دولت نهم قانون اساسی را دور میزند
سعید ابوطالب
21 بهمن 1386 ساعت 7:11
در دفتر فیلمسازی سعیدابوطالب با او به گفتگو نشستیم. در جریان همین مصاحبه متفاوت و البته صریح و دوستانه دریافتیم مستندسازی که از زندان آمریکاییها به مجلس هفتم رفت، هنوز هم دست از مستندسازی برنداشته و به زودی مستند «پارلمان ایرانی» را روی آنتن «پرس تی. وی» میفرستد تا مردم جهان با مردم سالاری دینی در ایران آشنا شوند. متن کامل این گفتگوی متفاوت با سعید ابوطالب در پی میآید:
* خبرنگار: آقای ابوطالب میدانم که اگر رای نیاورید، حتما به مستندسازی بازخواهید گشت. اما چیزی را که نمی دانم سوژه این مستند احتمالی است. اگر رای نیاورید سوژه مستندی که خواهید ساخت چه خواهد بود؟
- سعید ابوطالب : بالاخره انتخابات درنظام جمهوری اسلامی کاملا آزاد ودموکراتیک انجام میشود و هیچ کس نمی تواند تضمین کند که رای میآورد یا نه. چه بسا افراد شاخص و مشهوری که رای نیاوردند و چه بسا افراد گمنامی مثل من که رای آوردند، نتیجه انتخابات در ایران اصلا قابل پیش بینی نیست و این از زیباییهای جمهوری اسلامی است.
واقعیت این است که دراسفند ماه 82 که به نمایندگی انتخاب شدم، همه کارهای مستندسازی را که با تلویزیون و سینما داشتم، کنار گذاشتم. 4 ماه قبل از پایان مجلس هم به فکر بازگشت به عالم مستند سازی افتادم، در این چندساله که مجلس بودم، ایدههای زیادی به ذهنم آمد، به خصوص ایدهها و سوژههایی از داخل مجلس، اما چون اخلاقا وظیفه داشتم که وقتم را صرف مجلس کنم، در آخر دوره نمایندگی به این فکر افتادم که مستندی از درون مجلس بسازم.
* مثل مستندی که خانم منیژه حکمت از مجلس ششم ساخت؟
- نمی خواهم کار خانم حکمت را ارزیابی کنم، چون هنوز آن را ندیده ام، شاید فرق مستند من با مستند خانم حکمت این باشد که ایشان از منظر خبرنگاری و ژورنالیستی به مجلس نگاه میکرد و من از درون مجلس و به عنوان یک نماینده به مجلس نگاه کرده ام. ببینید، مجلس ما ذاتی دارد که متفاوت از آن تصویری است که در رسانهها و خبرگزاریها انعکاس پیدا میکند. مجلس زیباییهایی از حیث تکثر و تنوع دارد و اینکه هر نماینده ای، سلیقهای و طبقهای و گروهی از مردم را نمایندگی میکند که اینها خیلی به چشم نیامده است.
* تهیه کننده مستند شما کیست یا کجاست؟
- شبکه" پرس تی وی" چندین ماه قبل به من این پیشنهاد را کرد که مستند مجلس را بسازم، من هم قبول کردم ولی آن را مشروط کردم به ماههای پایانی مجلس. برای اینکه تست کنم که ساخت مستند از درون مجلس امکان پذیرهست یا نه ونمایندهها به دوربین من عادت کنند، از هیات رئیسه مرخصی میگرفتم و از نمایندهها عکس یا فیلم میگرفتم. هر نماینده مثل هر کارمندی میتواند برای کارهای شخصی اش مرخصی برود و من این مرخصی را برای مستند سازی بکار بکردم.
عقیده دارم که اگر در داخل مجلس بدون گرفتن مرخصی این کار را میکردم، کاری غیراخلاقی بود. برای ساخت این مستند، با دوستان فیلمسازم مشورت بسیار کردم، راشهایی را که گرفته بودم به کارگردانها و مستندسازها نشان دادم و انشاءالله مستند "پارلمان ایرانی" از شبکه پرس. تی وی پخش خواهد شد.
* آیا این مستند از شبکههای داخلی هم پخش خواهد شد؟
- نمی دانم که پرس تی وی اجازه پخش این مستند را به شبکههای داخلی بدهد یا نه.
* محور این مستند چیست؟ دقیقا چه چیزی را میخواستید نشان بدهید؟
- من میخواستم حقیقت مردم سالاری دینی را در مجلس نشان بدهم، خصوصا برای مخاطبان خارج از کشور. هماهنگی کردم و از صحن و کمیسیونها و راهروها و تمام اجزای مجلس، فیلمبرداری کردم. نماینده آشوریها با زبان دینی خودش در این مستند حرف میزند. بعضی نمایندهها به انگلیسی، نمایندگان خوزستان و عرب زبان، با زبان عربی، یا از غذاخوری و کمیسونهای مختلف، فراکسیونهای مختلف اقلیت و اکثریت، روحانی و غبرروحانی و. . . همه در پارلمان ایرانی حضور دارند.
* نمایندهها مقاومت نمی کردند در برابر دوربین شما؟
-7-8 ماه قبل که کار را شروع کردم، نمایندهها مقاومت میکردند.
* مثلا؟
- مثلا از آقایان فدایی، کوچک زاده، آرین منش به درخواست خودشان عکس گرفتم. عکسها را ظاهر کردم و دادم، اما بعدا به خبرنگار پارلمانی کیهان شکایت مرا کردند که کیهان مطلبی را زد و البته جوابیه مرا هم چاپ کرد. اول مشتاقانه از من خواستند که از آنها عکس بگیرم و تعجب میکنم که چرا بعدا شکایت کردند. حتی به آنها گفتم اگر ازعکستان خوشتان نیامده، دوباره عکس میگیرم، من هزاران عکس از نمایندها گرفتم، صدها عکس دارم که نمایندهها در صحن مجلس یا خواب هستند یا در حال حرف زدن با موبایل هستند. اینها هم به هرحال جزئی مستند از پارلمان ایرانی است.
* این عکسها هم داخل مستند خواهد بود؟
-این عکسها در نمایشگاهی در پایان مجلس هفتم در داخل مجلس و فقط برای خود نمایندهها به نمایش درخواهد آمد. محرمانه است و بعید میدانم که رضایت بدهند که این عکسها علنی شود.
* فتوژنیک ترین یا خوش عکس ترین نماینده که بود؟
- آقای روبرت بیگلریان، نماینده ارامنه، همیشه عکسهایش خوب از آب درمی آمد. عکسهای آقای مودب پور، نماینده رشت هم همینطور
* و بدعکس ترین نماینده؟
- بعضیها همیشه عکس شان بد از آب میآمد، نماینده یکی از استانهای غربی کشور، بارها از من خواست که از او عکس بگیرم ولی همیشه عکسهایش بد میشد.
* عکسهای نمایندهها را خودتان ظاهر میکنید؟
- بله، همه عکسها را خودم ظاهر میکنم. چاپ و ظهور دیجیتال و به جایی نمی دهم، این هم جالب است که طی چند هفته گذشته، بسیاری از نمایندهها تقاضا کردند که عکسهایشان را روی CD بزنم و به آنها بدهم تا در تبلیغات انتخابات مجلس از آن استفاده کنند. شورای نگهبان هم مصوبه مجلس را در ممنوعیت چاپ پوستر رد کرد و این موج و اشتیاق بیشتر هم شد. جالب است که نمایندهایی که قبلا معترض بودند، الان عکس شان را میخواهند.
* از جذابیتهای فضای داخل مجلس میگفتید. . .
- مثلا بعضی نمایندهها، پزشک هستند و من هم چون مشکل قلبی دارم به بعضی از آنها مراجعه میکنم، یا بعضی روحانی هستند و من خودم در صحن مجلس، خمس ام را به آقای طباطبایی میدهم. یا بعضی نمایندهها حقوق خوانده اند و به نمایندهای دیگر معاضدت حقوقی میدهند و وکالت میکنند، من هم برای نمایندهها عکس میگیرم.
* تا حالا کسی از نمایندهها خواسته که به هیچ وجه از او عکس نگیرید؟
- بله، آقای زادسر، نماینده جیرفت. من نزدیک به شش ماه در مجلس کنار آقای زادسر مینشستم و به همین خاطر عکسها و فیلمهای زیادی از ایشان داشتم، از من خواست که کل فیلمها و عکسهایش را پاک کنم و من هم همه فیلمها را پاک کردم. از طرف دیگر آقای شیخ قدرت علیخانی، پیرموذن، کعبی با صراحت و شجاعت و شفافیت به سئوالات گروه مستند ساز جواب دادند.
*عکسهای آقای باهنر چطور بود؟
- آقای باهنر هم از کسانی است که عکسشان هیچ وقت خوب درنمی آمد!
* از آقای حدادعادل هم عکس گرفتید؟
- دوبار خواستم از حدادعادل عکس بگیرم، ولی چون در جایگاه هیات رئیسه است و رفتن من به آنجا مشکل است و باعث حواس پرتی نمایندگان میشود، نتوانستم. البته برای جبران این مسئله، قرار مصاحبهای با ایشان در صحن مجلس مشروطه گذاشتم که طی روزهای آینده برای ضبط مصاحبه پیش وی میروم، با آقای افروغ و خانم امین زاده هم مصاحبه مفصل خواهیم داشت.
* کدام یک از نمایندهها به نظرتان استعداد بازیگری داشت؟
- متاسفانه تاجایی که نمایندهها را میشناسم، هیچ کدام صاحب استعداد ویژهای در بازیگری نبودند، اما یکی از شخصیتهایی که دوست داشتم از آن مستند مستقلی میساختم، آقای حسن سلیمانی، نماینده هرسین و کنگاور بود. ایشان لهجه بسیار زیبایی و قدرت بیان کم نظیری دارند و دایره واژگانش بسیار وسیع و بزرگ است. کلا شخصیت ویژهای دارد، قاضی هم هست و هرروز مورد مشورت نمایندهها در مورد مسائل حقوقی قرار میگیرد. خیلی دوست داشتم از زندگی ایشان مستند بسازم، اصولا نمایندهها دو گونه هستند، نمایندهایی که کاراکتر سیاسی دارند و کاراکتر سیاسی آنها را از شفافیت و صداقت دور میکند و فقط به درد مصاحبه رسمی میخورند، آنها واقعا به معنای کلمه دیپلمات هستند.
* مثلا؟
- مثلا آقای دکتر علاءالدین بروجردی، کاظم جلالی، این نوع نمایندهها به درد مستند نمی خورند، حرفهایشان چندان جذاب نیست، ولی خیلی از نمایندهها هستند که به جنس مردم عادی نزدیکتر هستند و به درد کار مستند میخورند، -مثل آقای علیرضا محجوب، که ادبیاتش مثل ادبیات مردم کف خیابان است، خیلی صادق است.
*آقای ابوطالب، شما خودتان را متعلق به جناح راست میدانید؟
- نه
* پس چرا در لیست آبادگران قرار گرفتید؟
-اگر بگویم منتشر میکنید؟
* بله، حتما
- من به عنوان مستند سازی که سه سال با نمایندههای مجلس زندگی کردم، یعنی هزاران ساعت گفتگو و نشست و برخاست و مسافرت داخلی و خارجی، به شما عرض میکنم که چپ و راست به مفهومی که درادبیات ژورنالیستی وجود دارد، واقعیت بیرونی ندارد. مثالی برای شما میزنم، من از دهها نماینده سئوال کردم و این سئوال و جواب را ضبط کردم که شما عضو اکثریت مجلس هستید یا اقلیت؟ تعداد کمی از آنها بودند که بپذیرند اقلیت هستند و به ندرت نمایندهای پیدا میشد که به صراحت بگوید چپ است یا راست و این به این دلیل است که ما اساسا چپ و راست نداریم و این اصطلاحات مال عالم رسانه و ژورنالیسم است و هیچ کس دقیقا و واقعا نمی داند که چپ و راست یعنی چه؟
این بلا سر واژههایی مثل اصولگرا و اصلاح طلب هم آمده است، همه نمایندههای اصولگرا مدعی هستند که ازهمه اصلاح طلب تر هستند و نمایندههایی که در جبهه اصلاحات هستند معتقدند که اصولگرا هستند، اگراصولگرایی به معنای انقلابی بودن و ارزشی بودن است، بسیاری از نمایندههای جبهه اصلاحات، واقعا اصولگرا هستند، اگر اصلاح طلب به معنای مردمی بودن و تحول خواه بودن و نفی محافظه کاری است، بسیاری از نمایندگان را میشناسم که در جبهه اصولگرایی هستند اما واقعا اصلاح طلب هستند، مثل عماد افروغ، محمد خوش چهره و. . . من بسیاری از این افراد را در که در جناحهای مختلف پراکنده شده اند را جزو جبهه خودی انقلاب میدانم،آنها در سلیقه و روش با هم اختلاف دارند نه در اصول و مبانی انقلاب.
* خوب به سئوال اول بازگردیم، چطور شد که در مقطع انتخابات مجلس هفتم، در لیست آبادگران قرار گرفتید؟
- در انتخابات مجلس هفتم؛ دوستان اصولگرا تدبیری که به خرج دادند، این بود که در شرایطی که شاید خودشان را بازنده انتخابات میدانستند، لیستی را تهیه کردند که حتما رای بیاورد. بنابراین ازخیلی از تمایلات و خواستههای حزبی و گروهی خود دست برداشتند. البته این کار برای آنها بسیار سخت بود، تا لحظات آخر هم کشمکش بود، اما بهرحال آن لیست 30 نفره آبادگران بیرون آمد و به آن تن دردادند. از آن لیست تعداد محدودی بودند که بازیگردانی به عهده آنان بود، از آن سی نفر، من میتوان بگویم که یک سوم آنها هیچ تعلقی به جریان راست سنتی نداشتند که اتفاقا همین افراد هم بیشترین رای را در تهران آوردند، مثل سید مهدی طباطبایی، خادم، افروغ، خوش چهره، مظفر و ابوطالب.
* یعنی میخواهید بگویید که شما ویترین شدید؟
-نه، ویترین کلمه قشنگی نیست.
* جذاب ترین و به یادماندنی ترین لحظه نمایندگی تان؟
ـ لحظه بیادماندنی دیگر در مجلس وقتی بود که در موضوع هستهای، تصویب کردیم که طرح کاهش همکاریها با آژانس و لغو اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی عملی شود، این پیشنهاد با اجماع تصویب شد و مجلس هفتم نشان داد چقدر به منافع ملی پای بند است.
وقتی چند طرحی را که پیشنهاد کرده بودم، رای آورد، یکی از جذاب ترین لحظات نمایندگی ام بود. از جمله همین طرح خرید ماهواره برای صداوسیما که دو سال قبل پیشنهاد کردم، ماهواره DBS که ما درآمدهای نقتی دولت را بالا بردیم تا این ماهواره به مبلغ 250 میلیون دلار خریداری شود. لحظه بیادماندنی دیگر در مجلس وقتی بود که در موضوع هستهای، تصویب کردیم که طرح کاهش همکاریها با آژانس و لغو اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی عملی شود، این پیشنهاد با اجماع تصویب شد و روزهای بسیار باشکوهی بود که مجلس هفتم نشان داد چقدر به منافع ملی پای بند است. آن موقع ما در مجلس قدیم بودیم و رای گیری به صورت ایستادن بود که همه نمایندگان مجلس، سرپا ایسناده بودند و یادم نمی آید کسی آن موقع نشسته باشد.
* در مجلس، با کسی هم دعوایتان شد؟
-بیش از همه میکروفن من توسط حدادعادل قطع شد در حالی که من دقیقا در چارچوب قانون و آیین نامه عمل میکردم و متاسفم که رئیس مجلس بر خلاف آیین نامه، میکروفن یک نماینده را قطع کرد.
* رهبر معظم انقلاب در سخنانی به "مظلومیت عرصه فرهنگ" اشاره کردند، به نظر شما که عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم هستید، بارزترین مصادیق مظلومیت فرهنگ در جامعه ما چیست؟
- ببینید ممکن است این حرفهایی که میخواهم بزنم، کلیشهای به نظر بیاید، اما حقیقت این حرفها واقعا کلیشهای نیست، ذات انقلاب ما فرهنگی است و بعد از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب، امروز برای همه و به خصوص تحلیلگران غربی اثبات شده است که انقلاب اسلامی ایران، ذاتش اقتصادی نبود، ازجنس شورش یک طبقه علیه طبقه دیگر نبود، شورش علیه مظاهر مدرنیسم نبود، به دلیل شکاف طبقاتی صورت نگرفت، هیچ ریشه اقتصادی و طبقاتی نداشت، انقلاب اسلامی از جنس انقلاب مشروطه بود و البته یک تئوری قوی فلسفی و سیاسی به نام ولایت فقیه پشت آن بود که به نظرم از ریشههای صدرایی برخوردار است.
می شود گفت که انقلاب اسلامی دقیقا در نقطه واقعی اش در تاریخ اتفاق افتاد،یعنی جامعه ما زمینه آن را کاملا داشت. جامعه در زمان وقوع انقلاب به بلوغ رسیده بود و به همین خاطر انقلاب اسلامی از جنس انقلابهای رنگین، کودتا و. . . نبود. ما اگر به شرایط سال 57 دقت کنیم، میبینیم که اتفاقا وضعیت اقتصادی مردم دلیل اصلی نارضایتی مردم نبود و رهبران انقلاب مثل امام، شهید مطهری، شهید بهشتی، مفتح، آیت الله خامنهای از یکطرف و تفکرات بزرگانی مثل دکتر شریعتی از طرف دیگر کاملا هویتی فرهنگی داشتند. این خصلت فرهنگی در جملات امام هویدا بود، انقلاب اسلامی محصول فرهنگ غنی ایرانی -اسلامی ما بود، همان تودهای که مودب به آداب ارزشی و فرهنگی و سیاسی و تاریخی بود، بعد از انقلاب، بلافاصله درگیر هشت سال جنگ تحمیلی شد و 8 سال از دستاوردهای انقلاب دفاع کرد، بعد همینها در خرداد 76 به خاتمی رای دادند و...
* شما هم در دوم خرداد به خاتمی رای دادید؟
-رای باید مخفی باشد و مخفی بودن رای جزو حقوق اجتماعی است. عرض میکردم که همان تودهها به خاتمی رای دادند و بعد همان توده مردم در سوم تیر 84 به احمدی نژاد.
* و شما هم به احمدی نژاد رای دادید؟
-بله من جزو طرفداران سرسخت شعارها و آرمانهای احمدی نژاد بوده و هستم و به همین دلیل هم جزو منتقدان آن هستم. من بیش از هرکسی به آرمانهای احمدی نژاد پای بند بودهام ولی حاکمیت این ارزشها را در نقد دلسوزانه عملکردها میدانم. ما حق نداریم به شخصیتهای سیاسی قداست ببخشیم، این با شخصیتهای روحانی و مذهبی متفاوت است. ما در باورهای دینی خود برای روحانیت شان و جایگاه خاصی قائل هستیم، کلام روحانیت، ادامه کلام معصوم است و باید حرمتش همیشه حفظ شود. غیر از روحانیون، ما حق نداریم که کسی را تقدیس کنیم، در نقد رفتار سیاسی هیچ کس نباید مصلحت اندیشی شود. هرکسی که وارد عرصه سیاست میشود؛ در نقد رفتار سیاسی، میتوان روحانی و غیرروحانی را نقد کرد، چنانچه رهبرمعظم انقلاب هم صراحتا گفتند که مخالفت با نظر ایشان به معنای ضدیت با ولایت فقیه نیست، یعنی "رفتار سیاسی" قداست ندارد.
* از سئوال اصلی دور شدیم، بارزترین مصادیق مظلومیت فرهنگی را میگفتید.
- بله، زمینه مظلومیت فرهنگ بعد از دوران جنگ ایجاد شد که گفتمان حاکم بر رهبران سیاسی ما ( منظورم رهبران انقلاب نیست) از گفتمان اصلی انقلاب که اصلاح فرهنگ بود به بحثهایی مثل سازندگی و توسعه و رفع چالشهای معیشتی مردم تنزل پیدا کرد. اگرچه بهبود وضعیت معیشت هم در پرتو اصلاحات فرهنگی به دست میآمد، اما توجهات اصلی از فرهنگ کنار رفت. یکی دیگر از مظلومیتهای فرهنگ این بود که پارادیم عوض شد، یعنی به اشتباه اسم برنامههای توسعه را توسعه اقتصادی-فرهنگی گذاشتند اما عملا در این برنامهها هیچ اثری از فرهنگ و توجه به فرهنگ نبود. توسعه فرهنگی یعنی تعمیق فرهنگ، یعنی ساختن جامعه فرهنگی، اما در برنامههای توسعه هرجا حرف از فرهنگ بود، ابزار و بودجه و سخت افزار مورد نظر بود. در دوران اصلاحات نیز این بدفهمیها از فرهنگ ادامه پیدا کرد و در دولت آقای خاتمی با بدفهمی از توسعه سیاسی به مظلومیت عرصه فرهنگ دامن زده شد. یکی دیگر از مظلومیتهای فرهنگ این بود که همه وزرای ارشاد بعد از انقلاب، قبل از آنکه فرهنگی باشند، سیاسی بودند و پیش از آنکه دغدغه فرهنگ را داشته باشند، دغدغههای سیاسی خاص خود را داشتند.
* یک وزیر فرهنگ مطلوب و غیرسیاسی نام ببرید کسی که واقعا فرهنگی باشد.
- من که نمی شناسم همه افراد را، اسم آوردن از افراد چندان عادلانه نیست. مظلومیت دیگر عرصه فرهنگ این بود که ما عملا استراتژی فرهنگی نداشته و نداریم، حتی وقتی رهبرمعظم انقلاب از مظلومیت فرهنگ نام بردند، نظر بلند ایشان را برخی به موارد جزیی و کوچک تنزل دادند. ایشان گفتند فرهنگ یعنی فضای تنفس، میشود گفت منظورشان این بود که الان نخبگان برای تنفس و فعالیت، فضای مناسبی ندارند و باید این فضای کلی ایجاد شود. باید بگویم که خیلی از کارهایی که امروز به اسم فرهنگ میشود، واقعا ضدفرهنگی است، مثل برخوردی که با حجاب بعد از انقلاب شد، ما با موضوع حجاب، برخوردی غیرفرهنگی کردیم و این برخوردهای غیر فرهنگی الان هم ادامه دارد و. .
* پس راهکار توسعه فرهنگ حجاب چیست؟
-پاسخ به این سئوال در تخصص من نیست، این موضوع جنبه فقهی و حقوقی و اجتماعی دارد که باید متخصصان امر دراین مورد نظر بدهند، ولی این را میگویم که بدحجابی و همه ناهنجاریهایی از این دست چون اساسا از جنس فرهنگ است، راه حل فرهنگی هم میطلبد، با آیین نامه وبخش نامه و ورود پلیس به صحنه اصلاح نمی شود.
* عملکرد آقای صفارهرندی در وزارت ارشاد را چطور ارزیابی میکنید؟
- من تنها کسی بودم که در جلسه رای اعتماد، در دفاع از آقای صفار صحبت کردم. من آنجا گفتم که اگر ما داعیه برپایی تمدن اسلامی را داریم، تمدن اسلامی بدون فرهنگ و هنر و ادبیات و موسیقی ممکن نیست و صفار کسی است که این موضوعات را میفهمد. معتقدم که آقای صفار یک شخصیت فرهنگی بود ولی از وقتی که در قالب عضو هیات دولت قرار گرفت به یک شخصیت سیاسی بدل شد. ما از وزیر فرهنگ، انتظار رفتاری کاملا فرهنگی داریم. آقای صفار الان به سخنگو و توجیه گر رفتار سیاسی دولت تبدیل شده است که با رویکرد فرهنگی در تضاد است.
* آیا الان دوباره به وزارت صفارهرندی رای میدهید؟
- به صفار سیاسی نه، ولی به صفار روزنامه نگار و فرهنگی دوباره رای میدهم.
* شما در مجلس به انتقاد کردن معروف هستید، عمیق ترین و رادیکال ترین نقدی که تاحالا کردید، چه بوده است؟
- سئوال تان را اصلاح کنید، این سئوال غلط است. من رفاقتهایم، از جنس نق زدن است، جدی ترین نقدی که من در دوره نمایندگی مجلس داشتهام، نقد جدی دولت بوده است، من معتقدم که دولت احمدی نژاد با همه خوبیهایی که دارد، سعی میکند قانون اساسی را دور بزند، قانون اساسی استوارترین میثاق یک جامعه است و همه باید به آن تن دربدهند. قانون اساسی شان و جایگاه نمایندههای مجلس و قوای سه گانه و دولت را روشن و تعریف کرده است ولی جای تعجب است که چرا دولت اصرار دارد در وظایف قانونی قوای دیگر دخالت کند یا قانون اساسی را تفسیر کند. در حالی که این وظیفه دولت نیست.
یکی از مشکلات دولت این است که شان خود را در قانون اساسی نیافته است. دولت باید بداند این قوه مجریه نیست که بودجه را تصویب میکند، بلکه دولت بودجه را به مجلس پیشنهاد میکند و مجلس بودجه را اصلاح و تصویب میکند. دولت به جز پیشنهاد وظیفه دیگری ندارد. یا مثلا وزرای هیات دولت را مجلس تعیین میکند، یعنی رئیس جمهوروزراء را پیشنهاد میدهد به مجلس و مجلس میتواند این پیشنهادات را بپذیرد یا نپذیرد، وزیر هم که انتخاب میشود، برخلاف آنچه دولت فکر میکند، وزیر، دستیار رئیس جمهور نیست و دارای مسئولیت و شخصیت مستقل حقوقی است که در برابر عملکرد خود و رای خودش در هیات دولت به مجلس پاسخگو است. به نظرمن بظور کلی تعریف وزیر در دولت احمدی نژاد با آنچه که در قانون اساسی تعریف شده، مغایرت دارد.
منبع: خبرگزاری مهر