خودمشت مالی در سیاست اگر چه تعبیری دور از ذهن و نا آشنا به نظر می رسد اما بر یكی از پیچیده ترین كاركردهای خودتنظیمی در فرایندهای سیاسی دلالت دارد. این اصطلاح را كه به رسم عاریت ازاستاد “باستانی پاریزی “اقتباس كرده ام شاید تا حدودی مترادف با تركیب” نقد درون گفتمانی” است كه این روزها در بین اصولگرایان متداول شده و درباره بایسته ها و شایسته های آن سخن ها گفته شده است.
برخی خودمشت مالی سیاسی را به معنای اجازه حضور به تئوریسین های زوال در یك فرهنگ سیاسی می دانند و عده ای ذوب غیریتها، در كوره مذاب گفتمان حاكم را دلیلی بر التفات بر ضرورت خودمشت مالی می دانند. این عده معتقدند به عنوان نمونه سخنرانی رئیس دانشكده كلمبیا قبل از بیانات ریاست جمهوری ایران كه به عنوان یك دانشگاهی در جمع اساتید و دانشجویان این دانشگاه حاضر شده بود و تاكید مكرر این سخنران بر غیریت رسمی بین خودش، دانشگاهش و جامعه اش با احمدی نژاد، ایران و اسلام یكی از علائم صریح جریان در حال زوال در آمریكا است.
به زبان ساده خودتنظیمی و خودمشت مالی در فرایندهای سیاسی بهره گیری مثبت از نظر و دیدگاه مخالف برای تداوم حیات و پویایی فرهنگ سیاسی است. به مرور كه خرده فرهنگهای سیاسی رشد می كنند و قابلیت گفتمان سازی می یابند متناسب با آن باید توانایی آنها در هضم و استفاده مثبت از نظرات و دیدگاههای مخالف و التزام به بایسته های نقد درون گفتمانی افزایش یابد. اما پیچیدگی این فرایند به همین جا خلاصه نمی شود. خودمشت مالی سیاسی را باید مدیریت كرد تا به خودزنی سیاسی تبدیل نشود. هدف از نقد درون گفتمانی حركت به جلو و تصحیح اشتباهات گذشته است اما اگر همین فرایند به خوبی مدیریت نشود و مهار آن از دست برود نه تنها یك گام به عقب تلقی می شود بلكه سرآغازی بر عقب نشینی های بعدی است.
اتفاقی كه چندی پیش در جریان رای اعتماد به سه وزیر دولت نهم در بین اصولگرایان رخ داد نمونه عینی و قابل مطالعه ای از یك خودمشت مالی سیاسی مدیریت نشده است. اصولگرایی امروز نه تنها گفتمان حاكم بر كشور است بلكه حتی استخوان بندی فرهنگ سیاسی جامعه را نیز تشكیل داده است.
از دهه 80 به این سو چتر اصولگرایی روز به روز بازتر شده و متناسب با آن قابلیت نقدپذیری و شنیدن نظرات مخالفین بین اصولگرایان افزایش یافته است. برای اصولگرایان خودمشت مالی سیاسی مساوی با نوعی نشاط سیاسی است كه به واسطه آن می توان منافع ملی را در بی نقص ترین شكل ممكن تامین كرد و مسیر پیشرفت كشور و خدمت به مردم را هموار نمود. اما در كنار تمام این مزایا مدیریت اختلافات درون گروهی اصولگرایان از اهمیت زیادی برخوردار است. هزینه كرد از ظرفیتهای كلان اصولگرایی، رسانه ای شدن اختلافات درون گروهی، فیلتر شدن یكی از رسانههای اصولگرا، گربه رقصانی دشمنان انقلاب در خارج از كشور و... تاوان فقدان یك مدیریت منسجم و فرموله شده برای همگرایی نهایی اصولگرایان بود.
مهندس سید مرتضی نبوی یكی از اعضای ارشد جامعه اسلامی مهندسین اخیرا ضمن هشدار درباره تفرقه دربین اصولگرایان گفته است: “ما نیاز به فرمولی داریم كه اضلاع اصولگرایان را دور هم جمع كند، اختلافات مدیریت شود و تصمیم گیری ها به نفع منافع ملی باشد.” سازوكار 5+6 در انتخابات مجلس هشتم به خوبی توانست خودمشت مالی سیاسی و وزن كشی های گروههای اصولگرا را مدیریت كند و در عین وجود دیدگاههای بعضا متفاوت همگرایی نهایی بین اصولگرایان را تضمین نماید.
به نظر می رسد هشدار مهندس سید مرتضی نبوی ناظر به وضعیت فعلی اصولگرایان است و در شرایط كنونی گروههای اصولگرا نیازمند فرمولی برای مدیریت اختلافات درون گروهی هستند تا در عین خودمشت مالی سیاسی منافع كلان كشور تامین شود و این اختلافات به واگرایی های جبران ناپذیر منجر نگردد.
کد مطلب : 6158