اظهارات روز گذشته سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از دانشجویان به یكباره یادآور خاطرهای از نشست تنی چند از روزنامهنگاران با ایشان شد كه در آخرین روزهای حضور در دفتر كارش در سعدآباد در حالی كه جانشین او محمود احمدینژاد كمی آنطرفتر بر مسند ریاست جمهوری تكیه زده و خروج خاتمی را از این دفتر لحظه شماری میكرد، برگزار شد.
من كه توفیق حضور در این نشست را داشتم، در آن زمان به دلیل خواسته خاتمی از انتشار آنچه كه گذشت خودداری كردم؛ چرا كه رنجش او را از روزنامهنگارانی كه به آنها اعتماد كرده بود، دوست نداشتم. هرچند كه وبلاگهای پارهای از دوستان فردای آن روز به صحبتهای بیپرده خاتمی اختصاص یافت.
اكنون كه قریب به سه سال از آن زمان میگذرد، شاید بیان برخی از گفتههای آن روز خاتمی ما را در برابر این سوال قرار دهد كه آیا واقعا او قصد دارد بار دیگر كاندیدای ریاست جمهوری شود و بهعنوان منجی، جریان اصلاحات را از وضع فلاكتباری كه هماینك با آن دست و پنجه نرم میكند، نجات دهد؟ اویی كه در آن نشست ورود مجدد هاشمی رفسنجانی به صحنه انتخابات ریاستجمهوری را به دلیل نگاه منفی افكار عمومی نسبت به تكرار دورههای حضور در این جایگاه اشتباه دانست و گفت برخی به ضرورت این حضور توجه نداشته و آن را چسبیدن به قدرت تلقی میكردند! البته خاتمی در پاسخ به این سوال كه حالا با وضع پیشآمده اصلاحطلبان چه باید كنند، گفت: آنچه كه رخ داده در پروسه بلند تاریخی منفی نیست. چرا كه از بعد انقلاب جریانهای سیاسی چون چپ، نوسازی، اصلاحات، راست (سنتی) به نحوی امتحان خود را پس دادهاند، بنابراین بد نیست جریان جدید هم كه به لحاظ اقتصادی، سیاست خارجی مواضع تند و رادیكال و به لحاظ دینی نگاهی سطحی دارد و در حوزه عدالت شعارهای تاریخ مصرف گذشته میدهد، در عمل نشان دهد كه چند مرده حلاج است!
او سپس بر ضرورت انجام یكسری اقدامات زیربنایی برای مدیریت كشور و ظرفیتسازی از طریق گسترش NGOها به عنوان پایههای اصلی دموكراسی جهت برنامه عمل اصلاحطلبان در آینده تاكید كرد و حتی راهاندازی موسسهای در آمریكا از سوی كیسینجر در دهه 70 را مثال زد كه از دهه 90 به بعد تمامی گردانندگان مدیریت كشور آمریكا را فارغالتحصیلان این موسسه تشكیل میدهند.
تصور میكنم ارائه چنین برنامه عملی حاضران را به این سمت سوق داد كه اصلاحطلبان تا مدتها به جای هرگونه تلاش جهت ورود مجدد به قدرت باید درصدد بازیابی هویت خود باشند. البته خاتمی در پایان نشست خود با روزنامهنگاران در مورد حضور مجددش گفت: هماكنون چشمانداز روشنی در این زمینه وجود ندارد، به علاوه من دیگر پیر شدهام و باید جوانترها بیایند؛ مگر آنكه در چهار سال پیش رو اتفاقاتی بیفتد كه مجبور شوم به صحنه بیایم!
حال با یادآوری این خاطره، سخنان دیروز خاتمی در جمع دانشجویان كه به مقایسه عملكرد دولت خود با دولت نهم و نیز تاكید بر حقانیت جریان اصلاحات اختصاص داشت، بهطور تلویحی بیانگر آن است كه آن اتفاقات مورد اشاره خاتمی رخ داده و او اینك ناگزیر از آمدن است، هرچند هنوز اعلام رسمی نكرده و هرچند حتی كلید آن اقدامات زیربنایی استارت نخورده است!
البته شاید تنها این گفته دیروز خاتمی بر آمدن مجدد او كفایت كند كه «در جهان سوم نوعا یا باید در حكومت بود یا در اپوزیسیون كه سركوب میشود و در گوشهای كه كسی صدایشان را نشنود»، تناقضی سنگین كه به ادعای او قابل حل است! به هر ترتیب اگر سیدمحمد خاتمی كه به گواه دوست و دشمن بهعنوان قویترین رقیب كاندیدای جریان مقابل (احتمالا قریب به یقین احمدینژاد) به صحنه انتخابات وارد شود، میتوان به اجماع و ائتلاف گروههای مختلف درون جریان اصلاحات بر سر كاندیداتوری او بهرغم مطرح بودن اسامی چهرههای دیگر امید بست.
اما آنچه كه باید در این میانه اصلاحطلبان به آن توجه جدی داشته باشند؛ این است كه خاتمی و حماسه دوم خرداد محصول دولت هاشمی رفسنجانی بود كه وعده اجرای صحیح انتخابات را از طریق تریبون نماز جمعه داده و تقریبا ضمانتهای آن را عملی كرد اما آیا چنین ضمانتی از سوی دولت احمدینژاد كه رئیس آن خود یك طرف میدان رقابت است، وجود دارد؟ آیا تجربه انتخابات مجلس هشتم برای سنجش میزان توجه و اهمیت دادن مجریان و ناظران انتخابات به رای مردم كافی نبود؟ مجریان و ناظرانی كه مشروعیت خود را از امام زمان میبینند و در تصور قرار داشتن در جایگاه حق مطلق به سر میبرند و رقیب را در كفر مطلق میپندارند! آن وقت حضور خاتمی با نداشتن هیچ ابزار تبلیغاتی (که به تعبیر او صدای اصلاحطلبان به یک پنجاهم جامعه هم نمیرسد) و انسجام طرف مقابل در برخورداری از هرگونه امكان قانونی و شبهقانونی در اختیار آیا ریسك بالایی برای آینده اصلاحطلبان نیست؟
آیا اصلاحطلبان به این فكر كردهاند كه خاتمی محبوب مردم در شرایط نابرابر مورد تصور و در عین حال دو بار تجربه شده اگر اینبار شكست بخورد، دیگر باید با قدرت خداحافظی كرده و بعد بنا به گفته خاتمی در نقش اپوزیسیون قرار گرفته و در گوشهای كسی صدای آنها را نشنود؟ و ای بسا انگشت حسرت گزیده شود از فرصتسوزی و تناقض سنگینی كه راهحل ارائه شده برای آن ابتر ماند!
نویسنده:بدرالسادات مفیدی
کد مطلب : 4918