در شرایطی كه كشورهایی با قدرت منطقهای با تهدید روبهرو میشوند، طبیعی است كه برای برطرفسازی نشانههای تهدید و تعارض، نیاز همهجانبهای به نمایش قدرت دارند. استراتژی <نمایش قدرت> از سوی كشورهایی مورد استفاده قرار میگیرد كه از یك سو در <وضعیت تهدید> واقع گردیده و از طرف دیگر، نشانههایی از قدرت را دارا هستند. نمایش قدرت به مفهوم تهدید استراتژیك علیه كشورهای منطقه نیست بلكه باید آن را به معنای گامی موثر جهت مقابله با شرایط بحرانی در فضای عدم تعادل استراتژیك دانست.
تفسیر مقامات اجرایی كشورهای غربی از اقدامات ایران متفاوت از <منطق استراتژیك> است. هر كشوری كه با تهدید روبهرو شود یا اینكه ادبیات تهاجمی متنوعی را ملاحظه نماید، طبیعی است كه از ابزارها و قابلیتهای در دسترس خود برای خنثیسازی تهدیدات بهره میگیرد. اگر كشوری نتواند تواناییهای استراتژیك خود را به نمایش گذارد یا اینكه قادر نشود مقاصد معطوف به بازدارندگی را منعكس سازد با شرایط معطوف به غافلگیری روبهرو میشود.
جمهوری اسلامی ایران به این دلیل از استراتژی <نمایش قدرت> استفاده كرد تا زمینههای اقدامات تهاجمی كشورهای غربی را محدود سازد. این امر را میتوان به عنوان گامی موثر جهت ایجاد فضای تعادل منطقهای دانست.
رویكرد مقامات امنیتی، دیپلماتیك و استراتژیك آمریكا با انگیزههای رفتاری ایران مغایرت دارد. در این ارتباط <رایس> پس از آزمایش موشكی ایران اظهار داشت كه اینگونه آزمایشها ثابت میكند تهدید ایران واقعی است و نمیتواند توهم باشد. بنابراین آمریكا با تقویت حضور امنیتی خود در خلیج فارس هیچ تردیدی در دفاع از اسرائیل و یا هریك از همپیمانان خود ندارد. بیان چنین عبارتهایی را میتوان به عنوان اقدامات محدودكننده آمریكا تلقی نموده و از سوی دیگر، اینگونه واژهها میتواند تاثیرات مخاطرهآمیزی را برای ادامه اقدامات بازدارنده ایران فراهم آورد؛ در حالی كه تمامی ادبیاتهای استراتژیك بیانگر این موضوع هستند كه آزمایش مانورهای نظامی و شلیك موشكهای زمین به زمین نمیتواند ماهیت تهاجمی داشته باشد، زیرا چنین قابلیتهایی صرفا ماهیت انتقامی خواهند داشت.
هماكنون فرماندهان نظامی ایران نهتنها ادبیات استراتژیك معاصر را درك میكنند، بلكه از قابلیت لازم برای بازتولید چنین ادبیاتهایی در حوزههای اجرایی و استراتژیك كشور نیز برخوردارند. فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران را میتوان در زمره آن دسته از استراتژیستهایی دانست كه طی سالهای 84-1378 مقالات متعددی را در ارتباط با موضوع قدرت، امنیت و رفتار استراتژیك منتشر نموده است. وی تاكنون توانسته است از قابلیتهای تئوریك و آكادمیك خود برای ارتقای توان استراتژیك ایران بهرهمند شود. زمانی كه گامهای اولیه برای تولید چنین ابزارهایی برداشته شد، همواره این امید وجود داشت كه ایران بتواند از قابلیتهای ابزاری و ساختاری خود در جهت ایجاد بازدارندگی استراتژیك استفاده نماید.
بازدارندگی در شرایطی حاصل میشود كه ابزارهای تولیدشده از لحاظ فنی، قدرت پرتاب و همچنین نشانهگیری از تواناییهای فراگیر و متنوع برخوردار باشند. وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران طی سالهای 84-1376 توانست به چنین قابلیتها و دستاوردهایی نایل شود. هرگاه كشوری بتواند به تولید قدرت مبادرت نماید، طبیعی است كه در مرحله اول با واكنش پرشدت واحدهای سیاسی رقیب روبهرو خواهد شد اما واقعیتهای استراتژیك بیانگر آن است كه سیاست بینالملل گرایش به تعادل دارد بنابراین رفتار استراتژیك كشور ما نیز در جهت متعادلسازی اقدامات سایر واحدهای سیاسی انجام میشود. منطق رئالیستی در سیاست بینالمللی بیانگر آن است كه اگر كشوری نتواند به قابلیتها و ابزارهای مناسبی نائل گردد، در آن شرایط در حفظ امنیت خود دچار مشكل خواهد شد.
بدین ترتیب، استراتژی نمایش قدرت را نباید در زمره اقدامات تهاجمی دانست. انجام مانورهای رزمی میتواند ادراك تهاجمی كشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ را تحتتاثیر قرار دهد. جمهوری اسلامی ایران طی سالهای 88-1980 تجربه گرانقدری در راستای مقابله با تهاجم كسب كرده است.
اگر ایران در سال 1980 دارای تواناییهای استراتژیك و قابلیت انجام اقدامات واكنشی گستردهای بود، طبیعی است كه صدام حسین و حامیان غربی آن كشور هیچگونه اقدامی جهت تهاجم نظامی به ایران انجام نمیدادند. تولید قدرت برای تحقق بازدارندگی نهتنها ماهیت تهاجمی ندارد، بلكه اولین و اصلیترین وظیفه دولت ما برای حفظ صلح و تداوم تعادل منطقهای محسوب میشود. در شرایطی كه نیروهای نظامی آمریكا تراكم گستردهای در خلیجفارس ایجاد نمودهاند، طبیعی است كه جمهوری اسلامی ایران نیز ناچار خواهد بود از قابلیتهای ابزاری و توانمندی خود در جهت بازدارندگی در برابر چنین تراكمی از قدرت تهدیدكننده استفاده كند.
در فضای موجود سیاست منطقهای، هرگونه عقبنشینی منجر به افزایش انگیزههای تهاجمی قدرتهای بزرگ و گشورهای منطقهای میشود. واقعیتهای سیاست بینالملل آن است كه افرادی همانند كاندولیزا رایس و رابرت گیتس، اهداف واقعی ایران را درك میكنند. اگرچه وزیر خارجه آمریكا از ادبیات تهاجمی استفاده كرده است اما چنین واكنشی را میتوان در چارچوب مواضع عمومی و رسمی دولت آمریكا دانست.
آنان به واقعیتهای رفتار استراتژیك ایران واقف بوده و بهكارگیریچنین ابزارهایی را باید در راستای واكنشهای دفاعی ایران تحلیل نمایند. بهكارگیری ادبیات تهاجمی نمیتواند عامل تغییر سیاست دفاعی ایران شود.
از آنجایی كه جمهوری اسلامی ایران سیاست ثبات، تعادل و موازنه منطقهای را پیگیری میكند، طبیعی است كه به انجام اقداماتی در راستای نمایش قدرت نیاز وافری خواهد داشت. منطق موازنه قدرت در چارچوب رهیافتهای رئالیستی بیانگر آن است كه اگر ایران چنین تواناییهایی را به نمایش گذارد و قابلیتهای خود را در راستای تعادل منطقهای ارتقا دهد، در آن شرایط نهتنها تهدیدی برای امنیت منطقه محسوب نخواهد شد، بلكه از طریق بازدارندگی و نمایش قدرت به نتایج مطلوبتری برای ایجاد تعادل و ثبات منطقهای نیز نائل خواهد شد.
منطق استراتژیك ایجاب میكند در برابر تمركز قدرت نیروهای مهاجم و بینالمللی از الگوهای نمایشی قدرت با اهداف بازدارندگی استفاده شود. آنچه طی روزهای گذشته شكل گرفته را میتوان در راستای تحقق چنین اهدافی دانست.
کد مطلب : 5098