16 مهر 1387 ساعت 7:28

تعریف دوباره دشمن [در حاشیه دفتر هوشنگ امیر احمدی]

روزنامه رسالت-16 مهر 87

شاید شكست ایالات متحده آمریكا درعراق و ناكامی واشنگتن و فرانسه در به راه اندازی انقلاب سرو در بیروت را بتوان به دو پتك محكمی تشبیه كرد كه پس از سه دهه بر سر دموكراتها و جمهوریخواهان آمریكا فرود آمده است. هم اكنون همه از رابطه باایران و حدود و ثعور آن سخن می گویند. اخیرا اتفاقات جالبی در آن‌سوی آتلانتیك رخ داده است. از هنری كیسینجر و جیمز بیكر گرفته تا مادلین آلبرایت و كالین پاول جملگی طرفدار برقراری رابطه با ایران شده اند. اتاقهای فكر آمریكا)Think Tank( از جمله موسسه “راند” بر شناسایی قدرت تهران تاكید كرده و هرگونه جدل و تقابل با آن را بیهوده میپندارند. جان مك كین، نامزد حزب جمهوریخواه كه در انتخابات مقدماتی حزب متبوع خود از به كارگیری رویكردهای افراطی علیه ایران سخن می گفت در مناظره تلویزیونی با اوباما چرخشی 90 درجه داشت!او جهت جلب حمایت جمهوریخواهان سنتی مجبور شد از لفاظی های خود علیه قدرت اول خاورمیانه بكاهد.  

آیا دكترین جدید در سیاست خارجی آمریكا تولید شده است یا اینكه دكترینهای قبلی در آزمایشگاه مجازی دیپلماسی واشنگتن تولدی دوباره یافته اند؟آنچه مسلم است اینكه تئوریسینهای آمریكایی توان بازسازی استراتژی و دكترینی جدید در تائید یا رد ارتباط با تهران را ندارد و به ناچار باید به بازسازی دكترینهای كهنه خود بپردازند. در این میان برخی تصور می كنند كه مشی جدید آمریكا در قبال ایران از تقابل نظریات برژینسكی و هنری كیسینجر حاصل خواهد شد اما نگارنده معتقد است كه آمریكا به گونه ای كاملا ناخواسته دارد به سمت احیای دكترین «دیوید آیزنهاور» در سال 1957پیش می رود. آیزنهاور با وجود اینكه یك جمهوریخواه بود مجبور شد تحت تاثیر فضای آن زمان سطح تعهدات خود در خاورمیانه را افزایش دهد و اتحاد آمریكا را با كشورهای هم پیمان تقویت كرده و واشنگتن را برای مقاومت در برابر تهاجم «سرخ» به اروپا، آسیا و آمریكای لاتین مهیا نگه دارد.  

هم اكنون “تهاجم سرخ “دیگر وجود ندارد اما شكل ناقص و ابتدایی آن در اوستیای جنوبی و قفقاز به چشم می خورد. شاید تقابل با كاخ كرملین یكی از اصلی ترین وجوه اشتراك اوباما و مك كین با یكدیگر باشد. هنوز هیچ یك از رای دهندگان آمریكایی نتوانسته است تفاوت میزان دشمنی مك كین و اوباما با مسكو را محاسبه نماید. با وجود فردی مانند برژینسكی در تیم سیاست خارجی اوباما،نگاه تهدید محور واشنگتن نسبت به مسكو افزایش خواهد یافت و همین مسئله زمینه بازگشت واشنگتن به دكترین آیزنهاور را مهیا می سازد.  

آنچه اشاره شد عصاره و چكیده تحولاتی است كه در سیاست خارجی آمریكا رخ داده است. اما در این میان تكلیف جمهوری اسلامی چیست؟صورت مسئله كاملا واضح است. یك سوی معادله دو طرفه ایران و آمریكا در حال تغییر است. اما سوی دیگر آن(ایران)همچنان ثابت باقی مانده است. بر خلاف آنجه در آمریكا رخ داده است ما شاهد تولید دكترینی تازه در تائید رابطه با آمریكا در سیاست خارجی خود نیستیم. از سوی دیگر،واشنگتن رابطه با تهران را به عنوان یك نیاز می بیند ولی ما در طول سه دهه اخیر مناسبات بین المللی خود را بر مبنای “گذار از كاخ سفید”و”استقلال از قدرتهای بزرگ”طراحی نموده ایم.  

اخیرا اخبار مختلفی در خصوص مذاكره با ایالات متحده آمریكا و تاسیس دفتر حفاظت منافع این كشور در تهران به گوش می رسد. حتی پای برخی دلالان و واسطه های این رابطه مانند هوشنگ امیر احمدی به جمهوری اسلامی ایران باز شده است. اخیرا دولت آمریكا به انجمن غیر دولتی شورای آمریكاییان و ایرانیان ،كه امیر احمدی ریاست آن را عهده دار است اجازه داد كه دفتری را در ایران تاسیس كند. البته از ظاهر امر بر می آید كه این موسسه غیر دولتی است و «دفتر كنترل دارایی های خارجی آمریكا» پس از هماهنگی با وزارت امور خارجه و خزانه داری مجوز فعالیت آن را در تهران صادر نموده است.  اعضای ارشد این شورا مدعی هستند كه با برگزاری میزگردها، كنفرانس‌ها و بولتنهای تحلیلی و آموزشی به ارتقای گفتگوهای ایران و آمریكا كمك خواهند كرد و روند اعزام دانشجو از ایران به آمریكا را تسریع خواهند كرد.  

بدون شك تاسیس دفتر شورای آمریكاییان و ایرانیان در تهران را باید به عنوان پدیده‌ای در طول «مذاكرات ایران و آمریكا» مورد فحص و بررسی قرار داد. در این خصوص لازم است دو نكته مهم را مورد بررسی قرار دهیم: 

1- مذاكره با آمریكا را باید از دو بعد «زمان» و «استراتژی» مورد واكاوی قرار داد. به لحاظ زمانی هم اكنون بهترین موقعیت جهت امتیازگیری از اصلی ترین دشمن ما فراهم آمده است. در حال حاضر واشنگتن در ضعف مفرط قرار دارد و ارتش این كشور تحت تاثیر دو جنگ نافرجام متوالی فرسوده شده است. از سوی دیگر، ایران اسلامی به سبب اتخاذ سیاست خارجی تهاجمی در موضع قدرت قرار گرفته و نمود وحدت ملی در داخل كشور كاملا قابل مشاهده است. حاكمیت نظام نیز یكپارچه است و بهترین تعامل ممكن میان قوای مقننه و مجریه وجود دارد. شكی وجود ندارد كه كه هم اكنون بهترین زمان برای امتیازگیری از آمریكاست اما این چینش قواعد بازی است كه برنده نهایی را مشخص می كند. به عبارت دیگر، موفقیت ما در برابر دشمنانمان زمانی حاصل می شود كه ما استراتژی و زمان را در عرض یكدیگر تعریف نماییم.  

به لحاظ استراتژیك ما باید سه سوال و هدف اساسی را در برهه فعلی مطرح نماییم. اینكه هم اكنون در چه موقعیتی قرار داریم و برتری های ما در برابر واشنگتن و احیانا نقاط آسیب ما در این رابطه كدام است؟ 

دوم اینكه اساسا هدف ما از برقرای رابطه با آمریكا (ولو به صورت حداقلی) كدام است و آلترناتیوهای موجود در راستای دستیابی به این هدف كدامند؟ به عبارت دیگر، آیا ما می توانیم از طریقی به جز مذاكره با آمریكا به هدف مشخص شده خود دست پیدا كنیم؟ 

سوم اینكه هزینه های دستیابی به اهداف تعیین شده در مذاكره با آمریكا چقدر است و آیا سود حاصله از آن نسبت به هزینه های صورت گرفته رجحان دارد؟ 

2- ما باید مذاكره با آمریكا را بر اساس منافع ملی و اهداف سند چشم انداز تفسیر نماییم. نباید فراموش كنیم كه رابطه با آمریكا متغیری وابسته به منافع ملی ماست، نه متغیری وابسته به میل و ذائقه كبوترها و بازهای واشنگتن. در آشفته بازار كنونی نظام بین الملل آمریكا به ما نیاز دارد و نه بالعكس. ازاین رو ما نباید كوچكترین گامی به سوی آمریكا برداریم. در مقطع فعلی ما بیش از هر مسئله دیگری نیاز به بازتعریف دشمن اصلی خود داریم. این همان هنر دشمن شناسی است كه مقام معظم رهبری نیز بارها نسبت به آن تاكید ورزیده اند. در حال حاضر دشمن ما مختصات چهره و ظاهر خود را در رابطه با جمهوری اسلامی ایران تغییر داده است. اما تكلیف ما نسبت به این تغییر كاملا مشخص است. تعریف و تبیین همان مرزهای ایدئولوژیك و سیاسی انقلاب و طرح دوباره بدهكاریهای واشنگتن به تهران. در صورتی كه واشنگتن نخواهد یا نتواند این مطالبات ما را پاسخ دهد نتیجه كاملا مشخص خواهد بود و ماباید عطای گفتگو با اصلی ترین دشمن خود را به لقای آن ببخشیم.  

زمان تعریف دوباره دشمن اصلی انقلاب آغاز شده است. شاید بهتر باشد در ابتدای این مسیر حساس مواضع و اصول خود را بار دیگر بازخوانی نماییم. ماحصل این بازخوانی، مطالبه حقوق حقه ملت ایران بر اساس استراتژی اخم در برابر دشمنان نظام خواهد بود. هر رفتار و رویكردی كه بخواهد ما را از این استراتژی اثبات شده و كارآمد باز دارد محكوم به زوال خواهد بود. حقیقتی كه نباید در میان سیگنالهای مثبت و بعضا فریبنده آمریكا به فراموشی سپرده شود.  

نویسنده: حنیف غفاری

کد مطلب : 7599
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ