13 مهر 1387 ساعت 7:22

بایدهای تحول اقتصادی‌

سرمقاله جام‌جم-13 مهر 87

تجربه دوران پس از جنگ نشان داده كه هر سه دولت آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی‌نژاد به این نتیجه رسیده‌اند كه اقتصاد ایران نیازمند تغییراتی جدی در بخش‌های مهم و متغیرهای منتخب است. در نتیجه سه طرح با نام‌های تعدیل اقتصادی، ساماندهی اقتصادی و تحول اقتصادی به عنوان حاصل این آسیب‌ شناسی‌ها متولد شده است. به نظر می‌رسد این داستان در دولت‌های آینده نیز تكرار شود. هر طرحی از این جنس ناگزیر باید در اسناد پشتیبان خود به سه سوال عمده (و ده‌ها پرسش زیرمجموعه)‌ پاسخ دهد: 

مشكل از كجا نشات می‌گیرد یا چه ساختارها یا بخش‌هایی باید هدف اصلاح باشند؟

مطلوب و مقصد اصلاح به سوی كدام هدف است و براساس چه نظریه‌ای؟

و در نهایت فرایند اصلاح چگونه تنظیم، مدیریت و اجرا می‌شود؟

برخی اندیشمندان حوزه توسعه معتقدند ریشه‌های عمیق‌تر و اثرگذارتری برای اصلاح اقتصاد ایران وجود دارد كه پرداختن به آن نسبت به شاخه‌ها و میوه‌ها اولویت و تقدم دارد، لكن فرض كنید ما درباره این كه لازم است همین نظام‌های هفتگانه (بهره‌وری، یارانه‌ها، مالیات، گمرك، بانك، پول ملی و توزیع كالاها)‌ تغییرات ساختاری یابند، با دولت همنوا شویم. تجربه اصلاحات اقتصادی در كشورهای در حال توسعه طی دهه‌های اخیر نشان داده كه نتیجه نهایی تنها به محتوای سیاست‌ها وابسته نیست.

در سال‌های اخیر چگونگی انجام اصلاحات از چنان اهمیتی برخوردار شده كه مقالات متعددی تنها با عنوان مرحله‌بندی، مدیریت، سرعت یا گام‌های اصلاح اقتصادی از سوی نهادهای اقتصاد جهانی به چاپ رسیده است. ما نیز براساس مجموعه تجربیات كشورهای در حال توسعه، توجه طراحان و كارشناسان دولت را به نكات زیر جلب می‌كنیم:

1- مهم‌ترین چالش در حوزه چگونگی اجرای اصلاحات، آن است كه كدام رویكرد مزیت بیشتری دارد؟

آیا باید تغییر ساختار‌های هفت‌گانه به صورت همزمان رخ دهد یا به صورت گام‌ به گام؟ هر رویكرد مزیتی دارد و هزینه‌ای. گاه تغییرات یكباره به تلاطم شدید اقتصاد، نوسانات غیرمنتظره در متغیرها، مقاومت‌‌های شدید اجتماعی سیاسی و در نهایت به شكست برنامه اصلاح منجر می‌شود از سوی دیگر، گاه چند حوزه بسیار با هم مكمل‌اند و اگر چند تغییر به طور همزمان رخ ندهد، اثربخشی برنامه زیر سوال خواهد رفت.

2- اگر رویكرد مرحله‌ای برگزیده شود، آن‌گاه نوبت به برداشتن گام‌های اصلاح‌ اقتصاد می‌رسد. بررسی منطق و ارتباط بازارها و بخش‌های اقتصاد ایران با هم نشان خواهد داد كه چه تغییراتی باید در اولویت قرار گیرند. به عنوان نمونه، عموما پیشنهاد می‌شود نقطه شروع تحول اقتصادی از متغیرهای واقعی و ساختاری اقتصاد باشد نه متغیرهای قیمتی، هرچند اصلاح ساز و كار قیمت‌ها جزو جدایی‌ناپذیر یك تحول كامل است. بر همین اساس، آیا لازم است اصلاح یارانه‌ها پیش از تغییر نظام مالیاتی صورت گیرد یا پس از آن؟ آیا تقدم زمانی با تحول نظام بانكی است یا ارزش پول ملی؟ و...

3- تجربیات جهانی موید نقش فوق‌العاده موثر برخی متغیرها برای تحول اقتصادی‌اند؛ از جمله این‌كه هیچ تغییری در شرایط نااطمینانی و نوسانات شدید، موفق نخواهد بود، مثلا شرایط تورمی یا كسری بودجه بالای دولت، یك مانع اساسی به شمار می‌رود و تا دولت خود دخل و خرج بی‌انضباطی داشته باشد، نمی‌تواند زمام مدیریت و نظم اقتصادی را به دست گیرد. نوسانات برونزا یا بحران‌های بین‌المللی نیز بعد دیگری از موانع تحول اقتصادی موفق است. حال در سالی كه اقتصاد ایران، بالاترین نرخ تورم طی 10 سال گذشته را تجربه می‌كند، آیا تحولات نوسان‌زایی مانند واقعی كردن قیمت‌های یارانه‌ای عاقلانه است؟

4- نهادسازی برای اصلاحات اقتصادی یك عنصر تعیین‌كننده به شمار می‌رود؛ منظور این است كه اگر انجام اصلاح، نیازمند نهادهایی مانند قانون و مقررات خاص، نظام اطلاعات اقتصادی دقیق و یكپارچه، نظام نظارتی و قضایی مستقل،‌ جدی و عادلانه، كمربند‌های حمایتی برای كاهش آسیب اقتصادی خانوارهای ضعیف، اصلاح ساختار سازمان‌ها یا تشكیل نهادهای متولی، تحول نحوه مدیریت دولت و مواردی از این قبیل باشد، اما این آمادگی‌های نهادی لحاظ نشود، نتیجه ناكامی برنامه اصلاح است یا تحقق توام با هزینه‌های هنگفت. اكنون باید پرسید آیا اصلاح قوانین یا نحوه مدیریت و قراردادهای دولت، پیش‌نیاز بهبود بهره‌وری نیست؟ آیا نظام اطلاعاتی دقیق برای توزیع كالاها و مالیات عادلانه و یارانه عادلانه طی همین ماه‌ها قابل درسترسی است؟ آیا...

5- لحاظ كردن تاثیرات متقابل سیاست‌های اصلاحی بعد دیگر چگونگی تحول اقتصاد است. این امكان وجود دارد كه برخی سیاست‌های اصلاحی اثر سیاست‌های دیگر را خنثی یا تقویت كنند. گاه سیاست گمركی یا توزیع كالا با هدف كاهش فساد و رانت تنظیم می‌شود اما سیاست نرخ بهره‌ای و یارانه‌ای موجب رواج فساد می‌گردد. 

6- شرایط سیاسی كشور در مسیر اصلاح، اثر جدی بر چگونگی اجرای اصلاحات دارد. شرایط كنونی دولت‌ها (مثلا باقی ماندن یك سال از فرصت دولت نهم)‌، ذهنیت سیاستگذاران و مجریان و فعالان اقتصادی (مثلا بدبینی بخش خصوصی و بانكداران و بورس‌بازان)‌، برداشت مردم نسبت به صداقت و توانمندی دولت در انجام اصلاحات و واكنش همكارانه یا تخریب‌گر، موضع گروه‌های فشار یا ذی‌نفع در هر بخش اقتصاد، جلب مشاركت گروه‌های مرجع و نخبگان یا منزوی بودن طراحان طرح، آستانه تحمل اجتماعی هزینه‌های اصلاح و موارد متعدد دیگر در تعیین سرعت اصلاح نقش حیاتی دارند.

7- شرایط احتمالی مورد نیاز برای مواجهه با انحراف اصلاحات كدامند؟ مثلا اگر اهداف مالیاتی تحقق نیابد اما تعهدات یارانه‌های نقدی فزاینده باشد، چگونه از بروزكسری بودجه و تورم مضاعف جلوگیری شود؟ درباره شوك‌های خارجی چه باید كرد؟ بر این اساس حفظ منابع حساب ذخیره ارزی ناشی از درآمدهای بالای نفت برای پشتیبانی از اصلاحات اقتصادی ضروری به نظر می‌رسد. 

نویسنده: سیداحسان خاندوزی‌

کد مطلب : 7473
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ