17 مهر 1387 ساعت 7:35

در جست‌وجوی نقطه شروع [غلامحسین كرباسچی]

سرمقاله کارگزاران-17 مهر 87

بیش از یك دهه از زمانی كه كلنگ احداث برج میلاد بر زمین خورد می‌گذرد و این پروژه با همه اما و اگر‌ها و مانع‌تراشی‌ها سرانجام با اراده و همت گروهی از مدیران به اتمام رسید. خبر افتتاح این برج این روزها عده‌ای را بر آن داشته تا این چهارمین برج بلند جهان را معرف توان فنی و مهندسی ایرانیان و نماینده معماری معاصر كشور بدانند و برخی دیگر آن را نمادی ملی برای كشور بخوانند (هرچند كه همه هزینه‌های ساخت آن از محل عوارض تهران تامین شده است...) و گروهی هم راه تبلیغات بیشتر و مطرح شدن در افكار عمومی را در پیش بگیرند با همان مثل رایج در میان عامه مردم كه «كار را كه كرد؟ آن كس كه تمام كرد.» 

به دور از این برداشت‌ها و حاشیه‌ها كاش همزمان با افتتاح برج میلاد به جای اینكه در پی این باشیم كه از هر سو راهی برای مطرح كردن خودمان باز كنیم و غرور ساخته شدن چهارمین برج بلند جهان در تهران افكار و ذهن‌مان را پر كند و در نقطه اتمام این برج به اوج برسیم (چه به عنوان یك مدیر و چه در جایگاه یك شهروند) برای یك‌بار هم كه شده به نقطه شروع بازگردیم. نه برای اینكه بدانیم كه این برج در زمان چه كسی یا كسانی آغاز شد و اكنون در زمان كدام مدیر یا جریان تمام می‌شود بلكه بر ماست كه به نقطه شروع بازگردیم تا بدانیم چه شرایطی و چه بایسته‌هایی موجب شد كه چنین پروژه عظیمی 11 سال پیش از این روزها كلنگ بخورد در حالی‌كه در همه سال‌های بعد از آن هم تجربه‌ای مشابه نه‌تنها در تهران كه در دیگر شهرهای كشور نیز تكرار نشد. شاه‌كلید نوآوری، رشد و بالندگی در جامعه‌های رو به رشدی مانند ایران این است كه در آنها در جست‌وجوی این نقطه‌های شروع باشیم. آنها را بشناسیم و تقویت كنیم. اگر امروز با غرور از برج میلاد سخن می‌گوییم، از نوآوری و شكوفایی صحبت می‌كنیم باید از خودمان بپرسیم كه برج میلاد از كجا و چگونه آغاز شد؟ اگر درباره این نقطه‌های شروع فراموشكار شدیم و توجه به آنها را در جریان برنامه‌های زودگذر و روزمرگی‌های تمام نشدنی به حاشیه تصمیم‌گیری‌ها رانده‌ایم، باید بدانیم كه نسل‌های بعد برای ارائه تجربه میلادهای دیگر در خود احساس انگیزه نخواهند كرد و شاید از واهمه شكست‌های احتمالی كه هیچ‌كس آنها را گردن نمی‌گیرد حتی جسارت ورود به عرصه‌هایی چنین سخت اما پیش‌برنده را پیدا نكنند. 

برج میلادی كه امروز سر بر آسمان تهران ساییده، ماحصل اندیشه‌های خلاقانه و نوآوری‌های افرادی است كه در مقطعی خاص توانستند ایده‌های جسورانه مانند ساخت یكی از بلندترین برج‌های جهان در تهران را مطرح كنند كه آن زمان خواسته و طرحی بلندپروازانه بود كه برای بسیاری نشدنی می‌نمود با این همه این ایده مطرح شد و امروز نتیجه آن مجموعه‌ای است كه می‌تواند جاذبه‌ای تمام‌نشدنی برای صنعت گردشگری ایران باشد. اینجاست كه باید به نقطه‌های آغازین تولید چنین انگیزه‌هایی بازگشت چراكه اگر این نقطه‌های شروع را در همه بخش‌های جامعه و از جمله حوزه شهری تقویت نكنیم و با جسارت نخبگانی و صاحبان ایده و خلاقیت را پشتیبان نباشیم، لزوم توجه به نوآوری تنها در حد یك شعار باقی می‌ماند. برای اینكه جامعه‌ای مانند ایران به نتایج مطلوب برسد، برای اینكه جوانان و نخبگان انگیزه ایده‌پردازی و نوآوری داشته باشند راهی جز این نیست كه نقطه‌های آغاز كارهای بزرگ و ابداعی را در جامعه تكثیر كنیم و از آنجا كه در جامعه انسانی ابداع و نوآوری تنها خصیصه‌ای است كه از مغز انسان سر می‌زند و ساخته ماشین و طبیعت نیست، بنابراین اصل مهم ارزش دادن به انسان‌های خلاق است. 

زمانی كه برج ایفل در پاریس به اتمام رسید نام مهندس طراح آن یعنی گوستاو ایفل را بر آن نهادند و بعدها نام 72 نفر از همه دست‌اندركاران ساخت این برج بر آن حك شد البته آنجا هم تنگ‌نظری و حسادت‌ها بی‌تاثیر نبود و اوایل قرن بیستم روی همه آن اسامی را رنگ زدند اما بعدها فرانسه بار دیگر به این نتیجه رسید كه آن رنگ‌ها را از روی اسامی بزدایند و امروز همه توریست‌هایی كه برای دیدن ایفل به پاریس می‌روند نام همه آن افراد را حك شده بر پیكر این برج می‌بینند. این برج كه برای صدمین سال انقلاب فرانسه ساخته شده بعدها به پربیننده‌ترین بنای توریستی جهان تبدیل شد و در طول 117 سالی كه از بنای برج گذشته 200 میلیون نفر بازدید‌كننده داشته است و چه‌بسا بسیاری از طراحان جوان و خلاق فرانسه با نگاهی به تجربه ایفل ده‌ها ایده خلاقانه دیگر را به مرحله اجرا رسانده باشند. 

تاكید می‌كنم هدف از این نوشتار طرح این مسئله نیست كه این پروژه در زمان مدیریت شهری چه كسی كلنگ خورد یا اینكه شهرداران تهران در هر دوره برای به ثمر رسیدن این ایده چه تلاش‌هایی كردند، تنها می‌خواهم بگویم همزمان با اینكه باید از مدیریت‌ها و اراده‌هایی كه توانستند برخلاف رویه‌ای كه برخی دیگر از شهرداران در پیش گرفته بودند و می‌خواستند همه عواید شهرداری را صرف برنامه‌های تبلیغاتی و دادن وام ازدواج به مردم كنند، این پروژه را با تزریق اعتبارات بیشتر به سرانجام رساندند تقدیر كرد، باید خود را هم مدیون اراده‌های خلاق انسانی‌هایی بدانیم كه ایده‌پرداز اولیه ساخت این برج بودند و هم مدیرانی كه پشت این طراحان ایستادند و آنها به واسطه همین حمایت‌ها جسارت ورود به كارهایی چنین عظیم و ماندگار را پیدا كردند. 

بارها گفته‌ام همیشه این شكست است كه بی‌پدر و مادر و بچه سرراهی است و كسی مسوولیت آن را نمی‌پذیرد اما زمانی كه بحث موفقیت‌هاست، فرصت‌های پیروزی از دیگران ربوده می‌شود و بسیاری پیروزی‌ها را به نام خود تمام می‌كنند و نقطه‌های آغاز را از خاطر می‌برند در حالی‌كه برای رشد و بالندگی یك جامعه و جریان پیدا كردن نوآوری و خلاقیت در همه عرصه‌ها، در شكست‌هاست كه باید از افراد پشتیبانی كرد چراكه در پیروزی همه خواهند گفت: «ما بوده‌ایم.» با توجه به اینكه این برج در یكصدمین سال تولد حضرت امام(ره) بتن‌ریزی شد، این برج را «میلاد» گذاشتیم و بنا شد موزه‌ای از آثار ایشان در طبقات بالای این برج طراحی شود اگر این مناسبت نبود، بنا داشتیم این برج را به نام طراح و ایده‌پرداز اولیه آن «برج زركوب» بنامیم و به نوعی نام همه دست‌اندركاران سختكوش مدیران، پیمانكار و مهندسان این پروژه را در یادها حفظ كنیم كسانی كه بسیاری از آنها امروز حتما ناظر خاموش در به ثمر رسیدن طرح و ایده‌ای هستند كه سال‌ها پیش ارائه كرده بودند. 

کد مطلب : 7636
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ