16 مهر 1387 ساعت 7:45

نامزدی خاتمی و خطر «تداركاتچیزاسیون» [سـید مصطفی‌ تاج‌زاده]

روزنامه کارگزاران- 16 مهر 87

یكی از پرسش‌های جدی خطاب به حامیان نامزدی آقای خاتمی این است كه «با وجود آنكه آقای خاتمی رئیس‌جمهور را تداركاتچی خواند، چرا شما از نامزدی مجدد وی در انتخابات ریاست جمهوری حمایت می‌كنید؟». استدلال‌های من در پاسخ به این پرسش از این قرار است: 

1- تاكنون دو تفسیر ناروا از سخن مهم و افشاگرانه آقای خاتمی كه «عده‌ای رئیس‌جمهور را تداركاتچی می‌خواهند» ارائه شده است. یكی از موضع اصلاح‌طلبی و دیگری از منظر اقتدارگرایی. به نظر من رئیس دولت اصلاحات پس از روبه‌رو شدن با مقاومت نهادهای انتصابی برای رد لوایح دوگانه، با بیان جمله فوق اقتدارگراهایی را افشا كرد كه رای مردم و جایگاه و وظایف رئیس‌جمهور را نادیده می‌گرفتند و از آقای خاتمی انتظار داشتند به داشتن پست رئیس‌جمهوری خشنود باشد، ولی درباره نقض حقوق ملت سكوت كند. گزاره فوق كه استراتژی اقتدارگراها را در یك جمله خلاصه و افشا كرد، این بود كه عده‌ای درصدند نهاد انتخابات را گروگان بگیرند، مجلس را فرمایشی و منتخب مردم را در ریاست جمهوری تدارکاتچی مراکز قدرت کنند. 

1-2. برداشت بعضی اصلاح‌طلبان از سخن فوق چنین بود كه رئیس‌جمهور وقت خود علنا‌ گفت‌ تداركاتچی است. سپس انتقاد می‌كنند كه چرا با وجود این وضعیت، ممكن است آقای خاتمی دوباره نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود. گروهی از آنان حتی می‌پرسند كه چرا اساسا وی در دور دوم (سال 80) كاندیدای ریاست جمهوری شد؟
 
2-2. اخیرا مدیرمسوول روزنامه كیهان سخن فوق را از منظری دیگر تحریف كرد. وی ادعا كرد: «آقای خاتمی حداقل به این علت كه به قول خودش در دوران ریاست جمهوری فقط یك تداركچی بوده است و جریان امور در دست كسانی بود كه باز هم به قول خود ایشان خواسته دشمنان اسلام و انقلاب را دنبال می‌كردند و... می‌‌تواند گزینه مطلوبی برای دشمنان بیرونی باشد، حتی اگر خود ایشان هم نخواهد- كه البته نمی‌خواهد- ولی می‌شود». (سرمقاله كیهان، 7/5/87).
 
3-2. افشاگری آقای خاتمی علیه اقتداگراها، به شیوه مخصوص آقای شریعتمداری چنین تحریف شده است كه گویا وی اعتراف كرد در زمان ریاست جمهوری تداركاتچی اصلاح‌طلبان رادیکال بود که دشمنان اسلام و انقلاب محسوب می‌شوند. در این مورد توجه به دو نكته لازم است. اول آنکه عبارت آقای خاتمی تصریح دارد كه خود را تداركاتچی نمی‌داند، نه برای اقتدارگراها و نه برای دشمنان اسلام و انقلاب. او جایگاه حقوقی ریاست جمهوری را نیز تداركاتچی نمی‌داند چون اگر چنین بود، ‌هرگز نامزد انتخاب ریاست جمهوری نمی‌شد. دوم آنكه برخلاف ادعای آقای شریعتمداری كه مخالفان و دشمنان اسلام و انقلاب به دنبال نامزدی خاتمی هستند، در این مورد خاص یعنی تحریف سخن او و تداركاتچی خواندن رئیس‌جمهور و تلاش برای جلوگیری از نامزدی آقای خاتمی، همسویی آشكاری میان كیهان چاپ تهران، كیهان چاپ لندن، ‌سلطنت‌طلبان،‌ استالینیست‌‌های خشونت‌پرست و سازمان تروریستی مجاهدین خلق دیده می‌شود. برای آگاهی از این هم‌آوایی كافی است دو لفظ خاتمی و تداركاتچی را در كنار هم در اینترنت جست‌وجو و نتایج آن را مرور کرد. 

1-3. به نظر آقای خاتمی ریاست جمهوری عالی‌ترین مقام كشور پس از مقام رهبری است كه با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود و‌ در عین ریاست قوه مجریه، مجری قانون اساسی است. بنابراین لازم است اختیارات تصریح شده او در قانون اساسی از جمله در جلوگیری از نقض قانون اساسی به رسمیت شناخته شود تا منتخب اکثریت مردم، با اتكا به رای ملت، مجری قانون،‌ حافظ حقوق مردم و حدود حكومت باشد. در راس همه این حقوق انتخابات آزاد قرار دارد. 

2-3. راهبرد اقتدارگراها تقلیل جایگاه ریاست جمهوری بلكه تخفیف تمام نهادهای انتخابی و انتصابی تا حد تداركاتچی است. این نگاه و راهبرد ساختارشکنانه است و باید با آن مقابله کرد. 

4. فرض كنیم آقای خاتمی خود را تداركاتچی حكومت خواند. در این صورت لازم است دسته اول توضیح دهند:

1-4. كانون قدرت كدام تداركاتچی را بهتر از خاتمی می‌تواند پیدا كند كه به تعبیر این دوستان دستكش سفید بر مشت آهنین باشد و برای یك نسل دیگر جمهوری اسلامی ایران را بیمه كند؟ به علاوه چرا کیهان با شتابزدگی از ردصلاحیت این تداركاتچی خبر می‌دهد؟ آیا اقتدارگراها نباید فرش قرمز پهن كنند تا این تداركاتچی نامزد شود و ایران را از بحران‌هایی كه تداركاتچی فعلی برای كشور ایجاد كرده است رهایی بخشد؟ آمدن یا نیامدن یك تداركاتچی آیا به این همه هراس و توهین و تهدید نیاز دارد؟
 
2-4. چنانچه خاتمی تداركاتچی بود چگونه آن جراحی بزرگ را در وزارت اطلاعات انجام داد و چشم فتنه ستاد قتل‌های زنجیره‌ای را در آورد و مافیای اقتصادی در پوشش مجموعه‌ اطلاعاتی - امنیتی كشور را متلاشی كرد؟ 

3-4. آیا یك تداركاتچی می‌توانست دستور دهد شورای‌عالی امنیت ملی كمیته‌ای تشكیل دهد و گزارش دقیق فاجعه 18 تیر را برای دفاع از حقوق دانشجویان مظلوم كوی منتشر كند تا ابعاد جنایت در تاریخ ثبت و حتی‌الامکان از تكرار آن جلوگیری شود؟ 

4-4. چگونه آقای خاتمی در قامت یك تداركاتچی می‌توانست دستور دهد تعدادی از وزرا مرگ زهرا كاظمی در زندان را رازگشایی کنند؟
 
5-4. آیا یك تداركاتچی می‌توانست با تاسیس هیات نظارت و پیگیری بر اجرای قانون اساسی گزارش‌ها، بررسی‌ها و نامه‌نگاری‌های مهمی را در جهت جلوگیری از نقض قانون اساسی و دفاع از حقوق شهروندان كه در بسیاری از موارد صورت نهادینه به خود گرفته بود و هیچ‌كس از آن خبری نداشت، انجام دهد؟
 
6-4. این چه تدارکاتچی بود که توانست به اقتصاد کشور سروسامان بدهد، پروژه‌های بزرگی مانند عسلویه و پارس‌جنوبی را راه‌اندازی کند، نظر همه اعضای سازمان ملل متحد را به پیشنهاد خود جلب کند، دنیا او را رئیس‌جمهوری فرهیخته، صاحب‌نظر و موثر در روابط بین‌المللی بخواند، اگرچه نتوانست همه آرمان‌هایش را محقق کند. 

7-4. چگونه یك تداركاتچی می‌توانست آزادترین انتخابات در جمهوری اسلامی ایران را در دوره دوم شوراها برگزار كند و به‌رغم میل مراكز قدرت، صلاحیت داوطلبان همه گرایش‌های سیاسی را تایید كند تا آنان بتوانند در انتخابات نامزد ویژه خود را معرفی كنند؟
 
8-4. چرا در دوره آقای خاتمی، بهار مطبوعات را مشاهده كردیم. خانه احزاب شكل گرفت و به احزاب، حتی منتقدان یارانه پرداخت شد. مگر یک تدارکاتچی می‌تواند چنین نقش موثری ایفا كند؟
 
9-4- چگونه یك تداركاتچی توانست علاوه بر اصلاح رفتار نهادهای قوه مجریه، تاثیر تعیین‌كننده بر رفتار نهادهایی مانند بسیج و نیروی انتظامی بگذارد؟
 
10-4. در كشوری كه اقتدارگراها شعارشان این بود كه «هركس با ما نیست علیه ماست» و در نتیجه باید از همه حقوق سیاسی و مدنی خود محروم شود، چگونه یك تداركاتچی توانست ادبیات سیاسی كشور را تغییر دهد؟ آیا یک تدارکاتچی در چنین جامعه‌ای می‌تواند شعار «زنده باد مخالف من» را به گفتمان غالب تبدیل کند؟ 

5- راهبرد اقتدارگراها آن است كه همه نهادهای كشور، چه در درون حكومت مانند مجلس و چه در جامعه مدنی از قبیل مطبوعات و احزاب را تداركاتچی یا مجیزگوی قدرت کنند. راه صحیح مقابله با این راهبرد آیا رها كردن این نهادهاست یا تلاش برای اینكه نهادهای فوق جایگاه واقعی خود را کسب کنند و تداركاتچی نشوند؟ 

6- از روزنامه کیهان انتظاری نیست. اما از دوستان اصلاح‌طلب پذیرفته نیست که در برابر روند خطرناک «تدارکاتچیزاسیون»، سکوت کنند و به انتقاد از خاتمی بپردازند که چرا این پروژه را افشا کرده است؟ 

7- برای اینکه فهم عامه از سازوکار قدرت، 30 سال پس از پیروزی انقلاب معلوم شود،کافی است به این سه عبارت توجه کنید: 1- نمی‌گذارند آقای خاتمی نامزد شود. یا به او پیغام می‌دهند که نیاید یا رد صلاحیتش می‌کنند. 2- اجازه نمی‌دهند که نام او از صندوق‌های رای بیرون آید. 3- حتی اگر رئیس‌جمهور شود، باز هم هر 9 روز یک بار برایش بحران ایجاد می‌کنند. 

از منتقدان محترم می‌پرسم که چرا سه گزاره فوق از مقبولیت وسیع در افکار عمومی برخوردار است؟ علت آن است که می‌دانند خاتمی از وجاهت زیادی در میان مردم برقرار است و نمی‌خواهد تدارکاتچی قدرت باشد. او خود را مدافع حقوق مردم می‌داند، اگرچه بنای مقابله با حکومت را ندارد و معتقد است راه استقرار دموکراسی در ایران با پرهیز از خشونت می‌گذرد. بنابراین راه مقابله با تدارکاتچی شدن نهادها و مقامات آن نیست که انتخابات را رها و نهادهای انتخاباتی را داوطلبانه در اختیار تدارکاتچی‌های واقعی قرار دهیم. به عکس باید نهاد انتخابات را آزاد کنیم و بکوشیم که قدرت توزیع شود تا مردم از حقوق خود بهره‌مند گردند. 

کد مطلب : 7589
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ