امروز کشورمان با مسائل متعددي در زمينه آب و انرژي روبه روست که براي هر ايراني سوالاتي را به همراه داشته و دارد. سرفصل هاي زير فقط طرح موضوع است و براي پاسخ دادن به آنها بايد هر کدام از نامزدهاي دوره بعدي رياست جمهوري جواب مشخص داشته باشند.
1- آب تنها ماده يي است که بشر را زنده نگه مي دارد، مايه حيات و زندگي است، آب حرف سال هاي بعد دنياست و کشور ما هم از اين بابت در صف هاي اول است.
ايران کشور کم آبي است و بنابراين مي طلبد که سرمايه گذاري جدي در صنعت آب شود. خوشبختانه بعد از پيروزي انقلاب سدهاي مختلفي در کشور طرح و اجرا شده و بخش عمده يي از آب کشور را سامان داده است ولي راه بلندي در پيش است تا آب ساماندهي شود. امروز دانش بشري ثابت کرده است تا آب هست، انرژي هم هست و در کشورمان در سال گذشته ديديم بخش هايي از انرژي کشورمان به دليل کم آبي يا کاربري اشتباه به مشکل برخورد که مشکلات آن بر دوش مردم بود و اميد داريم ان شاءالله تکرار نشود. ولي آيا نبايد رئيس جمهور آينده از حالا براي آب و انرژي خود برنامه يي را اعلام کند که براساس آن عمل کند.
ممکن است گفته شود اين برنامه ها موجود است و فقط بايد آن را اجرا کرد. بهتر است از همين حالا نامزد رياست جمهوري همان طور که از مردم راي مي خواهد به مردم نيز برنامه خود را ارائه کند و قول بدهد در برنامه ريزي آب و انرژي برنامه مشخصي را اجرا خواهد کرد و به همين دليل لازم است قبل از راي گيري نامزد رئيس جمهوري برنامه آب و انرژي خود را اعلام کند و يادش باشد امروز زمزمه يي شروع شده که جنگ بعدي در جهان جنگ آب است.
2- پس از آب و در زمينه انرژي اولين سوالي که به ذهن متبادر مي شود مساله انرژي هسته يي است که بالاخره رئيس جمهور دوره بعد آيا علاقه مند به داشتن نيروگاه هسته يي است يا خير و آيا در اين وانفسا حاضر است براي آن سرمايه گذاري جدي بکند يا خير، آيا او سعي مي کند کاربردهاي فراوان صنعت هسته يي را در کشور توسعه دهد، آيا رئيس جمهور آينده کشورمان نبايد موضع مشخصي درباره NPT داشته باشد، آيا رئيس جمهور آينده کشورمان نبايد از حالا موضع خود را درباره پروتکل الحاقي روشن کند، مگر نه اينکه پروتکل الحاقي بلايي است که به شکل پروتکل تنظيم شده ولي در اصل مخالف صريح «حق حاکميت ملي» همه کشورهاست، آيا اينها نبايد در ديدگاه نامزدهاي رئيس جمهور جديد آينده براي مردم گفته شود و آيا نبايد رئيس جمهور آينده از حالا به فکر پاسخ به اين قبيل سوالات اصلي باشد که يکباره غافلگير نشود، آيا رئيس جمهور ايران نبايد براي پروژه گداخت هسته يي که جواب فرداي انرژي جهان و طبعاً کشور ما نيز هست، پاسخي داشته باشد، آيا بايد در گداخت هم مثل شکافت، توپ فوتبال خارجي ها بشويم و وقتي دست به کار شويم که کار از کار گذشته باشد، آيا بالاخره اگر قرار است معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته يي NPT را کماکان قبول داشته باشيم نبايد به اين فکر بود که چه راهکاري را مي توان پيشنهاد کرد که در پذيرش NPT در منطقه دچار تبعيض نباشيم.، آيا مي توانند از ايران انتظار داشته باشند نه تنها به NPT بلکه به فراتر از آن نيز گردن نهاده ولي کشور ددمنشي مثل اسرائيل چند گام آن طرف تر حتي از اعمال NPT به طور ظاهري و نمايشي نيز جلوگيري کند، آيا رئيس جمهور آينده فکري براي شعار «خاورميانه عاري از سلاح هاي هسته يي» کرده است؟ اينها مسائلي است که در بخش انرژي بايد رئيس جمهور به آنها فکر کرده، براي آنها راه حل بيابد. به نظر اينجانب مردم به اين پاسخ ها راي خواهند داد و نه تبليغات انتخاباتي.
3- آيا رئيس جمهور آينده تاکنون براي تعدد منابع انرژي در کشور فکري کرده است، آيا رئيس جمهور در آينده هم مثل گذشتگان گول يک عده را خواهد خورد که زغال سنگ سوخت خوبي نيست و... يا اينکه او مثل بقيه دنيا به اين اعتقاد مي رسد که اگر زغال سنگ بد است چرا امريکا نزديک 40 درصد برق خود را از زغال سنگ مي گيرد و ژاپن بالاي 20 درصد، چين هم همين طور. آيا رئيس جمهور نبايد فکر کند گاز و نفت را تا آنجا که ممکن است نبايد در نيروگاه ها سوزاند؟ آيا رئيس جمهور آينده درخصوص استفاده از انرژي هاي نو و به ويژه باد در کشور برنامه يي دارد؟
4- آيا رئيس جمهور آينده کشورمان به اين فکر افتاده است که بايد چند نيروگاه اتمي در کشور داشت، آيا هيچ گاه به حرف کارشناسان در اين رابطه توجه کرده است؟ آيا فکر نمي کند ما در هر حال و در هيچ زمان نبايد بيشتر از 25 درصد برق توليدي خود را از انرژي هسته يي انتظار داشته باشيم چرا که ما سازنده کامل نيروگاه اتمي نيستيم و بنابراين نبايد همه تخم مرغ هاي خود را در يک سبد بگذاريم.
5- آيا رئيس جمهور آينده کشورمان به اين فکر افتاده است که حداقل 50 درصد بهاي دريافتي فروش نفت و فرآورده هاي آن بايد صرف سرمايه گذاري در بخش آب و انرژي شود، آيا مي توان باور يا انتظار داشت که رئيس جمهور آينده اجازه دهد همسايه هاي ما در دريا سهم بيشتري از نفت کشورمان را تصاحب کنند، آيا موقع آن نرسيده است که اين بار بخشي از بهاي فروش نفت صرف تاسيسات و خدمات دريايي که در خدمت انرژي است، شود؟
6- آيا رئيس جمهور آينده به اين فکر افتاده است که تا کي بايد ماشين هاي رنگ و وارنگ به کشورمان وارد شود، آيا نامزد رئيس جمهوري نبايد فکر کند چرا اين همه اتومبيل سواري نسبتاً غول پيکر به کشورمان وارد مي شود، آيا چگونه مي توان ثروت نسل هاي آينده (نفت) را حفظ کرد و جلوي اين قبيل ثروت سوزي ها را گرفت؟ رئيس جمهور از مردم بپرسد آيا حاضرند اجازه دهند سالانه پنج ميليارد دلار يا بيشتر بنزين وارد کند و در ماشين هاي خارجي شمال شهري ها بريزد و مردم ضعيف هر روز در صف اتوبوس، ماشين هاي جورواجور و آخرين مدل را نگاه کنند که از جلويشان رد مي شود.
7- همه مردم ما مي دانند متاسفانه رگ اقتصاد کشور ما به نفت بستگي دارد و سال گذشته حدوداً 80 ميليارد دلار نفت فروخته ايم و باز هم همه راي دهندگان مي دانند اين ثروت بزرگ «خون فروشي» است و لاجرم نبايد بيهوده خرج شود و تنها راه مصرف درست آن اين است که حداقل نيمي از اين سرمايه عظيم در بخش آب و انرژي سرمايه گذاري شود. به طور خلاصه رئيس جمهور آينده بايد برنامه خود را براي سرمايه گذاري در بخش آب معين کند، بايد سرمايه گذاري در بخش انرژي (نفت، گاز، نيروگاه، پتروشيمي، انرژي هاي نو و...) را قبل از درخواست راي به مردم بگويد و مردم هم بايد به اين برنامه ها راي دهند والا روز از نو روزي از نو.
دوباره ماشين هاي بنزين خور خارجي ها را مي بينيم که در کشورمان جولان مي دهند. حمل و نقل عمومي که شريان کشور است ضعيف و از پول نفت به جاي استفاده بهينه استفاده بد خواهد شد.
بعد از امنيت ملي اينها است که بايد دغدغه رئيس جمهور آينده باشد نه کارهاي کوچک تر و اينها است که بايد نامزدهاي رياست جمهوري از حالا به يکايک آن فکر کنند و در نطق ها يا سفرهاي استاني به آن پاسخ دهند تا مردم رئيس جمهوري را انتخاب کنند که «خون گرم خاک» را نفروشد و به جاي آن انگور و گوجه فرنگي و پرتقال و اتومبيل 6 سيلندر و پرمصرف و رنگ وارنگ بياورد.
بالاخره نامزدهاي رياست جمهوري بايد حتماً مشخص کنند چند درصد از درآمد نفت را صرف توليد انرژي خواهند کرد.
ـ استاد دانشگاه صنعتي اميرکبير و رئيس پيشين سازمان انرژي اتمي ايران
کد مطلب : 7374