5 شهريور 1387 ساعت 7:25

راهکارهای عملی اتحاد ملی

سرمقاله صدای‌عدالت-5 شهریور 87

رهبر معظم انقلاب اسلامی در مناسبت‌های مختلف، بر مقولة مهم وحدت ملی به عنوان نوعی راهکار و استراتژی کلان نظام جمهوری اسلامی تأکید و اهتمام فراوان داشته‌اند. عینیت بخشیدن به تأکیدات رهبری در این زمینه نیازمند برنامه‌ریزی‌های کلان در سطوح مختلف و اعمال دقت در اجرای کامل این برنامه‌هاست. ما نیز در اینجا می‌کوشیم كه به اختصار، برخی راهکارهای عملی تحقق وحدت ملی را بررسی قرار كنیم.‏ 

محققا برای نیل به مؤلفه‌های تمدن بزرگ اسلامی و تحقق ارزش‌ها و آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی، حفظ وحدت و یگانگی و اتحاد ملی از اهم واجبات است و تدبیر و برنامه‌ریزی دربارة آن از اولویت‌های مهم ساختارها و سطوح مختلف جامعه و نظام اسلامی است. 

اجرای دقیق و كامل اصول قانون اساسی، گامی مهم و بنیادین در ایجاد وحدت ملی در جمهوری اسلامی ایران است. این قانون به بهترین نحو، بیانگر آمال و خواست‌های قومیت‌ها و اقوام مختلف نژادی و مذهبی ایران زمین است. و از آنجا كه این قانون، ثمرة خون هزاران شهید و مجاهدت و ایثار میلیون‌ها ایرانی آزاده در سالیان اخیر است. به بهترین نحو می‌تواند همچون مبنا و فصل‌الخطاب، در مسئلة اتحاد ملی نقش محوری بر عهده بگیرد و حل نهایی و ساختاری این مسئله را در چارچوب قانون اساسی و اهداف عالیة نظام اسلامی تحقق بخشد. 

بر خلاف نظر برخی كه اجرای این اصول را موجب خدشه‌دار شدن وحدت ملی و تمامیت ارضی می‌دانند، ما معتقدیم كه اجرای كامل این اصول نه فقط وحدت ملی و سرزمینی ایران را به خطر نخواهد افكند، بلكه خود مهم‌ترین عامل حفظ وحدت و اتحاد ملی خواهد بود. قانون اساسی به عنوان میثاق عام و مشترك تمام ایرانیان، می‌تواند همچون عاملی وحدت‌بخش به تمام پراكندگی‌ها و گسست‌های قومی، نژادی و زبانی پایان دهد و ملت ایران را حول پیمان و میثاق ملی، كه حقوق و خواست‌های همگان را در خود تدارك دیده است، متعهد كند. 

از سوی دیگر و به عنوان راهكاری مهم و اصولی، تمركززدایی همه‌جانبه در ساختار اداری و در طرح‌های اقتصادی و توسعة منابع ملی كشور، عاملی مهم در روند ایجاد اتحاد ملی خواهد بود. سانترالیزم و مركزگرایی در ایران امروز ریشه در اصلاحات و تغییرات یك‌جانبه‌‌گرایانه و مطلقة حكومت پهلوی دارد كه متأسفانه عواقب آن تاكنون نیز ادامه داشته است. حتی می‌توان گفت كه تمركز بیش از حد امور اداری، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در پایتخت و مناطق مركزی ایران روز به روز، بیشتر می‌شود و ما را اكنون با موقعیت خطرناكی به نام "مركز - پیرامون" در درون كشور مواجه كرده است كه پیرامون را اساساً، مناطقی حاشیه‌نشینی و کم‌بر‌خوردار تشکیل می‌دهد كه سهم اندكی از برنامه‌های توسعة سال‌های گذشته داشته‌اند.
 
به باور ما سازماندهی حكومت و ساختار قدرت غیرمتمركز در نظام اداری كشور، باید به نحوی باشد كه همة استان‌های كشور را به طور یكسان و با حقوق برابر در بر بگیرد، تا شهروندان كشور بتوانند در مناطق مختلف، در آنچه كه مربوط به زندگی فرهنگی، امور اداری، اقتصادی و اجتماعی آنهاست، به طور فعال و مؤثر، دخالت و مدیریت آن راكنند و با رعایت اصول و مبانی قانون اساسی و یكپارچگی سرزمین ایران، در همة زمینه‌ها، حق تصمیم‌گیری داشته باشند. بی‌گمان، شیوة كشورداری غیرمتمركز و اساساً،‌ هر نوع تمركز‌زدایی و انحصارشكنی دیگر، از الزامات شكوفایی اقتصادی- فرهنگی برای كل كشور، به‌ویژه برای مناطق توسعه‌نایافتة ایران است.
 
بی‌تردید، تمركز‌زدایی در هر عرصه و زمینه‌ای، از پیش‌شرط‌های برقراری مردم‌سالاری دینی به معنای مشاركت واقعی و پایدار مردم در امور كشور پهناور و چندقومی ایران است. لذا تمركززدایی می‌تواند همچون یك خواستی عمومی، مهم‌ترین زمینه را برای ایجاد وحدت ملی فراهم آورد.‏ 


کد مطلب : 6373
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ