشمیپور به آیتالله مصباحی که رهبر انقلاب او را در نبود استاد شهید مرتضی مطهری بهترین جایگزین ایشان برای نسل جوان معرفی کردند، جا بخوریم؟ چرا باید از جست و جو و تلاشهای ارزشمند! "روحانی" مسلمان آقای منتجب نیا در یافتن نادرترین شایعات ممکنه و منتشره در سایتهای ضد انقلاب و بهایی و صهیونیستی و... علیه احمدی نژاد تعجب کنیم؟...
***
ممکن است کسانی که تا اینجای این روزنوشت مفصل مرا خواندهاند تصور کنند که مطلب من در دفاع از دکتر احمدی نژاد است. در حالی که من از اولی که تصمیم به نوشتن این نوشته گرفتم هدف دیگری داشتم و ذکر فحاشیهای سابقه دار جریانات مختلف را در این سالها فقط به عنوان یک مقدمه و برای عادی بودن آن نوشتم.
من معتقدم که این فحاشیها و این توهینها و این تخریبها بخصوص در سالهای پس از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، صرفا علیه او نبوده است. و هدف اصلی احمدی نژاد نیست. یاد آور میشوم که ذکر سلام به حضرت امام زمان "عج" در ابتدای سخنان دکتر که با واکنشهای استهزا آمیز برخی مواجه شد، توصیه وی به کشیدن راه آهن قم - جمکران که به مسخره کردن وی انجامید، تاکیدات مکرر وی بر امداد گرفتن از معنویات و فیض امام زمان "عج" در مقاطع مختلف، همه و همه نشان میدهد که آنها با امام زمان "علیه السلام" مشکل دارند نه با احمدی نژاد؛ با معنوی شدن گفتار و کردار مسئولان عالی کشور مخالفند نه با شخص احمدی نژاد؛ از الگو شدن و ترویج این شیوه ادب ورزیدن به امام معصوم "ع" میترسند نه از شخص رئیس جمهور. این کار سختی نیست که به معروفترین سایتهای ضد دین فارسی اینترنت مراجعه شود تا معلوم شود که کدام بخشهای سخنان رئیس جمهور به استهزا گرفته شده است و حتی کدام رویدادهای معنوی کشور واکنش آنان را بر انگیخته است.
من یقین دارم بخش اعظم مخالفتهای دشمنان ما و استهزایی که بخصوص در باب توجه احمدی نژاد به مهدی موعود"عج" میشود مربوط به خود اندیشه مهدویت و تاثیر آن در زندگی انسان است و شخص احمدی نژاد بجز ترویج این اندیشه و دکترین هیچ گناه دیگری ندارد.
انالله یدافع عن الذین آمنوا
لینک دسترسی به متن کامل مقاله در وبلاگ آب و آتش ►
کد مطلب: 4786
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcg.79trak9u3pr4a.html