حاکمیت دینی در جامعه، به معنای حاکمیت همه پاکی ها و خروج از آلودگی ها، هم خواست عمومی ملت ایران بوده و هم برای سعادت و نیکبختی جامعه امری ضروری است و بر این اعتقادیم که تلاش برای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و هزینه سنگین مردم، برای چنین حاکمیتی توجیه پذیر است و جز آن به معنای ایجاد خسارتی عظیم خواهد بود و شهیدان و ایثارگران و امام شهیدان با آرزوی تحقق چنین حاکمیتی به توجیه هزینه آن پرداخته و آن را پذیرفتند.
حاکمیت دینی دارای معیارهای معین برای اندازه گیری و شاخص هایی جهت ارزیابی است که آن را در عرصه سیاست و اجرا، بر سه پایه اساسی و راهبردی، صداقت و راستی، امانتداری و وفای به عهد می نشانیم. این سه اصل بنیادی، مهم ترین شاخص برای ارزیابی کارگزاران حاکمیت دینی از غیر آن تلقی شده که هیچ گونه انحرافی در آن توجیه پذیر نیست و هیچ مصلحتی را فراتر از خویش نمی پذیرد. خدشه بر این اصول به معنای تغییر در ماهیت نظام اسلامی است که هیچ مسلمانی آسیب دیدن آن را برنمی تابد. ترویج و پایبندی به شعائر در یک جامعه دینی بااهمیت است ولی اگر منهای تقویت این اصول باشد، فقط پوسته یی از دین خواهد داشت که کمتر اثر عملی در جامعه بر جای خواهد گذاشت.
این جمله امیر مومنان علیه السلام که فرمود «چهار عامل دولت ها را به نابودی خواهد کشانید؛ تباه سازی اصول، دست یازیدن به فریب و دروغ، پیش انداختن افراد فرومایه و پست و خانه نشین کردن افراد شایسته»، خطر انحراف و کجروی های اساسی را گوشزد و جهت دغدغه های دینی را مشخص می کند.
آنچه وظیفه و رسالت و شرط اساسی و بلاسخن حاکمیت دینی است، برخورداری و پایبندی کامل کارگزاران آن - از صدر تا ذیل - بر این معیارهای اصولی است که ترجمان جامعی از «تعهد» در جامعه دینی است و منهای آن حتی «تخصص» در خدمت جامعه نخواهد بود. برخلاف آنچه از معنای «تعهد» بر اصرار و تلبس به ظواهر دینی ترجمه شده، امام صادق علیه السلام فرمود؛ به رکوع و سجود طولانیغ برای ارزیابی خوبیف افراد ننگرید که ممکن است بدان عادت کرده و از فروگذاری آن وحشت کنند، «لیکن انظروا الی صدق حیثه و اداء الامانه» به راستگویی و امانتداری او نظر کنید. این تعبیر کمی گسترده تر در عیون اخبارالرضا از امیر مومنان علیه السلام روایت شده که فرمود؛ «به زیادی نماز و روزه و حج و نیکوکاری و صدای مناجات افراد ننگرید غو آن را معیار خوبی افراد قرار ندهیدف و لکن انظروا الی صدق الحدیث و اداء الامانه، معیار شما راستگویی و امانتداری افراد باشد.» معیارهایی که ابداً امکان نفاق و ظاهرسازی نداشته و در فهم و عمل به آن، نه تفاوت برداشت وجود دارد و نه اعمال سلیقه.
سستی و اهمال در رعایت این اصول، جز آنکه از اهمیت آنها در جامعه می کاهد، به رشد نفاق و ریاکاری منجر شده و جامعه را از سنجش صحیح و ارزیابی مناسب کارگزاران خود محروم می کند و روند اهمیت آنها را سست و ناپایدار خواهد کرد.
تاکید ویژه بر این سه اصل اساسی دینی، هشدار به اتفاقات بسیار ناگوار و ناشایستی است که با کمال تاسف در دولت مدعی دینداری اتفاق افتاده و مهم ترین ارکان ارزش های دینی جامعه را خدشه دار ساخته است. چنانچه حاکمیتی راستی و صداقت، امانتداری و وفا به پیمان را از شاکله خویش بزداید، هیچ رنگ و بویی از دینداری نخواهد داشت. جز این است که امام باقر علیه السلام فرمود «خدای عزوجل برای بدی ها قفل هایی قرار داده و کلید آن قفل ها شراب است و دروغ بدتر از شراب است»؟ آیا این تاکید عجیب و تنبیه آفرین کافی نیست که شخصی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله سوال کرد؛ آیا مومن زنا می کند؟ حضرت فرمود گاهی چنین شود، باز پرسید مومن دزدی می کند؟ حضرت فرمود؛ گاهی چنین شود، سپس پرسید مومن دروغ می گوید؟ حضرت فرمود؛ خیر یا روایاتی که تاکید دارد دروغگویی و ناراستی از زنا و شرابخواری بدتر است؟ در جمله یی امیر مومنان فرمود کمترین دینداری، راستی و امانتداری است، یا در روایتی در خصال شیخ صدوق از نبی مکرم اسلام(ص) روایت شده که فرمود؛ «سه چیز علامت منافق است؛ دروغگویی، خیانت در امانت و خلف وعده.» و آیات و روایات بسیار.
باری ممکن است ناکارآمدی های حاکمان، مورد بخشش مردم قرار گیرد و جبران شود، ولی عدول و خدشه بر این اصول، چون با روح و بنیان حاکمیت دینی و اساس اعتماد جامعه منافات دارد، غیرقابل گذشت است و باید همه درباره آن حساسیت داشته باشیم. کارآمدی و توانمندی در اجرای مسوولیت های محوله، اگر «شرط» لازم برای شایستگی فردی محسوب شود که چنین است؛ صداقت و امانتداری یک «اصل» است که منهای آن اساس لیاقت فرد را زیر سوال خواهد برد.
باری باید بستر و زمینه فساد را شناخت و با آن مبارزه کرد و ریشه همه فسادها، ناراستی و خیانت در امانت مردم و پیمان شکنی است. ما خیانتی بزرگ تر از دروغ گفتن به مردم نمی شناسیم و فسادی بزرگ تر از خیانت در امانت مردم سراغ نداریم.
واقعیت آن است که امروز این پرسش برای جامعه برجسته است که کسانی که در دوران اصلاحات به این بهانه که فردی غیرمسوول سخنی گفته یا چیزی نوشته، کفن پوشیده و با فریاد وا اسلاما غوغا به پا می کردند، چگونه است در برابر حوادث اخیر که با اساس دین و دینداری در تضاد بین و آشکار است، لب فروبسته و ابداً تحرکی از آنها دیده نمی شود؟ دستگاه قضایی که در دوران اصلاحات، فعال ترین دوران خود را سپری کرد، چگونه است که در این سه سال به عنوان مدعی العموم در برابر این همه مسائل ساکت شده است؟، البته انتظار ما از دستگاه قضایی، توجه داشتن به اصول اساسی و ریشه یی نظام اسلامی است نه خرده گیری های سطحی و سلیقه یی؛ ولی زمانی که اصول حاکمیت دینی که عبارت از راستی و صداقت، امانتداری و وفای به عهد است، دچار خدشه شود، هیچ ملاحظه یی شایسته نیست.
حساسیت ما از باب حساسیت به این فرد یا آن فرد نیست، بلکه توجه دادن به مرزهای الهی غیرقابل عبور و دفاع از هویت دینی جامعه و حاکمیت آن است. آنچه معروف است که الناس اشبه بملوکهم من آبائهم، سخنی است بلاشک در توجه به تاثیر عظیم عمل حاکمان در جامعه. رمز محبوبیت شخصیت های انقلاب چون امام خمینی، رجایی، خاتمی و... نه در کارآمدی و سیاست ورزی آنها است، بلکه ریشه در صداقت و امانتداری آنها دارد که تاریخ آنها را جاودانه کرده است. آنها به کمک این اعتماد عظیم، رنگی به عمل خویش بخشیدند که همواره سایه آن بر تحلیل کارآمدی و موفقیت آنها چیره بوده است و این انتظار اولیه جامعه از کارگزاران خویش است که نباید به هیچ عنوان خدشه پذیرد.
بنابراین انتظار آن است که هم رئیس دولت مدعی و هم مجلس مدعی اصولگرایی، نسبت به حوادث این روزها و جبران خطای بزرگی که رخ داده است، اقدام کنند. مگر اصولی مهم تر از اصول غیرقابل خدشه الهی وجود دارد. نکند همه طیف اصولگرا همانند رئیس دولت کاربرد اصطلاحات را در معنای غیرمتعارف آن مدنظر قرار داده اند؟ نکند «اسلام» و رعایت حدود الهی از ترجمان اصولگرایی مخفیانه خارج شده؟ نکند «دروغ گفتن» در اسلام مورد ادعای اصولگرایان زشتی چندانی ندارد؟ مگر غیر از این است که اگر برخی از اتفاقاتی که این روزها در کشور ما رخ داده است، در یک کشور سکولار و لائیک می افتاد، کابینه یی را به سقوط می کشانید؟ آیا این است معنای دولت پاک و ناآلوده؟ آیا با چنین رفتار و افرادی مدعی مدیریت جهان و ریشه کن کردن فساد از دنیا هستیم؟ باید دانست آمدن نام اسلام بر این نظام و این دولت و این مجلس، تزیینی نیست، مسوولیت آور و خطیر است و عدم رعایت حدود آن به معنای بازیچه قرار دادن دین خدا و اعتقادات مردم است.
نویسنده: مصـطفی درایـتـی
کد مطلب : 7723