12 تير 1387 ساعت 7:45

پهنه پنهان جنگ

سرمقاله کیهان-12 تیر87

آیا ایران در معرض تهاجم است؟ این پرسش كه گاه و بیگاه با برخی اظهارنظرهای غیررسمی از سوی برخی محافل رسانه ای و سیاسی آمریكایی- صهیونیستی موضوعیت می یابد، سطحی دارد و عمقی، ظاهری دارد و باطنی. به همین دلیل هم نمی توان پاسخ یكسانی نسبت به ابعاد و لایه های مختلف این پرسش ارائه كرد. اما هرچه باشد، اصل دل مشغولی و حزم و احتیاطی كه ایجاد می كند، مهم و ارزشمند است حتی اگر قصد دشمن از برانگیختن گمانه حمله، عملیات روانی و فریب در جهت ارعاب ایران و گرفتن امتیاز باشد. 

در این میان تحلیل پرسشی از جنس پرسش فوق- امكان وقوع جنگ- متوقف به داشتن شناخت و برآورد دقیق از صحنه است به اعتبار اینكه جنگ ها اساساً هنگامی واقع می شوند كه یكی از طرفین مخاصمه احتمال پیروزی در حمله را بدهد و اگر ریسك چنان حمله ای بسیار بالا باشد یا اساساً احتمال شكست آن هم از نوع حیثیتی و استراتژیك وجود داشته باشد، امكان تهاجم نیز به حداقل كاهش می یابد یا حتی منتفی می شود. 

بنابراین همچنان كه قدرت نظامی برای دفاع اهمیت دارد، هنر و قدرت بالاتر نظام های حاكمیتی آن است كه با استخدام درست همه توانمندی ها و گسترش نفوذ آنها، دشمن را در اعماق ذهنش متوقف و زمینگیر كنند. در كنار این موضوع، نكته دیگری كه اهمیت دارد، رخنه اطلاعاتی و امكان ضربه غافلگیر كننده است. برای مثال اسرائیلی ها تا پیش از جنگ 33روزه با لبنان- طی چند جنگی كه با اعراب داشتند- خود را در این عرصه متبحر نشان داده بودند اما نوار موفقیت شان در جنگ با حزب الله از هم گسیخت و خود از سوی حزب الله غافلگیر شدند و برخلاف برخی جنگ های سابق كه از طریق نفوذ در سیستم سیاسی، اطلاعاتی و نظامی رژیم هایی نظیر مصر توانسته بودند بدون آغاز جنگ جدی، اعراب را غافلگیر و كنند، این بار خود به دام افتادند. 

از این منظر، ایران با هنرمندی تمام و برخورداری از فرماندهی تیزبین و شجاع، توانسته تهدید نظامی دشمن را در حد بسیار بالایی مهار كند. تنها به عنوان یك سند از صدها سند و شاهد كه در این باره می توان ارائه كرد، باید به سر مقاله چندی پیش توماس فریدمن روزنامه نگار صهیونیست آمریكایی در روزنامه اینترنشنال هرالد تریبیون اشاره كرد كه با همه سوابق كینه توزی اش نسبت به جمهوری اسلامی ایران اذعان كرد «داستان اصلی واقعی در خاورمیانه امروز این است كه تیم آمریكا تقریباً در همه جبهه ها در حال باختن به ایران است. چرا؟ 

جواب كوتاه این است كه ایران باهوش و بی باك است و آمریكا، احمق و ضعیف با متحدانی سست و متفرق. آیا سؤال دیگری هم دارید؟ رئیس جمهور بعدی آمریكا قطعاً یكی از چالش های بزرگ جنگ سرد را با ایران به ارث خواهد برد... ایهود یاری یكی از تحلیلگران اسرائیلی نشریه جروزالم ریپورت اخیراً نوشت شبكه نفوذی كه ایران در اطراف خاورمیانه از عراق تا لبنان ایجاد كرده، می تواند اسرائیل را در صورتی كه به ضربه زدن به تهران بیندیشد، مورد تهدید جدی قرار دهد و جبهه نبردی سخت را در لبنان و فلسطین و عراق و خلیج فارس باز كند. این یك راهبرد پیچیده برای بازدارندگی است... برعكس، امروز نه كسی بوش را در خاورمیانه دوست دارد، نه از آن می ترسد و نه احترام می گذارد... نتیجه آن كه آمریكا پس از 16 سال سیاست دولت های كلینتون و بوش، در منطقه به دام افتاده است. تیم بوش در برابر ایران نه مشوقی دارد و نه تهدیدی و بسیار بی كفایت عمل می كند... ما آمریكایی ها به جنگ ایران نمی رویم و نباید هم برویم.» 

آیا ایران در معرض تهاجم است؟ پاسخ به این پرسش در مفهوم نظامی آن، تقریباً همین است گرچه همواره باید مترصد بود. اما سؤال مذكور وجوه دیگری نیز می تواند داشته باشد و آن اینكه دشمن به شیوه های دیگر جنگ امید بسته باشد.
 
جنگ نرم و بی صدای اطلاعاتی- روانی در كنار خرابكاری و تروریسم پنهان اقتصادی با هدف رخنه و ضربه در عمق كشور و نظام مسئله ای است كه با توجه به پیچیدگی و ناپیدایی و در عین حال اثرگذاری آن همواره در مواجهه كشورهای متخاصم مورد اهتمام واقع شده است. اگر نمی توانی با حریف قدرتمند، رو یا رو دست و پنجه نرم كنی، هرگز چنین مكن و دنبال پاشنه آشیل باش. این، گزاره محوری در راهبرد آمریكایی، انگلیسی و صهیونیستی نسبت به جمهوری اسلامی است. آنها قدرت خیره كننده جمهوری اسلامی را در «اقتدار و اتحاد حاكمیتی» و «همبستگی ملت و حاكمیت» یافته اند و بنابراین جنگ نرم و شبیخون را در حوزه «حاكمیت»، «افكارعمومی» و «اقتصاد» از مدت ها پیش در دستور كار قرار داده اند. 

بهمن ماه سال گذشته- یك ماه قبل از انتخابات مجلس شورای اسلامی- بود كه «مایكل مك فال» یكی از گردانندگان پروژه «دموكراسی ایران» در انستیتو هوور آمریكا طی مصاحبه ای با سایت ضدانقلابی ایران امروز ضمن اشاره به شیوه های جدید براندازی اذعان كرد «باید یك شكاف درون حاكمیت ایجاد شود، این آن چیزی است كه ما در كشورهای دیگر مشاهده كردیم؛ یك شكاف درون رژیم و نه فقط حضور نیروهای دموكرات، ضروری است. اشتباه بزرگی كه برخی مرتكب می شوند این است كه روی اپوزیسیون كه یك عامل كلیدی برای تحول است، تكیه می كنند ولی این شرط، كافی نیست. مسیر استاندارد، ایجاد شكاف در نظم سیاسی موجود بین نیروهای تندرو و معتدل است كه نشانه های آن در همراهی جامعه مدنی و اپوزیسیون با نیروهای معتدل دیده می شود. 

بنابراین در چارچوب سیاست های غرب باید خواهان سیاست هایی بود كه به تشدید این تنش ها میان نیروهای تندرو و معتدل درون رژیم كمك كند.» در ادامه همین روند هم بود كه برای مثال روزنامه ایندیپندنت هدف از سفر خاویر سولانا به ایران و ارائه بسته پیشنهادی در كنار تهدیدها را «ایجاد شكاف در بین مقامات ایرانی» عنوان كرد. 

اما چه باید كرد؟ اتحاد و همدلی مسئولان در سطوح مختلف حاكمیت، خار چشم دشمنان است همچنان كه خدشه در این وضعیت قدرت ساز، آنها را امیدوار می كند. نیازی به مراقبت و جمع آوری سری اطلاعاتی نیست تا برای ناظران صحنه سیاست و رسانه در كشور معلوم شود دشمن سرمایه گذاری گسترده ای را برای پیشبرد جنگ نرم روانی- اطلاعاتی در آوردگاه رسانه و سیاست و اقتصاد كشور انجام داده است. عوامل میدانی كه گاه و بیگاه به تروریسم سیاسی و رسانه ای در كنار خرابكاری و ترور اقتصادی و به هم ریختن فضای روانی در این عرصه همت می گمارند، بی تردید بخشی از نقشه شبیخون دشمن هستند. در چنین وضعیتی چند نكته را باید مهم شمرد: 

1- توجه و تذكر همیشگی نسبت به شكست دشمن در عرصه جنگ سخت و رویكرد او به جنگ نرم وناپیدا
 
2- كاستن از فاصله میان صاحبان منصب و مسئولیت نه صرفاً به عنوان توصیه اخلاقی بلكه به عنوان مسئولیت حاكمیتی و امنیتی 

3- رویكرد به هماهنگی های كلان حاكمیتی در جهت تصمیم سازی های مؤثر به جای تك روی و تك گویی، هم فرسایی، جزئی نگری و فشل كردن مدیریت ها 

4- اهتمام ویژه به دو موضوع «ساماندهی و شكوفایی اقتصادی» و «مبارزه با مفاسد اقتصادی» در شرایطی كه دشمن می كوشد فشار اقتصادی را با عملیات روانی پایگاه های رسانه ای و مطبوعاتی خود در زمینه القای ناامیدی مؤثرتر سازد. 

مقدمه ضروری این تصمیم سازی هماهنگ، جامع و مؤثر، داشتن روحیه ترصّد در برابر دشمن و عمل به این آموزه مهم است كه «ما لایدرك كله، لایترك جله». «كم» شدنی و ممكن بهتر است از «حداكثر» متوقف در ذهن كه به خاطر تنش و اختلاف سلیقه و تك روی هرگز امكان تحقق پیدا نكند. اگر این تلقی در میان دولتمردان، نمایندگان محترم مجلس و نیروهای دلسوز دستگاه قضایی حاكم شود و در عین حال جلسات فصلی همدلی به نشست های منظم و كاری همفكری تبدیل شود و مدلی تصمیم ساز و پیگیر را به دست دهد، قطعاً بسیاری از گره ها و معضلات كور موجود به سادگی مرتفع خواهد شد. ما حتی اگر دشمن هم نداشتیم چاره ای جز رویكرد هماهنگ (حاكمیتی) به معضلات و مسائل نداشتیم چه رسد به اینكه تردید نداریم دشمن زخم خورده و تحقیر شده، تنها چاره را در اختلال و دستكاری و رخنه در اقتدار حاكمیتی جمهوری اسلامی در حوزه سیاست و اقتصاد و رسانه (افكار عمومی) می داند. 

صحنه، صحنه جنگ است با همه پیچیدگی هایش و غفلت و آسودگی و خاطرجمعی و خوش باشی و خود مشغولی اول شبیخون است در چنین جنگ پرحادثه اما بی سر و صدایی. 

محمد ایمانی 


کد مطلب : 4728
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ