در سه سال اخیر، مسئولان دولت نهم گاه اظهارنظرهایی داشتهاند كه به زعم خودشان نشانه نوآوری و قاطعیت است درحالی كه بسیاری از كارشناسان معتقدند بعضی از این سخنان غیرضروری است و برخی از آنـهـا هزینهساز. اما هرچه باشد به نظر میرسد گروهی از اعضای دولت نهم این حق را برای خود قائل هستند كه آنچه را تشخیص میدهند بلافاصله از طریق تریبونهای عمومی بیان نمایند.
مردم هم تقریبا به این وضعیت عادت كردهاند اما عادی شدن این وضعیت به معنای بیهزینه بودن آن نیست. این هزینه گاه هزینههای مالی و سیاسی در عرصه بین المللی است و گاه موجب وارد آمدن فشارهای عصبی به مردم. دو سال قبل كه برای نخستین بار بحث ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت مطرح شد، سران دولت نهم این موضوع را بیاهمیت دانستند. آنها در مرحله اول با نوعی قاطعیت از شكست پروژه امریكا در صدور قطعنامه علیه ایران سخن میگفتند و پس از آن هم اعلام كردند قطعنامههای شورای امنیت، تنها مشتی <كاغذ پاره> است.
اما گذشت زمان نشان داد ورقپارههایی كه در نیویورك تنظیم می شود برای ایران بیهزینه نیست تا جایی كه هزینههای تحمیل شده به ایران از جمله تاخیر در اجرای بسیاری از پروژهها به خاطر تحریمها، بارها مورد اشاره كارگزاران حكومتی قرار گرفت.
دو روز قبل عبارت <كاغذ پاره> بار دیگر بر زبان رئیسجمهور جاری شد اما این بار این واژه برای توصیف قطعنامههای سازمان ملل نبود. احـمـدینـژاد در پـاسـخ بـه كـسـانـی كـه صحت مدارك تحصیلی دانشگاهی بعضی همكاران او را زیر سوال میبرند، گفت: برای خدمت نیاز به این كاغذپارهها نیست.
البته این سخن را میتوان در كنار سایر اظهارنظرهای مقامات دولت نهم قرار داد كه گوینده سخن و اطرافیان او را به وجد میآورد و دیگران را به تامل وا میدارد اما توصیف مدارك دانشگاهی به عنوان <كاغذ پاره> به هیچوجه با مهرورزی مورد ادعای دولت نهم سازگار نیست، زیرا بسیاری از جوانان ایرانی برای دریافت همین مدارك، محرومیتهای فـراوان تـحـمـل مـیكـنند. این محرومیتها، هم شامل سختیهای معیشتی است و هم مواجهه با اظهارنظرهای غیرمنصفانهای كه در سالهای اخیر نسبت به دانشجویان و دانشگاهیان رایج شده است!
آقای رئیسجمهور به خوبی میدانند كه اكثر دانشجویان ایرانی، نه به امید یافتن شغل مناسب به دنبال مدرك دانشگاهی میروند و نه به طمع رسیدن به مال و منال یا جاه و مقام. امروزه شاید دسترسی به مدرك دانشگاهی، برای بعضی از سیاستمداران و مقامات، <نان آور> یا <نامآور> باشد اما انگیزه اكثریت دانشجویان در طی مدارج دانشگاهی، ارتباطی به <نان خواهی> یا <نام خواهی> آنها ندارد زیرا این گروه از جوانان دانشجو، سرنوشت پیشكسوتان خویش را میبینند، درعین حال، وضعیت غم انگیز خیل فارغ التحصیلان بیكار، چیزی از شوق جوانان <علمدوست> ایرانی نكاسته است. زیرا در طول تـاریخ، ایران و ایرانی به علم و علم آموزی افتخار كـردهانـد و مـدرك دانـشـگـاهـی بـرای اكـثـر فـارغالتحصیلان ایرانی، نه وسیلهای برای نان است و نه به زعم رئیسجمهور، تنها یك كاغذ پاره!
آقای رئیسجمهور لابد فراموش نكردهاند كه حدود یك ماه قبل، تعدادی از جوانان مظلوم لرستانی در زیر آوار طمعورزی و بیمسئولیتی عدهای از دستاندركاران خصوصی و دولتی امور مسكن ماندند و جان سپردند. ایشان حتما به خاطر دارند كه دادستان تهران اعلام كرد كه اكثر قربانیان حادثه <سعادت آباد> دانشجویانی بودند كه برای تامین هزینه تحصیل خود، در این ساختمان كار میكردهاند. آیا آقای رئیسجمهور اندیشیدهاند كه سخن اخیر ایشان، چه غوغایی در دل خانوادههای داغدار این حادثه ایـجاد خواهد كرد؟ این خانوادهها، با علم به اینكه تحصیل دانشگاهی فرزندانشان، درحال حاضر تاثیر چندانی بر وضعیت معیشت آنها نخواهد داشت به این امر راضی بودهاند كه پس از چهار یا پنج سال، فرزندشان با اخـذ مـدرك دانشگاهی، نشانهای از نخبگی و دانـش آمـوخـتـگـی رادر دسـت داشـتـه بـاشـد. اما امروز كه خانواده جـانبـاختگان میشنوند مدرك دانشگاهی، ورقپارهای بیش نیست چـه حـالی به آنها دست خواهد داد؟ همین سوال در مورد بسیاری از خانوادههای دیگر نیز وجود دارد كه علیرغم سختیهای فراوان، حقوق حداقلی خود را در اختیار فرزندانشان میگذارند تا به مدركی دانشگاهی دسترسی پیدا كنند.
البته یك سوال دیگر نیز وجود دارد كه تنها آقای رئیسجمهور میتواند به آن جواب دهد. این سوال مرتبط با یكی از معاونان ایشان است كه اعضای دولت نهم – از صدر تا ذیل– اصرار دارند او را <دكتر> بنامند. این فرد در احكام رسمی و در مراودات دولتی، از عنوان <دكترا> استفاده میكند، درحالی كه به اعتراف خود حتی <ورقپاره> ای در اختیار ندارد. البته قاعدتا آن آقای دكتر و رئیس ایشان به خوبی میدانند كه قصه چیست اما یادآوری آن برای بعضی از مردم، خالی از لطف نـیـست؛ ضمن آنكه میتواند بخشی از دلخوری دارندگان مدارك دانشگاهی از اظهارات اخیر رئیسجمهور را برطرف كند.
در تاریخ دوم شهریور ماه 84، نخستین گزینه پیشنهادی آقای احمدینژاد برای تصدی وزارت نفت، در حضور نمایندگان مجلس هفتم اظهار داشت: ...< دو درس از دوره دكترای نفت را كه یكی از آنها روشهای ثانویه بازیافت نفت است با نمره الف گذراندم... به دلیل رخداد انقلاب اسلامی به ایران برگشتم و تاكنون موفق نشدم به ادامه تحصیل بپردازم.>*
تــنــهــا چــنــد روز بــعــد از ایــن اعــتـراف، بـرخـی روزنامهها،حكم رئیسجمهور خطاب به این فرد برای تصدی معاونت ریاست جمهوری را چاپ كردند كه با عنوان <دكتر> آغاز میشد. بعد از آن نیز بارها از او با عنوان <دكتر> نام برده شد. آخرین حكم خطاب به این آقای <دكتر> نیز در تاریخ پنجم خرداد ماه 87 با امضای رئیسجمهور برای عضویت كار گروه تحول اقتصادی صادر شد.
اگر آقای معاون در طول سه سال اخیر، شبانهروز مشغول خدمت بوده و فرصت ادامه تحصیل نداشته است نباید از عنوان <دكترا> برای او استفاده كرد؛ مگر آنكه كسی معتقد باشد <دكترا> بیش از یك <كاغذپاره> ارزش ندارد و اعطای اوبه هر كس، تنها در حد واگذاری <كاغذپاره> هزینه دارد. اگر هم برای بعضی از افراد گرفتن <دكترا> علیرغم گرفتاریهای فراوان شغلی، این قدر آسان باشد و پس از اعتراف در مجلس در مدتی كمتر از سه سال موفق به گرفتن <دكترا> شده باشند باز هم حق دارند مدارك دانشگاهی را تا این حد تـحـقـیـر كنند. اما باید مراقب باشند كه این تحقیر آنها، داغ دل خانوادههای رنج كشیده دانشجویان و دانشگاهیان را تازه نكند!
کد مطلب : 5979