خبر  »  داخلی
6 تير 1387 ساعت 15:23

[ویژه] متن سخنرانی ناتمام آیت‌الله خامنه‌ای دقایقی قبل از انفجار 1360

متن زیر سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در 6 تیر 1360 دقایقی قبل از انفجار بمب است که به دلیل انفجار و مجروحیت شدید ایشان، ناتمام ماند:

امیدواریم كه این دیدار با شما برادران و خواهران، یك دیدار مفید و ثمربخشی باشد و بتواند ما و شما را به هدف‌های اسلامی‌مان نزدیك كند. قبلاً لازم است عذرخواهی كنم از نیامدن هفته قبل. با این كه چنین قراری ما داشتیم، همان ‌طوری كه می‌دانید، هفته گذشته روز شنبه مجلس به كار مهمی سرگرم بود و تا ساعت یك بعد از ظهر یا یك‌ونیم جلسه ادامه داشت؛ نمی‌توانستیم ما مجلس را ترك كنیم. وقتی هم كه آمدیم بیرون، وقت گذشته بود و امكان آمدن نبود. حالا ان‌شاءاللَّه این هفته با كمكی كه خواهرها می‌كنند از بالا، یعنی سكوت را در آن‌جا رعایت می‌كنند، ما می‌توانیم كارمان را انجام بدهیم. خواهش می‌كنم برادرها دخالت نكنند، من وقتی از پشت بلندگو دارم با خواهرها حرف می‌زنم، صدایم از شما بیشتر به آن‌ها می‌رسد، شماها كه شلوغ می‌كنید خودِ این بدتر می‌كند. 

خواهرهایی كه بالا نشسته‌اند، خواهش می‌كنم توجه بكنند كه همهمه‌ای كه در آن‌جا هست، محیط ساكت ما را از آرامش می‌اندازد. سكوت كنید و بگذارید ما با فراغت یك ساعتی در این‌جا به پرسش و پاسخ بپردازیم. 

یك مقدمه‌ای قبلاً درباره سؤال و جواب بگویم. «سؤال» چیز خوبی است. دستور شرع هم این است كه انسان چیزهایی را كه نمی‌داند، بپرسد. و بر كسانی كه می‌دانند، واجب است كه سؤالِ سؤال‌كننده را پاسخ بدهند، مگر این كه در آن پاسخ دادن مفسده‌ای مترتب بشود. در روزگار ما سؤال زیاد است و این سؤال‌ها سه نوع است؛ یك نوع سؤال‌های فكری و ایدئولوژیك است راجع به اسلام، راجع به مقررات و احكام دینی. چون شعور مردم و فكر مردم پیش‌رفت كرده، برای آن‌ها سؤال مطرح می‌شود، می‌خواهند از اسلام چیزهای زیادی را بدانند. نوع دوم سؤالات مربوط به مسائل جاری كشور یا كلاً مسائل سیاسی است. می‌خواهند بدانند كه سیاست دولت در زمینه‌های اقتصادی یا رفاهی یا تولیدی چیست، سخن‌گویان دولتی سرگرم كارند، نمی‌رسند همه سؤال‌های مردم را پاسخ بدهند. ضد انقلاب هم به شدت مشغول كار است؛ از كاهی كوهی می‌سازد و سؤال ایجاد می‌كند. در ذهن مردم ما - كه خدا این مردم ما را یعنی همین شماها را حفظ كند و خیر بدهد و توفیق بدهد و از شما راضی باشد- این سؤال‌ها در ذهنشان می‌نشیند؛ لذاست كه سؤال می‌كنند. 

نوع سوم سؤال‌های مربوط به افراد است. آقا شما بابت نماز جمعه هر ماهی چهل هزار تومان می‌گیرید؟ هر هفته‌ای، یك روایت این است، چهل هزار تومان می‌گیرید؟ آقا آقای فلانی تو خانه‌ عَلَم می‌نشیند؟ آقا آقای فلانی شركت تولیدی دارد؟ كارخانه‌دار است؟ آقا آقای كلانتری وزیر راه داماد آقای موسوی اردبیلی است؟ و از این قبیل سؤال‌ها كه بنده كه اصلاً دختر ندارم تا حالا، چند تا داماد برای خود من فقط پیدا شده و هر كسی كه یك جایی پیدا می‌شود، اگر دختر است می‌گویند این دختر فلانی یا فلانی یا فلانی است، چند تا را اسم می‌آورند. اگر مرد جوانی است می‌گویند این داماد آن‌هاست، در حالی كه خدای متعال نه به ما دختر داده و نه هم داماد.

این سؤالات هم زیاد است، پس سه نوع ما سؤال داریم. وظیفه‌ شما چیه؟ وظیفه ما چیه؟ وظیفه شما دو چیز است؛ اوّل، قبل از تحقیق قضاوت نكردن و منتظر روشن شدن، بودن. این یك. وقتی كه درباره فلان مسأله راجع به امور سیاست اطلاع ندارید، كسی را هم پیدا نكردید دم دستتان كه بیاید بایستد این‌جا و جواب بدهد، یا نامه نوشتید و جواب نگرفتید، از روی حدس و گمان قضاوت نكنید. این یك. و سؤال كنید تا روشن بشود. 

دوم، وظیفه این است كه اگر راجع به اشخاص، افراد یا مسائلی كه ارتباط به اشخاص و افراد پیدا می‌كند، چیزی شنیدید كه باز هم برای شما محقَق و ثابت نیست، این را دهن به دهن نگردانید. چون می‌شود شایعه و از قول پیغمبر اكرم، ‌صلی‌اللَّه‌علیه‌واله‌، نقل شده است كه فرموده‌اند: "كَفَی المرءُ كِذْباً أنْ یحدثَ بِكُلّْ ما یَسْمَع" برای دروغ‌گو بودن یك آدم همین كافی است كه هر چه می‌شنود، نقل كند. این است دیگر. فرض بفرمائید كه یك مرد سالم نجیبی كاسب سر این محل است. یك نفر می‌آید می‌گوید آقا خبر داری چی شد؟ می‌گوید، ها چی شده؟ می‌گوید آره، جواد آقا مثلاً شكر قاچاق می‌فروشد. خب [نامفهوم‌] شما می‌گوئید نه بابا، او هم می‌گوید نخیر این‌جوری است. شما می‌گوئید نه. آخر هم باور نمی‌كنید. بعد از او كه جدا شدید، می‌رسی به رفیقت، می‌گوئی آره فلانی آمده بود می‌گفت جوادآقا شكر قاچاق می‌فروشد. به دومی می‌رسی، می‌گوئی شنیدم جوادآقا شكر قاچاق [می‌فروشد]. دست سوم و چهارم و پنجم كه رسید، مسلم می‌شود كه جوادآقا شكر قاچاق می‌فروشد. یعنی شما به دست خودتان، بدون سوء نیت، بدون دشمنی با جوادآقا یك جرمی را بار گردن یك مسلمانی كردید. این هم وظیفه‌ دوم.
شایعه را ضد انقلاب درست می‌كند، افراد ساده‌لوح و بی‌توجه آن را این جا آن‌جا منتقل می‌كنند. مثل بلاتشبیه مگس كه میكروب را از جایی به جای دیگری منتقل می‌كند. گناه آن مگس از گناه آن میكروب مختصری كم‌تر است؛ خیلی كمتر نیست. (آقا این اگر آمپلی‌فایر است، خاموشش كنید. یك بلندگوی رو راست بگذارید صدا ندهد.) این وظیفه‌ شماست.

اما وظیفه‌ ما چیه؟ وظیفه‌ ما این است كه تا آن جائی كه می‌توانیم سؤال را گوش كنیم تا مطلع بشویم كه چه سؤالی شما دارید. كه خب ما برای این كار [...] حالا این كار را بنده كردم. هفته‌ای یك مسجد. الان مدت‌هاست كه من این مسجد و آن مسجد رفت و آمد می‌كنم. روزهای شنبه برای برادرها و خواهرها یك ساعت صرف وقت می‌كنم تا به سؤال‌های آن‌ها پاسخ داده بشود. 

دیگران هم كارهایی مشابه این، كم و بیش انجام می‌دهند. دوم این كه آن‌چه در آن مفسده‌ای نیست، با كمال صداقت گفته بشود و بیان بشود. برای این كه مردم بدرستی بفهمند. 

خب، حالا شما ذهنتان آماده شد. سؤال شما و پاسخ من اگر برای خدا باشد، عبادت است و ما بین دو نماز یك ساعت در این‌جا اگر با این نیت باشیم، مشغول عبادتیم. پس به عنوان پاسخ دادن به یك تكلیف الهی این وظیفه را انجام می‌دهیم و پاسخ می‌دهیم. در ضمنی كه من سؤال می‌كنم، اگر از این سؤال‌هایی كه این‌جا آمده وقت زیاد آمد، باز برادرها یا خواهرها سؤال‌های دیگری بدهند تا من پاسخ بدهم. 

سؤال اوّل یك سؤال فقهی‌-اجتماعی است. البته سؤالی هم هست كه ممكن است میانه‌ ما و خانم‌ها را به هم بزند. آیا زن می‌تواند قاضی و مجتهد بشود؟ اگر نه، چرا؟ و طبق حدیث "زن ناقص‌العقل است"، آیا با آزادی زن منافات ندارد؟ 

اولا این كسی كه این سؤال را كرده، خیلی بی‌سلیقگی كرده. این حرف اوّل. توی این همه سؤال، توی این همه حرفِ لازم، یك‌هو چسبیده به این كه زن می‌تواند قاضی بشود یا نه؟ خب، حالا بفرمائید ببینم توی این خانم‌های تحصیل‌كرده، تحصیلات حقوق عالیه كی دارد كه برود قاضی بشود؟ توأم با عدالت كامل كه شرط قاضی است، كی دارد؟ یك وقت شما پنجاه تا زن تحصیل‌كرده‌ حقوق‌دان دارای شرائط دیگرِ قاضی آن‌جا قطار دارید، ردیف كرده، بعد می‌پرسید آقا این‌ها چرا نمی‌توانند قاضی بشوند؟ خب، این یك جای سؤال [دارد]. بنده هم جوابش را می‌دهم، اما وقتی چنین چیزی زمینه ندارد، موضوع ندارد، این چه سؤالی است كه این‌طور این سؤال‌كننده‌ عزیز ما بی‌سلیقگی به خرج دادند این را مطرح كردند.

اما در عین ‌حال، به قول امیرالمؤمنین «[اما بعد] فَلَكَ حَقُّ الْمَسْألَةِ» سؤال كردید، بنده باید جوابش را به‌هرحال بدهم. اگر هم وقت گرفته می‌شود، به گردن آن برادر یا خواهری كه این سؤال را به من داده. نه آقا. زن قاضی و مجتهد نمی‌تواند بشود. هر مردی هم قاضی و مجتهد نمی‌تواند بشود. مجتهد چرا، مرجع تقلید نمی‌تواند بشود. مجتهد یعنی كسی كه درس خوانده قدرت استنباط پیدا كرده، این چه مرد، چه زن اشكالی هم ندارد برود بشود، اما مرجع تقلید نمی‌تواند بشود. یعنی دیگران از او تقلید نمی‌توانند بكنند. هر مردی هم نمی‌تواند بشود. قاضی چندین شرط دارد. مرجع تقلید چندین شرط دارد. صدی هشتاد نود مردها هم این شرط‌ها را ندارند، صدی نودوپنج هم ندارند. اما اگر جائی فرض كردیم كه كسانی این شرائط را داشته باشند، اما جزو خانم‌ها و زن‌ها باشند، آن وقت نمی‌شود. چرا؟ ها. نكته‌اش [نامفهوم‌] در یك كلمه‌ كوتاه عرض می‌كنم. 

نكته‌ این حكم الهی این است كه قضاوت، یك منصبی است كه احتیاج دارد به این كه انسان خشك و قاطع باشد. خشك بودن و تحت تأثیر عواطف قرار نگرفتن، چیزی است كه به طور معمول زن‌ها این را ندارند و این نقطه قوت زن است نه نقطه‌ ضعف زن. این را توجه داشته باشیم. زن اگر عواطفش جوشان و احساساتش پرخروش نباشد، عیب است. كمال زن در غلبه‌ عواطف اوست و این به دلیل این است كه شغل اول زن تربیت فرزند است. نمی‌گوئیم شغل دیگر نداشته باشد، داشته باشد. می‌تواند، هیچ مانعی ندارد داشته باشد. اسلام مانع نیست، اما اولین و اساسی‌ترین و پراهمیت‌ترین شغل زن، مادری است. اگر رئیس جمهور هم بشود، اهمیتش به قدر اهمیت مادری نیست. من اگر بتوانم تشریح كنم، وقت می‌بود و می‌گفتم كه مادر بودن چقدر اهمیت دارد؛ یك مادر خوب بودن، قبول می‌كردید كه از ریاست جمهوری هم بالاتر است اهمیت و ارزشش. برای این كار عاطفه لازم است. 

خدا این موجود را با این عواطف خروشان آفریده تا مادری لنگ نماند. اگر مادری لنگ بماند، نسل انسان منقطع می‌شود. یا انسان‌هائی كه به جامعه وارد می‌شوند، انسان‌های كامل و درست و حسابی و معتدلی نخواهند بود. برای این منظور خلق شده. حالا شما می‌خواهید این موجودی كه خدا برای خاطر همین موضوع او را عاطفی آفریده، بگذارید در رأس یك شغلی كه بی عاطفه‌گی می‌خواهد؟ قاطعیت و خشونت می‌خواهد؟ خشك بودن می‌خواهد؟ این را خدای متعال قبول ندارد. مجتهد جامع‌الشرائطی كه مرجع تقلید می‌شود نیز همین‌طور. مرجع تقلید باید تحت تأثیر هیچ احساس و عاطفه‌ای قرار نگیرد و این چیزی است كه به طور متوسط و معمول در مردها بیشتر است از زن‌ها به این دلیل. 

اما آنی كه گفتند زن ناقص‌العقل است، این نخواستند بگویند كه زن خدای نكرده قوه ادراك ندارد، هرگز. بسیاری از زنان از بسیاری از مردان سطح شعور و دركشان به مراتب بالاتر است؛ نه یك ذره دو ذره. من در تفسیر این جمله در نهج‌البلاغه یك بیانی كردم كه این بعد هم منتشر شده. شاید هم شماها بعضیتان دیده باشید. دو احتمال درباره‌ این هست كه یكی از این دو احتمال را من این‌جا ذكر می‌كنم و آن این است كه نظر امیرالمؤمنین در «هن ناقصات العقول‌[ان النساء نواقص الایمان نواقص الحظوظ نواقص العقول/128نهج‌البلاغه/ خطبه 80]» به طبیعت زن نیست، بلكه به زنی است كه تحت تأثیر فرهنگ ستم‌آلود تمام طول تاریخ كه نسبت به زنان این فرهنگ، همیشه توأم با ظلم و ستم بوده، ناقص بار آمده. در زمان امیرالمؤمنین زن در همه‌ جوامع بشری، نه فقط در میان عرب‌ها، مظلوم بود. نه می‌گذاشتند درس بخواند، نه می‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا كند. نه ممكن بود در میدان‌های... 

انفجار بمب و مجروحیت شدید آیت‌الله خامنه‌ای، این سخنرانی را ناتمام گذاشت. 

کد مطلب : 4556
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ