خاتمی می آید، تایید صلاحیت می شود، اصلاح طلب دیگری با حضور او کاندیدا نخواهد شد، رای خواهد آورد و (ان شاءالله) دوران موفقی تری نسبت به دوران هشت ساله اصلاحات خواهد داشت. جملات فوق از نوع خبری و دارای مضمون آینده نگری هستند و در عین حال آرمانی می باشند. ولی به هر حال هر کدام قابل بحث می باشند.
1. خاتمی می آید. می آید البته به شرطی که بداند آمدنش مفید خواهد بود که درباره این مفید بودن در بندهای آتی بحث خواهیم کرد.
2. تایید صلاحیت می شود. کسی که با حکم بنیانگذار انقلاب به چند سمت من منصوب شده، سالیانی وزیر ارشاد بوده، 8 سال رییس جمهور منتخب مردم ایران بوده، معتبر ترین سیاست مدار ایرانی در نزد جامعه جهانی است، کدام عقل سلیمی رای به عدم صلاحیت او می دهد.
3. اصلاح طلب دیگری با حضور او کاندیدا نخواهد شد. تجربه انتخابات گذشته نتیجه چنین اشتباه مهلکی را به وضوح نشان داد.
4. خاتمی رای خواهد آورد زیرا هیچ کس در جبهه اصلاحات چترش فراگیر تر از خاتمی نیست، توان او در ایجاد اجماع از همه اصلاح طلبان بیشتر است. از معدود سیاستمدارانی است که پس از پایان یک دوره از فعالیت سیاسی اش مردم به صداقت او شک ندارند و این کم ارزشی نیست. کاریزماتیک ترین شخصیت اصلاح طلبان است و البته می توانید فتوژنیک بودن را هم به این خصوصیت اضافه کنید.
5. دوران موفق تری نسبت به دوران هشت ساله اصلاحات خواهد داشت. همینجا باید اشاره کرد که گرچه دوران اصلاحات به طور نسبی موفق بود ولی قطعا شکست نخورد. دوران اصلاحات دوران حکمرانی 8 ساله گروهی بود که باید با توجه به شاخصهای ارزیابی حمکرانی مورد بررسی قرار گیرد. در نظر گرفتن سه شاخص ورودی، روند و خروجی و مدل کردن حکمرانی در زمین فوتبال، ارزیابی دوران اصلاحات را ساده می کند. ورودی را می توان سرمایه های یک تیم در نظر گرفت که شامل کادر فنی و پشتیبانی و بازیکنان، دانش فنی، تسهیلات و تجهیزات، حمایتهای رسانه ای و سرمایه مالی تیم و همچنین طرفداران آن می باشد. روند به نحوه انجام بازی و تکنیکها و تاکتیکهایی بر می گردد که دو تیم در زمین پیاده می کنند و خروجی را می توان به گل زده هر تیم تشبیه کرد.
تیم اصلاحات در بازی مقابل اصولگرایان از دانش فنی بهتر، کادر فنی و بازیکنانی که به فوتبال روز آشنا بودند و البته تماشاگران بی شمار برخوردار بود ولی در عوض در سایر زمینه ها حریف از آنها سر بود.
در روند بازی، اصلاح طلبان بسیار بیشتر از حریف به اصول اخلاقی پایبند بودند، در اکثر دقایق فوتبال روان و زیبایی ارائه می کردند، از تکنیک روز فوتبال بهره می بردند و تماشاگران را با بازی زیبا آشنا کردند.
اما اصلاح طلبان می توانستند با گلهای بسیاری که حکم خروجی را دارند بازی را به نفع خود به پایان ببرند که اینگونه نشد. بیشترین نقدی نیز که به دوران اصلاحات می شود به همین گلهای از دست رفته است. می توان آقای خاتمی را در حکم کاپیتان و مهاجمی دانست که این فرصتها را از دست داده است (تعمدا می گویم کاپیتان و مهاجم و نه سرمربی زیرا تیم اصلاحات باید با خرد جمعی اداره می شد و اگر نشد مشکل از جمیع اصلاح طلبان و کادر فنی است و نه خاتمی).
اساسی ترین اشکالی که به تیم اصلاحات وارد است از ناحیه طرفداران آن می باشد که در قیاس با طرفداران اندک حریف، مثل طرفداران ایران و ژاپن را در ورزشگاه آزادی هستند. تماشاگران ژاپنی یک نفس تا آخر بازی تیمشان را تشویق می کنند، با خوردن گل ناامید نمی شوند، صبور هستند و حتی پس از باخت قدردان تیمشان هستند. اما متاسفانه تماشاگران ایرانی فقط تا قبل از شروع بازی به تشویق تیم می پردازند و نهایتا یک ربع که گذشت از نفس می افتند. اگر ایران گلی بزند ورزشگاه را روی سرشان می گذارند و اگر گل خورد فحش و ناسزا را نثار تیم و بازیکنان می کنند.
اما این طرفداران حق داشتند و دارند که چنین باشند. چون باشگاه به آنها آموزش نداده که فوتبال نود دقیقه است و در ضمن این بازی هر چهار سال یکبار دوباره آغاز خواهد شد. مسوولان باشگاه گرچه اصلاح طلب بودند ولی به نظر می رسید که اکثرا هنوز روحیه انقلابی داشتند و می خواهند با برنده شدن در یکی دو بازی فاتح لیگ شوند. اما مگر نه این است که یکی از اساسی ترین دستورات واضع قوانین، صبر و تحمل است. به راستی اصلاح طلبان چقدر خودشان به صبر و تغییر تدریجی اعتقاد داشتند که بتوانند این اعتقاد را به طرفدارانشان منتقل کنند که الناس علی دین ملوکهم. یا اگر هم داشتند قطعا در انتقال این عقیده موفق نبودند.
پاشنه آشیل تیم اصلاح طلب همین کم حوصلگی طرفدارانش بود و بر خلاف قوانین مرسوم فوتبال که گل زده بیشتر برنده یک دور بازی را مشخص می کند این حضور بیشتر طرفداران در پایان بازی در ورزشگاه است که برنده بازی را مشخص می کند و صد افسوس که طرفداران اصلاحات زمین ورزشگاه را خالی کردند. اما اشکالی ندارد. این لیگ هنوز ادامه دارد و مسوولان و بازیکنان تیم اصلاحات و مهمتر از همه طرفدارانش باید بدانند که یک شبه ره صد ساله را نمی توان طی کرد و اصلاحات هر تعریفی که داشته باشد یک خصوصیت دارد و آن اینکه صبر و تحمل شرط لازم موفقیت در آن است.
طرفداران سابق اصلاحات باید دیگر سر عقل آمده باشند و فهمیده باشند روند بازی اصلاح طلبان در اکثر دقایق، منطقی و روی حساب و کتاب بود .
و اما اصلاح طلبان و خاتمی همانطور که خود نیز اخیرا اشاره کرده باید تهاجمی تر و با برنامه ای دقیق تر وارد زمین شوند و باید پذیرفت که او گزینه بی بدیل رهبری تیم اصلاحات در درون زمین است.
کد مطلب : 7147