خبر  »  داخلی
3 شهريور 1387 ساعت 15:27

مقایسه خاتمی و احمدی‌نژاد از نگاه ایرنا

شهاب‌نیوز ـ خبرگزاری بزرگ، معتبر و پیشکسوت «ایرنا» که تنها خبرگزاری دولتی ایران است اما در ماه‌های اخیر با انتصاب یکی از خبرنگاران کیهان به عنوان مدیر آن به خبرسازی‌های بولتنی روی آورده و متاسفانه تا سطح یک سایت اینترنتی ضعیف و دسته دوم تنزل پیدا کرده؛ روز یک‌شنبه گزارشی را منتشر کرد که «مقایسه‌ای میان دولت احمدی‌نژاد و خاتمی» نام داشت.

متن کامل این مقاله را بخوانید تا هم با دیدگاه‌های سیاسی مدیران جدید ایرنا آشنا شوید و هم باور کنید خبرگزاری‌ای که روزی مهم‌ترین منبع رسمی انتشار اخبار ایران به شمار می‌آمد و در داخل و خارج کشور به شدت مورد توجه بود، اکنون چگونه تغییر کرده است:


با آغاز هفته دولت، محمود احمدی نژاد وارد آخرین سال كاری خود در دور اول شد؟ امری كه قضاوت درباره وی و كابینه‌اش را تسهیل می‌كند چگونگی رابطه دولت با نخبگان، یكی از شبهاتی است كه در خصوص دولت نهم این روزها زیاد مطرح می‌شود لذا در این یادداشت سعی در بررسی این موضوع و مقایسه این رابطه در دو دولت محمود احمدی نزاد و سید محمدخاتمی داریم.

زمانی كه سید محمد خاتمی در دوم خرداد ‪ ۷۶‬از لابه لای كتاب‌های كتابخانه ملی كشور توانست خود را به مردم معرفی كند و با حمایت دو جریان مطرح چپ و كارگزاران، ‪ ۲۰‬میلیون ایرانی را با برنامه‌های خود همراه كند همه او را رئیس جمهوری مردمی خواندند كه با حمایت مردم و به ویژه نخبگان جامعه به این موفقیت دست یافته است.

خاتمی هر چند كه می‌كوشید گهگاهی در ابتدای كار خود، وجهه توده‌ای و مردمی خود را تقویت كند و با حضور در صفوف اقلام كوپنی یا سوارشدن بر اتوبوس شركت واحد و اقدامات اینچنینی خود را بیشتر رئیس جمهوری عوام نشان دهد نه نخبگان، ولی برنامه‌ها و سیاست‌های سیاست محور او خلاف این امر را اثبات می‌كرد. حتی خاتمی، خواسته یا ناخواسته مهمترین حرف‌های خود را در دانشگاه‌ها می‌زد و بیشتر دوست داشت محبوب قلوب این قشر از جامعه باشد؟ هر چند كه این سیاست وی در چهار سال دوم تصدی وی كمرنگ تر شد. اما هشت سال بعد- زمانی كه احمدی نژاد توانست آرایی نزدیك به آراء خاتمی در ‪۷۶‬ كسب كند- در ابتدای امر كسی او را رئیس جمهوری مردمی ننامید و آراء او به جاهای دیگری مرتبط شد. برخی دیگر پس از مدتی رای‌دهندگان به وی را عوام و قشر فرودست جامعه خواندند كه احمدی نژاد با برنامه‌های اقتصادی و معیشتی خود توانسته بود آراء آنها را به حساب خود واریز كند.

اما حقیقت امر چیز دیگری بود. خاتمی و احمدی نژاد هر دو رئیس جمهورانی مردمی بودند كه یكی با اتكا به شعارهای مردمی و ارتباط مستقیم خود با مردم توانست آراء توده مردم را با خود همراه كند و پس از رسیدن به قدرت نیز بر ادامه مسیر در پیش گرفته شده تاكید كند اما در مقابل دیگری (خاتمی ) هر چند كه رئیس جمهوری مردمی به شمار می‌آمد اما آراء خود را بیشتر از طریق لابی‌های نخبگان جامعه به دست آورد و پس از به قدرت رسیدن نیز امور اجرایی و حلقه مشاوران و نزدیكان خود را از این قشر برگزید؟ كسانی كه نقش توده‌ها در پیروزی خاتمی را فراموش كردند.

آنان تمایل داشتند رئیس جمهور بیست میلیونی سال ‪ ۷۶‬را به دنبال اهداف خود بكشانند؟ امری كه خاتمی در چهار سال دوم عمر سیاسی خود در مقابل آن واكنش نشان داد و همین امر منجر به جداشدن تعدادی از به اصطلاح نخبگان فوق از حلقه نزدیكان رئیس جمهوری شد.

البته این افراد در اواخر دهه ‪ ۷۰‬با در اختیار گرفتن مجلس ششم و تشكیل برخی تشكل‌ها مانند حزب مشاركت، مسیر مستقلی را در پیش گرفتند و سعی كردند جدا از خاتمی به راه خود ادامه دهند؟ راهی كه در پایان امر، سرنوشتی جز شكست و انزوا را به دنبال نداشت.

حلقه مشاوران و نزدیكان رئیس جمهور كه از همین قشر بودند مسیر دولت را در جاده‌ای به پیش بردند كه خاتمی بیشتر رئیس جمهور قشر تحصیل كرده و نخبه جامعه می‌نمود تا توده‌های مردم؟ لذا خاتمی زمانی كه تصمیم به مقاومت در مقابل این طیف از نزدیكان خود گرفت، بسیاری از آنها مانند سعید حجاریان پست‌هایی كه خاتمی به آنها سپرده بود را ترك گفتند و همگام با جنبش دانشجویی به انتقاد و حتی عبور از خاتمی پرداختند.

این طیف در انتخابات نهم ریاست جمهوری هم باز بر توسعه سیاسی تاكید كردند و مخاطب خود را به هیچ وجه توده مردم قرار ندادند و در بهترین وضع توانستند حدود ‪ ۴‬میلیون ایرانی را با خود همراه كنند.

اما احمدی نژاد- برخلاف خاتمی- پس از رای آوردن نه تنها سعی كرد در مسیر خواسته‌های توده‌هایی كه حامیان اصلی وی در انتخابات به شمار می‌آمدند، گام بردارد بلكه در جهت تقویت این ارتباط گام‌های جدی را هم برداشت.

دستورالعمل‌های قاطع، رفع تشریفات مرسوم، نوع لباس پوشیدن، نحوه سخن گفتن ، تحقق وعده سفرهای استانی و حذف حقوق بالای مدیران، اقداماتی در این راستا بود كه با واكنش مثبت توده‌های مردم مواجه شد.

از سوی دیگر احمدی نژاد برخلاف خاتمی سعی نكرد از روشنفكران و نخبگانی كه از توده مردم فاصله گرفته‌اند در حلقه‌های نزدیك به خود بهره ببرد و حتی المقدور مشاوران و وزرای خود را از این قشر برنگزید و سعی كرد به جای اینكه نخبگان رابطه دولت با توده‌های مردم را رقم بزنند، خود مستقیم به تنظیم رابطه ملت- دولت بپردازد و با زبانی عادی، ارتباطی قوی میان خود و مردم ایجاد كند لذا خطری كه خاتمی در فاصله گرفتن از توده‌های مردم به آن دچار شد، احمدی نژاد را تهدید نمی‌كند.

امور فوق درحالی صورت می‌پذیرد كه احمدی نژاد به مراتب بیش از خاتمی با قشر روشنفكر و نخبه در ارتباط بوده است. وی برخاسته از نهادهای سنتی نبوده و در زمره افرادی است كه تحصیلات خود را به نحو آكادمیك گذرانده است و خود برخاسته از محیط دانشگاهی است كه بیشترین حجم نخبه‌ها را در خود جای داده است.

پیام انتخابات اخیر را عده‌ای نخبه گریزی یا فرار از عقلانیت می‌نامند، در حالی كه به نظر می‌رسد در این مقطع لازم است برخلاف تصور فوق نخبگان در اندیشه‌های خود واكاوی كنند چرا كه همواره در طول تاریخ اندیشه نخبگان برآیندی از اندیشه توده‌های مردم بوده است، اما در حال حاضر چنین نمی باشد و توده‌ها و نخبه‌ها و یا به عبارت بهتر عوام و خواص در مسیرهایی جدا از هم گام برمی دارند.

قطعا مقوله فوق زاییده دلایل متفاوتی است، اما آنچه اجمالا می‌توان به آن اشاره كرد این است كه نخبگان، دیوار بلندی را میان خود و توده مردم كشیده اند تا حدی كه بلندی این دیوار مانع از درك وضعیت توده‌های مردم شده است . به ویژه در كشور ما نخبگان با مشكلات معمول توده‌ها مانند فقر، دست و پنجه نرم نمی‌كنند. مردم از مصلحت گرایی نخبگان خسته شده و خواستار محدودسازی موارد مصلحت آمیز شده اند؟ امری كه در سوم تیرماه به بلندی آن را فریاد زدند. قطعا وظیفه خطیری كه دولت كنونی در پیش دارد پركردن گسست ایجاد شده میان نخبگان و توده‌ها می‌باشد؟ امری كه بیشتر همت نخبگان را می طلبد تا توده‌ها را. از سوی دیگر دولت مجبور است برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های خود، بخشی از نخبگان را با خود همراه كند چرا كه در غیر این صورت در مواقع حساس از پشتوانه تئوریك بهره مند نخواهد بود. برای این امر دو راهكار وجود دارد. اول اینكه میان مشی و تفكر توده‌ها و نخبگان، جایگاهی میانه را برگزیند و از هر دو جریان استفاده نماید و دیگر این كه طبقه‌ای از نخبگان جدید را به وجود بیاورد و یا به عبارت دیگر نخبه‌سازی كند. البته راهكار دوم با این خطر مواجه است كه نخبگان وابسته نتوانند تاثیرگذاری واقعی داشته باشند.جدا از دو راهكار فوق، در حال حاضر دولت برای همراه كردن نخبگان باید منطق اقدامی خود را برای نخبگان تشریح كند.

امری كه فاصله میان دولت و نخبگان را كمتر خواهد كرد. 


کد مطلب : 6320
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ