31 تير 1387 ساعت 7:26

درباره كاهش نرخ ارز

سرمقاله دنیای‌اقتصاد-31 تیر87

وقتی ریاست محترم جمهوری در مصاحبه اول خود یكی از محورهای طرح تحول اقتصادی را تقویت ریال در مقابل ارزهای خارجی بیان كردند، حالی بین خوشحالی و نگرانی پیدا كردم؛ خوشحال از اینكه قرار است تورم به عنوان مهم‌ترین عامل نابسامانی اقتصادی مورد توجه دولتمردان قرارگیرد و موضوع یكی از محورهای اصلی طرح تحول اقتصادی واقع شود زیرا به نظر می‌رسد تنها راه افزایش قدرت پول ملی، كاهش پایدار تورم و نگهداشت آن در حد 2 تا 3‌درصد در سال است و اما نگرانی از این بابت بود كه نكند مقام محترم ریاست‌جمهوری خیال آن را دارند كه در قالب طرح اصلاح نظام ارزی، به صورت دستوری نرخ ارزهای خارجی را كاهش داده و از این طریق قدرت ریال را تصنعی افزایش دهند. 

این تردید وجود داشت تا اینكه سرپرست محترم امور اقتصادی و دارایی راه حل دوم را به عنوان یكی از محورهای طرح تحول اقتصادی مطرح كردند. از آنجایی كه از نظر نگارنده افزایش بیشتر قدرت پول ملی در شرایط بروز بیماری هلندی، مانند آن است كه برای یك بیمار مبتلا به فشار خون داروی افزایش فشار خون تجویز شود و موجبات مرگ بیمار فراهم شود؛ لذا منتظر مصاحبه دوم ریاست محترم‌جمهوری شدم كه خوشبختانه ایشان در این مصاحبه اشاره ای به این تجویز داروی معكوس نكردند. 

با این حال زمزمه‌های ناخوشایندی از اجرایی شدن این تصمیم به گوش می‌رسد كه ذهن نگارنده را مشغول كرده و موجب آن شده است كه در خیال، نظر اشخاص مختلف را در این زمینه جست‌وجو كرده و خود را متقاعد سازم كه این نگرانی بی‌مورد است. در این نظر‌خواهی ابتدا نظر یكی از كارگران زحمتكش تولیدی را جویا می‌شوم و پس از توضیحات لازم با كمال تعجب با پاسخ مثبت این كارگر شریف روبه‌رو می‌شوم. 

وی می‌گوید اگر دلار ارزان شود، ما هم می‌توانیم از خمیر‌ دندان،‌ شامپو، صابون خارجی استفاده كنیم و قادر خواهیم بود طعم خوش شكلات‌های خارجی را به فرزندانمان بچشانیم و ده‌ها مورد دیگر، و وقتی به او می‌گویم در این صورت تولیدات داخلی تعطیل شده و در نتیجه شما هم بیكار خواهی شد می‌گوید تولید كارخانه ما مدت‌ها است تعطیل شده ولی در وضعیت استخدامی ما تاثیری نداشته است. موضوع را با فردی از طبقه متوسط مطرح می‌كنم، می‌گوید طرح خوبی است اگر دلار ارزان شود كالای مورد مصرف ما هم ارزان می‌شود، زیرا هم اكنون نیز بسیاری از كالاهایی كه مصرف می‌كنیم خارجی است و بنابراین روی سبد مصرفی امثال من، این تصمیم آثار كاهشی داشته و تورم را برای این طبقه كاهش می‌دهد. ضمن اینكه من‌بعد به جای رفتن به كیش و شمال به سواحل خلیج‌فارس و مدیترانه خواهیم رفت، چون هزینه آن به مراتب كمتر خواهد بود. 

این بار با یكی از اشخاص متعلق به دهك‌های بالای درآمدی صحبت می‌كنم، ایشان از این تصمیم بسیار خرسند است و می‌گوید هم اكنون با فروش بخشی از املاك خود می‌تواند به همان میزان در بهترین نقطه دوبی، تركیه و بخش‌هایی از اروپا ملك خریداری كند و اگر قیمت ارز كاهش یابد، با همین میزان سرمایه حتی در ناف بورلی هیلز هم می‌تواند چندین ویلا خریداری نماید؛ بنابراین چرا باید با این طرح مخالف باشد! از طبقات اجتماعی خارج می‌شوم و نظر یك واردكننده را می‌پرسم. او می‌گوید تنها راهی كه می‌توان تولید‌كننده داخلی را به رقابت وادار كرد آن است كه او را از طریق واردات ارزان‌تر تحت فشار قراردهی تا هم كیفیت كالای خود را افزایش دهد و هم در قیمت كالای تولیدی خود كاهش به‌وجود آورد بنابراین تصمیم دولت می‌تواند تصمیم خوبی باشد مشروط بر آنكه با كاهش تعرفه نیز همراهی شود. نظر یك صنعتگر مونتاژكار نیز خیلی شبیه واردكننده است. 

در این مورد نظر رییس یكی از بانفوذترین سازمان‌های مردم نهاد متولی بخش صنعت را جویا می‌شوم، ایشان بدون آنكه اندكی تفكر و تامل كند، می‌گوید این تصمیم یك انقلاب ایجاد می‌كند مشروط بر آنكه نرخ بهره بانكی نیز مانند كشورهای اروپایی به 3 تا 4‌درصد برسد. وقتی به او می‌گویم كه در آنجا نرخ تورم هم 2 تا 3‌درصد است و تازه این چه ارتباطی به نرخ ارز دارد، می‌گوید شما نرخ بهره را پایین بیاور همه چیز درست می‌شود و بالاخره از ادای پاسخ اصلی طفره می‌رود. 

این بار می‌روم سراغ اقتصاددان‌ها و از یكی از آنها كه به نظر كینزی می‌آید می‌پرسم نظر شما چیست؟ وی می‌گوید، نظریه‌های علم اقتصاد می‌گوید وقتی مازاد تراز بازرگانی زیادی دارید و در عین حال تورم هم دارید، یا باید تورم را پایین بیاورید یا قدرت پول خود را افزایش دهید و از آنجایی كه دولت قادر نیست نرخ تورم را كاهش دهد، بنابراین چاره‌ای جز افزایش قدرت پول ملی برایش باقی نمی‌ماند. به ایشان می‌گویم ولی این نظریه چرا در كشورهایی مثل چین و هند كه ذخایر ارزی هنگفتی داشته و از آن مهم‌تر این ذخایر ناشی از مازاد صادرات كالای تولیدی است و نه مازاد ناشی از صادرات ثروت، تاكنون مورد عمل واقع نشده است؟ 

می‌گوید مباحث اقتصادی پیچیده‌تر از آن است كه شما از آن سر در بیاوری. نظر یك اقتصاددان دیگر آن است كه براساس قدرت خرید، ریال نسبت به ارزهای خارجی ارزش بیشتری دارد و بنابراین این اقدام می‌تواند بجا باشد. ضمن آنكه بخش مهمی از واردات ایران كالای صنعتی و واسطه‌ای است و بنابراین كاهش نرخ ارزهای معتبر می‌تواند در كاهش قیمت تمام شده كالاهای ساخته شده موثر باشد. متوجه می‌شوم كه نظر این اقتصاددان به نظر مونتاژ‌كار خیلی نزدیك است.
 
از یك طرفدار دولت سوال می‌كنم و او پاسخ می‌دهد اصولا كاهش ارزش ریال طی سال‌های گذشته توطئه دشمن بوده كه به وسیله ایادی خارجی و داخلی خود اقدام به این كار كرده است بنابراین با افزایش قدرت ریال ما سایر ارزها را مانند دلار به یك كاغذ‌پاره تبدیل می‌كنیم و از این طریق هم قدرت خود را به آنها نشان می‌دهیم. 

برای حفظ عدالت نظر یك سیاستمدار مخالف دولت را جویا می‌شوم. او می‌گوید طراحان این ایده، پوست خربزه خوبی زیر پای دولت نهم قرار می‌دهند كه ما را برای انتخابات آینده امیدوارتر می‌كند! بالاخره از یك دولتمرد می‌پرسم منظور شما از این كار چیست و او می‌گوید با ذكر مثالی قضیه برای شما روشن می‌شود و ادامه می‌دهد فرض كنید دولت قیمت دلار را 80درصد كاهش دهد، در آن صورت قیمت بنزین در ایران تقریبا معادل آمریكا می‌شود بنابراین ما با یك تیر دو نشان زده‌ایم؛ هم قدرت پول ملی را افزایش داده‌ایم و هم با این كار یارانه هنگفت بنزین را كه حدود 30 تا 40میلیارد دلار است، حذف كرده‌ایم كه البته كاهش ارزش دلار در این حد نخواهد بود ولی برای روشن شدن قضیه این مثال را زدم. 

وقتی گفتم خوب سر صنعت چه می‌آید؟ گفتند غصه این قضیه را نخورید. مشكل صنعت را با افزایش تعرفه و جوایز صادراتی حل خواهیم كرد. با این حساب دیدم كه تنها كسانی كه نگران این تصمیم‌گیری دولت است امثال من (منتقدین دولت) هستند كه به بلندمدت می‌اندیشند و بقیه به درستی می‌پندارند كه در بلند مدت همه ما مرده‌ایم.

خوب كه فكر می‌كنم می‌بینم كه نفع شخصی من هم در افزایش قدرت پول ملی است زیرا آپارتمان مسكونی‌ام كه به بركت تصمیم‌هایی از این نوع طی سه سال گذشته از حدود 200هزار دلار به 700هزار دلار افزایش یافته، در صورتی كه دولت 30درصد ارزش دلار را كاهش دهد یك شبه به یك‌میلیون دلار افزایش خواهد یافت و من هم‌میلیونر خواهم شد حال اینكه بر سر تولید داخلی و تولیدكننده چه خواهد آمد غصه‌ای است كه قاعدتا صاحبان تصمیم باید بخورند؛ هرچند كه تا به حال رسم بر این نبوده است كه آنها در ازای تصمیمات اینچنینی پاسخگو باشند. 

غلامرضا سلامی

کد مطلب : 5304
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ