حجتالاسلام والمسلمین علیاکبر ناطقنوری یکی از چهرههایی است که خود بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی است. او که اینک 65 سال سن دارد اما به واسطه التزامش به ورزش همچنان شاداب و پرتوان ظاهر میگردد، به واسطه اعتمادهایی که امام خمینی (ره) و رهبر فرزانه انقلاب به او داشتهاند و جملاتی که در توصیفش گفتهاند یکی از ثقههای نیروهای انقلابی است. اما آنچه بیش از هر چیز او را متمایز میکند توان ویژهاش در وحدتآفرینی و کاستن از تشنجات است. درست در روزهایی که انتظار میرفت با ریاست او بر مجلس پنجم و در فضایی که رقیب انتخاباتیاش بر کرسی ریاستجمهوری نشسته بود، شاهد تشنجات مکرر در مجلس شورای اسلامی و در مناسبات میان دو قوه مجریه و مقننه باشیم، جمهوری اسلامی توانست یکی از کمتنشترین دورههای مجلس خود را تجربه کند. این ادعا بدین مفهوم نیست که از برخی تنشها همچون استیضاح عبدالله نوری و مهاجرانی صرفنظر کنیم، اما چنین همراهی برای پیشبرد نظام که در آن دوره تجربه شد را حتی در دوران همسویی مجلس ششم با دولت خاتمی و مجلس هفتم با دولت احمدینژاد شاهد نبودهایم. همین قابلیت بود که در شرایط خاص اصولگرایان پس از دوم خرداد و نیز واگذاری مجلس به یاران خاتمی، توان وحدتآفرینی ناطقنوری بار دیگر درخشید و تمام کسانی را که در دایره بزرگ اصولگرایی میگنجیدند کنار یکدیگر جمع نمود. در این میان نمیتوان از نقش فعال برخی دیگر از عناصر موثر اصولگرایان چشمپوشی نمود اما بیشک نقش ناطقنوری منحصر به خود او بود. او دارای چند مشخصه ویژه بود، نخست آنکه دانشآموخته حوزه و دانشگاه بود و از این رو زبان سخن با حوزویان و دانشگاهیان را به تفکیک میشناخت و توانست اعتماد هر دو قشر را میان اصولگرایان به خوبی جلب نماید. از دیگر سو او به دلیل نزدیک بودن به امام و رهبری و توان مدیریتاش در هماهنگسازی سلیقهها به نوعی فصل الخطاب اختلافات قرار میگرفت. اما ناطقنوری وجه دیگری هم داشت و آن اعتدال بود. ناطقنوری که در سال 1377 فریاد «بیم تکرار مشروطه» را در مسجد ارک تهران سر داد، امروز از «بیم گسترش خرافه» سخن میگوید. او تلاش نموده است حد اعتدال را در چارچوب قیود اصولگرایی حفظ نماید و البته این به ریزش برخی افراطیون در مقاطعی نیز منتهی شد که حضور او را با چنین مواضعی در رأس اصولگرایان بر نمیتابیدند.
این ریزش از انشعاب برخی از «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب» آغاز شد که بیشترین نمود را در انتخابات ریاستجمهوری 1384 به نمایش گذاشت. گروهی که تحت هر شرایطی به دنبال آمدن قالیباف بودند تمام تاروپودهای وحدت میان اصولگرایان را که در سالهای قبل تنیده شده بود درهم نوردیدند و البته نتیجه چیزی شد که نه آنها تصورش را داشتند و نه حامیان لاریجانی به رهبری ناطقنوری!
اگرچه آن رفتار موجب کنارهگیری ناطقنوری از «ریشسفیدی» میان اصولگرایان شد و حتی سبب گردید دورانی او تهران را ترک کرده و در نور اقامت گزیند اما اینک بیش از سه سال از آن تاریخ میگذرد و همه متفقالقول هستند که اگر وحدت در بین اصولگرایان پدید آید، امکان دستاوردی عظیمتر در انتخابات 1388 فراهم است و اگر تفرقه حاکم باشد شاید روزگار بازگشت گروهی باشد که دورانی به «دوم خرداد» شناخته میشدند. علیالخصوص که در انتخابات مجلس هشتم با پدید آمدن یک انسجام نسبی به کوشش برخی یاران ناطق نوری نشان داد که همچنان گفتمان اصولگرایی ظرفیت تجمیع همه وفاداران خود به جز قلیلی از تندروها را دارد و این تجربه شاید در پررنگ شدن فعالیتهای ناطقنوری در ایام پس از انتخابات مجلس هشتم چندان بیتاثیر نبوده است. ناطقنوری بیشک همچنان یکی از اصلیترین گزینهها برای مدیریت این وحدتآفرینی است اما آنچه مسلم است مهمتر از فرد در این میان، مکانیسم وحدتآفرینی است. چیزی که انتخاباتهای گذشته اثبات کرده است در هر زمان نیاز به قالب جدیدی دارد و بیشک حضور ناطقنوری میتواند در تعیین یک قالب وحدتآفرین نیز مثمرثمر باشد.
مشهور است که ناطقنوری سالی سهبار پای پیاده از كوههای جماران تا شهر نور در استان مازندران سفر میكند و زمان زیادی را در دل طبیعت به سر میبرد. بیشک این حضور در دل طبیعت میتواند اندیشههای نابی را برای مدل وحدتآفرینی به ذهن او متبادر سازد.
اما طرح نام این وحدتآفرین یک پاشنه آشیل نیز به همراه دارد، زنده شدن برخی کدورتهای کهنه و رقابتهای نیمه فراموش شده داخلی؛ تنها در صورت فراموش کردن زخمهای کهنه است که بازگشت ناطق میتواند به توفیق نائل گردد، وگرنه شاید حضور او اولین گام در ایجاد شکاف میان حامیان قالیباف، احمدینژاد و دیگر اصولگرایان باشد.
نویسنده: محمدمهدی اسلامی
کد مطلب : 7850