5 شهريور 1387 ساعت 7:49

انصاف، نقد و تخریب [عماد افروغ]

روزنامه همشهری-5 شهریور 87

بحثی كه درباره نقد، ملزومات نقد و مولفه‌های نقد مطرح می‌شود این است كه بعدمفهومی و نظریه‌ای نقد نباید با بعد اجتماعی آن خلط شود. مهم‌ترین قاعده‌هایی كه در مورد نقد صادق است این است كه روش‌مند و مستدل باشد، كلی گویی نشود و موضوع مورد نقد كاملا تعریف شده باشد. اینكه انگیزه نقد خیرخواهانه است یا غیرخیرخواهانه، این موضوع فرع بر اصل نقد است، یا اینكه نقد همراه با راه حل باشد یا خیر، این نیز فرع بر اصل نقد است.

نكته قابل توجه در این میان، این است كه جامعه ما با موانع تاریخی، اجتماعی، فكری و معرفتی برای نقد مواجه است. نداشتن سعه‌صدر مسئولان یكی از همین موانع است. اگر مسئولان و اصحاب قدرت ما سعه‌صدر لازم را در برخورد با نقد داشته باشند، یكی از بزرگ‌ترین موانع نقد در جامعه پس زده می‌شود و آنجاست كه نه تنها از نقد، بلكه از تخطئه نیز استقبال می‌شود.

چه بسا اینكه امام خمینی (ره) می‌فرمایند: «نقد و حتی تخطئه از الطاف خفیه الهی است»، به شرط اینكه مسئولان متوجه این الطاف خفیه باشند. در آن صورت بهترین فرصت برای دولتی فراهم می‌آید كه صاحب سعه‌صدر است تا جواب منتقد غیرمنصف را منصفانه و مستدل بدهد و این بر محبوبیت دولت خواهد افزود.

بیاناتی كه رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای هیأت دولت، درباره تخریب مطرح كردند اشاره به مواردی از نقد داشت كه زمینه خیرخواهانه در آن وجود نداشت، نه راه‌حلی ارائه شده و نه نقد معقول، مستدل و روشمندی صورت گرفته است.

در این حالت است كه می‌شود گفت نقد، رو به تخریب رفته است. اگرچه حتی درصورت تخریب هم ( همانگونه كه مورد اشاره رهبری قرار گرفت) دولت می‌تواند با سعه‌صدر قابلیت خود را به رخ بكشد و منتقد تخریب‌گر را بر جای خود بنشاند؛

بدون اینكه بخواهد با مقابله به مثل از ابزارهای تخریب استفاده كند یا سلب آزادی بیان كند. باید گفت كه دولت فعلی متناسب با انتظارات، سعه‌صدر لازم را درخصوص آرای منتقدین نداشته و در جایی هم كه نشان داده، گوش شنوایی برای شنیدن انتقادها دارد، باز هم خط‌مشی خود را دنبال كرده و نمایشی از نقد پذیری را نشان داده است.

منكر این نیستیم كه خیلی از گروه‌ها عطف به منافع سیاسی خودشان نقد می‌كنند كه این مورد نیز امری طبیعی است، اما آیا دولت نسبت به نقد‌های درون‌گفتمانی توجه لازم را داشته است؟ نقدها معمولا به 2 گونه صورت می‌گیرند؛

نقدهایی كه ناظر به قبل از تصمیم‌گیری هستند و نقدهایی كه ناظر به بعد از تصمیم‌گیری‌‌ هستند. در جاهایی ما شاهد هستیم كه دولت نه نسبت به نقدهای قبل از تصمیم توجهی نشان داده است و نه نسبت به نقدهای بعد از تصمیم. 

این بی‌توجهی نه تنها درباره نقدهای غیراصولگرایان، حتی درباره نقدهای اردوگاه اصولگرایی هم صدق پیدا می‌كند. مدتی است ناظر نقدهای قاطبه اصولگرایان بر مواضع یكی از معاونان رئیس‌جمهوری و همچنین حساسیت آنان نسبت به جعلی بودن مدرك یكی دیگر از اعضای كابینه هستیم. دولت در برابر این نقدهای روشمند كه در مورد یكی از آنها پای مراجع عظام تقلید نیز به میان كشیده شد، چه واكنشی نشان داده است؟ اجازه دهید به این نتیجه برسیم كه دولت نسبت به نقد بیگانه است و اگر بگوییم كه نقدهای غیراصولگرایان شائبه سیاسی كاری و برخوردهای جناحی دارد، آیا می‌توان همین ادعا را در مورد اصولگرایان نیز مطرح كرد؟

جامعه‌ای كه بخواهد سراغ نقد برود باید به استقبال آزادی برود. پس الزاما نقد همیشه منصفانه نیست و دولت نباید به اسم مقابله با تخریب یا نقد غیرمنصفانه، فضای هر گونه نقدی را مسدود كند.

تخریب‌هایی كه منتقدان صورت می‌دهند، می‌تواند نتیجه نوعی واكنش باشد. وقتی نقد شونده‌های ما برخورد منصفانه‌ای با منتقدان نمی‌كنند، امكان گرایش منتقدان به رفتارهای واكنشی افزایش می‌یابد.

بنابراین نقد‌شونده باید نسبت به نقدها برخورد منصفانه داشته باشد و به اهمیت جایگاه خودش درخصوص سعه‌صدر واقف باشد كه امام علی(ع) می‌فرمایند: ابزار ریاست سعه‌صدر است. 



کد مطلب : 6364
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ