4 شهريور 1387 ساعت 7:50

دولت بغرنج

روزنامه اعتمادملی-4 شهریور 87

«بغرنج» در لغت‌نامه دهخدا معنی هراس‌انگیزی ندارد اما در قاموس اهالی سیاست شاید تعابیر متفاوت و البته نامتناسبی از آن بشود كه آنگاه دشوار می‌توان در كنار نام دولت یا دولتمردی، این واژه را نوشت و رفتار و گفتار او و دولتش را با توجه به معانی این واژه تفسیر و تحلیل كرد. بر این اساس اینجا تنها به همان معنی «سخت» و «مشكل» كه دهخدا در توضیح بغرنج برگزید، تاكید می‌شود تا شاید كنكاش در رفتار یك «دولت سخت» برای آنان كه به منتقدان خویش سخت گرفته‌اند، چندان سنگین نیفتد.

این روزها كه دولت نهم با مجلس هشتم وارد چالشی سخت برای بركنار ساختن دو نفر از اعضای كابینه شد، شاید گذر و نظری مختصر بر چالش‌های خبرساز این دولت با دو مجلس هفتم و هشتم می‌تواند روزنه‌ای بگشاید برای آنان كه می‌پنداشتند یكی از دلا‌یل اصلی واماندن اصلا‌ح‌طلبان از پرداختن به معیشت مردم، افتادن در ورطه نزاع‌های درون‌گروهی بود؛ دولتی‌كه در روزهای نخست شكل‌گیری‌به آسانی تریبون در اختیار می‌گرفت تا بدون در نظر گرفتن‌راه و رسم پیچیده حزبی و تشكیلا‌تی، با اتكا به همان مشی و مرام مختص حال و هوای هیات‌های مذهبی، تیم خود را بچیند و به همان سبك و سیاق نیز در جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی خود وارد عمل شود، كم‌كم همه چیز را به دست خود پیچیده و بغرنج ساخت و از آن پس هر موضوع ساده‌ای به آسانی پتانسیل تبدیل شدن به یك «مشكل» را در بدنه این دولت یافت. در این رهگذر شاید بد نباشد به تنها چند مورد ساده‌ای كه می‌توانست به سادگی حل شود اما ناگهان تبدیل به موضوع پردغدغه و پردامنه میان مجلس و دولت شد، اشاره كرد تا روشن شود كه آیا برای تیم اصولگرایان حاكم بر دولت و مجالس هفتم و هشتم هیچ جریانی به اندازه خود اصولگرایان می‌توانست چنین مشكل‌ساز شود؟ آن هم جریانی كه تابلوی انتخاباتی‌اش را روی آوار نزاع‌های ریز و درشت اصلا‌ح‌طلبان بالا‌ برد و پرهیز از هرگونه تنش و كشمكش را شعار نخست خود برگزید و همچنان بر اصلا‌ح‌طلبان خرده می‌گیرند كه به جای مصرف وقت قوای تقنینی و نظارتی برای حل مشكلا‌ت مردم، در گیر و دار نزاع با شورای نگهبان، قوه قضاییه، صدا و سیما و سایر نهاد‌های اصولگرا اوقات به بطالت گذرانده‌اند و از قافله خدمت‌رسانی غافل مانده‌اند و از بیت‌المال جز برای بگومگوهای عبث بهره نجسته‌اند. در آغاز شكل‌گیری دولت نهم، آنگاه كه یاران دوران شهرداری احمدی‌نژاد بر كلا‌نشهر تهران، یكی‌یكی شال و كلا‌ه كردند و از شهرداری و شورای‌شهر روانه خیابان پاستور و ساختمان ریاست‌جمهوری شدند، پروژه بغرنج شدن این دولت كلید خورد و به جای ساده و آسان گرفتن حجم اعتراض مجلس و پایان دادن به كشمكشی كه می‌توانست آغازگر كشمكش‌های بعدی باشد ناگهان كار به جایی رسید كه اعتراض و گلا‌یه‌های دوستانه به دوشغله‌های دولت جایش را به صرف كردن از همان بیت‌المال و تذكر و نطق و مصاحبه و مصوبه در صحن علنی مجلس داد.

یعنی جریانی كه می‌توانست به واسطه یكدستی و هم‌اندیشی و خصوصا حساسیت خویش از پایان بخشیدن به دعواهای سیاسی، موضوع دوشغله بودن زریبافان و سلطانخواه و دیگر اعضای شورای شهر در مجلس را به آسانی یك مشورت و چند جلسه ساده ختم به خیر كند، ناگهان موجی پدید آورد كه حتی رسانه‌های خارجی هم وارد میدان شدند تا گزارش دهند كه مجلس ایران، دولت احمدی‌نژاد را از ادامه همكاری با خویشاوندان فكری‌اش منع كرد.‌ ابتدا در بهمن‌ماه سال 84 طرح ممنوعیت دوشغله بودن اعضای شورای شهر به تصویب نمایندگان می‌رسد و سپس با كش و قوس‌های طولا‌نی به مجلس بازگردانده می‌شود و در كمیسیو‌ن‌های مختلف ایرادات مدام رفع می‌شود و در نهایت دوباره اصلا‌ح می‌شود و عاقبت با نظر نهایی شورای نگهبان خلا‌ف شرع و قانون تشخیص داده نمی‌شود و دو عضو شورای شهر تهران با فشار مصوبه‌ای از مجلس و صرف هزینه‌ای سنگین مجبور به استعفا و كنار رفتن از كابینه احمدی‌نژاد می‌شوند. ‌

اما این قصه درس‌آموز نبود تا دولت الهام و دیگر اعضای شورای نگهبان را نیز به كابینه دعوت نكند. باز مجلس برای دوشغله‌های شورای نگهبان نیز مصوبه‌ای مجزا تدارك می‌بیند و تبصره‌ای به قانون دوشغله بودن اعضای هیات دولت مصوب سال 73 اضافه می‌كند تا بدین‌ترتیب وزیر دادگستری و منصوبان دیگری از این شورا در دولت را وادار به عقب‌نشینی كند و بار دیگر ابتدا وقت كلا‌نی از مجلس در اردیبهشت‌ماه سال 86 صرف پرداختن به طرح یك‌فوریتی می‌شود كه در نهایت باز شورای نگهبان آن را مغایر شرع و قانون می‌خواند و مجلس دوباره برای اصلا‌ح طرح هزینه می‌كند و بر مصوبه قبلی‌اش پای می‌فشارد و طرح را روانه مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌كند و دوباره موضوعی كه می‌توانست به سادگی یك مشورت یا نشست مشترك به نتیجه‌ای روشن دست یازد تبدیل به «مشكل» و پدیده‌ای «سخت» در دایره اصولگرایان حاكم می‌شود تا در نهایت احمدی‌نژاد را راضی كنند كه «قحط الرجال» نیست و دایره مدیران را می‌توان گسترده‌تر از حلقه محدود نزدیكان خود چید.

ماجرای نزاع‌ها و كشمكش‌های دولت و مجلس و یا به تعبیر باهنر اتلا‌ف وقت این دو قوه برای تنها جابه‌جایی و چیدمان یك كابینه چنان برای ساكنان این دو قوه جدی می‌شود كه حتی برای احمدی‌نژاد علی‌رغم آن همه آسان گرفتن در عزل و نصب‌های مكرر، تن دادن به نظر مجلس و بركناری هر آنكه مجلسیان نمی‌پسندند، تبدیل به یك كار «سخت» می‌‌شود. یعنی كسی كه به سادگی و آسانی می‌تواند در طول سه سال 10 نفر از اعضای كابینه را بركنار كند، آنگاه كه مجلس وارد میدان می‌شود و درخواست بركناری می‌دهد ناگهان به مقاومتی شگفت برمی‌خیزد تا مبادا به فشار مجلس برای بركناری یارانش تن دهد.چنانچه در ماجرای بركناری وزیر بازرگانی در اوج گرانی و افسارگسیختگی قیمت‌ها نیز، احمدی‌نژاد به مشاوره‌های‌مجلسی‌ها تن نداد و بار دیگر مجلس وارد عمل شد تا از یك ابزار قانونی دیگر برای فشار بهره برد اما باز لا‌بی‌گران پیروز میدان شدند و درست صبح روزی كه باید احمدی نژاد به مجلس ‌می‌آمد برای دفاع از وزیر مورد استیضاح، خیالش راحت بود از ختم به خیر شدن ماجرا و روانه گرگان می‌شود. اما دوباره هزینه و وقتی دیگر مصروف این رویارویی می‌شود و توكلی بار دیگر با سایت «الف» وارد میدان می‌شود و اسامی آنان كه از استیضاح منصرف شده‌اند را نیز منتشر می‌كند تا شاید با فشار یك استیضاح ناتمام دولت را وادار به بركناری وزیر كنند.

این نیز پایان ماجرا نبود و درس‌آموز نیز نبود تا دولت كمتر در برابر مجلس مقاومت كند و ماجرا بغرنج‌تر از آنی كه هست در منظر افكار عمومی جلوه نكند. وزیر دیگری را پس از بركناری پورمحمدی برای وزارت كشور معرفی می‌كند كه از قضا باز توكلی وارد میدان می‌شود و علی كردان را نیز یك‌شبه در صدر خبرها می‌نشاند. نزاعی دیگر در می‌گیرد و هزینه‌و وقتی دیگر از مجلس مصروف پرداختن به این موضوع می‌شود؛ رئیس مجلس كمیته‌ای ویژه برای بررسی مدرك دكترایی كه كردان مدعی است از دانشگاه آكسفورد گرفته است، تشكیل می‌دهد و از همه سو به دولت برای بركناری وزیر فشار می‌آورند اما باز این احمدی‌نژاد است كه برای دفاع از وزیری با این همه هجمه از سوی مجلس سنگ تمام می‌گذارد.

اسفندیار مشایی دیگر یار غار رئیس دولت نهم است كه او نیز اگرچه این روزها بیش از پیش صدرنشین خبر‌ها شد و مجلس را به واسطه اعلا‌م دوستی او با مردم اسرائیل به چالشی دگرباره با دولت دعوت كرد اما بی‌سابقه در ایجاد رنج برای دولت نیست. پیش از این مجلس، به گفته خود مشایی به خبرگزاری فارس، ابوطالب نماینده تهران در مجلس هفتم فیلمی از مراسم حضور مشایی در مراسمی در تركیه را در اختیار برخی از سایت‌ها قرار می‌دهد كه با انتشار آن، حركات موزون زنان در مقابل آقای معاون، فضای سیاسی ایران را برای چند روزی ناموزون ساخته بود و آن زمان نیز مجلس بر بركناری مشایی پای فشرد و دولت بر دفاع از او. تا آنجا كه مشایی از ابوطالب و عماد افروغ شكایت به قوه قضاییه برد. این روزها نیز 200 نماینده مجلس هشتم از میان 290 نماینده، بیانیه‌ای برای بركناری آقای معاون امضا كردند و حتی برخی از مراجع تقلید نیز به حلقه این معترضان پیوستند اما باز دولت ماجرا را برای خود بغرنج ساخت و درست در همین روزهای اعتراض، عكس‌هایی بر صفحه خبرگزاری‌ها می‌نشیند كه مشایی پا به پای احمدی‌نژاد در سفرهای خارجی او را همراهی می‌كند و رئیس دولت نیز به این جمله ساده بسنده می‌كند كه «ما وقت اضافه برای وارد شدن به موج‌سازی‌های سیاسی را نداریم» اما همه وقت مجلس اصولگرا و رسانه‌های اصولگرا مصروف همین موج سیاسی است كه اصولگرایان خود خلق‌اش كرده‌اند و پای هیچ غیرخودی‌ای در میان نیست.

رحیمی رئیس دیوان محاسبات، یار دیگر احمدی‌نژاد است كه اگرچه او نیز وقت چشمگیری از جلسه علنی نمایندگان مجلس هفتم را از آن خود ساخته بود تا هفتاد نماینده پای بیانیه‌ای را امضا كنند كه در آن از رئیس دولت بخواهند با كسی كه رئیس‌جمهور را در حد پیامبر ارتقا داده است، برخورد قاطع كند اما رئیس دولت پس از پایان مجلس هفتم و تشكیل مجلس هشتم تصمیم می‌گیرد رحیمی را به عنوان معاون پارلمانی دولت راهی مجلس كند آنچنان كه در دفاع از كردان نیز با آن همه جدیت مجلس در اعتراض به مدرك جعلی خوانده دكتری آقای وزیر، احمدی‌نژاد دوباره شانه به نشان بی‌تفاوتی بالا‌ انداخت و گفت كه برای خدمت‌رسانی این كاغذپاره‌ها ارزش این همه جنجال را ندارد.به نظر می‌رسد این رسم و مشی احمدی‌نژاد بود كه از همان روزهای نخست اگر مجلس به مدیری از گردونه رفاقتش «نه» می‌گفت، او در جایی از آن مدیر به شكل ویژه‌ای قدردانی می‌كرد و او را به پست مهم‌تری فرامی‌خواند. چنانچه وقتی سعیدلو با «نه» قاطع و حجم سنگینی از اعتراض مجلس برای تصدی وزارت نفت مواجه شد، صندلی مهم‌تر و نزدیك‌تری به آقای رئیس در كابینه برایش آراسته شد و آقای معاون همچنان امین رئیس دولت است مگر آنكه نظر خود آقای رئیس برگردد ورنه هیچ مجلسی، هیچ مسوولی، هیچ دلسوزی و یا اساسا هیچ هجمه و اعتراض و انتقادی نمی‌تواند رئیس اصولگرای دولت نهم را راضی كند كه گاهی از این همه هزینه مادی و معنوی برای همه مردان دردسرساز یك كابینه بگذرد و به تعبیر خودش به جای اتلا‌ف وقت برای این موج‌سازی‌های سیاسی، وقت گرانقدر دولت و مجلس مصروف این همه نزاع‌های ریز و درشت، تنها در مدت سه سال نشود. ‌

دهخدا در كنار لغت بغرنج معنی «سخت» را گنجاند تا سختمان نباشد كه بگوییم دولت بغرنج نهم روزهای سختی را به دست خودش برای خودش پدید آورد. دولتی كه می‌توانست پرونده ساده‌ترین رویدادها را آسان ببندد اما چنین نكرد و به دشوارترین شیوه ممكن برای آنها پرونده‌ای قطور گشود و این قصه را هیچ پایان روشنی نیست حتی اگر احمدی‌نژاد ناگزیر به این نتیجه برسد كه باید با همه مردان دردسرساز كابینه‌اش وداع كند و به جای علی كردان و رحیم‌مشایی، رحیمی و دیگران و دیگران، دست همه منتقدان را بفشارد؛ رنجی كه بر جمعی در این سال‌ها رفت را چه كسی جبران خواهد كرد؟ وقتی كه هدر رفت، هزینه‌ای كه بر شانه‌های ملتی سنگینی می‌كند و موجی كه هر از چندگاه به وجود آمد و به جای پرداختن به معیشت و رفاه ملت نقطه اوج اخبار رسانه‌ها شد؛ روزهای دشواری كه ملت سپری می‌كند و دولت كماكان مشغول تایید و تكذیب و یاران خویش است.


نویسنده: مسیح علی‌نژاد

کد مطلب : 6330
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ