17 مهر 1387 ساعت 7:33

اصلاح طلبى و اسلام زدايى

روزنامه ایران-17 مهر 87

گو آنكه چاپ كاريكاتورهاى اهانت آميز، جسارت به ساحت پيامبر اعظم(ص)، چاپ نشريات موهن در دانشگاه پلى تكنيك، نفى عصمت اهل بيت(ع)، نفى وحى الهى، تحريف و تفسير به رأى قرآن كريم و.‎/‎/ براى به سرانجام رساندن روند اسلام زدايى كافى نبود؛ و از همين رو بود كه اكبر گنجى سرمقاله نويس جنجالى روزنامه هاى زنجيره اى دست به كار شد تا برگى بر اين دفتر سياه بيفزايد و اين بار نه تنها وجود منجى كه حتى امامت امام يازدهم را زير سؤال ببرد و از جعفر كذاب براى اثبات كلامش دليل بتراشد! 

اين عنصر كه با پايان عمر دولت اصلاحات ناچار مواضع خويش را از طريق رسانه هاى برون مرزى منعكس مى كند، در تازه ترين مقاله خود در سايت صهيونيستى راديو زمانه مطالبى را بيان كرد كه دل هر انسان آزاده و معتقدى را به درد مى آورد. او ضمن طرح اين سؤال كه: «دليل وجود امام دوازدهمِ شيعيان چيست » مى نويسد: «چگونه مى توان حيات فردى به طول چند قرن را موجه نمود در حالى كه مطابق مستندات تاريخى.‎/‎/ اين باور برخاسته از نزاع هاى خانوادگى بر سر ارث و ميراث و جانشينى است.» اين نويسنده اصلاح طلب در حالى موعودگرايى را برخاسته از يك نزاع خانوادگى قلمداد مى كند كه علاوه بر شيعيان، ساير مذاهب و اديان الهى نيز به نوعى از موعود سخن گفته اند و احاديث مختلفى از رسول اكرم و ساير ائمه دال بر ظهور حضرت مهدى(عج) از نسل امام عسكرى وجود دارد. 

اين در حالى است كه پيش از اين نويسنده كتاب تاريخى مورد استناد اين عنصر وابسته به جريان اصلاح طلب، برخى برداشت ها از كتاب خود را نادرست ارزيابى كرده بود و در خصوص اتهام نفى عصمت اهل بيت گفته بود: «بنده در باب عصمت ائمه (ع) چيزى بالاتر از محصول بحث هاى كلامى متأخر را قائلم و آن اعتقاد به آيه تطهير و نزول آن در حق اهل بيت است كه بالاترين نوع پاكى و طهارت آن بزرگواران است.» با اين حال معلوم نيست برداشت يك جانبه از نقل انديشه هاى مختلفى كه در طول تاريخ رواج يافته اند، با چه هدفى انجام مى شود. نويسنده روزنامه هاى زنجيره اى پيش از اين صريحاً از همجنس گرايى دفاع كرده بود و نوشته بود: «همجنس گرايى همان قدر انسانى است كه ناهم جنس گرايى! عدالت ورزى همان قدر انسانى است كه ظلم و بيداد!» مقاله وى در حالى منتشر مى شود كه پيش از اين مواضع سروش در خصوص تجربه نبوى بحث برانگيز شده بود. اما آنچه در اين ميان تأمل برانگيز است، سكوت اصحاب جبهه اصلاحات است؛ كسانى كه تا كنون همراه و همگام امثال وى بوده اند و مقالات او را به چاپ مى رساندند. آيا اين سكوت به معناى حمايت اصلاحاتيان از اين دست مواضع تأسف برانگيز است
در دوره حاكميت اصلاحات در روزنامه هاى منتسب به اين جريان ، مطالبى منتشر شد كه مى توان از آنها لااقل عدم اعتقاد بخشى از اين جريان را به باورهاى اصيل دينى دريافت. روزنامه صبح امروز با اشاره به فرهنگ شهادت نوشته بود:«تأسى به امام حسين(ع) در شهادت طلبى، نوعى نگرش خشونت گرايانه است.» روزنامه نشاط تصريح كرده بود: «زيارتنامه هاى امام حسين(ع) عاميانه و شامل انتقام گيرى و اختلاف انگيز است.» همشهرى ضمن نوعى تطبيق بين سيره اهل بيت و خشونت طلبى اشاره كرده بود: «سپاه امام حسين(ع) نيز اهل خشونت بود.» روزنامه زن در تشريح جايگاه زن امروزى نوشته بود: «گفتار فاطمه(س) نمى تواند الگوى زنان امروز ما باشد.» روزنامه نشاط هم آورده بود: «زيارتنامه هاى امام حسين(ع) وسيله انتقال كينه توزى شيعيان است.» 

آيا با اين همه مى توان به پايبندى اصلاح طلبان نسبت به مبانى دينى اطمينان داشت آيا اين همه بخشى از پروژه اسلام زدايى و تقدس زدايى از اصول براى نيل به حكومتى سكولار نيست آيا در صورت بازگشت اين جريان به قدرت همين انديشه ها تريبون هاى رسمى در داخل كشور نخواهد يافت اينها سؤالاتى است كه سكوت كنونى اصلاح طلبان و نيز پيشينه مواضع آنها مورد توجه قرار مى دهد. تا ديروز وقتى رئيس جمهور با صراحت از مبانى غنى مهدويت سخن مى گفت و حتى در سازمان ملل همه را به پيروى از دعوت انبيا فرامى خواند و از ظهور منجى سخن به ميان مى آورد، برخى او را به باد تمسخر مى گرفتند. 

آن تمسخر و اين تصريح به نفى موعود آيا دو جلوه يك پروژه نيست براى گذار از مذهب به سمت انديشه هاى سكولار، نخست شكستن تقدس هاست كه موضوعيت مى يابد و شايد از همين روست كه كرباسچى با فاصله چند روز در روزنامه كارگزاران در باب خرافات مقاله مى نويسد و از بدعت و سياست سخن به ميان مى آورد تا شايد در پس مقاله اى حق به جانب، جهت گيرى دينى و ارزشى دولتمردان را به حساب سياست ورزى ماكياولى هم كيشان خويش بگذارد. و از اين گذر راه را بر سخنان امثال گنجى هموار كند. 

محمد مهدى تهرانى

کد مطلب : 7643
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ