18 ارديبهشت 1387 ساعت 7:30
ماجرای تهران و واشنگتن [سید محمد صادق خرازی] سرمقاله کارگزاران-۱۸ اردیبهشت۸۷ |
نگاه اجمالی به موفقیتها و ناكامیهای مناسبات واشنگتن و تهران طی سه دهه گذشته بیان از یك سلسله واقعیتهای عینی دارد؛ واقعیتهایی كه نشاندهنده آن است كه تنها تحول در ادبیات و مكانیسمهای سنتی سیاست خارجی، نمیتواند راهگشای روابط باشد.
در زمینه تحلیل روابط ایران و آمریكا سوالهای جدی پیش روی قرار دارد: آیا دیپلماسی به تنهایی برای حل منازعات ایران و آمریكا كفایت میكند یا خیر و دوم اینكه آیا مذاكرهكنندگان توان، قدرت و اعتماد به نفس لازم برای مذاكره و حل منازعه را دارند یا خیر؟ آیا مشكلات فیمابین دو كشور، فراتر از روابط دوجانبه است یا ریشه در موضوعات منطقه و بینالملل هم دارد؟ آیا طرفهای دیگر علاقهمند به حل مشكلات ایران و آمریكا میباشند؟ به عبارت دیگر آیا كشورهایی از ادامه وضعیت فعلی روابط ایران و آمریكا متنفع میشوند؟ آیا دو كشور آمادهاند صرفا در خصوص مسائل دوجانبه گفتوگوها را آغاز كنند یا حل مسائل خارجی به عنوان پیششرط مطرح میشود؟ ملاحظات داخلی دو كشور تا چه حد در رویكردشان در حل و فصل مسائل دو كشور موثر است؟ آیا در دوره تكوین سیاست خارجی آمریكا در زمان كارتر، ریگان، بوش پدر، كلینتون و بوش پسر، رهیافت آمریكاییان نسبت به ایران متفاوت شده است؟ آیا میتوان تصمیمات انتزاعی پیشین آمریكا طی60سال گذشته را معیاری برای دیپلماسی امروزه هم قرار داد و با گرایش تاریخی به آینده محك زد؟ هربار كه آمریكا در منطقه دچار بحران و مشكل میشود، وعدههای دیپلماتیك آن، بیاعتمادی زیادی را به دنبال داشته است. آیا میتوان گفت تغییر سیاست آمریكا در قبال ایران تنها در تاكتیك بوده است نه استراتژی؟ چرا آمریكا در افغانستان و عراق دوگانه عمل میكند؟ چرا براندازی سخت توسط جمهوریخواهان و براندازی نرم توسط دموكراتها در قبال ایران، تجربه ناموفق داشته است و این مسئله چه تاثیری برآینده روابط دو كشور داشته یا خواهد داشت؟ و دهها سوال متعدد دیگر كه صرف طرح سوال، خود ذهن چابك مخاطبان را به كنشها و واكنشهای جدی متبادر میسازد.
مردم ایران كارنامه بلندی از رفتارهای آمریكا در پیش روی خود دارند كه هركدام قصه پرغصه هفت گنبد افلاك است. از كودتای 28مرداد1332 حضور ایالات متحده در ایران به عنوان یك نیروی جدید برای توازن بین قوای انگلیس و روس و ماجرای ملی شدن نفت و خروج نیروهای شوروی از ایران تا نفوذ دولتین آمریكا از سال 1357-1332در عمیقترین بخشهای سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی ایران، حمایت از سركوبهای مردمی رژیم شاه، حمله نظامی به طبس، بلوكه كردن داراییها و اموال دولت ایران در آمریكا، حمایت نظامی، اطلاعاتی و سیاسی از صدام حسین طی جنگ تحمیلی علیه مردم ایران، حمله به سكوهای نفتی ایران در خلیج فارس، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرباس، نادیده انگاشتن تلاش ایران برای میانجیگری برای حل بحران گروگانها در لبنان، حمایت از مخالفان ایرانی در آمریكا و عراق، بیتوجهی به تلاش ایران برای آزادسازی كابل و همكاری ایران در قبال جنگ با تروریسم، همكاری ایران در پروسه دموكراتیزه شدن و استقرار نظام دیوانسالار سیاسی جدید در عراق و عدمپرداخت مابهازاء در همكاری و مذاكرات یكسال اخیر با عراق و دهها مورد دیگر دلایل طرف ایرانی است.
از سویی دیگر میتوان به ادعاهای آمریكاییها در قبال ایران پرداخت كه خود در هر زمان شدت و ضعف داشته است. پروسه صلح خاورمیانه، مبارزه با تروریسم، مبارزه با مواد مخدر و مسئله امحای سلاحهای كشتار جمعی و بحث حقوق بشر از ادعاهای آمریكاییهاست. ادعای آمریكاییها قابل پذیرش نیست چون در تمام موضوعات ما شاهد رفتار دوگانه آنها هستیم.
بعضا صداهای مختلف از درون حاكمیت سیاسی آمریكا شنیده میشود. دموكراتها، محافظهكاران و نومحافظهكاران هركدام یك سیاست را با ادبیاتها و لحنهای مختلف بیان میكنند آنها در استراتژی با هم اختلافی نداشتهاند بلكه در تاكتیكها ولحنها ما شاهد تغییراتی بودهایم. هر دو طرف عمیقا باور دارند كه فرصتهای مناسبی را از دست دادهاند یا به دلیل حساسیتها و واقعیتهای داخلی یا فشارهای پیرامونی از اعتراف و اذعان پرهیز میكنند ولی واقعیت این است كه ایران و آمریكا دارای ظرفیتهای فراوانی برای حل مسائل دوجانبه و منطقهای و بینالمللی هستند.
شایسته است به ظرفیت و موقعیت منطقهای ایران توجه شود نه آنكه به صورت تاكتیكی شاهد مذاكرات بدون مابهازا و یك طرفه باشیم. صداقت آمریكاییها درقبال ایران باید احراز شود. در صورتی كه ما شاهد یك پلتفورم جامع از سوی آمریكاییها باشیم بسیاری از موضوعات دوجانبه- منطقهای و بینالمللی قابل حصول است. البته پلتفورمی جامع، واقعبینانه و عاری از رفتارهای یكجانبهگرایی آنها كه قابلیت ظرفیتسازی داشته باشد.آنگاه همهچیز ممكن است و هیچچیز غیرممكن.
کد مطلب : 3079