2 شهريور 1387 ساعت 7:39

افکار عمومی در انتظار پاسخگویی مدیران ورزش

سرمقاله سرمایه-2 شهریور 87

روابط عمومی سازمان تربیت بدنی در چند سال اخیر در قبال انتقادات گروهی از رسانه ها - موسوم به رسانه های منتقد دولت و رسانه های نزدیک به اصلاح طلبان و حتی برخی مطبوعات مستقل و بدون جهت گیری سیاسی- را با سیاستی یکسان پاسخ داده است. روابط عمومی سازمان تربیت بدنی طی این سال ها انتقادات این بخش از مطبوعات را نه وظیفه حرفه ای آنها، و نه نگاه دلسوزانه شان که «نوعی عقده گشایی» خوانده و تمام این گروه از منتقدان را با چوب «شکست خورده در رقابت های سیاسی» رانده و انواع و اقسام تهمت ها، و گاه حتی الفاظ ناشایست و نامناسب را به عنوان جوابیه به جای پاسخ منطقی به انتقادها به روزنامه ها ارسال کرده است. 

سازمان تربیت بدنی در سه سال اخیر با یک دستگاه تبلیغاتی عظیم سعی در بی نظیر جلوه دادن دستاوردهای خود و بی اهمیت جلوه دادن دستاوردهای مردان قبل از خود داشته است. ورد زبان مسوولان بلندمرتبه سازمان در این سال ها واژه های «بی نظیر»، «رکورد» و «دستاوردهای دولت نهم» بوده است و آن قدر این واژه ها از زبان آنها و به خصوص شخص محمد علی آبادی صادر شده است که تمام مردم ایران دیگر به آنها عادت کرده اند. 

اما حالا پس از پایان حضور کاروان ایران در المپیک پکن باید از رئیس سازمان تربیت بدنی و مجموعه زیردست او پرسید که لطفاً با همان واژگان معمول خود این دستاورد عظیم در صحنه بزرگ ترین رویداد ورزشی جهان را نقد کنند. در آن صورت احتمالاً به این نتیجه خواهند رسید: «عملکرد کاروان ایران در المپیک پکن از لحاظ بدی رتبه بی نظیر بوده است.» و «تعداد شکست های کاروان ایران در المپیک پکن یک رکورد بوده است» و «دستاوردهای دولت نهم در المپیک پکن به جز شکست و ناکامی و خدشه دار شدن غرور ملی نبوده» و... 

رئیس سازمان تربیت بدنی حداقل 10 بار از تمام رسانه های ایران استفاده کرد تا به تمام ایرانیان بفهماند که مجموعه او پرتعدادترین کاروان تاریخ ورزش ایران را به المپیک می فرستد، اما حالا او و نفرات اصلی زیرنظرش در دسترس نیستند تا پاسخی برای شکست ها و ناکامی ها بدهند. اگرچه دستگاه تبلیغاتی آنها از چند محور تلاش خود را برای توجیه شکست ها و ناکامی ها شروع کرده (عمده ترین محور در این میان مقصر جلوه دادن تمامی افراد درگیر با این پروژه، از ورزشکاران و مربیان گرفته تا روسای فدراسیون ها و حتی مسوولان کمیته ملی المپیک و بی تقصیر جلوه دادن مسوولان عالی ورزش در این میان است)، اما افکار عمومی نمی تواند رفتاری این گونه را تحمل کند و قطعاً مدیران بلندمرتبه ورزش را در این میان مقصر می داند. درواقع همزمانی ای که مدیران سازمان پیروزی ها یا دستاوردهای احتمالی را به نام خود سند می زدند و می زنند و حجم عظیم تبلیغاتی به نفع خود به راه می اندازند حالا باید در این شکست ها هم تقصیرات خود را بپذیرند و به فکر توجیه یا فرار نباشند. 

مدیران ورزشی دولت نهم که بارها دستاوردهای دولت های پیشین را «خرد» و «ناکارآمد» جلوه داده بودند، حالا مقابل یک آمار ساده قرار گرفته اند؛ در دو دوره حکومت اصلاح طلبان در ایران در المپیک سیدنی استرالیا در سال 2000 ایران با کسب سه مدال طلا و یک برنز رتبه بیست و هشتم جدول کلی مدال ها را کسب کرد و در المپیک 2004 آتن هم با کسب دو طلا، دو نقره و دو برنز رتبه بیست و نهم را. حالا دستاورد دولت نهم یک مدال طلا و یک مدال برنز است و ایران در رتبه 47 جدول کلی مدال ها قرار گرفته است. 

حالا و با همین عدد و رقم ساده آیا نمی توان دستگاه ورزش فعلی را «ناکام»، «شکست خورده» و «ناکارآمد» ارزیابی کرد و توقع داشت که این مسوولیت از آنها گرفته شود؟ سازمان تربیت بدنی که در ناکامی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، فاجعه دوپینگ دسته جمعی وزنه برداران تیم ملی، ناکامی تیم المپیک ایران در راهیابی به مسابقات المپیک، تعلیق بین المللی فدراسیون فوتبال و شکست تیم ملی ایران در مسابقات جام ملت های آسیا هیچ گاه مسوولیتی به گردن نگرفت، حالا در مقابل مشخص ترین ناکامی ورزش ایران در دهه های اخیر نباید پاسخگو باشد؟ نباید انتظار داشت که مقامات مسوول بر عملکرد آنها حداقل مجازات - یعنی برکناری - را برای آنها در نظر بگیرند؟ 

جهت گیری مشخص افکار عمومی در روزهای اخیر غیرقابل انکار است. اگر مدیران عالی رتبه سازمان تربیت بدنی هوشیار باشند و افکار عمومی برای آنها مهم باشد، و البته اگر شجاعت داشته باشند، قطعاً با «استعفا» حداقل یک نقطه روشن در کارنامه خود به یادگار خواهند گذاشت. 


نویسنده: امیر صدری کارشناس ورزش 

کد مطلب : 6266
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ