23 مهر 1387 ساعت 7:28

گزارشی از اقدام دولت محمود احمدی نژاد در انتشار خورشید

روزنامه‌ای با پول کارگران [ایرج جمشیدی]

روزنامه اعتماد- 23 مهر 87

وقتی محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد دولت محمود احمدی نژاد از مجلس هفتم رای اعتماد گرفت و به فاصله چند روز در جمع خبرنگاران پارلمانی به تشریح برنامه های خود پرداخت،ممانعت از انتشار نشریه های رنگارنگ، پرهزینه، کم خاصیت و بی تاثیر ارگان های دولتی را یکی از این برنامه ها دانست. به اعتقاد وزیر ارشاد دولت احمدی نژاد هیچ توجیه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برای انتشار نشریاتی که خواننده‌ای هم ندارند وجود ندارد و فقط هدر دادن بیت المال محسوب می شود. 

اکنون بیشتر از سه سال از سخنان وزیر ارشاد می گذرد. اینکه در این سه سال از حجم نشریات دولتی کاسته شده یا خیر معلوم نیست و هنوز وزیر هم گزارشی در این زمینه نداده است. اما با این وجود در سال پایانی دولت نهم رسانه هایی پا به عرصه وجود گذاشته اند که اگرچه می تواند با استقبال خانواده مطبوعات مواجه شود و اساساً خانواده مطبوعات از اینکه رسانه‌ای دیگر به جمع آنها اضافه شود،خوشحال خواهند شد، اما وقتی به پایگاه مالی آن پی می بریم برخی سوالات پیش می آید که در صورتی که پاسخی مستدل و منطقی برای آن یافت نشود متاسفانه نمی تواند مایه خوشحالی باشد. به خصوص در شرایط حاضر که تورم سنگینی بر کشور حاکم است و بخش رسانه‌ای هم تاثیرات زیادی را از تورم پذیرفته است در نتیجه انتشار هر روزنامه‌ای با هزینه های گزافی مواجه است که به این راحتی ها نمی توان چنین هزینه هایی را تامین کرد. 

روزنامه خورشید که سیاست خود را بر حمایت از مواضع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی محمود احمدی نژاد قرار داده است به سازمان تامین اجتماعی تعلق دارد و آن گونه که مسوولان این روزنامه خبر داده اند بودجه انتشار روزنامه از محل موجودی های سازمان تامین اجتماعی تامین می شود که ناگفته روشن است پولی که تامین اجتماعی صرف انتشار این روزنامه می کند به کارگران تعلق دارد که به صورت ماهانه بخشی از درآمد خود را به حساب تامین اجتماعی واریز می کنند. 

اکنون نه به عنوان یک روزنامه نگار بلکه به عنوان یکی از اعضای خانواده تامین اجتماعی این سوال برای بنده پیش آمده است که مسوولان سازمان تامین اجتماعی با چه مجوز یا توجیه اقتصادی به انتشار این روزنامه دست زده اند؟ این روزنامه که فعلاً در 24 صفحه اصلی و 16 صفحه ضمیمه تمام رنگی و با کاغذ گرانقیمت منتشر می شود، به قیمت 100 تومان به خوانندگان عرضه می شود و البته به عنوان کسی که در عرصه مطبوعات مشغول به کار هستم به خوبی می دانم این قیمت یک دهم هزینه تمام شده هر نسخه از روزنامه با چنین کیفیت چاپ و تعداد صفحات نیست و البته اگر هزینه های اولیه روزنامه را که عبارت از تامین ساختمان، چینش تحریریه، تامین چاپخانه و... است هم بیفزاییم دست کم برای شروع کار چنین روزنامه‌ای چندین میلیارد تومان هزینه شده است و از آن مهم تر این روزانه به صورت روزانه دست کم 10 میلیون تومان ضرر خواهد داد. 

البته این جوانب آشکار قضیه است و همان طور که در ابتدای نوشته آمد اگر دلیلی قانع کننده و منطقی برای انتشار روزنامه‌ای ضررده آن هم از پول کارگرانی که به سختی گذران امور می کنند، وجود نداشته باشد فلسفه انتشار این روزنامه زیر سوال می رود و حتی به لحاظ حقوقی این حق برای خانواده تامین اجتماعی باقی است تا پیگیر ماجرا باشند. متاسفانه آنچه پیداست این روزنامه ماموریت حمایت از دولت محمود احمدی نژاد را آن هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بر عهده گرفته است. اینکه آیا روزنامه‌ای می تواند از محمود احمدی نژاد حمایت کند یا نکند کاملاً پذیرفتنی و قابل قبول است. اما هر شخصیت حقیقی یا حقوقی که به دنبال حمایت از این و آن است نمی تواند با پول دیگران آن هم قشر کارگر پیگیر هدف و ماموریتش باشد. چنین افرادی می توانند روزنامه‌ای حتی در 100 صفحه منتشر کنند اما با پول خود و نه پول بیت المال یا پول کارگران و صد البته به کار گیری پول کارگران برای اهداف حزبی،خلاف شعارهای احمدی نژاد هم هست،چرا که همیشه یکی از انتقادات این بوده است که چرا دولتیان تمایل دارند کارهای پرهزینه، ضررده و بدون بازده را بر دوش بیت المال بیندازند. 

آن گونه که وزیر ارشاد هم به خبرنگاران پارلمانی گفته و معترف شده این روزنامه ها و نشریات بدون فایده و ضررده هستند. بنابراین سوال این است که اگر راهی برای کم کردن نشریات رنگارنگ دولتی وجود ندارد آیا این امکان هم وجود ندارد از افزایش آن جلوگیری کنیم به خصوص اینکه در تجربه جدید پای کارگران و بازنشستگانی در میان است که از ضعیف ترین اقشار جامعه به شمار می آیند.
 
همان طور که می دانیم سازمان تامین اجتماعی در تامین حقوق و مزایای بازنشستگان مشکلات زیادی دارد و چندین ماه است که این سازمان توان پرداخت بدهی های معوقه بازنشستگان را ندارد. پس سوال این است که چرا در چنین شرایطی روزنامه‌ای ضررده آن هم با این حجم از سرمایه گذاری منتشر می شود و چه کسی پاسخگوی صاحبان اصلی سرمایه این روزنامه یعنی کارگران تحت پوشش تامین اجتماعی است؟ آیا به لحاظ قانونی تامین اجتماعی مجوز انتشار چنین روزنامه‌ای آن هم با اهداف و اغراض سیاسی را دارد؟ اگر استدلال این است این روزنامه در آینده از میزان ضرردهی اش کاسته خواهد شد اگر این هدف محقق نشد آن گاه چه کسی مسوولیت ضررهای فعلی را تقبل خواهد کرد. 

به هرحال نگارنده به عنوان یکی از اعضای تامین اجتماعی که ماهانه مبلغی را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت می کند نارضایتی خود را از اینکه سرمایه اش در این راه به کار گرفته شده است اعلام می کند و انتظار می رود کسانی که مسوول انتشار این روزنامه هستند پاسخی قانع کننده و منطقی برای تصمیمی که گرفته اند ارائه کنند. البته نارضایتی که اعلام شده خاص نگارنده نیست و بسیاری دیگر از اعضای تامین اجتماعی هم ناخرسندی خود را اعلام داشته اند و در انتظار پاسخ به سوالات و شبهات موجود هستند. 



کد مطلب : 7851
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ