21 ارديبهشت 1387 ساعت 7:58
اقدام انگلیس؛ علنی نمودن حمایتهای پنهان از منافقین سرمقاله روزنامه قدس-21 اردیبهشت87 |
اقدام اخیر دادگاه تجدیدنظر لندن مبنی بر خروج گروهك منافقین از فهرست گروه های تروریستی، واكنش شدید جمهوری اسلامی را در پی داشت، به نحوی كه ایران این حكم را سیاسی، فاقد پایه های حقوقی و ناشی از برخورد دوگانه انگلیس با مسأله تروریسم دانست.
لندن در سالهای پس از جنگ جهانی تاكنون در اتخاذ خط مشی سیاسی در راستای همراهی با واشنگتن كوتاهی نكرده و همواره سیاست خارجی این كشور به عنوان متحد استراتژیك آمریكا از یك مبنا پیروی كرده است؛ به گونه ای كه عملیات روانی و نخ نما شده این دو كشور نه تنها در دوران نظام دو قطبی، بلكه پس از نظم نوین جهانی، حوادث 11 سپتامبر و مناقشات هسته ای ایران، وضوح بیشتری یافته است.
بررسی رفتار سیاست خارجی انگلیس بر خلاف دیگر كشورهای اروپایی كه مشی سیاسی نسبتاً مستقلی دارند، نشان می دهد این كشور به عنوان یك بازیگر حامی و یك متغیر تابع از سیاستهای برون مرزی ایالات متحده آمریكا، ایفای نقش نموده است.
مواضع مقامهای انگلیس در مبارزه با تروریسم نیز همانند ارباب آمریكایی آنها قلمداد می گردد، به طوری كه همیشه در شعارها و اظهارهای علنی خود، بر طبل تعقیب تروریسم می كوبند و مخالفتشان را با هرگونه خشونت اعلام می نمایند، در حالی كه در عرصه عمل، از تروریستها به عنوان پیشقراولان تحقق منافع خود حمایت می كنند؛ چنانكه پس از افشای حكم جرج بوش مبنی بر ترور مقامهای ایرانی و اقدام اخیر انگلیس، می توان پیوند وثیقی بین این دو رفتار ایجاد نمود و برایند آن را باید ترویج خشونت نامید.
از طرف دیگر، آمریكاییها و انگلیسیها كه با ایران سیاست تقابلی را در پیش گرفته اند، تلاش دارند تا از اعضای این سازمان تروریستی در راستای هدفهای خود در ایران - كه بیشتر جنبه جاسوسی، اطلاعاتی داشته و ترور مقامهای ایرانی را براساس دستور محرمانه بوش طراحی كرده اند- بهره جویند.
امضای این حكم توسط جرج بوش، مجوز اقدام تهاجمی سری جامع علیه نظام ایران و مقامهای خاص آن را می دهد. این دستور، آزادی عمل بیشتر و جامعی ارایه می كند و شامل ترور مقامهای هدف گذاری شده می شود. براساس این گزارش، گستردگی كار، راه را برای حمایت كامل از شاخه نظامی سازمان مجاهدین خلق هموار كرده است.
از سوی دیگر، كشورهای غربی مبنای روابط و تعاملاتشان را با دیگر بازیگران بین المللی، نه بر اساس مفاهیم حقوقی، بلكه به عنوان معیار و ملاك تعریف نموده و از واژه های سیاسی و حقوقی برای پیگیری هدفهای خود بهره برداری می كنند.
مقامهای قضایی لندن در حمایتی آشكار از گروهی تروریست، ادعاهای مبارزه با پدیده تروریسم را با بی اعتباری مواجه نمودند و این رفتار آنها نشان داد كشورهای غربی همواره از مفاهیم حقوق بین الملل استفاده ابزاری كرده و هیچ گونه اهمیتی برای تعهدها و الزامهای ناشی از آن قائل نمی باشند، بلكه منافع آنهاست كه به شاخصهای تعریف شده قانونی اعتبار می بخشد و نفس حقوقی مفاهیم نمی تواند برای آنان الزام آور باشد. به سخن دیگر، می توان ادعا كرد كه حمایتهای پنهانی و مستمر گذشته با رفتار اخیر مقامهای قضایی انگلیس كاملاً علنی گردید.
باید توجه داشت، گروهك منافقین در شرایطی از فهرست گروه های تروریستی خارج می شود كه این سازمان، ترور بیش از 12500 ایرانی را در پرونده خود ثبت كرده است. ترور رئیس شورای عالی قضایی ایران همراه با 27 نماینده مجلس و 4 وزیر در هفتم تیر ماه 1360 و ترور رئیس جمهور و نخست وزیر در انفجار دفتر ریاست جمهوری در هشتم شهریور ماه 1360 و كشتار گسترده غیرنظامیان در سال 1367 در عملیات موسوم به «فروغ جاویدان» در استانهای غربی ایران كه با حمایت گسترده دیكتاتور پیشین عراق (صدام) صورت گرفت، بعلاوه ترورهای فردی و گروهی دیگر- اعم از انفجار در مكانهای عمومی، همچون نماز جمعه و ترور ائمه جماعات- از جمله اقدامهای این گروه تروریستی در سالهای حضور در ایران به شمار می رود.
پس از شروع جنگ تحمیلی، این گروه تروریستی كه دیگر جایی در بین مردم ایران نداشتند، عازم عراق شدند تا با ابراز خوش خدمتی به صدام، به بقای خود ادامه دهند. در این مدت نیز به «شبه نظامیان» یا به تعبیری بهتر به «ارتش خصوصی» صدام تبدیل شدند و در سركوب قیامهای سال 1991 در عراق بخصوص انتفاضه شیعیان در جنوب و كردها در شمال، نقش اساسی ایفا كردند.
گروهك رو به اضمحلال منافقین كه بررسی پرونده ننگین آنها مشحون از جنایتهای ضد انسانی است، در تحلیل برخی كشورهای غربی تحت عنوان آزادی، هویت مجرمانه تروریستی آنها را تطهیر نموده تا از این منظر بتوانند با استفاده از ظرفیتهای سازمان مذكور، به اقدامهای تروریستی دامن بزنند. این در حالی است كه گروه های جنبش جهاد اسلامی و حماس كه برای اعاده حقوق غصب شده ملت خود وارد عرصه كارزار شده اند، با اتهام تروریستی، حتی پیروزی آنها را كه از طریق مكانیسم دمكراتیك صورت پذیرفته، زیر سؤال برده اند تا از این طریق بسترهای برخورد با آنها را فراهم كنند.
از سوی دیگر، افزون بر مطالب فوق، اقدام عجیب انگلیس را می توان نوعی تشدید فشار به ایران در راستای مناقشات هسته ای عنوان نمود، زیرا پس از بن بست مذاكره های اخیر و عدم دستیابی به نتیجه مورد نظر از سوی گروه 1+5، حمایت از گروهك مذكور و فعال سازی آنها جهت فشار بر تهران به منظور جبران ناكامیها صورت پذیرفته است.
بدیهی است، اقدام اخیر مقامهای قضایی انگلیس، با هدف استفاده ابزاری از سازمان مذكور صورت گرفته است تا هدفهای استعماری خود را در راستای آن دنبال كنند. به سخن دیگر، گروه یاد شده بازیچه منافع كشورهای غربی واقع شده و منافع آنها معیار تشخیص هویت كلیه گروه هاست.
منافقین باید بدانند كه اقدام انگلیس و اتحادیه اروپا و حتی فراتر از آن كشورهای غربی در رفتاری هماهنگ با لندن، نمی تواند در ماهیت تروریستی آنها تغییری ایجاد كند، به نحوی كه امام خمینی(ره) در این زمینه فرمودند: «... و امروز به خوبی روشن است كه اینان به دامان امپریالیستها پناهنده و با كمك آنان به توطئه علیه جمهوری اسلامی برخاسته اند و با شایعه سازی و دروغ پردازی می خواهند جوانان معصوم را به دام بكشند و با استفاده از خون مظلومان، امر اربابانشان را اجرا كنند.»
شایان ذكر است، اقدام لندن، گروه مذكور را در شرایطی تطهیر می كند كه مسعود خدابنده یكی از مسؤولان سابق گروهك منافقین، در خصوص هویت این سازمان معتقد است: مجاهدین (منافقین) یك فرقه كاملاً تروریستی است كه ماهیت آن هرگز تغییر نكرده و نمی تواند تغییر كند.
گروهك مذكور نباید فراموش كنند، اگر چه حذف نام آنها از فهرست تروریسم موجب رفع انسداد داراییهایشان می شود و می توانند از پشتیبانی مالی دیگر كشورها جهت اقدامهای خرابكارانه خود برخوردار شوند، ولی مدتهاست در سراشیبی سقوط قرار گرفته اند و حمایتهای فوق نمی تواند موقعیت رو به اضمحلال آنان را تعدیل نماید.
نویسنده: غلامرضا قلندریان
کد مطلب : 3162