16 ارديبهشت 1387 ساعت 7:20
شنونده باید عاقل باشد [محمدجواد روح] سرمقاله کارگزاران-۱۶ اردیبهشت۸۷ |
یكی از ویژگیهای اصلی علوم انسانی، امكان طرح برداشتهای مختلف از یك پدیده است. برداشتهایی كه اگر مبتنی بر واقعیات علمی و عینی باشد، قابل پذیرش و حتی لازمه بحث و گفتوگو در این حوزه است.
عرصه سیاست نیز بهعنوان یكی از حوزههای علوم انسانی از این قاعده مستثنی نیست. با این حال، اگر فعالان و تحلیلگران عرصه سیاست كه با مقولههای پیچیدهای چون قدرت و اداره جامعه درگیر هستند، برداشتها و تحلیلهای خود از امر بیرونی را بر واقعیتهای اجتماعی هر چند ناخوشایند استوار نكنند و صرفا تصاویر مطلوب خود را از این واقعیتها ارائه كنند، سرنوشت آن شیر بینوا را پیدا میكنند كه تصویر خود در آب را واقعیت پنداشت و به خدعه خرگوش، به ته چاه سقوط كرد.
از این منظر است كه در عرصه سیاست گرچه میتوان تحلیلهایی متفاوت از یك پدیده یا رویداد ارائه كرد، اما الزاما نمیتوان بر هر تحلیلی تكیه كرد و پی خانه بر آب نهاد؛ گرچه آن تحلیلها، به دلایل مختلف و تحت تاثیر عوامل مصنوعی (چون قدرت رسانهای صاحبان آن تحلیل) به تحلیل مسلط در حوزه تبلیغات و در عرصه عمومی تبدیل شده باشد. چرا كه در مواجهه با تحلیلهای متفاوت آنچه معیار و مبنای قضاوت فعالان سیاسی میتواند و باید قرار گیرد، پایه و اساس عینی و علمی این تحلیلهاست و نه كثرت و تعدد آن در رسانهها. به قول معروف، كثرت یك تحلیل برای آن حقانیت نمیآورد. چرا كه حقانیت امری ذاتی است و كثرت، وضعی قابل جعل.
مثلا در جامعهای كه آزادی و تكثر رسانهها تامین و تضمین نشده و مهمتر از آن، رسانههای قدرتمند و پرنفوذ به ساختار دولت (و نه كلیت جامعه) وابسته هستند، عملا مسلط كردن یك تحلیل در حوزه رسانهها توسط ساختار قدرت یا جریانهای پرنفوذ ممكن (و حتی میتوان گفت «رویه») است. (بگذریم كه دركشورهایی كه آزادی رسانهها هم تامین شده، جریانهای قدرتمند و مولتی مدیاها امكان مسلط كردن تصاویر مطلوب خود از پدیده خارجی را دارند). اگر این اصل را بپذیریم، آنگاه میتوان در مقولهای چون انتخابات مجلس هشتم نیز به ارزیابی روایتها و تصویرهای متفاوتی پرداخت كه از آن، تاكنون ارائه شده است. چرا كه این دوره از انتخابات، واجد ویژگیها و خصوصیاتی بود كه آن را از وضعیت «تك روایت» و «تك قرائت» خارج میكرد.
در حالی كه مثلا انتخابات ریاستجمهوری دوره هفتم و هشتم (1376 و 1380)، مجلس ششم (1378) و حتی ریاست جمهوری نهم (1384) به شكلی برگزار شد كه روایت و تصویری واحد (یا دست كم مسلط) در میان تحلیلگران در قبال آنها وجود داشت. توجه شود كه منظور «روایت مسلط» در اینجا، حول نتیجه انتخابات شكل میگیرد و نه حتی تحلیلها و پیامهایی كه ناظران و فعالان سیاسی مختلف از آن نتیجه، اقتباس میكنند.
مثلا در انتخابات ریاستجمهوری دوره هفتم (1376)، همه ناظران و نیروهای سیاسی بر واقعیتی به نام پیروزی بزرگ سیدمحمد خاتمی و حامیانش، اتفاق نظر داشتند. اما درباره پیامهای این انتخابات، طیف مختلفی از روایتها (از آشتی بزرگ جامعه با حكومت تا «نه» بزرگ به ساختار سیاسی) ارائه و اراده شد. البته همین دریافت پیامها نیز ممكن است بر واقعیتها مبتنی نباشد و در نتیجه، راهها و راهبردهای اشتباهی را پیش روی فعالان سیاسی قرار دهد، اما خطر و صدمه دریافت پیامهای اشتباه كمتر از برداشت نادرست از واقعیت بیرونی است. البته در مورد رخدادی چون انتخابات ریاستجمهوری دوره هفتم (1376)، واقعیت چنان آشكار است كه خود را بر هر ناظری تحمیل میكند. به قول مولانا، آفتاب آمد دلیل آفتاب/ چون دلیلت آمد از او، رو متاب. و طبعا اگر آن زمان ناظر یا فعالی سیاسی آفتابی چون دوم خرداد را نمیدید یا خود را به ندیدن میزد، صرفا اسباب تمسخر ناظران و نزهت خاطر حاضران را فراهم میآورد.
اما انتخابات مجلس هشتم، نهتنها پیامی آشكار و یكسان را به ناظران تحمیل نمیكرد كه حتی در باب نتیجه آن هم، حرفهای متفاوتی زده شده كه هر كدام بر مستندات و شواهد و قرائنی نیز، متكی است. طبعا در این یادداشت نمیتوان به تكتك آن حرفهای متفاوت و نتایج متمایزی كه از انتخابات مجلس هشتم اراده و ارائه شده، پرداخت. اما بهطور كلی و با تسامح میتوان این نتایج را به دو دسته اصلی تقسیم كرد:
1- تصاویر صرفا سیاسی: میتوان از انتخابات مجلس هشتم، تصویری صرفا سیاسی اختیار كرد. بنا بر این تصویر، انتخابات مجلس هشتم در دو مرحله برگزار شد كه در نهایت جریان متحد دولت توانست اكثریت حدود 70 درصدی كرسیهای پارلمان را در اختیار بگیرد. در این انتخابات جریانهای اصلاح طلب و مستقل نیز مجموعا بیش از 30 درصد كرسیها را به دست آوردند.
البته این تصویر صرفا سیاسی، میتواند به برخی حواشی چون ردصلاحیتها، پارهای اعتراضات به سلامت انتخابات و نیز ویژگیهای فهرستهای اصلی و ائتلافهای انتخاباتی بپردازد. این تصویر به دلیل تعدد و قدرت رسانههای حامی یا وابسته به دولت، عملا به تصویر مسلط در عرصه سیاسی تبدیل شده است. گویی، رسانهها بازتاب دهنده خبر اعلامی وزیركشور و رئیس ستاد انتخابات بودند كه با خوشحالی از پیروزی 70 درصدی همفكران و متحدان خویش در انتخابات خبر دادند.
حتی در سطح رسانههای منتقد دولت نیز به دلیل آنكه تحلیلها عمدتا در سطح سیاسی ماجرا و متاثر از تحولات روزمره و خبری بود و نیز آنكه رسانههای منتقد عموما در اختیار طیفی از نیروهای سیاسی است كه خود با وجود همه گلایهها و شكوائیهها پایی در انتخابات دارند، بحثها و تحلیلهای آنان نیز از گزند سیاسی بودن صرف، مصون نماند.
بهعبارت بهتر، رسانهها (و حتی تحلیلگران) مسلط در فضای سیاسی جامعه ایران، همگی -و هر یك به شكلی- در كار ارائه تصویر صرفا سیاسی از انتخابات هستند و طبعا در دورهای كه «رویگردانی از امر سیاسی» پدیده اصلی انتخابات باشد، این تصویر خدشهدار یا دستكم، حرف و حدیث بردار میشود.
2- تصویر كلان (اجتماعی): دیگر تصویر قابل ارائه از هر انتخابات (بهطور عام) و انتخابات مجلس هشتم (به طور خاص) در سطحی كلانتر ارائه میشود. در این تصویر كلان، انتخابات بیش از آنكه امری صرفا سیاسی باشد و در آن نیروها و جریانات سیاسی و نتایج كسب شده توسط آنها معیار و مبنا باشد، نوع برخورد جامعه با انتخابات مبنای تحلیل قرار میگیرد. در چنین تصویری، ملاك و معیار تحلیل نتایج رسمی انتخابات و آرایی كه از سوی دستگاههای اجرایی و نظارت اعلام میشود، نیست. معیار و مبنا در اینجا، نسبت این نتایج با ظرفیتهای واقعی و عینی جامعه است.
بر این مبناست كه در تصویر كلان اجتماعی انتخابات مجلس هشتم، مهمتر از نتایجی كه جریانهای سیاسی كسب كردهاند، میزان مشاركت شهروندان و رویكرد آنها به مقوله انتخابات محور و مبنا قرار میگیرد. در چنین تصویری است كه بیش از نتایج به دست آمده از انتخابات، جمعیت بیش از 70 درصدی در مرحله اول و بیش از 85 درصدی در مرحله دوم انتخابات تهران جلب نظر میكند كه به پای صندوقهای رای نیامدهاند. نادیده گرفتن این تصویر و بزرگنمایی و تبلیغات بر سر نتایج به دست آمده از اقلیت حاضر شده در پای صندوقهای رای، طبعا تصویر ناقص و تحلیلی سست را به ناظر و فعال سیاسی ارائه میكند.
طرح این مطلب البته به معنای تایید رویه «تحریم» یا «عدم شركت» درانتخابات مجلس هشتم نیست. اما وقتی چنین واقعیتی خودنمایی میكند، نادیده گرفتن یا انكار آن همان قدر اشتباه است كه مثلا ناظری در انتخابات ریاستجمهوری دوره هفتم (1376) پیروزی خاتمی یا مشاركت بیش از 70 درصدی واجدان حق رای را انكار میكرد و از «بیاعتمادی مردم به نظام» دم میزد.
به سبك سعدی (علیه الرحمه)، دو چیز برای ناظر سیاسی طیره عقل است؛ ندیدن مشاركت شهروندان در هنگامه حضور و انكار سقوط آمار مشاركت در زمان غیبت آنها. گرچه جمعی از ناظران هم به مصداق ضربالمثل «چیزی كه عیان است، چه حاجت به بیان»، در این دوره و زمانه كه ظاهرا وقت خاموشی است و سخن گفتن مصداق طیره عقل، حرفی نمیزنند و بر آن 70 درصد انگشت نمینهند. اما قاعدتا شنونده عاقل هم دلیل سكوت ناظران را میفهمد و هم سكون و حاشیهنشینی رای دهندگان را.
کد مطلب : 3015