نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » داخلی

منتقدان یک چیزهایی هم می‌فهمند!

رضا باقری‌نژاد

29 بهمن 1386 ساعت 0:30

«برخی دیپلماسی را نمی‌فهمند و ادعای فهم می‌كنند. كشورهای شورای همكاری خلیج‌فارس با دعوت از ایران می‌خواستند حركت جدیدی با ایران داشته باشند... وقتی من به آن‌جا رفتم فضا بسیار صمیمی بود... فضای كاری در این شورا بسیار بالا بود و همه این ارزیابی را داشتند كه حضور رییس‌جمهور ایران در این شورا، نشان‌گر تحولات گسترده در روابط این شورا با ایران است. در این جلسه رهبران این كشورها مواضع خود را اعلام كردند كه همان همكاری با ایران بود. برخی بندهای بیانیه نیز بسیار قوی بود و نشان می‌داد كه کشورهای عرب می‌خواهند با ایران كنار بیایند».

جملات فوق؛ پاسخ دکتر احمدی‌نژاد به منتقدان سیاست خارجی دولت نهم است که در مصاحبه تلویزیونی 25 آذر 86 یعنی همین دو ماه پیش ابراز شد. این جملات در پاسخ به منتقدانی گفته شد که حضور رئیس‌جمهور ایران در اجلاس شورای همکاری خلیج‌فارس مخصوصاً با آن بیانیه شدید و اظهارات حاشیه‌ای سران عرب را نافی اقتدار جمهوری اسلامی می‌دانستند. منتقدانی که تاکید داشتند رئیس‌جمهور ایران یعنی بزرگترین کشور منطقه نباید در اجلاسی شرکت کند که بیانیه رسمی آن علیه تمامیت ارضی ماست (جزایر سه‌گانه)، در سخنرانی‌های رسمی آن «خلیج فارس»، «خلیج عربی» خوانده می‌شود و برخی از میهمانانش در حضور ایشان، تهران را به دخالت در عراق و ناامن‌سازی منطقه متهم می‌کنند. بگذریم از این که برخی سران عرب حتی پا را فراتر گذاشتند و گستاخانه ادعا کردند که احمدی‌نژاد با «درخواست خود» و «خواهش» به قطر آمده است. پاسخ دکتر احمدی‌نژاد به این منتقدان البته صریح بود: «آن‌ها دیپلماسی را نمی‌فهمند و ادعای فهم می‌کنند!»

دو ماه پس از آن پاسخ تند دکتر احمدی‌نژاد و خوش‌بینی اغراق‌آمیز وی در زمینه «صمیمیت سران عرب»، «تحولات گسترده در روابط ایران و اعراب» و «خواست اعراب برای کنار آمدن با ایران»؛ البته اخبار دیگری به گوش می‌رسند.

عربستان از روسیه خواسته است تا همکاری‌های اقتصادی و نظامی خود با تهران را ملغی سازد و تاکید کرده است که تمام ضررهای مادی مسکو از رهگذر قطع رابطه با ایران را پرداخت خواهد کرد. امارات متحده عربی در ادعای مالکیت خود بر جزایر همیشه ایرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی گستاخ‌تر شده است. حکومت قطر که توسط آمریکا به «دوستی با ایران» متهم شده، حداقل سه‌بار طی 2 ماه اخیر از «افزایش موازنه قدرت در منطقه به نفع جمهوری اسلامی» ابراز نگرانی کرده و آن را تهدیدی برای خود خوانده است. چنین لفاظی‌هایی از سوی مقامات بحرین و کویت نیز تکرار شده است، منتهی گاه با لحنی غیردوستانه‌تر و تاکید بیشتر بر «خطرناک‌» بودن برنامه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران.

در حکومت عراق نیز البته به دلیل نفوذ ایالات متحده اوضاع بهتری حکمفرما نبوده است. اظهارات رئیس جمهور عراق درباره قرارداد 1975 الجزایر و چندین اظهارنظر غیرمنتظره از مقامات ارشد بغداد درباره دخالت‌های تهران در عراق و فعالیت‌های هسته‌ای ایران، از جمله شواهدی است که این ادعا را تایید می‌کند. این در حالی است که به رغم حسن‌نیت آشکار جمهوری اسلامی و تلاش‌های متمرکز دولت نهم (از جمله اعلام آمادگی احمدی‌نژاد برای افتتاح 24 ساعته سفارت ایران در مصر به مجرد موافقت دولت حسنی‌ مبارک) روابط ایران و مصر نیز هنوز به نقطه آغاز نرسیده است.

روابط ایران وکشورهای منطقه البته «بحرانی» نیست. با این حال اظهارات مقامات عرب در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که این کشورها بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر گفتمان آمریکا و متحدان غربی‌اش قرار گرفته‌اند.

در این شرایط؛ دولت نهم بایستی پاسخ دهد که کدام «صمیمیت سران عرب» این حجم بی‌سابقه لفاظی‌های اعراب علیه ایران را موجب شده است؟ چنین اظهارات و اقداماتی بیانگر کدام «تحولات گسترده در روابط ایران و اعراب» است؟ و نهایتاً؛ «خواست اعراب برای کنار آمدن با ایران» قرار است در کدام رفتار سیاسی یا کدام قرارداد و اظهارنظر نمایان گردد؟

به نظر می‌رسد که دولت محترم هرگز واقعیات کنونی روابط ایران و اعراب را نخواهد پذیرفت. ضمن آن که در صورت پذیرش واقعیات نیز، احتمالاً بر عباراتی نظیر «کارشکنی‌ منتقدان» یا مثلاً «مذاکرات مخالفان داخلی دولت احمدی‌نژاد با کشورهای عرب برای موضع‌گیری علیه ایران»! تاکید خواهد کرد. همچنان که در ماجرای قطع صادرات گاز ترکمنستان یا صدور قطعنامه‌های شورای امنیت چنین کرد.

بنابراین، انتظار از دولت دکتر احمدی‌نژاد برای پذیرش انتقادات کارشناسان داخلی در زمینه سیاست منطقه‌ای ایران، شاید انتظاری غیرواقع‌بینانه باشد. با این حال یک انتظار حداقلی را می‌توان مطرح کرد. این که جناب رئیس‌جمهور بپذیرند حداقل منتقدان «یک چیزهایی از دیپلماسی می‌فهمند».