13 تير 1387 ساعت 7:45

به نام منتجب به كام مشاركت

روزنامه ایران-13 تیر87

با خواندن نوشتارى تحت عنوان «چند سؤال از رئيس جمهور» در روزنامه اعتمادملى مورخه۱۳۸۷‎/۴‎/۱۱ به نام آقاى رسول منتجب‌نيا (قائم مقام حزب اعتمادملى)، متحير ماندم. 

اگر امروز صداى واحدى از مجموعه اعتماد ملى به گوش نمى رسد به دليل نفوذ جرياناتى است كه وارثان گفتمان «خون به خون شستن محال آمد محال» اكبر گنجى می‌باشند. اينك، خرسند می‌شوم چنانچه جناب آقاى منتجب‌نيا به بخشى از سؤالاتى كه ذهن اينجانب و بسيارى از دلباختگان راه امام(ره) و مقام معظم رهبرى را به خود مشغول ساخته پاسخى شفاف ارائه نمايند: 

۱-جناب آقاى منتجب‌نيا! در جلسات خصوصى بارها از خساراتى كه حزب مشاركت و سازمان مجاهدين در عصر اصلاحات بر كشور و دولت تحميل كردند برايمان سخن می‌گفتيد، و از اين كه چگونه وزارت كشور دولت اصلاحات به ناحق در ايام برگزارى انتخابات مجلس ششم بخش عمده اى از آراى شما را ابطال نمود، حرفهاى فراوانى برايمان نقل كرده ايد. براستى وقت آن نرسيده كه نيمه پنهان آنانى را كه امروز از شخصيت و اعتبار شما نردبانى براى رسيدن به مقاصد شوم خود ساخته اند بطور شفاف و علنى در نوشته ها و مصاحبه هايتان سخن به ميان آوريد 

۲-مطمئنم شما نيز با من هم عقيده ايد كه آن دسته از اصلاح طلبانى كه امروز بر شما لبخند می‌زنند و تحسينتان می‌كنند كسانى اند كه روزگارى اصلاحات را منهاى خاتمى می‌دانستند و همراه با دوستان محفلى شان حامى پروژه عبور از خاتمى بودند. آيا همچنان می‌خواهيد سرنوشت خود و حزب اعتماد ملى را با اينچنين عناصرى گره بزنيد حضرتعالى به خوبى مستحضريد، كه در روزنامه اعتماد ملى واسطه هايى هستند كه كارشان فقط القاى بدبينى نسبت به كسانى است كه نظرات آنان را بر نمى تابند. 

آيا فكر نمى كنيد همان جريان در يك شكل وسيع و سازماندهى شده بناى خود را بر اين گذاشته كه شخصيت رئيس جمهور محترم جناب آقاى دكتر احمدى نژاد را نزد بزرگانى چون شما مكدر نمايد؟ كيست كه امروز از عناد و كينه ديرينه آن جريان شكست خورده دگرانديش و تجديد نظرطلبى كه خود را بعنوان اصلاح طلب در مطبوعات تحت امر احزاب دوم خردادى جا زده است، نسبت به شخص رئيس جمهور ناآگاه باشد با صراحت عرض می‌كنم كه نشانه فعال شدن مجدد آن عده اى كه در طى ساليان موسوم به اصلاحات همواره با چراغ خاموش و در پس پرده ژورناليسم افراطى با قلم خود، كشور را با چالش هايى مواجه ساختند و بزرگترين فرصت براى تحكيم پايه هاى نظام را تبديل به تهديد نمودند در روزنامه اعتماد ملى ديده می‌شود. آيا غيرازاين است.
 
۳- به خاطرتان می‌آورم در عصر موسوم به اصلاحات آن روز كه جناب آقاى خاتمى بعنوان رئيس دولت بر سكان اجرايى كشور تكيه زده بود موجى از آشفتگى ها و ناهنجاريهاى سياسى - فرهنگى را در دانشگاههاى كشور شاهد بوديم. قرار بر اين بود كه «جوانان را به معناى واقعى كلمه باور كنيم»، قرار بر اين بود كه سازمان ملى جوانان بعنوان متولى شكوفايى استعدادهاى نهفته جوانان و همچنين در راستاى ترويج فرهنگ دينى در آن ايام نماد حركت نوآورانه باشد! دوستان شما بنا را بر اين گذاشتند كه با پديده شوم آقازاده پرورى و شكستن فضاى اقتصادى مبتنى بر رانت به شدت مبارزه بعمل آورند. خود كلاه تان را قاضى كنيد آيا براستى كداميك از وعده هاى محورى و اثرگذار دولت اصلاحات به وقوع پيوست آيا از سازمان ملى جوانان چيزى جز تحقير اماكن مذهبى و شكوفايى كلوپ هاى غيرمذهبى را شاهد بوديم آيا ماه عسل شعار مردم گرايى و مبارزه با فرهنگ رانت خوارى، چيزى جز رويش احزاب دولت ساخته اى چون حزب مشاركت بود.
 
۴- جناب آقاى منتجب‌نيا! ممكن است بنا به گفته آقاى حسين كروبى، يادداشت «چند سؤال از رئيس جمهور» بدون اطلاع شما در روزنامه اعتماد ملى درج شده باشد البته همه می‌دانيم كه انتشار يك يادداشت در وبلاگ شخصى برابر انتشار آن در حوزه عمومى اينترنت است و لاجرم كليه مخاطبان پيش از انتشار در روزنامه بدان دسترسى داشته اند. اگرچه كوشش شد تا ابتدا نشان دهند كه اين نامه خصوصى شما به رئيس جمهور بوده و از سر غفلت در روزنامه اعتماد ملى درج گرديده است و بعد هم گفتند و گفتيد كه اين نامه براى دفاع از دولت نگاشته شده است. 

آقاى منتجب‌نيا! اگر اين متن پر از توهين و اتهام نامه اى براى رياست جمهورى بوده است چرا در ابتداى مطلبتان به يادداشتهاى قبلى در باب اين موضوع اشاره كرده ايد و چرا اين نامه را در سايت شخصى تان در معرض ديد همگان قرار داده ايد. اين چه يادداشتى براى دفاع از رئيس جمهور محترم است كه ناكامانه و خيال پردازانه می‌كوشد كه ميان ايشان و مقام معظم رهبرى شكاف ايجاد كند لكن خوشحال می‌شويم كه در مورد يكايك اظهارات مطرح شده در يادداشتتان به جامعه توضيح دهيد. البته اينجانب از همه اشخاص حقيقى و حقوقى كه به نوعى در يادداشت شما به آنان اشاره اى شده است استدعا دارم كه جهت تنوير افكار عمومى و همچنين به منظور از بين بردن هرگونه شبهه احتمالى اعلام موضع بنمايند. 

قائم مقام محترم حزب اعتماد ملى! بر اين نكته نظرتان را جلب می‌نمايم كه افراطيون موسوم به اصلاح طلب در انتخابات رياست جمهورى ۸۴ آمده بودند تا حيات هر آنچه از ظن آنان و هاديان و حاميانشان بوى ديكتاتورى می‌داد به ممات تبديل كنند غافل از آنكه مردم نه تنها هوشيارتر از آنچه آنها در خوابهايشان می‌ديدند؛ بودند بلكه با نوع آرايى كه به صندوق ها ريختند ثابت كردند كه مشى اعتدال را بر می‌گزينند نه افراط. 

آقاى منتجب‌نيا امروز يادداشت شما دل همه جوانان دوستدار روحانيت متعهد به اسلام را لرزاند و دل همه علاقمندان به انصاف و اعتدال را شكست. بر مبناى آموزه هايى كه از امام و رهبرى يافته ايم معتقدم اين نوشتار مرضى قلب بزرگوار رهبر عزيزمان نيست. آنچه كه اتفاق افتاده است گذشت و البته همه اين اتفاقات می‌گذرد و در صفحات تاريخ نقش می‌بندد، اين تاريخ بر ابديت و سرنوشت ابدى ما مؤثر خواهد بود. تاريخ مان را به گونه اى بنويسيم كه دل عزيز آقا امام زمان(عج) نشكند. 

جناب آقاى منتجب‌نيا! در پايان تأكيد می‌نمايم كه از شما اين انتظار نمى رفت كه با ادبياتى آغشته به اهانت و عتاب با رئيس جمهورى سخن گوييد كه راز دلنشينى كلامش در صداقت و ساده زيستى اش نهفته است و اگر آغاز سخنش را همواره با سلام و درود بر، امام عصر (عج) آغاز می‌كند، بى شك برگرفته از فرهنگ مهدويتى است كه از مكتب امام خمينى(ره) آموخته است. 

نویسنده: آرش پاك انديش، عضو مستعفى شوراى مركزى شاخه دانشجويى حزب اعتماد ملى 


کد مطلب : 4774
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ