6 مهر 1387 ساعت 7:24

سياست شناور! [فياض زاهد]

روزنامه اعتمادملی-6 مهر 87

در سال‌های اخیر هیچ واژه‌ای به وسعت و تكرار لغت <رابطه> میان سیاستمداران ایران و آمریكا دست به دست نشده است، جالب آن است كه هر دو سوی ماجرا به صرافت و البته بسیار آرام به این حقیقت دست یافتند كه بدون انجام گفت‌وگوهای مستقیم و بی‌واسطه نمی‌توانند به تحقق اهداف خود نائل شوند.در آغاز هم طرف ایرانی و هم جبهه آمریكایی، ضرورتی برای این مهم قائل نبودند اما تحولا‌ت منطقه و خاورمیانه هرچند آهسته اما به عنوان یك راهبرد قاطع بر مقامات تصمیم‌گیر فائق نمود. كافی است ادبیات مقامات دو طرف را در قیاس با 5 یا 10 سال پیش‌تر مقایسه نماییم. در آن سال‌ها حتی اشاره به مذاكره و گفت‌وگو تابوی خطرناك و پرهزینه‌ای بود كه سیاستمداران فراوانی را به مهلكه برد. 

اما اتفاق‌های اخیر جهانی پس از سال 2001 هرچند در دل خود عامل ایجاد و زایش بحران بود، اما به شكلی دیالكتیكی در درون خود را‌ه‌های مذاكره و گفت‌وگو را هموار می‌نمود.ایرانیان و آمریكایی‌ها پیش از بحران افغانستان بارها در نیویورك، بن، ژنو و البته بسیاری جاهای دیگر با یكدیگر بی‌سروصدا گفت‌وگو كرده بودند، بارها و البته به تناوب به وسیله مقامات امنیتی و مشاوران ارشد رایس و پاول اعلا‌م شد كه با چه شخصیت‌ها و مقامات ایرانی‌ای گفت‌وگو و مذاكره صورت گرفته است.ایرانی‌ها هیچگاه چنین سطحی از مذاكره را كتمان نكردند. اما صورت آشكار این مناسبات در داستان امنیت عراق شكلی عیان یافت. ایرانی‌ها هرچند در خفا با زلمای خلیل‌زاد اما به صورت رسمی با كراكر در عراق گفت‌وگو كردند.

محمود احمدی‌نژاد بیش از تمام روسای‌جمهور ایرانی در 30 سال اخیر تمایل و علا‌قه خود را برای انجام گفت‌وگو با آمریكایی‌ها ابراز داشت. همان‌گونه كه وی در میان روسای ایرانی ركورد سفر به ایالا‌ت متحده را در دست دارد. رویكرد احمدی‌نژاد درخصوص رابطه با آمریكا از فرمول مشخصی تبعیت می‌كند. او به خوبی می‌داند چنانچه بتواند قفل مناسبات ایران و آمریكا را بگشاید، كلید آن را برای 4 سال آتی در جیب خواهد داشت. 

او به خوبی دریافته است كه امكانات و پشتوانه روشن این مهم را در اختیار دارد اما با این تصور تعداد زیادی از اصولگرایان همراه نیستند. آنها به روشنی به این مهم تاكید می‌نمایند كه كلید روابط ایران و آمریكا تنها در دست رهبری نظام اسلا‌می ایران است. چاپ مقاله ولا‌یتی در 3 روزنامه معتبر اروپایی پاسخ روشنی به ابهامی بود كه به‌طور روشن آمریكایی‌ها نیز به دنبال فهم آن بودند.اما این تصور غالب نیست، زیرا دولت احمدی‌نژاد برخی از ویژگی‌های یك دولت عمل‌گرا را دارا است. 

بدیهی است تصمیم‌گیران عالی‌رتبه نیز از طرق مجاری خاص نظرات خود را تعاطی می‌بخشند. دولت احمدی‌نژاد در عین آنكه در سیاست خارجی سیاست تهاجمی را اتخاذ كرده، اما عمل‌گرایی محافظه‌كارانه را نیز لحاظ كرده است. بدیهی است احمدی‌نژاد امروز با رئیس‌جمهور جوان و ناآشنا به سیاست داخلی و خارجی فردای پس از پیروزی، متفاوت است. او پخته‌تر و آگاه‌تر به موضوع قدرت در عرصه بین‌الملل می‌نگرد. لذا اگر در آغاز تمام توجه خود را به روش‌های رادیكال معطوف كرده بود، اینك اصول برتر سیاست بین‌الملل را درك و برای آن برنامه ارائه می‌دهد. نباید سخنان رادیكال وی را جدی گرفت. اتفاقا از منظری كه او جهان را رصد می‌كند، سیاست رئیس‌جمهور قابل فهم است. برای كسب امتیاز از غرب باید در عرصه تبلیغی نقش تهاجمی گرفت. به علا‌یق و حساسیت‌های آن حمله كرد، دست بالا‌ را در مناسبات گرفت، اما در پشت پرده طرح منطقی و حتی فروتنانه‌ای از واقعیات عرصه سیاسی را نشان داد. 

فهم این ادعا نباید چندان سخت باشد. این معاون احمدی‌نژاد است كه از دوستی با ملت اسرائیل سخن می‌راند. اظهاراتی كه مجددا تایید و موجب بروز توفان سیاسی شد. چنانچه ورود رهبری نظام به این مجادله ممكن نمی‌شد، نمی‌شد تصویر درستی از منازعه به دست داد.از سوی دیگر این احمدی‌نژاد است كه برای چهارمین بار به آمریكا سفر می‌كند و از تمام راه‌ها برای انفتاح در روابط سیاسی سود می‌برد و پیشنهاد مذاكره، مناظره، گفت‌وگو و شام به مقامات آمریكایی می‌دهد وعلا‌قه‌مند به گذاشتن دسته گل بر خرابه برج‌های دوقلو بود، هرچند ظاهرا یادش رفته بود كه در یك اظهارنظر جنجالی صحت كشته‌شدگان در حادثه یازدهم سپتامبر را زیر سوال برده بود! یا باز این احمدی‌نژاد است كه در سفر اخیر خود اعلا‌م كرده بدون هیچ پیش‌شرطی حاضر به گفت‌وگو با كاندیداهای ریاست‌جمهوری آمریكا است.

او حتی اعلا‌م داشته تمام راه‌های نشان دادن حسن‌نیت برای انجام گفت‌وگو و آغاز رابطه با آمریكا را پشت سر نهاده و حال نوبت آمریكا است!این اظهارات زمانی طرح شد كه دفتر مطالعات مشترك دو حزب جمهوریخواه و دموكرات تشكیل و اعلا‌م شد، پرونده ایران را از مسیر انتخابات آمریكا به كناری نهاده تا با انتخاب رئیس‌جمهور از دستیابی ایران به آنچه از نظر آنان ایران هسته‌ای است، جلوگیری شود. با این تصمیم ایران برگ برنده هیچ‌كدام از كاندیداها نخواهد بود زیرا به یك متغیر بسیار مهم و بزرگ تبدیل شده است.

از سوی دیگر معنای این تصمیم آن است كه ایران به موضوعی مرتبط با منافع ملی آمریكا نه منافع رقبا و احزاب سیاسی بدل شده است.البته روشن است كه رفتار آمریكایی‌ها پیام دیگری نیز دارد. آنها برخلا‌ف تصور نادرست ما با برنامه و طراحی نقشه‌های كوتاه و بلندمدت، منحنی روابط خود با ایران را روشن می‌سازند. برخلا‌ف تصور نادرست ما تنها با ابراز چند جمله یا ارسال پیام‌های آشتی‌جویانه نمی‌توان عرصه مناسبات بین‌المللی را جابه‌جا یا مطابق خواست خود تفسیر كرد. بدیهی است ایران و آمریكا علا‌قه‌مند به ایجاد پلی میان یكدیگر هستند اما برای رسیدن به آن نیازمند طی كردن قدم‌های فراوانی هستیم. ایران نمی‌خواهد اعتبار كاهش تنش میان خود و آمریكا را به بوش بدهد. آمریكا نیز به روشنی مترصد روشن شدن وضعیت سیاسی در ایران عصر احمدی‌نژاد است. <رابطه> به‌عنوان یك خواست همچنان مطرح است، اما هیچ‌كدام نمی‌خواهند در چنین شرایطی به آن دست یابند. ایران امیدوار است دموكرات‌ها به كاخ سفید راه یابند. شاید اوباما به قول خود مبنی بر انجام مذاكرات بدون پیش‌شرط وفادار بماند. آمریكا نیز امیدوار است پیام‌های جدیدی از سوی تهران ارسال شود. 

شاید انجام انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران بتواند پاسخ برخی ابهامات را بدهد. با این همه، روشن است كه اراده قدرتمندی در ایران شكل یافته كه تابوی <عدم رابطه> را بشكند. در این مسیر احمدی‌نژاد حقی بزرگ دارد. او هر چند در تئوری اصولگرا است اما نشان می‌دهد كه از سیاست درك موسع‌تری یافته است. این سخن بدان معنا نیست كه ابزار آن را نیز در اختیار داشته یا موجبات منطقی آن را فراهم نموده است! اما این معنا را می‌دهد كه می‌توان در آینده شاهد چهره‌ای متفاوت‌تر از او بود. تصویری كه محتشمی‌پور حداقل در ماجرای فلسطین بدان پای می‌فشرد؛ اینكه سیاست دولت احمدی‌نژاد درباره فلسطین شناور است. به نظر می‌رسد خوانندگان درك روشنی از <سیاست شناور> به دست خواهند آورد.


کد مطلب : 7295
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ