جامعه روحانیت؛ از انشعاب تاکنون
گفتگو با مصباحی مقدم
8 بهمن 1386 ساعت 19:20
حجتالاسلام والمسلمین غلامرضا مصباحی مقدم، عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز با مرور مواضع تشكل متبوعش در دوران قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاكید میكند كه قبل و بعد از پیروزی انقلاب و در جریان مدیریت نظام، این تشكل بازوی امام (ره) بوده است و امروز هم باید در جایگاهی چون بازوی مقام معظم رهبری باشد و در سطح احزاب تلقی نشود.
خود را بازوان امام میدانستیم
حجتالاسلام والمسلمین غلامرضا مصباحی مقدم گفت: « جامعه روحانیت مبارز پیش از پیروزی انقلاب پایهگذاری شد و بنیانگذاران آن شخصیتهای فرهیختهای بودند كه جمعی از آنان شهید شدهاند؛ تشكلی كه اعضای آن خود را بازوان امام(ره) میدانستند و تعداد قابل توجهی از آنها شاگردان ایشان بودند و رهنمودهای امام(ره) را به صورت مستقیم و پنهانی میگرفتند و سیاستها و دیدگاههای ایشان را دنبال می كردند كه به پیروزی انقلاب منجر شد.»
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در گفتوگو با خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) همچنین اظهار داشت: « میتوان گفت بخشی از زمینهسازی برای پیروزی انقلاب اسلامی توسط جامعه روحانیت مبارز صورت گرفت. بیانیههای جامعه روحانیت مبارز قبل از پیروزی انقلاب با امضای روشن اعضا و افراد تهیه میشد و البته از چند سال به انقلاب مانده، رشد تعداد امضا را هم داشتیم كه این امر نشان میدهد این مجموعه، مجموعهی تاثیرگذار و مورد احترام عامهی مردم بوده است. اعضای این تشكل نیز كسانی بودند كه در میان مردم حضور داشتند و غالبا اساتید حوزههای علمیه و دانشگاهها و خطبای مشهور و مورد احترام در تهران و ایران بودند؛ علمایی كه در ساماندهی راهپیماییهای بزرگ تاسوعا و عاشورا و اربعین و راهپیمایی روز عید فطر از ارتفاعات قیطریه نقشآفرین بودند.»
مصباحی مقدم افزود: « جامعه روحانیت مبارز پس از انقلاب هم با این اعتقاد كه میبایست صحنهی سیاست را ترك نكند و همچنان حلقهی واسط بین امام (ره) و مردم باشد و از دستورات ایشان حمایت كند، كار خود را به صورت متشكل ادامه داد و در برگزاری همهپرسی نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی و خبرگان قانون اساسی و بعد هم انتخابات مجلس و ریاستجمهوری نقش فعال و پیشرو داشت.»
28 تشكل جامعه روحانیت را محور فعالیتهای خود قرار دادند
وی گفت: « عموما مجموعهی احزاب و گروههای همسو با روحانیت مبارز مراجعه میكردند و میخواستند جامعه رهنمود و لیست مورد نظرش را ارائه دهد. عنوان میكردند ما حمایت میكنیم و با امكانات تبلیغاتی و ارتباطاتی كه با مردم داریم، آنها را به مردم معرفی میكنیم. شروع كار اینگونه بود. روحانیت مبارز محور بود. كسانی كه با روحانیت همكاری میكردند گروههای فراوانی بودند؛ از جمله هیاتهای موتلفه كه بعدا به حزب موتلفه تغییر نام پیدا كرد و جامعههای اسلامی اصناف و بازار و دانشگاهیان، جامعه زینب و گاهی 17 تشكل و در این اواخر 28 تشكل، روحانیت مبارز را محور فعالیتهای سیاسی خود قرار دادند.»
مصباحی مقدم ادامه داد: « جامعه روحانیت مبارز در مقابل خود احزاب لیبرال و چپگرای ماركسیستی را داشت. گروههایی مثل مجاهدین خلق كه با مواضعی كه گرفتند به عنوان منافقین شناخته شدند؛ چریكهای فدایی خلق، حزب آرمان مستضعفان و در واقع گروههای كوچك پراكنده چپگرایی كه غالبا اندیشهی ماركسیستی – لنینیستی داشتند.»
داستان آغاز انشعاب...
وی با بیان این كه در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی انشعابی میان جامعه روحانیت مبارز پدید آمد و عدهای از اعضا مجمع روحانیون مبارز را شكل دادند، خاطرنشان كرد:« طبعا كسانی به این مجموعه جدید وارد شدند كه بنا به اظهارات خودشان از گرایش چپگرانه برخوردار بودند؛ البته تعدادی از آنها جزء موسسان جامعه روحانیت مبارز نیز بودند. مجمع روحانیون مبارز طیفی از احزاب و گروههای هوادار خود را به دنبال داشت و به دنبال آن میتوان گفت در طیف هوادار روحانیت مبارز هم انشقاقی پدید آمد.»
مصباحی مقدم با تاكید بر این كه تعبیر به راستگرایان در درون جامعه روحانیت مبارز و گروههای همسو از جایگاه پذیرفتهای برخوردار نیست، اظهار داشت: « احزابی در این مجموعه چپگرا شدند و طبعا نقطهی مقابل خود را راستگرا نامیدند وگرنه راستگرایان در واقع لیبرالها هستند و چپگرایان واقعی همان ماركسیستها و یا التقاطیونی بین اسلام و ماركسیم بودند، بعدها هم گروههایی مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران جزو طیف هوادار مجمع روحانیون قرار گرفتند و اسم چپگرا روی خود گذاشتند. در دورههای بعد هم مثل دورهی آقای خاتمی احزاب جدیدی مثل مشاركت، همبستگی و مردمسالاری پدید آمدند كه احزاب هوادار مجمع روحانیون بودند؛ البته بعضی از این گروهها مجمع روحانیون را محور خودشان تلقی نمیكنند و مجمع نیز از آنان تبری میجوید.»
علت اصلی انشعاب دیدگاههای اقتصادی موسسان مجمع بود
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز علت عمدهی این انشعاب را هواداری و حمایت از تفكرات اقتصادی دولتسالار دانست و ادامه داد:« جامعه روحانیت مبارز به طور عمده با دولتسالاری و بزرگشدن دولت مخالف بوده است؛ چیزی كه امروز جزو سیاستهای كلان نظام ما قرار گرفته و سیاستهای اصل 44 به سمت كوچك كردن دولت و تقویت بخش خصوصی میرود. این از دیدگاههایی بوده است كه جامعه روحانیت مبارز از آغاز دنبال میكرده و نقطهی مقابل آن مجمع روحانیون مبارز قرار میگرفت كه به دنبال تقویت بخش دولتی بود. مجمع روحانیون هماهنگتر با دولت آقای موسوی كه نخستوزیر بود عمل میكرد و دولت آقای موسوی دولتی تمركزگرا بود. شخصی مثل آقای بهزاد نبوی هم از كسانی است كه مسوولیت اقتصادی آن دولت را بر عهده داشت و شاید رییس تیم اقتصادی دولت بود. »
این نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: «خاطرمان هست كه در دوران جنگ اقتصاد كشور به سمت تمركز دولتی گرایش بیشتری پیدا شد؛ به طوری كه در آن دوره نقش بخش خصوصی بسیار كاهش پیدا كرد و نقش دولت افزایش یافت. فراموش نمیكنیم دولت خرید برنج از شمال را بر عهده گرفت و از كشاورزان خواست كه برنج را مستقیما به دولت بفروشند و از فروش آن به تجار خودداری كنند. دولت مانع تولید خیار و هندوانه و ... در خوزستان شد و سعی كرد از طریق ارایهی كمكها و وامها آنها را وادار به تولیدات كالاهای خاصی كند كه آنها را ضروری میدانست؛ حتی در برههای با این ادعا كه چرا مخالف آن چه دولت گفته است، تولید كردید، جلوی انتقال ترهبار از خوزستان به تهران را گرفتند.»
مجمع روحانیون حمایت از دولت موسوی را بر خود فرض میدانست
وی با اشاره به این كه عمدهترین موضوعی كه جامعه روحانیت و مجمع روحانیون در آن مورد با هم اتفاق نظر نداشتند، مسائل اقتصادی بود گفت :« البته در بحث انشعاب یك مسالهی سیاسی هم مطرح بود. مجمع روحانیون حمایت از دولت آقای موسوی را بر خود فرض و لازم میدانست و به صورت حماسی از آن دولت حمایت میكرد؛ اما جامعه روحانیت مبارز چنین حمایت جدیای را از دولت آقای موسوی نداشت و احیانا در موضع انتقاد نسبت به بخش قابل توجهی از سیاستها وعملكردهای دولت بود. از این جهت هم میشود گفت این انشعاب وجه سیاسی هم داشته است.»
انتقاداتمان را غیرعلنی میگفتیم
وی دربارهی نوع تعامل جامعه روحانیت مبارز با مجلس سوم در آن مقطع گفت: « طبعا آنچه در بیان صریح نظرات بیشتر ظهور و بروز میكند در هنگامهی انتخابات است. بنای جامعه روحانیت بر این نبوده است كه پس از انتخابات با پیروز میدان به صورت ستیزآمیز وارد شود. حداكثر انتقادی هم اگر میبود سعی میكرد به صورت غیرمطبوعاتی و غیرعلنی مطرح كند و بیشتر به صورت تذكرات در دیدارها و گفتگوهایی كه انجام میشد، مطرح میكرد.»
تعاملمان با دولت كارگزاران فعال نبود
مصباحی مقدم در ادامه گفتوگوی خود با بخش تاریخ ایسنا درباره رویكرد و چگونگی تعامل جامعه روحانیت مبارز نسبت به تشكیل حزب كارگزاران سازندگی یادآور شد:« نحوهی تعامل جامعه روحانیت با دولتی كه به طورعمده نقش اساسی را در آن كارگزاران داشتند، تعامل فعالی نبود و ارتباط و همكاری فعالی میان این دو وجود نداشت. انتقاداتی بود؛ اما چون سبك كار روحانیت مبارز اصلا این نبوده است كه انتقادات خود را بر سر كوچه و بازار بیاورد و علنی و مطبوعاتی بكند؛ این انتقادات گاهی در بعضی از اظهارنظرها و ملاقاتها و امثال آن مطرح میشده؛ به طور مثال جامعه روحانیت مبارز با نحوهی عملكرد آقای كرباسچی به عنوان شهردار تهران موافق نبود و به بخشی از سیاستهای فرهنگی و اقتصادی دولت آقای هاشمی انتقاد داشت؛ اما اینطور نبود كه بنا داشته باشد آنها را به صورت علنی و آشكار و با بیانیه مطرح كند، بلكه ترجیح میداد به صورت غیرعلنی و غیررسمی با آنها در میان بگذارد و دیدگاههای خود را منتقل كند. جامعه روحانیت مبارز اصولا این تلقی را داشته است كه میباید نظام و اركان آن را حفظ كرد، دولت را تضعیف ننمود و از باب این كه مبادا اثر دادن یك بیانیهی انتقادی موجب تضعیف دولت شود، بیانیه انتقادی نداده و موضع منفی عمومی نگرفته است. شكل كار معمولا به این صورت بوده است.»
با وجود برخی تذكرات موضع ما نسبت به بررسی صلاحیتها انتقادی نیست
وی در ادامه دربارهی نحوهی تعیین صلاحیتهای كاندیداهای انتخابات در هر دوره و نظر جامعه روحانیت مبارز نسبت به آن نیز گفت: «جامعه روحانیت مبارز همواره نهادهای رسمی نظام از جمله شورای نگهبان را مورد تایید كلی و كلان خود داشته است. در مورد شورای نگهبان فرض را بر این داشته است كه آنها در قالب شرعی و قانونی خودشان عمل میكنند و شخصیتهای عضو شورای نگهبان را شخصیتهای قابل اعتمادی تلقی میكرده و اگر در جایی ردصلاحیتهایی داشتهاند اصل را بر صحت كار آنها قرار میداده است. شاید در مواردی به صورت خصوصی تذكراتی هم به شورای نگهبان مبنی بر این كه مراقبت و دقت كنند تا مبادا حق كسی تضییع شود و كسی بیخود ردصلاحیت نشود{ داده}؛ اما این گونه نبوده است كه بنای جامعه روحانیت بر این باشد كه تصور كند شورای نگهبان از چارچوب قانونی خود خارج شده و باید به صورت رسمی به او تذكر داد و نسبت به عملكردش انتقاد داشت. به طور كلی موضع جامعه روحانیت مبارز، موضع انتقادی نسبت به نحوه تعیین صلاحیتها نبوده است؛ البته این به معنای آن نیست كه شوای نگهبان در بررسی صلاحیتها هرگز دچار اشتباه نشده است، آنچه مهم است این است كه این شورا مجموعهای مومن، عادل، انقلابی و امین است.»
از انشعاب در جامعه روحانیت ناخشنودیم
مصباحی مقدم همچنین درباره نحوه تعامل جامعه روحانیت و مجمع روحانیون هم گفت: «جامعه روحانیت نسبت به انشعابی كه در درون خودش صورت گرفته ناخشنود است و همواره سعیاش بر این بوده كه اگر بتواند دو تشكل را به یكدیگر نزدیك سازد؛ بنابراین عملكرد جامعه روحانیت در ارتباط با مجمع روحانیون سعی بر جذب دوباره و همراه و همگام كردن دوباره و حتی تعامل مثبت فعال است.»
سرانجام گامهای معلق برای نزدیكی...
مصباحی مقدم ادامه داد: « البته رهنمودهای مقام معظم رهبری در این رابطه به ویژه در دورهی مجلس ششم موثر واقع شد. ایشان در آن دوره از مجموعهی گروهها به ویژه از مجامع روحانی دعوت كردند سعی كنند با تعریف چارچوب و فعالیت در آن، با هم ارتباط نزدیكتری برقرار و تلاش كنند روی محورهایی به وفاق برسند. برای وفاق هم چهار محور اساسی اسلام، انقلاب، امام(ره) و رهبری و قانون اساسی تعیین شد. به دنبال چنین رهنمودهایی از سوی مقام معظم رهبری، جامعه مدرسین حوزهی علمیه قم اولین نشست را در قم برگزار كردند و از تشكلهای روحانی دعوت شد در آن نشست حضور پیدا كنند و این همزمان با دورهی اول ریاستجمهوری آقای خاتمی بود. به دنبال آن جلسه جامعه روحانیت مبارز هم جلسه وفاقی را در مدرسهی عالی شهید مطهری تشكیل داد و از جامعه مدرسین، مجمع روحانیون و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم و ائمه جمعه كشور دعوت كرد.»
وی افزود: « در جلسهای كه جامعهی روحانیت برگزار كرد، آقای كروبی ریاست مجلس شورای اسلامی را برعهده داشت. ایشان آنجا از موضع انتقاد نسبت به جامعه روحانیت و جامعه مدرسین برخاست. بحثشان هم این بود كه اگر بخواهید ما به وفاق و ائتلافی برسیم و به هم نزدیك شویم، مثلا میباید درچگونگی عملكرد شورای نگهبان و قوهی قضاییه چنین و چنان كنید!! مواردی دربارهی ردصلاحیتها و امثال آن گفتند و خواستند كه جامعه روحانیت در تعاملی كه بین قوهی قضاییه و مجلس و دولت بود، نقش خود را ایفا كند. گفتند كارها به گونهای باشد كه آنها با ما برخورد نكنند و تعامل مثبتی داشته باشند. همان جا به ایشان گفته شد كه بحث نهادهای قانونی با مسائل مربوط به احزاب و گروهها، جمعیتها و تشكلها متفاوت است. به نهادهای قانونی وظایفی محول است و آنها كار خود را انجام میدهند. كار آنها را نباید بر عهدهی تشكلی مثل جامعه روحانیت مبارز و یا جامعه مدرسین گذاشت و انتظار داشت این دو جامعه در حیطه كاری آنها دخالت كنند و بخواهند آنها كارشان را مثلا مطابق دیدگاه اصلاحطلبان انجام دهند. ائتلاف و وفاق ما باید مستقل از اینگونه مباحث پیگیری شود. نكتهی دومی كه مطرح شد این بود كه نشست سوم باید با میزبانی مجمع روحانیون مبارز باشد و این نشست سوم هیچ وقت برگزار نشد.»
ستیز علنی با مجلس ششم نداشتیم
وی با تاكید بر این كه بنای جامعه روحانیت بر همگرایی بوده است گفت:« جامعه روحانیت سعی نكرد انتقاداتی را كه نسبت به مجلس ششم داشت با بیانیه یا مصاحبه مطرح كند؛ گرچه در گفتوگوها و مباحثات موضع مشخص شده بود. موضع جامعه روحانیت هرگز تایید عملكرد مجلس ششم نبوده است و با نوع رفتار مجلس ششم همراهی و همگامی نشان نمیداد؛ اما ستیزعلنی با آن مجلس را هم در دستور كار خود قرار نداد.»
مصباحی مقدم ادامه داد:« در همان دورهی ریاستجمهوری آقای خاتمی و فعالیت مجلس ششم با ریاست آقای كروبی، دبیر كل محترم جامعه روحانیت، گاهی در سخنرانیها نگرانی خودشان را نسبت به تحولاتی كه رخ میداد، ابراز كرده بودند كه بازتاب عمومی نیز پیدا كرده بود. از جمله ایشان اظهار نگرانی كردند كه مبادا داستان مشروطه تكرار شود؛ چرا كه در مشروطه، روحانیت، رهبری مبارزات را بر عهده گرفت و مشروطیت به نتیجه رسید؛ اما دستآموزهای غرب مجلس مشروطه را پر كردند و دولت متكی به مجلس مشروطه را مدیریت و رهبری كردند. نتیجه این شد كه از مبانی اسلام فاصله گرفتند و زمینه برای روی كار آمدن دیكتاتوری مثل رضاخان فراهم شد.»
وی در ادامه گفتوگوی خود با ایسنا تصریح كرد: « این هشدارها و اعلام خطرهای دبیر كل محترم جامعه روحانیت مبارز در آن دوره البته موجب واكنش از ناحیهی رییس مجلس وقت شد. ایشان این نگرانیها را بیهوده تلقی میكرد و معتقد بود كه نظام ما نظام مستقری است كه از ناحیهی تحولاتی كه در دولت و خصوصا مجلس در حال رخ دادن است، آسیب نمیبیند و مشكلی نخواهد داشت. بعدها دیدیم كه این نگرانی مختص به دبیركل جامعه روحانیت مبارز نبود و مقام معظم رهبری هم این نگرانی را داشتند. ایشان تعبیر به این كردند كه بعضیها خیال كردند كه آقای خاتمی گورباچف نظام ماست! نه چنین چیزی نیست! اشتباه كردهاند و آقای خاتمی هوادار كامل انقلاب هستند و جزو كسانی هستند كه برآمده از همین نظام است.»
دیدگاههای اخیر آقای كروبی امیدواركننده است
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در عین حال افزود:« اخیرا در مصاحبهها نكاتی را از جناب آقای كروبی میشنویم كه امیدواركننده است. در همان دوره یكی از انتظاراتی كه نسبت به مجموعهای مانند مجمع روحانیون مبارز كه ایشان هم در راس این مجمع بودند مطرح میشد، این بود كه خط فاصله و مرزی بین خودشان و كسانی كه علاقهمند به این نظام نیستند و بلكه خواهان تحول اصولی در این نظام هستند، بگذارند؛ كسانی كه به تعبیری گرایشهای براندازانه و تجدیدنظرطلبانه در قانون اساسی و نظام را به صورت اصولی دارند. متاسفانه آن وقت آقایان چندان توجهی به این پیشنهادات نمیكردند؛ اما الان در مصاحبههای آقای كروبی به روشنی دیده میشود كه ایشان میگوید «دیگر حاضر نیستم با كسانی ائتلاف كنم كه از ائتلاف با آنها صدمه و آسیب دیدهایم و درصدد رادیكالیزه كردن شرایط و اوضاع و احوال بودهاند و موجب شدند به جای پیشرفت امور در كشور، برای هیچ، وقفهی جدی در مسائل داشته باشیم.» از این جهت معتقدم ایشان مواضع معتدلتری نسبت به گذشته دارند.»
به آقای خاتمی گفتم اصلاحطلبی باید تعریف شود
وی تبیین و تفسیر دقیق مفاهیم و شعارهایی مثل اصلاحطلبی را از دیگر مطالبات مورد نظر جامعه روحانیت در آن مقطع دانست و ادامه داد: « زمانی به آقای خاتمی گفتم با این جمله اصلاحطلبی شما هر كسی از ظن خود یار شما میشود؛ چرا كه هر كسی معنایی از این اصلاحطلبی میفهمد. بعضیها در درون نظام اعتقاد به اصلاحطلبی دارند و بعضیها برای برونرفت از چارچوب این نظام قائل به اصلاحطلبی هستند. آنها هم در قالب مفهوم اصلاحطلبی خودشان را با شما همراه میدانند و همراه میكنند.»
این نماینده مجلس شورای اسلامی همچنین گفت: « امروز هم در صحبتهای آقای كروبی مشاهده میشود كه گویی ایشان میخواهد از این مفاهیم كلی اجتناب و پرهیز كند و مفاهیمی را به كار بگیرد كه شفاف باشند؛ اما همچنان در مجموعهی مشاركت و مجاهدین انقلاب میبینیم كه باز هم روی كلمهی اصلاحطلبی بدون تفسیر درست از این مفهوم و معنا تاكید میكنند و طبعا میتوانند طیف وسیعی را به دنبال خود داشته باشند كه به این اسم دل خوش كردهاند بدون اینكه در مسمای اصلاحطلبی با هم به توافق رسیده باشند.»
مواضع آبادگران را میپسندیدیم
مصباحی مقدم در ادامه مرور سیر تحولات فضای سیاسی كشور در آستانه برگزاری انتخاباتها گفت:« آبادگران نیز تابلویی بود كه در آغاز به هنگام انتخابات شوراها به كار گرفته شد. بعد در انتخابات مجلس هفتم هم مطرح شدند. ما مواضع آنها را هم در انتخابات شوراها و هم مجلس میپسندیدیم و با انتخابهای آنها هم مخالفتی نداشتیم. در انتخابات شوراها جامعه روحانیت بنای ورود نداشت اما در انتخابات مجلس كه بنای ورود داشت با توجه به اینكه آنها راسا تصمیم گرفتند و كاندیداهایی انتخاب كردند و از جامعه روحانیت هم خواستند كه چهار روحانی را معرفی كند، جامعه روحانیت هم چهار روحانی به عنوان لیست روحانیون كاندیدای تهران به ائتلاف خط امام و رهبری داد. در مجموع جامعه روحانیت در این حد وارد شد؛ اما برای انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، جامعه روحانیت ترجیح میدهد جبهه متحد اصولگرایان با ائتلاف فراگیر وارد میدان شود و از روحانیون شناختهشده و ذیصلاح برای شركت در انتخابات دعوت و پشتیبانی كند. جامعه روحانیت، معتقد است حفظ اسلامیت نظام بدون حضور روحانیت انقلابی ناممكن است.»
هاشمی برای واردنشدن به انتخابات نهم شرط گذاشته بود
مصباحی مقدم با بیان این كه جامعه روحانیت در انتخابات ریاستجمهوری نهم اصل را بر این گذاشته بود كه آقای هاشمی رفسنجانی وارد عرصه انتخابات نخواهد شد گفت:« بر این اساس سراغ رده بعدی افراد رفته بودند تا از میان مجموعه شخصیتهای اصولگرا یك نفر مورد وفاق قرار بگیرد و او را برای ریاست جمهوری كاندیدا كنند. تمام همت جامعه روحانیت در آن وقت این بود كه پنج نفری را كه برای كاندیداتوری انتخابات مطرح بودند، به نقطه واحدی برسانند؛ جالب این جاست كه آقای هاشمی میگفتند اگر اصولگرایان در مورد كاندیدای خودشان به فرد واحد برسند و آن فرد واحد كسی باشد كه رای خوبی در میان مردم داشته باشد، من وارد انتخابات نخواهم شد. ایشان بیان میكردند كه اصولا به معنایی دور اجرایی ما تمام شده و باید صحنه را برای جوانترها باز كرد. از طرفی سن ایشان شاید آن اقتضا را نداشت كه فعالیت دو دوره ریاست جمهوری قبلی را برایشان ممكن میساخت، همچنین نباید انعكاس خارجی آن این باشد كه در این نظام كادرسازی نشده است و كسی نمیتواند رییس قوهی مجریه باشد و باید به دامن همان مسنترها پناه برد.»
وی ادامه داد:« در مطالب آقای هاشمی این نكات مورد تاكید بود و نظرشان این بود ترجیح دارند كاندیدای این دورهی انتخابات نشوند، با این شرط كه اولا در میان اصولگرایان اجماع در مورد فرد واحدی صورت گیرد. ایشان مایل نبود از طیف غیراصولگرا كسی ریاستجمهوری كشور را بر عهده بگیرد و میفرمودند كه شرایط اقتضا نمیكند ما باز هم شاهد دوگانگیها و تشتتها در نظام باشیم. اگر هم در میان اصولگرایان كسی انتخاب و كاندیدا میشود باید رای بالایی بیاورد، چرا كه با رای كم نمیتواند كشور را با قدرت اداره كند و موجب طمع دشمنان شناختهشده این نظام هم خواهد شد؛ زیرا آنها احساس میكنند پشت این رییسجمهور خالی است و از حمایت مردمی بالا برخوردار نیست؛ بنابراین ایشان در صورت نبود این دو شرط وارد انتخابات میشود.»
ولایتی كاندیدای مورد نظر هاشمی بود
این عضو كمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان كرد:« بحث در مورد به وحدت رسیدن اصولگرایان طولانی شد. ضمنا آقای ولایتی كه كاندیدای مورد نظر آقای هاشمی بود ظاهرا به نفع آقای هاشمی از دور انتخابات خارج شد. فرض آقای هاشمی این بود كه هر كس غیر از ایشان انتخاب شود از پشتوانهی بالای مردمی برخوردار نخواهد بود؛ البته ایشان در یك مرحله به آقای لاریجانی هم رضایت داد اما روند اوضاع به گونهای بود كه آقای لاریجانی هم مورد وفاق كامل قرار نگرفت و همچنان گزینههای دیگر باقی ماندند؛ البته آقای دكتر توكلی به نفع آقای دكتر قالیباف كنار كشید. وقتی این شرایط پیش آمد آقای هاشمی وارد صحنه شد.»
وی ادامه داد:« جامعه روحانیت مبارز در چند مرحله با آقای هاشمی مذاكره داشت. در مرحلهی اول شاید تمام همت ما این بود كه اجازه دهید یكی از این جوانترهایی كه وارد فعالیت انتخاباتی شدهاند مطرح شود و شما هم كمك كنید یكی از این افراد به نتیجه برسد؛ بنابراین اصل این بود كه آقای هاشمی رفسنجانی وارد انتخابات نخواهد شد. شاید توصیه ضمنی هم این بود كه شما وارد انتخابات نشوید. ولی در مرحلهی بعد كه تقریبا عزم ایشان برای ورود به انتخابات مشخص شد گفتوگوهایی صورت گرفت و حتی جلسهی جامعه روحانیت در دفتر ایشان برگزار شد.»
مصباحی مقدم گفت:« ما نسبت به دلایل آقای هاشمی در آن جلسه قانع نشدیم. ایشان میگفت ولو شده من فدا شوم، اما رییسجمهوری با رای كم روی كار نیاید. ممكن است رییسجمهور احیانا با رای كم نباشد، اما از كسانی هم نباشند كه مورد اتفاق اصولگرایان هستند، چرا كه این برای نظام خطر است.»
حمایتمان را از آقای هاشمی مشروط كردیم
وی گفت:« در آن جلسه غالبا دیدگاه كلیهی اعضا این بود كه حال كه بنا دارید وارد انتخابات شوید چند نكته قابل توجه است. یك نكته دغدغههای فرهنگی مردم است. در دوران به اصطلاح اصلاحات مسائل فرهنگی بسیار نگرانكننده شده و به یك معنا ریشهی این مسائل هم گرچه نه به این وسعت و شدت در دوران قبلی مسوولیت آقای هاشمی پدید آمد. گفته شد نگرانی دیگرهم نسبت به مسائل اقتصادی، بهویژه مسالهی توزیع عادلانهی ثروت و مهار تورم است؛ چرا كه در دوران آقای هاشمی با اوج تورم روبهرو بودیم. سال 1374 تورم 49 درصد بود كه بعد هم این تورم در دوران آقای خاتمی رو به كاهش گذاشت. تاكید داشتیم آقای هاشمی در بیانات و مواضع انتخاباتی باید نشان دهد سیاستهای اقتصادی ایشان به سمت یك اقتصاد عدالتمحور گرایش پیدا خواهد كرد.»
مصباحی مقدم اظهار داشت:« نكتهی سوم در مورد مدیران همكار آقای هاشمی بود. تاكید همه این بود كه ایشان نه در تبلیغات انتخاباتی و نه بعدا در هیات دولت حتیالامكان از كارگزاران استفاده نكند.»
وی ادامه داد: « در آن جلسه به ایشان گفته شد این موارد نباید در انتخابات ظهور و بروز داشته باشد. اگر چنین باشد وحشتی میان مردم پدید میآید كه گویا دوباره عصر كارگزاران پدید خواهد آمد و اثر منفی در آرای شما خواهد داشت. مجموعهی این دیدگاهها در یك بیانیه از سوی جامعهی روحانیت مبارز منتشر شد و دور اول انتخابات ریاستجمهوری جامعه روحانیت با اكثریت شكنندهای مشروط به این شرایط، حمایت از آقای هاشمی را اعلام كرد.»
در دور دوم حمایت از هاشمی و احمدینژاد در جامعه رای نیاورد
عضو شورای مركزی جامعه روحانت مبارز خاطرنشان كرد:« نحوهی انجام فعالیتها در دورهی اول انتخابات به گونهای بود كه مشخص شد مجددا حامیان ایشان كارگزاران هستند و كارگزاران برای تبلیغ به صحنه آمدند، تجدیدنظری هم در سیاستهای فرهنگی و اقتصادی مشاهده نشد. نتیجه این شد كه ایشان در دور اول رای كمی آورد و به دورهی دوم انتخابات افتاد. در آن دوره جامعه روحانیت مبارز از موضع حمایت دفعهی قبل نسبت به آقای هاشمی عقب نشست و موضع سكوت نسبت به دو گزینه مطرح را اتخاذ كرد.»
وی گفت:« البته حمایتنكردن از آقای هاشمی به معنای حمایت از آقای احمدینژاد نبود؛ چون در جلسهی جامعه روحانیت بحث حمایت از آقای هاشمی رای نیاورد و حمایت از آقای احمدینژاد هم رای نیاورد. در نهایت جامعه روحانیت به خود مردم احاله داد كه خودشان انتخاب كنند.»
این نماینده مجلس شورای اسلامی دربارهی علت اجماعنیافتن اصولگرایان بر روی یك فرد علیرغم تلاشهای جامعه روحانیت گفت: «هركدام برای خود حجتی داشتند. آقای احمدینژاد اصلا از آن ائتلاف كاملا خارج شد و اعلام كرد من جزو مجموعه ائتلاف نیستم، شما اگر میخواهید به فرد واحدی برسید روی من حساب نكنید. آقای ولایتی هم كه قبلا خارج شده بود. آقای توكلی هم كه درحمایت از آقای قالیباف خارج شد. آقای محسن رضایی ماند كه اواخر كار خارج شد، بالاخره آقایان لاریجانی، قالیباف و احمدینژاد ماندند. آقای لاریجانی منتخب شورای هماهنگی انقلاب اعلام شده بود. نظر كاندیداها این بود كه بگذارید اواخر تبلیغات ببینیم موقعیت چه كسی برتر میشود، او بماند بقیه خارج شوند، كه به این هم وفا نشد. هركس تصور میكرد رای او بهتر و بیشتر خواهد بود.»
اگر روحانیت كنار گذاشته شود انحراف در نظام پدید میآید
مصباحی مقدم در بخش دیگر سخنانش افزود: « نظر جامعه روحانیت مبارز نسبت به نقش روحانیون در این نظام این است كه آنها نقش رهبری را در سایهی امام (ره) در جامعه برای پیروزی داشتهاند. بعد از پیروزی نباید آنها را به عنوان یك مجموعهی مقدس بوسید و كنار گذاشت؛ چون اگر چنین اتفاقی بیفتد انحراف در نظام پدید میآید؛ بنابراین باید این مجموعه را مجموعهی موثری در مسائل سیاسی نظام هم قرار داد و از این مجموعه فاصله نگرفت؛ البته معنای آن این نیست كه از جامعه روحانیت نسبت به مسائل سیاسی و اقتصادی كشور استفاده ابزاری یا انتظار تحكم داشته باشیم و این طور هم نباشد كه در حاشیه قرار گیرد.»
وی با بیان این كه جامعه روحانیت مبارز هرگز خود را یك حزب تلقی نمیكند كه در عرض سایر احزاب وارد فعالیت انتخاباتی شود، تاكید كرد:« جامعه روحانیت هیچگاه این انتظار را نداشته كه دولت و مجلس، دولت و مجلس او باشد ؛ البته بعضی از شخصیتهای عضو بنیانگذار جامعه روحانیت مبارز نقشهای موثری در این نظام داشتهاند؛ مثلا آیتالله شهید بهشتی رییس قوهی قضاییه و رهبر حزب جمهوری اسلامی بود. مقام معظم رهبری و آقای هاشمی و ... هم مسوولیتهایی داشتهاند؛ اما اینها به معنی حاكمیت جامعه روحانیت مبارز نیست؛ چرا كه برعهده گرفتن این مسوولیتها از جانب آنان ناشی از ویژگیهای شخصیتی و تواناییهای خودشان است و اثر وجود روحانیت مبارز نیست.»
جامعه روحانیت باید در جایگاه بازوی رهبری قرار گیرد
مصباحی مقدم گفت:« روحانیت مبارز درصدد دست و پا كردن موقعیت برای افراد و اعضای خود نیست بلكه مصالح این نظام را دنبال میكند و به همین دلیل هم نباید به حاشیه رانده شود؛ بلكه باید در جایگاهی به عنوان بازوی مقام معظم رهبری قرار گیرد. قبل و بعد از پیروزی انقلاب و در جریان مدیریت نظام، همچنان بازوی امام (ره) بوده است و امروز هم باید بازوی مقام معظم رهبری باشد و در سطح احزاب تلقی نشود كه بگوییم مثلا با معرفی اعضا به ائتلافها درگیر مسائل شود؛ بلكه به گونهای باشد كه در انتخابها اصول، ضوابط و معیارها به تایید جامعه روحانیت برسد و بر اساس آن مصادیق انتخاب شود، حال هر كس كه انتخاب شد.»
منبع: خبرگزاری ایسنا- 8 بهمن 1386