15 مهر 1387 ساعت 7:40

اصولگرایان و اصولگرایی [سید حسین مرعشی]

روزنامه اعتمادملی- 15 مهر 87

سال‌ها است كه یك جناح از جناح‌های سیاسی كشور خود را اصولگرا نامیده و رقبای خود را متهم به خروج از اصول و ارزش‌های دینی و انقلا‌بی می‌كند. من در این یادداشت در مقام دفاع از رقبای اصولگرایان یا به عبارتی دوستان اصلا‌ح‌طلب خود نیستم، دفاع از اصلا‌ح‌طلبان و البته پاره‌ای از انتقادها از ایشان را به فرصتی دیگر موكول می‌كنم. آنچه در این یادداشت مورد توجه من است، اتفاقا دفاع از اصولگرایی است. من همواره از اصولگرایان انتظار داشته‌ام كه واقعا اگر انتخاب این نام، صرفا برای زینت نبوده و یا خدای ناكرده قصد سوءاستفاده از ارزش‌های دینی در كار نبوده در دفاع از حق و حقیقت بی‌باك باشند. ‌

چرا این دوستان نشستند و نظاره كردند كه یكی از اصول مهم انقلا‌ب و نظام كه آزادی فردی و اجتماعی بود، اینگونه مورد تاخت و تاز قرار گیرد؟ یا اگر آبروی مسلمان مانند خون او حرمت دارد - كه دارد - و این از آموزه‌های مهم دینی ما است، چگونه این دوستان اصولگرای ما با آن همه ظلم به شخصیت‌ها و انسان‌های معتبر توسط پاره‌ای از نهاد‌ها سكوت اختیار كردند؟ بگذریم، به هر تقدیر دوستان مدعی اصولگرایی ما كه اكثریت قاطع آنان، اصولگرای واقعی هم هستند به حكومت كامل رسیدند و هم دولت و هم مجلس را در كنار قوه قضاییه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و... در اختیار گرفتند. امروز سوال اساسی از اصولگرایان این است: حال كه خداوند به شما دوستان عزیز و البته دوست‌داشتنی ما مكنت و قدرت داده است، آیا نباید از این امكانات برای دفاع از اصولگرایی استفاده كنید؟ چگونه اصولگرایان می‌توانند تحمل كنند كه با منافع مردم و سرنوشت آنان اینگونه برخورد شود؟ سكوت در مقابل تخلفات عدیده از قوانین مصوب مجلس اصولگرا تا كی؟

نشستن و نظاره كردن، حاكم بودن افراد با مداركی جعلی به چه قیمتی؟ دوستان اصولگرا، اگر از خدا نمی‌ترسید از خشم مردم بترسید. تا كی سكوت در مقابل این همه فشار و بی‌نظمی و بی‌عدالتی؟ تا كی نشستن و گوش كردن به گزارش‌های خلا‌ف واقع و سراسر دروغ این مقام و آن مقام؟ ‌

از كی امر به معروف و نهی از منكر از دستوركار اصولگرایی خارج شده است؟ از كی دروغگویی ارزش دینی شده است؟

دوستان اصولگرا، دیر یا زود حكومت شما هم پایان خواهد پذیرفت ولی كاری كنید كه بعد از شما فرد یا افراد دلسوز بتوانند، از ارزش‌ها و اصول دم بزنند. اصولگرایی حكم می‌كند كه قبل از اینكه رقیبان شما و مردم وارد عمل شوند، خود به وظیفه دینی و قانونی خود عمل كرده و با تخلفات از قوانین مصوب توسط هر مقام برخورد كنید و افراد نالا‌یق و بی‌ریشه را از خود و جناح خود دور كنید. ‌ 




شرط‌‌های خاتمی نیازمند شفاف‌‌سازی است 
احمد زیدآبادی
روزنامه اعتمادملی ـ 15 مهر 87

درباره دو شرط خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری باید گفت آقای خاتمی با گذاشتن دو پیش‌شرط یك قدم جلوتر از برخی هواداران ورودش به انتخابات برداشته است زیرا برخی از این هواداران، دو مساله اساسی <چه می‌‌خواهیم و چه می‌‌توانیم بكنیم> را نادیده می‌‌گیرند. هواداران ورود خاتمی به انتخابات مسائل اصلی را نادیده می‌‌گیرند و به این فكر می‌‌كنند كه خاتمی باید وارد انتخابات شود و نقش یك نجات‌‌بخش را بازی كند. با این نوع رویكرد ورود خاتمی به انتخابات و نادیده گرفتن دو سوال اصلی <چه می‌‌خواهیم و چه می‌‌توانیم بكنیم>، نجات‌بخشی خاتمی چگونه می‌‌تواند عملی باشد؟

خاتمی از بسیاری از هوادارانش واقع‌‌بین‌‌تر است و به مشكلات و موانع در عرصه‌‌های قدرت و اجتماع پی برده است.

با این حال دو شرط خاتمی برای حضور در انتخابات دارای ابهام و نیازمند به توضیح بیشتر است.

خاتمی گفته است كه باید بتوانم با ملت بر سر خواسته‌‌هایشان تفاهم كنم ولی توافق با ملت در عالم عینی كار ساده‌‌ای نیست زیرا ملت ایران یك یا دو نفر نیستند كه در یك‌جا جمع شده و بتوان با آنها به توافق رسید.

خاتمی باید منظورش از توافق با ملت را توضیح دهد. آیا منظور آقای خاتمی این است كه منشوری به نام اصلاحات را در افكار عمومی مطرح كند و اگر مردم در انتخابات به اصلاح‌‌طلبان رای دادند، به معنای یك نوع تفاهم با مردم است؟

اگر منظور آقای خاتمی از تفاهم با ملت این باشد كه این تفاهم تا قبل از حضور ایشان در انتخابات و رای مردم حاصل نمی‌‌شود، بنابراین دیگر نمی‌‌تواند شرط باشد.

اما درباره شرط دوم خاتمی؛ یعنی بررسی امكان عملی بودن برنامه‌‌ها به هر حال آقای خاتمی بهتر از هر كس دیگر، از موانع حقیقی و حقوقی برای پیشبرد اصلاحات اطلاع دارند. در چند سال گذشته این موانع استحكام بیشتری پیدا كرده است، اگر منظور آقای خاتمی از این شرط نوعی تفاهم با قدرت باشد، این تفاهم طی قراردادی روشن با مراكز مورد نظر آقای خاتمی تنظیم و در اختیار مردم گذاشته شود. با این تفاهم، منطقه چالش‌برانگیز و منطقه الفرار شناسایی شده و مشخص می‌‌شود آقای خاتمی در كدام حوزه‌‌ها می‌‌تواند به بهبود امور مشغول شود. 

آقای خاتمی برای بهبود امور در حوزه‌‌هایی كه با قدرت به توافق می‌‌رسد هم نیاز به این توافق دارد. اگر توافق دوم صورت بگیرد یك گام به جلو از سوی آقای خاتمی است. شرط‌‌های خاتمی نیازمند شفاف‌‌سازی است، اگر شرط‌‌های آقای خاتمی به همین صورت فعلی، كلی و مبهم باقی بماند، نمی‌‌توان نتیجه خاصی از این شروط گرفت، هرچند كه همین دو شرط و مجموعه صحبت‌‌های اخیر خاتمی نشان می‌‌دهد كه ایشان از برخی هوادارانش یك قدم جلوتر است.


کد مطلب : 7547
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ