در دو سه روز گذشته، سخنان اخير مقام رهبري در ديدار با اعضاي هيئت دولت بازتاب كامل در رسانههاي گوناگون داشت. هر يك از رسانهها – به ويژه روزنامهها– تلاش كردند عبارت مورد علاقه خودرا از ميان سخنان جامع رهبري بيابند و آن را بزرگ نمايي كنند. رسانههاي طرفدار دولت با عبور از كنار هشدارها، تنها به تحليل بـخـش هايي از سخنان مقام رهبري پرداختند كه در توصيف نقاط قوت دولت نهم بود. رسانههاي منتقد دولت هم اكثرا تذكر رهبري به دولت درخصوص لزوم توجه به انتقادها را به عنوان تيتر نخست برگزيدند.
البته اين رفتار رسانهها، يك امر مرسوم در سالهاي اخير بود كه شايد چندان پسنديده نباشد. در عين حال ميتوان نوعي توجيه يافت و آن را ناشي از علاقمندي هاي سياسي رسانهها دانست كه متاسفانه بر همه امور كشور سايه انداخته و بسياري از مسئولان و تريبونداران مدعي بي طرفي هم به آن مبتلا هستند. اما، تكرار اين رفتار توسط مسئولان دولـتي كه مستقيما شنونده مجموعه اظهارنظرهاي رهبري بودهاند قابل قبول نيست. زيرا اقتضاي قدرشناسي مسئولان دولتي از حمايتهاي كم نظير عالي ترين مقام نظام آن بود كه در تريبونهاي عمومي ضمن اذعان به بعضي ضعفهاي موجود، به مردم اطمينان دهند كه دولت تمام تلاش خود را براي دغدغههاي ابراز شده توسط رهبري به كار خواهد گرفت. اما برخلاف اين اقتضا و انتظار، رئيسجمهور تنها اظهارنظر خود درخصوص ديدار هيئت دولت با رهبري را به تشكر از حمايتهاي ايـشـان و اظهار اميدواري نسبت به پايان تخريبهاي داخلي در برابر دولت اختصاص داد؛ بدون آنكه به تذكرات رهبري و تاكيدات ايشان از جمله اينكه <دولت هم نبايد براي تخريب كنندگان، بهانه درست كند> و <دولت بايد به انتقادها توجه داشته باشد> اشاره اي بنمايد. اين در حالي است كه اجماع نسبتاً كامل جناح هاي مختلف سياسي و كارشناسان مستقل نسبت به برخي دغدغه هاي سياسي و اقـتـصـادي، نـشان مي دهد كه بسياري از هشدارهابه دولت، يك امر واقعي است كه نمي توان آن را تخريب دانست .
اما حتي اگر به نظر رئيس جمهور و بعضي همكاران او، بخشي از انتقادها جنبه تخريبي دارد، انتظار طبيعي از احمدي نژاد آن بود كه به بخش ديگري از توصيه هاي رهبري كه <دولت حتي تخريب ها را تحمل كند> توجه نمايد. نگارنده گمان ميكند تاكيد رهبري بر اينكه دولت حتي تخريب ها را تحمل نمايد ناشي از اشراف ايشان به خصلتهاي عمومي مديران بوده است كه واگذاري تشخيص مرز تخريب و انتقاد به مديران، ممكن است آنها را بـه مـرزبندي هاي خود ساخته وادار كند. اين نوع مرزبندي ها معمولا به مديران اجازه مي دهد هر نوع انـتـقـادي را تـخـريـب بـنامند تا بتوانند نسبت به آن بي تفاوتي نشان دهند يا حتي برخوردهاي نامناسب در برابر منتقدان داشته باشند! نكته مورد تاكيد رهبري، در واقع بازگويي سخن دو دهه قبل رهبر فقيد انقلاب بود كه مسئولان را به <تحمل انتقاد و حتي تخطئه> فراخواندند. لذا طبيعي ترين چشم داشت از رئيس جمهور آن بود كه به عنوان پاسداشت حمايت هاي رهبري، پايبندي به تذكر ايشان در خصوص تحمل انتقادها– حتي انتقادهايي كه به ادعاي احمدي نژاد و همكاران او، جنبه تخريبي دارد– را به صورت علني اعلام نمايد نه آنكه در نخستين واكنش به اين حمايت ها،عليه معترضان به دولت خود موضع گيري نمايد.
رئيس جمهور در سخنان خود ،اظهار اميدواري كرده است كه تخريب ها عليه دولت به پايان برسد. ما هم اميدواريم اگر كساني در داخل با انگيزه تخريبي به انتقاد از دولت مي پرداخته اند در رفتار خود تجديدنظر كنند.
اما در كنار اين اميدواري، اميدهاي ديگري هم داريم. مثلاً اميدواريم تذكر رهبري در خصوص پايبندي كامل دولت به قوانين، از اين به بعد باعث شود هيچ قانوني بدليل برداشتهاي شخصي مسئولان دولتي، به صورت <ابـلاغ نـشـده> يـا <اجـرا نـشـده> باقي نماند.همچنين اميدواريم آنگونه كه بعضي از نمايندگان مجلس گفتهاند تعامل مجلس و دولت به صورت يكطرفه و معمولاً به نفع دولت، نباشد و دولت هم حقوق مجلس و نمايندگان آن را دقيقاً رعايت نمايد. اميدواريم در دادن وعده به ملت، بخصوص وعدههايي كه شوك اقتصادي به جامعه وارد ميكند، ميزان توانمنديهاي مالي و مديريتي دولت در نـظـر گـرفته شود، اميدواريم دغدغههاي كارشناسان، نمايندگان مجلس و احزاب در خصوص برخي تصميم گيريهاي تورم زاي اقتصادي ، مورد توجه قرار گيرد و هر كس كه سياستهاي اقتصادي دولت را زير سوال مي برد به رانـتخـواري يـا حـسادت، متهم نشود و در يك كلام اميدواريم دغدغههاي مهم جامعه در خصوص اقتصاد كشور و خانوادهها كه در بيانات رهبري نيز مورد اشاره قرار گرفت از اين به بعد مورد توجه بيشتر مسئولان دولتي باشد. همچنين اميدواريم آقاي رئيس جمهور در راستاي توصيه رهبري براي نظارت بر عملكرد اعضاي دولت، بر اظهارات همكاران خود نيز نظارت كافي داشته باشد.
اگر رئيس جمهور به همكاران خود اجازه ندهد تا يك تنه در برابر همه منتقدان بايستند و ناكامي در المپيك را تكذيب كنند، اگر رئيس جمهور همكاران خود را كنترل كند و آنها را از حـمـلات غـيرمنصفانه به معترضان در خصوص ابراز دوستي با ملت اسرائيل برحذر دارد، اگر رئيس جمهور به همكار خود تفهيم كند كه موظف به پاسخگويي در برابر انـتـقـادات اسـت و حـق ندارد به جاي رفع اشكالات مديريتي، منتقدان خود را به سياسي كاري و دوگانگي <سخن و رفتار> متهم كند و نهايتاً اگر رئيس جمهور سخن بـوذرجـمهر را كه مقام رهبري نيز به آن اشاره كرد به همكاران خود يادآوري كند كه <همه چيز را همگان دانند> احتمالاً ديگر نيازي نخواهد بود كه انتقادات روبه افزايش در مورد برخي عملكردهاي دولت خود را تخريب بنامد. اميدواريم كه اين چنين شود.
کد مطلب : 6438