خاتمی، اصولگرایان و صدور انقلاب [صادق زیباكلام]

سرمقاله‌کارگزاران-22 اردیبهشت87

22 ارديبهشت 1387 ساعت 7:35


در اینكه سخنان هفته گذشته سیدمحمد خاتمی می‌توانست و می‌تواند مستمسكی در دست مخالفان ما در غرب و جهان عرب قرار گیرد كمتر می‌توان تردیدی داشت. آنچه ایشان گفتند در حقیقت بیان همان اتهامی بود كه مخالفان ما همواره به ما نسبت داده‌اند. اینكه ما از گروه‌های رادیكال (و به‌زعم غربی‌ها «تروریست») حمایت می‌كنیم. حمایت از رادیكال‌ها در عراق، لبنان و فلسطین. 

آقای خاتمی گفتند كه صدور انقلاب از دید مرحوم امام خمینی این نبوده كه ما با سلاح گرم و حمایت از گروه‌های رادیكال، انقلاب را صادر كنیم. صرف‌نظر از آنكه رهبر كبیر انقلاب مقصود و منظورشان از «صدور انقلاب» چه بوده و آیا خاتمی به منظور و مقصود ایشان پی برده‌اند یا اصولگرایان درون و برون از دولت نهم؛ معنی انتقاد رئیس‌جمهور سابق آن است كه كسانی در ایران منظور امام را به درستی درك نكرده‌اند و با كمك كردن به گروه‌های رادیكال و انقلابی در كشورهای دیگر می‌خواهند تا انقلاب را به طرف مبارزه مسلحانه صادر نمایند. آقای خاتمی عمل آنان را درست ندانسته و آن را انحراف از صدور انقلاب از منظر امام خمینی می‌پندارند. 

واقعیت امر آن است كه تمام كسانی كه ایران را به حمایت از گروه‌های مسلح رادیكال متهم می‌كنند، از این به بعد وقتی مقامات رسمی ایران چنین اتهامی را انكار كردند، می‌توانند استناد به حرف آقای خاتمی نموده و بگویند كه اگر به راستی گروه‌ها و جریاناتی درون ایران دست به چنین اعمالی نمی‌زنند پس چرا رئیس‌جمهور سابق خودتان این سیاست را مورد نكوهش قرار دادند؟ اگر به راستی چنین باشد كه شما مسوولان رسمی حكومت ایران می‌گویید (كه ما به هیچ روی از گروه‌های رادیكال و طرفدار خشونت چه در عراق یا كشورهای دیگر حمایت نمی‌كنیم)، در آن صورت چرا رئیس‌جمهور سابقتان این انتقاد را مطرح نمود؟ 

آقای خاتمی بعدا تلاش كردند كه مطلب را طوری جمع‌وجور و درست كنند. اما واقعیت این است كه ممكن است آقای خاتمی در بیان مطلب فوری ظرایف و جوانب دیپلماتیك را رعایت نكرده باشد، اما یك مطلب اساسی را نمی‌توان منكر شد و ای‌كاش آقای خاتمی به جای تلاش در جمع‌وجور كردن مطلب و ریختن آب سرد روی خشم اصولگرایان، روی این نكته می‌ایستادند كه من ممكن است مطلب را خیلی صریح و بی‌پرده بیان كرده باشم اما آیا غیر از این است كه از زمان روی كارآمدن اصولگرایان سیاست تنش‌زدایی در دیپلماسی ایران به كل و به جزء به اصل و به فرع كنار گذارده شد و به جای آن زبان تند و رادیكال جایگزین گردید؟ آیا زبان تند، خشن و رادیكالی كه آقای احمدی‌نژاد، آمریكا و سایر مخالفان ایران را مورد خطاب قرار می‌دهد، هیچ تناسب و سنخیتی با زبان ملایم و احترام‌آمیز آقای خاتمی پیدا می‌كند؟ آیا لحن درشت، جملات زمخت و عبارات تمسخرآمیزی كه آقای احمدی‌نژاد غربی‌ها و آمریكایی‌ها را توصیف می‌كند، سنخیتی و مشابهتی با كلام آرام و لحن محترمانه آقای خاتمی دارد؟ 

خاتمی كه نه غرب و نه آمریكا و نه هیچ‌یك از دیگر مخالفان ایران را نه بزرگ می‌دانست و نه گرامی؛ اما در عین حال آنان را نادان، جاهل، مغرض، احمق و بیچاره هم نمی‌خواند. آقای خاتمی پرچم سفید تسلیم در برابر آمریكا و غرب در دست نگرفته بود، اما در عین حال دلیلی هم بر توهین، تحقیر و تحریك آنان نمی‌دید. در حالی‌كه خلف او به چیزی كمتر از خوار شمردن، استهزا و تحقیر آمریكایی‌ها و غربی‌ها رضایت نداده و این را مترادف با انقلابی بودن و خط امامی بودن و صدور انقلاب می‌پندارد. 

آقای خاتمی فكر نمی‌كرد، یا اعتقاد نداشت، كه با خوار شمردن و تحقیر دیگران از جمله آمریكا و غرب، ایران به بزرگی می‌رسد. در حالی‌كه خلف او احساس می‌كند كه یكی از راه‌های كسب عزت و بزرگی، تحقیر و كوچك شمردن دیگران از جمله و بالاخص آمریكا و غرب است. 

بحث اساسا بر سر آن نیست كه صدور انقلاب چه هست و چه باید باشد. حتی بحث بر سر این هم نیست كه بنیانگذار جمهوری اسلامی صدور انقلاب را در چه می‌دانسته و دیگران امروز آن را در چه می‌پندارند. مقدم‌تر و مهم‌تر از بحث صدور انقلاب این است كه ما به دنیا و به مخالفانمان چگونه باید بنگریم و در تعامل با آنان چه زبانی را باید به كار گیریم. 


کد مطلب: 3184

آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdch.6nxt23nzkftd2.html

شهاب نيوز
  http://www.shahabnews.com