اشغال عراق، آمريكا را در باتلاقي فرو برد كه كشته شدن هزاران نظامي ارتش اين كشور و صرف نزديك به 3هزارميليارد دلار هزينه جنگ با عراق، تنها گوشه هاي كوچكي از گرفتاري آمريكا در منطقه را نشان مي دهد. به دنبال اين اشغالگري، سياست ها و استراتژي هاي نومحافظه كاران مسندنشين كاخ سفيد، پي درپي با شكست مواجه شد و ميزان اعتبار آنان را نزد افكار عمومي آمريكا به شدت كاهش داد. پيروزي نامزدهاي دموكرات در انتخابات سنا و مجلس نمايندگان و همچنين پيروزي اوباما در انتخابات درون حزبي دموكراتها كه سعي دارد در رقابت با مك كين جمهوري خواه با وعده خروج نظاميان آمريكايي از عراق و تاكيد بر سياست هاي فريب كارانه بوش، پيروز نهايي انتخابات آتي رياست جمهوري باشد، از جمله آثار شكست جمهوري خواهان حاكم آمريكا در بازي جنگ با عراق است.
از سوي ديگر مثلث جنگ طلب بوش، رايس و چني بيكار ننشستند و سعي كردند با مديريت بحران عراق از شكست هاي ديگر جلوگيري كنند. تلاش بوش و جناح نومحافظه كار براي امضاي موافقت نامه همكاري هاي امنيتي در همين راستا قابل ارزيابي است.
اين روزها بحث بر سر توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن و اخباري كه پيرامون اين موضوع منتشر مي شود، آن را به موضوع روز منطقه تبديل كرده است. تاكنون آمريكا نزديك به 7 پيش نويس براي اين توافقنامه ارائه كرده و در هر مرحله، پيش نويس ها را بر اساس منافع خود تغيير داده است. به گفته منابع عراقي آخرين پيش نويسي كه به مقامات اين كشور تحويل شده داراي 20بند است كه به ظاهر 4 بند آن به نفع عراقي ها و 16بند ديگر تماما تامين كننده منافع آمريكا در عراق و منطقه است.
چند و چون اين توافقنامه را مي توان از چند زاويه مشاهده كرد؛
1-آمريكا پس از جنگ سرد و فروپاشي شوروي سابق كه خود را يكه تاز عرصه قدرت جهاني مي ديد با اتخاذ سياست يكجانبه گرايي توانست در بسياري از مناطق جهان قرار داد همكاريهاي امنيتي و نظامي امضاء كند. در خاورميانه نيز شيخ نشين هاي عربي و كشورهاي حاشيه خليج فارس تن به چنين قراردادهايي دادند. اكنون هم آمريكا سعي دارد با اجراي اين پروژه- بخوانيد استعماري- در عراق، اهداف سلطه جويانه خود را محقق سازد. اهدافي چون؛ دادن وجاهت قانوني به اشغال عراق و حضور نظامي خود در اين كشور، كنترل منابع نفتي عراق، ايجاد پايگاههاي نظامي بويژه در نواحي كردنشين شمال عراق و كاهش وابستگي خود به پايگاه هوايي اينجرليك در تركيه و نهايتا محاصره جغرافيايي ايران در مرز طولاني با عراق و همجواري با جمهوري اسلامي براي پيگيري برنامه هاي مداخله جويانه خود. آمريكا بطور رسمي مبالغ كلان و هنگفتي براي براندازي و تغيير نظام جمهوري اسلامي در ايران مصوب و در اختيار گروههاي اپوزيسيون خارجي و داخلي قرار داده است. وجود يك پايگاه دائمي بيخ گوش ايران طبعا براي آمريكا مطلوبيت دوچندان خواهد داشت.
2- از سويي ديگر مي توان موافقتنامه امنيتي بغداد- واشنگتن را حاصل فشار لابي صهيونيسم و شوراي روابط خارجي اسرائيل و آمريكا (ايپك) دانست. امنيت مرزهاي رژيم صهيونيستي و شناسايي رسمي اين رژيم از سوي كشورهاي منطقه براي اسرائيل اهميت حياتي دارد. تمامي روساي جمهور آمريكا و حتي اوباما و مك كين كه رقباي اصلي انتخابات آينده رياست جمهوري اين كشور مي باشند، خود را متعهد به حمايت مطلق از اسرائيل و امنيت اين رژيم غيرمشروع مي دانند. حضور نظامي آمريكا در خاورميانه و توافقنامه هاي همكاري امنيتي و نظامي كه با برخي از كشورهاي منطقه به امضا رسانده است، مي تواند خيال رژيم صهيونيستي را - البته به خيال خود!- در برابر تهديد كشورهاي عربي تا حدود زيادي آسوده كند.
متاسفانه كشورهاي عربي منطقه با سياست خنثي و غالبا جانبدارانه اي كه نسبت به اشغال عراق توسط نظاميان آمريكايي و متحدانش، درپيش گرفته اند در فضايي به سر مي برند كه گويي هيچ حادثه اي در اطرافشان در حال وقوع نيست و به چيزي جز منافع خود و حضور طولاني مدتشان در صحنه قدرت فكر نمي كنند. ماجراهاي اخير پاكستان، بحران قفقاز و جنگ در گرجستان كه نشان داد آمريكا به سادگي پشت هم پيمانان خود را خالي مي كند و مطلقا قدرت قابل اتكايي نيست، بايستي عبرت بزرگي براي كشورهاي حامي آمريكا در منطقه قرار گيرد.
3- پس از اشغال كويت توسط صدام، بيش از 70 قطعنامه عليه عراق براي خروج اين كشور از مناطق اشغالي صادر شد كه هيچكدام مورد اعتناء ديكتاتور عراق واقع نشد. از جمله قطعنامه 687 شوراي امنيت در سال 1991 بود كه بر اساس آن كل كشور عراق و حاكميت آن تحت قيموميت سازمان ملل (فصل هفتم منشور سازمان ملل) قرارگرفت و به عبارت ديگر عراق حاكميت خود را از دست داد. بنابراين حكومت عراق از لحاظ قانوني آمادگي امضاء موافقتنامه با هيچ كشور مستقلي را ندارد.
در مذاكرات بين آمريكا و عراق، تيم مذاكره كننده عراقي يك تيم دولتي است و نمايندگان احزاب سياسي و مردم عراق در آن حضور ندارند، امابه دليل آنچه گذشت بايستي متن نهايي شده توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن به تصويب مجلس نمايندگان عراق با كسب 2.3 آراء موافق برسد.
شايد مخالفت مردم عراق خصوصاً مراجع و علماي اين كشور كه امضاي اين موافقتنامه را يك ننگ ابدي مي دانند، المشهداني - رئيس مجلس عراق- را بر آن داشت تا در گفتگو با شبكه العربيه از عدم آمادگي مجلس براي تصويب و امضاء اين توافقنامه سخن به ميان آورد.
اما در آن سوي ميدان گوردون جاندرو، سخنگوي كاخ سفيد، تاكيد كرد كه اين توافقنامه هرگز براي تصويب به سنا ارايه نخواهد شد. وي با اين ادعا كه توافقنامه امنيتي، پيمان محسوب نمي شود و نيازي به تاييد سنا و يا هيچ مجلس و شوراي ديگري ندارد، صداي تعدادي از اعضاي سناي آمريكا را كه با امضاء آن مخالفند در آورد و باعث شد تا نمايندگان مخالف از عدم ارايه آن به سنا جهت تصويب ابراز تاسف كنند.
ظاهراً نمايندگان آمريكا- هر چند مخالف باشند- نقشي در توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن ندارند اما نمايندگان مجلس عراق مي توانند با حفظ استقلال و حاكميت خود بر سرزمينشان و مراجعه به ديدگاه مردم و آراء مراجع و علماي حوزه و سران گروه هاي سياسي اين كشور، نقش تاريخي و سرنوشت ساز خود را در قبال اين موافقتنامه ايفا نمايند.
4- عراق پيشنهاد خروج نيروهاي آمريكايي از عراق را تا سال 2011 داده و طرف آمريكايي سال 2013 را مطرح كرده است. فارغ از اختلاف 2 ساله اي كه خود مي تواند حوادث گوناگوني را در يكي از حساس ترين مناطق جهان رقم بزند، آمريكا بين نيروهاي نظامي و غيرنظامي خود تفاوت قايل شده و معتقد است كه اين عقب نشيني شامل نيروهاي جنگي مي شود و ديگر نيروهاي آمريكايي براي آموزش و حمايت از نيروهاي عراقي بايد در اين كشور باقي بمانند.
اشغالگران به گونه اي وانمود مي كنند كه اگر آنان از عراق خارج شوند، اين كشور نابود خواهد شد. در حالي كه بدون ترديد خروج اشغالگران باعث مي شود تا دولت عراق مسئوليت تمام امور كشورش را خود در دست گرفته و مشكلات را حل نمايد. حتي بسياري از مخالفان داخلي جنگ در آمريكا نيز معتقدند كه تا وقتي نيروهاي آمريكايي در عراق باشند، دولت عراق براي ايجاد امنيت و آشتي ملي موفق نخواهد بود.
پيمان امنيتي كه پس از انقضاي مدت زمان تعيين شده از سوي سازمان ملل براي حضور نيروهاي خارجي در عراق، قابليت اجرا مي يابد، مي تواند زمينه را براي حضور دراز مدت آمريكاييها در عراق فراهم كند. مردم شيعه و سني و تمام قوميت ها و گروه هاي سياسي عراقي به خوبي مي دانند كه اين حضور مداخله جويانه در جهت تضعيف حاكميت بوده و نافي اقتدار عراق خواهد بود.
دولت و نهادهاي برخاسته از مردم در عراق بايد بتوانند فرآيند حاكميت كامل و همه جانبه و اداره مستقل كشور بدون حضور نيروهاي خارجي را محقق سازند. مردم عراق نمي خواهند ببينند كه از اسارت ديكتاتور خونخواري چون صدام راحت شده اما در اسارت خونخوار مسلح تر و زورگوي قدرتمندتري چون آمريكا گرفتار آمده اند.
امروز امنيت و ثبات مردم عراق و ايران به يكديگر پيوند خورده است. مشتركات فرهنگي، مذهبي، تاريخي، داشتن صدها كيلومتر مرز زميني و آبي با اين كشور و وجود عتبات عاليات، آينده عراق را به عنوان كشوري مسلمان، دوست و همسايه براي ما و البته منطقه داراي اهميت كرده است. عراق با حضور اشغالگران و مسيري كه راه را براي سلطه و مداخله آنان بازگذارد، روي خوش نخواهد ديد و طعم امنيت و ثبات را نخواهد چشيد.
حميد اميدي
کد مطلب : 6681