اصلاحطلبان رادیکال؛ تکرار خطاهای گذشته
سعید رضوی
12 بهمن 1386 ساعت 13:40
شهابنیوزـ در این که عملکرد هیاتهای اجرایی در جریان بررسی صلاحیتها قابل نقد است، هیچ تردیدی نیست. شکی نیست که اغلب بزرگان و ریشسفیدان نظام، منتقد ردصلاحیتهای گسترده در هیاتهای اجرایی هستند و تاکید میکنند که ظرفیت سیاسی جمهوری اسلامی به مراتب فراتر از آن چیزی است که وزارت کشور دولت آقای احمدینژاد به نمایش گذاشته است. اخباری که از نشستهای خصوصی شخصیتهای اصیل و بزرگان هر دو جناح به گوش میرسد موید چنین دغدغههایی است. دغدغههایی که انشاءالله توسط هیاتهای نظارت و شورای نگهبان برطرف خواهد شد.
با این حال، رفتار سیاسی بخش رادیکال جناح اصلاحطلب در روزهای اخیر تکرار طنزآلود اشتباهات گذشته این گروهها بود:
- متاسفانه جناح رادیکال ائتلاف اصلاحطلبان همچنان درگیر تناقضاتی است که هیچ توضیحی درباره آن ارایه نمیکند. گروههایی که در فاصله سالهای 80 تا 84 راهبرد «خروج از حاکمیت» را توصیه میکردند، اکنون به شدت در تلاش برای «ورود به حاکمیت» هستند. چهرههای شاخص این احزاب البته هیچ توضیحی ارایه نمیدهند که چه اتفاقی باعث این تغییر جهت 180 درجهای شده است. طنز داستان آنجاست که برخی هواداران «خروج از حاکمیت» که اکنون هوادار «ورود به حاکمیت» شدهاند، هنوز که هنوز است نظام را به «خروج از حاکمیت» تهدید میکنند. کافی است به مقالات سه هفته اخیر این افراد در وبلاگهای خود که خوشبختانه حتی در سایتهای رسمی این جناح هم اجازه انتشار نمییابند توجه کنید.
ـ یکی از غیرقابل دفاعترین اقدامات سیاسی جناح رادیکال اصلاحطلب، تئوری «تحریم انتخابات» بود که در جریان انتخابات مجلس هفتم و پس از آن تحصن جنجالی به اوج خود رسید. به رغم شکست فاحش آن راهبرد، این افراد هنوز که هنوز است از احتمال «تحریم» یا «عدم شرکت در انتخابات» سخن میگویند و هیچ توضیحی ارایه نمیکنند که چه گزینهای به جز شرکت در انتخابات را در مقابل خود دارند. اساساً برای نیروهای سیاسیای که ادعا میکنند میخواهند در چارچوب نظام و قانون اساسی فعالیت کنند؛ چه گزینهای جز شرکت در انتخابات وجود دارد.
ـ اصلاحطلبان رادیکال در ده سال اخیر با تحلیلهایی نادرست و هیجانزده از فضای سیاست ایران، هیچگاه حاضر به تبعیت از توصیههای بزرگان جناح خود نشدند. مروری بر گذشته نه چندان دور نشان میدهد که برداشتها و تحلیلهای این طیف از عرصه سیاست و افکار عمومی؛ گاه فرسنگها با واقعیت تفاوت داشته است. فراموش نکنیم که این گروه در اولین ساعات پس از پایان رای گیری انتخابات ریاست جمهوری سال 84 رسماً اعلام کرد که «دکتر معین» نامزد این طیف با حدود 60 درصد آرا به ریاستجمهوری رسیده است! تحلیل آنها از تبعات تحصن در مجلس ششم، تحلیل آنها از تبعات توقیف مطبوعات در سال 79، تحلیل آنها از نتایج انتخابات شوراهای دوم و سوم، و تحلیل آنها از بحران هستهای که به ارایه طرح 3 فوریتی پذیرش پروتکل الحاقی انجامید، نمونههایی از برداشتهای نادرست سیاسی است.
متاسفانه اکنون نیز تئوریسینهای این گروه با همان قیافه حق به جانب همیشگی، از پذیرش توصیهها و تحلیلهای بزرگان جناح خود امتناع میکنند. فشار این گروهها بر خاتمی و کروبی برای عدم شرکت در انتخابات، نمونهای از اصرار این طیف بر تحلیلهای نادرست خود است.
ـ اصلاحطلبان رادیکال نشان دادهاند که علاقهای فراوان به تبلیغات و جنجالسازی سیاسی دارند و سیاستورزی به یک معنای دیگر یعنی رایزنی و چانهزنی در پشت پرده را هیچگاه نیاموختهاند. مانورهای اخیر آنها بر موضوع ردصلاحیتها (به رغم انتقاداتی که بر آن وارد است) نمونهای از این رفتار سیاسی است که فرآینده حل این مساله را پیچیدهتر میسازد و از همه مهمتر، بخشی از طبقه متوسط را برای شرکت در انتخابات بیانگیزه میکند.
ـ رفتارهای بخش رادیکال جناح اصلاحطلب در هفتههای اخیر نشان میدهد که این طیف هنوز هیچ تعریفی از «اهداف» خود در عرصه سیاست ندارد، هیچ «شناخت» واقعبینانه و درستی از مقتضیات جامعه و قدرت ندارد و در یک کلام اصلاً مشخص نیست که چه میخواهد و دنبال چیست. از این منظر، اصلاحطلبان رادیکال وضعیتی منحصر به فرد در عرصه سیاست ایران دارند. اصولگرایان هم «اهداف» مشخصی دارند و هم «تعریف» دقیقی از جایگاه خود در عرصه سیاسی. در یک کلام تکلیف این جناح کاملاً مشخص و رفتارهای آن قابل پیشبینی است. حتی اهداف و عملکرد نیروهای موسوم به ملی ـ مذهبی، نیروهای اپوزیسیون خارج از قدرت، گروههای برانداز، گروههای قومگرا و ... نیز مشخص و قابل پیشبینی است. اما اصلاحطلبان رادیکال هنوز پس از ده سال مشخص نکردهاند که بالاخره به دنبال چه هستند. این سردرگمی علت اصلی تکرار اشتباهات این گروههاست.