
امام خود را در حصار یک جریان محدود نکرد
گفتگو با علییونسی
21 بهمن 1386 ساعت 7:15
وزیر سابق اطلاعات، كه پیروزی انقلاب اسلامی ایران را از بعد كمهزینه بودن بی نظیرمیخواند، یادآور شد كه اگر امام(ره) در راس انقلاب نبود، حمام خون در سراسر كشور راه میافتاد.
حجتالاسلام و المسلمین علی یونسی در آستانه بیست و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در تبیین سهم مقاومتهای مردمی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اظهارداشت:« در تاریخ تحولات سیاسی كشورمان در سده اخیر دو تحول بزرگ انقلاب اسلامی و نهضت مشروطه خودنمایی میكند. البته این دو تحول بزرگ تفاوتهای فراوانی با هم دارند. انقلاب اسلامی منجر به دگرگونی كامل همه جانبه شد و همه آن را به عنوان انقلاب پذیرفتند. نظام سیاسی، اقتصادی و ارزشی به طور كامل تغییر كرد و منجر به تحولات بزرگی در منطقه شد. تحولاتی كه همچنان ادامه دارد. انقلاب اسلامی ایران آخرین انقلابی است كه در دنیا رخ داده و بعد از آن هیچ انقلابی با این وسعت و اهمیت نداریم. پیش از انقلاب اسلامی، انقلاب مشروطه هم تحولات بزرگی در ایران و منطقه ایجاد كرد، ولی استبداد ریشه كن نشد و بعد ازمدتی با كودتای رضاخان بار دیگر استبداد رضاشاهی بر كشور مستولی شد».
وی با خاطرنشان كردن این مساله كه انقلاب مشروطه به وسعت انقلاب اسلامی نبود، افزود : «انقلاب مشروطه تغییرات عظیمی را ایجاد نكرد. گرچه در انقلاب مشروطه همه نخبگان شركت كردند، اما این مشاركت از سوی همه اقشار جامعه نبود. سه قشر روحانیت، روشنفكران و طبقه متوسط ثروتمند جامعه موتور محركه نهضت مشروطه بودند. به تبعیت از روحانیت اقشاری از جامعه نیز حضور داشتند. بالاخره این قیام منجر به این شد كه حكومت استبدادی به حكومت قانون تن دهد و نظام سلطنتی مستبد به نظام سلطنتی مشروطه تبدیل شد، اما نهضت مشروطه نتوانست آسیبها و خطراتی كه یك انقلاب را تهدید میكند، كاملا شناسایی و از آن جلوگیری كند. سرانجام مشروطه به دلیل این كه مشاركت عامه مردم در آن آگاهانه نبود و رهبری واحدی هم نداشت، ناكام ماند و به انحراف كشیده شد. تلاشها سرانجام منجر به استقرار نظام سلطنتی پهلوی به جای قاجاریه شد؛ نظامی كه به ظاهر مشروطه را پذیرفت، اما به مراتب بدتر از استبداد زمان قاجاریه عمل كرد و نگذاشت مشروطه به نتیجه برسد. »
وزیر سابق اطلاعات یادآور شد: «به دنبال شكست مشروطه، پهلوی درصدد حذف پایگاه مشروطه و مشروطه خواهی برآمد. روشنفكران، روحانیت و طبقه متوسط جامعه را از ترس یك انقلاب جدید سركوب كرد. حتی روشنفكران طرفدار خود را از بین برد و به شكل مرموزی آنها را هم نابود كرد. به سركوب روحانیت روی آورد و حتی در شكل ظاهری آنها هم دخالت و لباس رایجشان را ممنوع اعلام كرد. طبقه متوسط بازار كه میتوانست پایگاه اقتصادی برای انقلاب باشد و همچنین سرمایه داری مستقل را از بین برد و سرمایه داری وابسته به دربار ایجاد كرد. پهلوی اموال طبقه متوسط كه پایگاه مشروطه بود را بین سرداران نظامی خود تقسیم كرد».
یونسی در ادامه ترسیم فضای سیاسی كشور در مقطع پس از انقلاب مشروطه با بیان اینكه « درآن دوران مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی به صورت زیرزمینی ادامه داشت»، گفت: «در شرایط و مقاطع خاصی كه كمی فشارها از جامعه برداشته میشد مبارزات، خود را نشان میداد. پس از تبعید پهلوی اول به دلیل اینكه پهلوی دوم نوجوان بود، نمی توانست كشور را اداره كند و ایران نیز از شمال و جنوب در اشغال فاتحان جنگ قرار گرفت. مملكت در حال اشغال به دلیل این كه استبداد نبود، نفسی كشید. كسانی كه مخالف شاه بودند از فشاری كه منجر به حركتهای زیرزمینی بود آزاد شدند و فرصت پیدا كردند، بار دیگر حركتهای جدی علیه پهلوی شروع شد. در مقطع پس از فرار شاه و تا كودتای 1332، در فاصلهای حدود 10 سال، مطبوعات آزادی نسبی پیدا كردند. نیروهای مخفی آشكار شدند و فضای سیاسی كشور فضای سیاسی قابل قبولی شده بود. در حالی كه كشور در اشغال بیگانگان بود، ملت از زیر فشار استبداد بیرون آمده بود. فعالیتهای سیاسی علیه استبداد كم كم شكل گرفت و مطبوعات و مجلس كمی جان گرفتند. آزادیها شكل گرفتند در همان مدتی كه استبداد محدود شده بود، صدای ملت از مجلس و مطبوعات و توسط روحانیون و روشنفكران بلند شد. شاه مجبور شد در شرایطی كه خود قدرت نداشت به آنها فرصت دهد. ملی گراها و مذهبیها توانستند تا حدی استبداد رامحدود كنند» .
وی ادامه داد: «با وقوع كودتای آمریكایی باز همان سه گروه قلع و قمع شدند. مثلثی كه در زمان پهلوی اول منهدم شده بود و پس از آن مخفیانه فعالیت میكرد، بار دیگر پس از گذشت 3 دهه كه جان گرفته بود توسط آمریكا سركوب شد. سركوبی كه بسیار گران تمام شد. تسلط آمریكا به مراتب بیشتر از انگلیس بود. آمریكا استعمار تازه نفس بود و بهتر و قوی تر از انگلیس مسلط شد. آمریكا حربه مبارزه با كمونیسم را هم داشت و در خصوص آن بسیار بزرگنمایی میكرد تا روحانیون و مذهبیها را بترسانند. البته موفق هم شدند. مرتب و به شیوههای مختلف به روحانیون، مراجع و جامعه ایران كه سخت مذهبی است، القا میكردند كه اگر ما كوتاه بیاییم كمونیستها همه ایران را خواهند گرفت. اكثریت روحانیت در آن مقطع احساس خطر میكرد و میترسیدند كه نكند ایران جزو اتحاد جماهیر شوروی و یا به یك كشور كمونیستی تبدیل شود. »
مشاور رییس قوه قضاییه ادامه داد: «پس سركوب شدید جریانهای مخالف رژیم مثل جریان مذهبی كه به ریاست امثال مرحوم كاشانی و دیگر روحانیون و یا نهضت آزادی و جبهه ملی، جریانیهای مسلح فعالیت خود را آغاز كردند. فعالیت گروههای مسلح نوعا زمانی آغاز میشود كه دیگر هیچ امیدی به اصلاح و فعالیت آزاد نیست. ازدرون حزب توده چریكهای فدایی خلق بیرون آمد و ازجریانهای مذهبی و نهضت آزادی مجاهدین خلق منشعب شدند. جریانهای مخالف رژیم شاه كه قبلا مبارزه قانونی و پارلمانی برای محدود سازی استبداد داشتند نا امید شدند و جریانهای جوان آنها چون ناامید شدند دست به اسلحه زدند. »
یونسی خاطرنشان كرد:« از سال 42 به بعد مقطعی بود كه اوج مبارزات و حركت مردمی امام خمینی(ره) در آن سالها رخ داد. حركتی كه اوج آن در میان مردم قم و ورامین بود. رژیم آنها را به شدت سركوب كرد. این اقدامات منجر به یاس عمومی جریانهای سیاسی شد و ابر سیاه یاس همه فضای سیاسی كشور را گرفت. امام خمینی(ره) تبعید شدند. سركوب جریانهای سیاسی منجر به آغاز كار گروههای مسلح شد. این گروهها در فضایی متولد شدند كه فضای یاس و انسداد سیاسی كامل حكمفرما بود و غالبا راه مبارزه با رژیم شاه را مبارزه مسلحانه میدانستند».
امام خمینی(ره) شیوه مبارزه مسلحانه را قبول نداشتند
وزیر سابق اطلاعات افزود: « امام خمینی(ره) شیوه مبارزه مسلحانه را قبول نداشتند. ایشان نه یاس را میپذیرفتند كه همه جریانهای سیاسی تقریبا تن به آن فضای یاس آلود داده بودند، ونه راه مبارزه مسلحانه را قبول داشتند. امام(ره) حركت مردمی و مذهبی را دنبال میكردند. ایشان رهبری دینی بودند و میدانستند جامعه ایران جامعه مذهبی است. این ملت هم تا حركت نكند و نخواهد، چیزی به نتیجه نمی رسد. امام(ره) به آن عمیقا باور داشتند، امام(ره) معتقد بودند این حركت باید نشات گرفته از اعتقادات دینی باشد تا مردم در آن حضور داشته باشند و برای اهداف آن از خودگذشتگی كنند».
وی با بیان اینكه تفاوت حركت سیاسی و دینی این است كه در حركت دینی، عمل كردن تكلیف محسوب میشود و سود و زیان مطرح نیست، خاطرنشان كرد: «جریانهای كمونیستی چه فداییان خلق و توده و چه گروههای كوچك كمونیستی كه مشی ضددینی داشتند، نمیتوانستند در ایران جایگاه پیدا كنند و برای مردم انگیزه ایجاد نمایند؛ چرا كه نمیتوانستند برای مردم تكلیف و جاذبه دینی ایجاد كنند كه به صورت آرمان سیاسی – دینی درآید. همانطور كه مهمترین اشتباهی كه در ماجرای ملی شدن نفت درخصوص همراهی نكردن با مرحوم كاشانی داشتند، باعث شكست آنها شد. آنها خود را از مردم و روحانیت جدا كردند و این اشتباه سیاسی شان بود. »
امام (ره) تنها استراتژی را قبول داشتند كه نشأت گرفته از وجدان دینی مردم باشد و در آن مردم در متن باشند
یونسی در ادامه با بیان اینكه امام خمینی(ره) تحولات كشور از مشروطه به بعد را به خوبی دنبال میكرد و خطاهای همه جریانهای سیاسی را كاملا رصد مینمود، تصریح كرد: «امام (ره) ضعفهای كمونیستها، جبهه ملی، نهضت آزادی، گروههای مذهبی طرفدار روحانیت كه مسلحانه عمل میكردند، را كاملا زیر نظر داشت. ایشان با گروههای مذهبی دوآتشه كه دست به اسلحه برده بودند، مخالف بود و میگفت آنها نمیتوانند حركت مردمی ایجاد كنند چرا كه اصولا مردم با خشونت مخالفند. امام(ره) با كودتا مخالف بود. اگر چنانچه نظامیها میآمدند و به امام(ره) پیشنهاد میكردند با كودتا وارد مبارزه شود، امام(ره) به این مساله تن نمیدادند و معتقد بودند حكومتی كه با كودتا و اسلحه روی كار بیاید با كودتا و اسلحه هم از بین میرود. امام خمینی(ره) حركتهای مسلحانه را حتی از طرفداران پروپا قرص مذهبی خود هم رد میكردند و قبول نداشتند. ایشان تنها آن استراتژی را قبول داشتند كه نشأت گرفته از وجدان دینی مردم باشد و در آن مردم در متن باشند».
وی ادامه داد: «از 15 خرداد سال 42 كه نهضت امام(ره) شروع شد، ایشان با درنظر گرفتن آن اصول فعالیت كردند تا بالاخره توانستند در مقطعی نسل جدید را با خود همراه كنند. امام(ره) تا انقلاب اسلامی دو كار كلیدی انجام داد. ایشان روی نخبگان و نسل جوان خوب كار كردند و موفق شدند نسل جوان را برای سالهای 56 و 57 جذب كنند و همچنین نخبگانی را از دانشگاه و حوزه جذب كردند. امام (ره) آنها را بدون ملاحظه و توجه به وابستگی حزبیشان جذب كرده بودند. به همین دلیل اطراف امام(ره) از همه احزاب و گروهها حضور داشتند. اولین كسی هم كه دولت تشكیل داد، مرحوم بازرگان بود. امام(ره) این سمت را نه به دلیل وابستگی حزبی، بلكه به دلیل لیاقت شخصی و فردی بازرگان به او سپردند. »
امام(ره) همه نخبگان و شخصیتهای سیاسی را جذب كرد
مشاور رییس قوه قضاییه درادامه گفت وگو با ایسنا اظهار داشت: «در اوج مبارزات برای انقلاب اسلامی كه همه گروههای سیاسی خدمت امام(ره) میرفتند و اعلام وفاداری میكردند، ایشان به این شرط به آنها وقت ملاقات میدادند كه بدون توجه به جایگاه حزبی و گروهیشان در آنجا حاضر شوند. امام(ره) همه نخبگان و شخصیتهای سیاسی را جذب كرد، اما هرگز خود را در حصار یك گروه و جریان خاص محدود نكرد».
یونسی افزود: «امام(ره) تا قبل از سال 56 بسیاری از نخبگان و شاگردان خاصی را برای دوران مدیریت جمهوری اسلامی تریبت كرده بود. ایشان در مدت 15 سال نسل جدیدی كه شاه از آنها غافل بود را جذب كرده بود. نسلی كه بعدها هسته اصلی انقلاب اسلامی شد. در سال 56 با شرایطی كه پس از فوت مشكوك حاج مصطفی خمینی ایجاد شد، به سرعت همه مردم و جامعه را وارد مبارزه با شاه كرد تا حدی كه نخبگان در پشت سر ایشان و مردم قرار گرفتند. با شعارهای استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و مبارزه با سلطه خارجی كه امام(ره) در طول 15 سال مطرح كردند توانست وجدان دینی و ملی مردم را بیدار كند و ملت ایران را برای یك انقلاب تمامعیار آماده كند. تا جایی كه در این انقلاب همه سازمانهای دولتی هضم انقلاب شدند. ارتش هضم انقلاب شد. مردم سازمانهای دولتی و اقتصادی مثل شركت نفت را رها كردند. تمام مولفههای قدرت شاه فرو ریخت و به طور كامل همه جامعه و ملت در اختیار امام(ره) قرار گرفت. انقلابی تمامعیار و ملی كه هیچ قدرت نظامی یارای مقابله با آن را نداشت رقم خورد. »
شاه تمام ترفندها را برای مهار و سركوبی انقلاب اسلامی به كار گرفت
وی در ادامه با بیان اینكه رژیم شاه همه ترفندهای مختلف را برای مهار و سركوبی انقلاب اسلامی به كار برد و همه شكست خورد، یادآور شد:« اگر چنانچه آمریكا هم وارد میشد، شكست میخورد. هیچ قدرتی یارای مقابله با توفان انقلاب اسلامی را نداشت. همه ملت ایران در محدوده مرزهای داخلی وارد این مبارزه شدند. همه در انقلاب مشاركت كردند و امام(ره) به راحتی توانست با كمترین هزینهای انقلاب را به پیروزی برساند. »
یونسی در ادامه با بیان اینكه بعید میدانم انقلابی با این ابعاد در جای دیگری از دنیا داشته باشیم كه تا این اندازه كمهزینه پیروز شده باشد، نوع رهبری امام(ره) را بیبدیل و بی نظیر عنوان كرد و افزود: «انقلاب اسلامی به دلیل مدیریت اخلاقی امام (ره) كمترین هزینه را داشت. ایشان انقلاب را به سمت انقلابی اخلاقی هدایت كردند كه در آن انتقام نبود. اگر امام(ره) در راس انقلاب نبود، حمام خون در سراسر كشور راه میافتاد و انتقام پشت سر انتقام فضای كشور را میگرفت. پس از انقلاب حتی كسانی كه با مردم بد بودند، انقلاب آنها را پذیرا بودند. بهجز تعداد افرادی كه دستشان به خون مردم آلوده بود، بقیه را مردم و انقلاب بخشیدند. به دلیل این نوع رهبری، امام(ره) توانست با اتكای به مردم همه اركان نظام را از هم فروپاشد و نیروهایی كه باید با مردم مقابله كنند به مردم پیوستند. دیگر كسی نبود كه با مردم بجنگد. قبل از اینكه رفراندوم برگزار شود مردم بارها و بارها در خیابانها نابودی رژیم شاه و تشكیل جمهوری اسلامی را فریاد زده بودند. این واقعیتی بود كه اتفاق افتاد».
مشاور رئیس قوه قضائیه همچنین اظهارداشت :« امام خمینی (رض) مرجع تقلید بود و مورد اعتماد علما و روحانیون قرار گرفت. هیچكس غیر از امام خمینی نمیتوانست این نقش را ایفا كند. اعلامیههایی كه امثال مرحوم آقای گلپایگانی به حمایت از امام و انقلاب دادند، دلیلی بر این امر است. این از ویژگیهای ممتاز امام خمینی (رض) بود. تنها فردی مثل او بود كه میتوانست این جایگاه را پیدا كند. این جایگاه را مرحوم طالقانی و حتی بهشتی و مرحوم كاشانی هم كه یك رهبری دینی بودند، نمیتوانستند پیدا كنند. چرا كه آنها به هر حال در جایگاه مرجعیت دینی نبودند. هركدام در حد محدودی میتوانستند مردم را جذب كنند. »
شاه در اوج قدرتش شكست خورد
وی تاكید كرد:« فردی مثل امام خمینی(ره) كه رسالههای او در خانه مردم است و مردم در امور روزه و نمازشان از او تقلید میكنند، این جایگاه را مییابد. تنها فردی مثل امام خمینی میتوانست این پیوند را بین همه اقشار برقرار كند و روحانیون و مراجع تقلید را وارد مبارزه كند. این هنر امام خمینی(رض) بود و تنها فردی در جایگاه او میتوانست این جایگاه را به دست آورد. از طرفی ایشان پایگاه مبارزاتی هم داشت و توانست همه اینها را جمع كند و به پیروزی برسد. غیر از این امكان پیروزی نبود. لذا هیچكس نمیتوانست با امام خمینی معارضه كند؛ چون كسی نبود این جاذبه را داشته باشد».
انقلاب اسلامی بدون اتكای به هیچ حزب و گروهی پیروز شد
وزیر سابق اطلاعات اضافه كرد: « انقلاب اسلامی بدون اتكای به هیچ حزب و گروهی پیروز شد. همه جریانهای سیاسی مشاركت داشتند، اما سهم گروهها و جریانهای سیاسی به اندازه خودشان بود. نمیتوانستند شركت نكنند. اگر چنانچه یك جریان سیاسی شركت نمیكرد از صحنه سیاسی حذف میشد. وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد تقریبا همه رهبران گروههای سیاسی زندان بودند و هیچ وقت هم باور نمیكردند انقلاب اسلامی به پیروزی برسد. بسیاری از اعضا و رهبران گروههای سیاسی یا متواری و خارج از كشور بودند یا در زندان به سر میبردند و مخفی شده بودند. باور نمیكردند انقلاب اسلامی به پیروزی برسد. آنچنان یاس آنها را فرا گرفته بود كه مطمئن بودند شاه شكست نمیخورد. »
وی با بیان اینكه شاه در اوج قدرتش شكست خورد و در آن مقطع انقلابیون در حضیض یاس بودند، ادامه داد: « ارتش و ساواك از لحاظ قدرت در بهترین وضعیت قرار داشتند. سال 56 دولت دربهترین موقعیت اقتصادی قرار داشت. حمایت بینالمللی از شاه در اوج خود بود. شوروی و آمریكا از شاه حمایت میكردند. مردم زمانی گروههای سیاسی را از زندان بیرون آوردند كه آنها هیچ امیدی برای آزادی نداشتند. مردم یك سال و نیم در تعطیلی كامل بودند، شاه را به استیصال كشاندند و افكار عمومی دنیا را به نفع خودشان تغییردادند. فشار افكار عمومی، زندانیان را از زندان بیرون كشید. وقتی زندانیان بیرون میآمدند گیج بودند. حتی تا مدتی جرأت نمیكردند در صف تظاهرات و اعتراضات مردم شركت كنند و مرگ بر شاه بگویند. میگفتند نكند كلكی در كار باشد؛ یا نكند ظاهرسازی برای امتحان ما باشد كه بخواهند ما را از بین ببرند. حتی بعضیها توصیه میكردند كه مواظب باشید و در این حركتهای كور شركت نكنید. این تعابیر، تعابیر معروفی بود. میگفتند مواظب باشید جذب این حركتهای كور پوپولیستی نشوید كه نمیدانیم چه كسانی دنبال آن هستند. آمریكا یا انگلیس. جریانهای سیاسی هم مایوس بودند و هم تحلیل نداشتند».
یونسی ادامه داد: «حتی برخی نخبگان سیاسی طرفدار امام خمینی(ره) هم چندان قدرت تحلیل نداشتند. چرا كه فاصله بین آنها و امام(ره) خیلی زیاد بود. میترسیدند و میگفتند چرا امام اینقدر تند میرود. بیانیههایش اینقدر تند و انقلابی است. تلاش میكردند امام(ره) كمی ترمز و آهستهتر حركت كند، اما مردم خوب درك میكردند. امام یك جمله میگفتند فردایش در شعارها بود. گروههای مخالف سیاسی خواب بودند و ضربات شوك رژیم شاه آنها را آنچنان گیج كرده بود كه اصلا نمیفهمیدند خارج از زندان چه خبر است و چه اتفاقاتی در حال وقوع است. وقتی مردم آنها را از زندانها بیرون آوردند نمیدانستند چه كنند. آن زمان با تعدادی از این زندانیان كه قبلا از دوستان دوران تحصیلم در مدرسه بودند، دیدارهایی داشتم. وقتی آنها از زندان بیرون میآمدند به ملاقات آنها میرفتم. با حالت یاس و ناباوری میگفتند ما نمیدانیم حال كه بیرون آمدیم كی قرار است به زندان برگردیم. به شدت میترسیدند و متعجب بودند كه چه اتفاقی میافتد. میپرسیدند كه این حركتها در خیابانها چیست؟ مگر شاه با شعارهای مرگ بر شاه از بین میرود؟»
وزیر سابق اطلاعات در پایان تاكید كرد: « امام(ره) روی جذب نخبگان و تربیت آنها سرمایهگذاری كرد و جذب نسل جدید را قبل از اینكه حركت عمومی را آغاز كنند در برنامه خود قرار داد. امام (ره) فرصت برای تربیت داشت. نخبگانی كه بخش زیادی از آنها از شاگردان خود او بودند و هر كدام ابعادی از فضایل امام(ره) را داشتند. آنها شخصیتهای بزرگی هستند، اما امام خمینی (رض) شخصیت بزرگ و منحصر به فردی بود كه كمتر در تاریخ همانندی برای او پیدا میشود. »
کد مطلب: 1121
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcg.x9qrak9qqpr4a.html