اصولگرایان و یک اصل اساسی
سید غلامرضا حداد
29 بهمن 1386 ساعت 0:10
در حالی که چند روزی بیشتر به پایان بررسی صلاحیتها باقی نمانده است، اصولگرایان در مقابل یک اصل اساسی و مهم بایستی گام نهایی خود را بردارند. اصل اساسی و مهمی که تاثیری فوقالعاده بر گرمی تنور انتخابات خواهد داشت و ملاکی غیرقابل انکار در تحلیل شرایط سیاسی کشور و وزن اجتماعی جریانهای مختلف خواهد بود. آن اصل اساسی و مهم چیزی نیست جز «رقابتی» بودن انتخابات.
1ـ اظهارات اخیر حجتالاسلام و المسلمین ناطق نوری، محمد رضا باهنر، محمد باقر قالیباف، احمد توکلی، محمد جواد لاریجانی و... نشان داد که تبدیل جریان اصولگرا به یک جریان «رقابتگریز» و «در هر حال پیروز» مطلقاً خواست کلیت جریان اصولگرایی نیست. در واقع افراد نزدیکبینی که تلاش میکنند جریان اصولگرا را به یک جریان «در هر حال پیروز» تبدیل کنند که با دوپینگ سیاسی به قبضه مناصب انتخابی میپردازد، بزرگترین ظلم را به این جریان روا میدارند.
2- به اعتقاد اغلب اصولگرایان؛ انتخابات دومین دوره شوراها نقطه اوج جریان اصولگرایی و در حقیقت سکوی پرش این جریان سیاسی است. انتخاباتی که به گفته ناظران خارجی، یکی از رقابتیترین و متنوعترین انتخاباتهای جمهوری اسلامی بود. فراموش نکنیم که احزاب اصولگرا در حالی پیروز مطلق این انتخابات شدند که تمام جریانهای سیاسی داخل و خارج نظام که ساکن ایراناند، از جریانهای ملی مذهبی گرفته تا اصلاحطلبان و طیف میانه و اصولگرایان در این انتخابات به ارایه لیست انتخاباتی پرداختند. هنگامی که نتایج انتخابات معلوم شد، نه حرف و حدیثی در میان بود و نه اتهام و گلایهای. همه یکصدا توافق داشتند که اصولگرایان «پیروز» این رقابت هستند و بر شانههای مردم به مدیریت شهرهایشان رسیدهاند. اختلافی اگر در کار بود، بر سر تحلیل و چرایی این پیروزی بود و نه هیچ چیز دیگری. از این زاویه؛ اصولگرایان میدانند و باید بدانند پیروزی در انتخاباتی «فخر» و «مباهات» دارد که نمود کامل یک رقابت سیاسی منصفانه باشد.
3- تا اکنون حدود 600 تن از افرادی که پیشتر رد صلاحیت شده بودند یا صلاحیت آنها احراز نشده بود، از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت گشتهاند. آخرین اخبار از داخل شورای نگهبان حاکی از آن است که تا روز سوم اسفند حداقل دو گروه دیگر نیز به جمع تایید صلاحیت شدگان خواهند پیوست. یعنی مجموعاً چیزی حدود 1000 نفر. این مساله خود گواه روشنی است بر این که هیاتهای اجرایی و نظارت با نگرشی حداکثری، به شدت سختگیرانه و در مواردی نیز با تنگنظری با بررسی صلاحیت نامزدها پرداخته بودند. اکنون که این واقعیت در مقام عمل از سوی شورای محترم نگهبان نیز مورد تایید قرار گرفته، اصولگرایان بایستی مسئولیت بیشتری برای بازگشت سایر نامزدها به چرخه انتخابات بر دوش خود حس کنند. مخصوصاً بازگشت نامزدهای مشهور و صاحب نام که حضور آنها در انتخابات نشانهای غیرقابل انکار از رقابتی بودن انتخابات است و جای هرگونه بهانهگیری را تنگ می سازد.
4- اصولی که اصولگرایان همواره از آن سخن گفتهاند؛ عامل دیگری است که دفاع شخصیتها و گروههای اصولگرا از حضور تمامقد رقبای خود در انتخابات را ضروری میسازد. «عدالت»، «منافع ملی»، «همبستگی» و دهها اصل دیگر آن هم در سالی که «اتحاد ملی» نامیده شده، دفاع واقعی و عملی اصولگرایان از حضور تمام جریانها در انتخابات مجلس هشتم را ضروری کرده است.
5- اصولگرایان دوراندیش و باتجربه نیک میدانند که «تبلیغات» سرانجام در نقطهای به محدودیت میرسد. حتی اگر تمام در و دیوار شهرها پر شود از این جمله که انتخابات «رقابتی» است و حتی اگر تمام روزنامهها و سایتها بر چنین مسالهای تاکید کنند، نهایتاً این عرصه واقعی انتخابات است که دیدگاه نهایی افکارعمومی را شکل میدهد. از این زاویه، اصولگرایان دوراندیش میدانند شکلگیری این تصور غلط در افکارعمومی که نامزدهای اصولگرا «برنده از پیش تعیین شده» انتخابات بودهاند، ضربهای مهلک بر اندام این جریان سیاسی وارد خواهد کرد. ضربهای که در انتخابات ریاستجمهوری آینده نتایج خود را نشان خواهد داد.
6ـ تبدیل جریان اصولگرا به یک جریان «جمود» و «غیرپویا» اگر چه ممکن است برای برخی افراد سادهترین راه جهت پیروزی در انتخابات باشد؛ برای افراد باتجربه کوتاه ترین راه به سوی تخریب این جریان است. دوراندیشی حکم میکند که بزرگان جریان اصولگرایی از هم اکنون فکری کرده و با حمایت از حضور منتقدان خود در انتخابات، زمینه تحرک و پویایی بیشتر این جریان که لاجرم از معبر «رقابت» میگذرد را فراهم کنند.