13 مرداد 1387 ساعت 7:25

انجمن وزرای بركنار شده [مسیح علی‌نژاد]

روزنامه اعتمادملی-13 مرداد87

در فواصل زمانی اندك مردی از همه مردان رئیس‌جمهور خداحافظی می‌كند، چند ماهی یك سرپرست موقت جای او و در كنار باقی مردان به جامانده در كابینه می‌نشیند و سپس بخت اگر با او یار بود ، برای وزارت دائم شال و كلا‌ه می‌كند و اگر نبود چنین ، جایش كس دیگری به ساختمان وزارتخانه می‌رود. تا او خود را با دیگران در كابینه همراه كند، دیگران نیز در صف بركناری و استعفا و خروج قرار گرفته‌اند. حال در نظر بگیرید اگر هر از چند ماهی خبر بركناری، استعفا و حذف یكی از وزرای كشورهای غربی به ایران می‌رسید و سپس در مدت‌زمان سه سال، 10 وزیر و دو عضو اقتصادی هیات دولت جابه‌جا می‌شدند و جایشان كسان دیگری بر صدر می‌نشستند، سیاستمداران اصولگرای ایران چه واكنشی نشان می‌دادند؟

آیا تغییرات زود به زود و ناگهانی اعضای كابینه دولت‌های غربی به منزله ثبات در تصمیم‌گیری تعبیر می‌شد یا چنان بر طبل بی‌ثباتی‌شان در همین رسانه‌های داخلی كوبیده می‌شد كه حتی در ده‌كوره‌های ایران هم همه از بركناری جزئی‌ترین پرسنل فلا‌ن موسسه دولتی در فلا‌ن كشور غربی باخبر بودند و آن را در همان راستا كه رسانه ملی تعبیر می‌كرد برای هم بازگو می‌كردند. اعضای یك كابینه، محصول هزینه‌های سنگین مادی و معنوی سیستمی است كه در این رهگذر یكی یكی مردان و زنان تصمیم‌ساز تربیت می‌شوند و در صدر سیاست می‌نشینند. كنار رفتن آنها به هر دلیلی كه باشد یك وجه ماجرا است و وجه دیگر آن اما نكته دیگری است كه در این سال‌ها مغفول نظر افتاده است. به این معنا كه مردان و زنان، یكی یكی می‌درخشند و می‌شوند وزیر و مدیر و تصمیم‌گیر یك مجموعه و سپس در این روش آزمون و خطا یكی یكی از گردونه كنار می‌روند بی‌آنكه نظم و نظامی در سامان دادن تجارب آنان باشد. بدین ترتیب در مدت‌زمان عمر هر دولت به نظر می‌رسد جمعی سر و دستی به سر و روی صورت بیمار اقتصاد، فرهنگ، سیاست، بهداشت و... می‌كشند و در نهایت كس دیگری می‌آید و نسخه‌دلخواه خویش تجویز می‌كند، در نهایت یك بیمار می‌ماند و یك زنبیل دارو و شربت‌های تلخ متفاوت كه تا انتهای دوران نقاهت نمی‌داند كدام را باید با طمأنینه سر بكشد تا شاید بهبودی نزدیك‌تر آید. 

حكایت امروز جامعه ما همین است، چه روسای پیشین جمهور و چه وزرای اسبق و سابق كابینه‌ و چه معاونین رئیس جمهورجملگی چند صباحی رخت صدارت و وزارت و معاونت می‌پوشند و چند صباح دیگر رخت انتقاد به تن می‌كنند تا آنگاه كه فراغ بال و اوقات آزاد بیشتری دارند، در حاشیه بنشینند و چون میرزای خوش‌حوصله، غلط از مشق رئیس و معاون و وزیر حاضر بگیرند، در این میان سهم رسانه نیز می‌شود دور باطلی از انعكاس نقد اینها و نشنیدن آنها.

به هر تقدیر در این فصل از سیاست‌ورزی بیش از سایر فصول شاهد استعفا‌ها و عزل و نصب‌های مدام و متصل هستیم و حسابش از حساب رفت و آمد‌های هر چهار سال یك بار جدا است. آنجا كه در پس هر انتخابات خانه نو نوار می‌شود و مجلس و محفل سیاسی با تركیب جدید چیده می‌شود، شاید نتوان توقع داشت همه آنان كه در پست و سمتی ایفای نقش می‌كردند، پس با كنار گذارده شدن یا قرار گرفتن در ذیل یك مجموعه مشابه مانند تشكل نمایندگان ادوار، تصمیم‌گیران حاضر را در تدوین و تنظیم راهبردهای كلیدی در حوزه‌های مختلف مدیریتی كشور یاری كنند. اما در یك دوره چهارساله شگفت‌آور است كه چرا چنین نمی‌كنند. 

پیشنهاد مشخص این است كه انجمن و مجموعه‌ای از تمامی اعضای بركنار شده دولت نهم تشكیل شود و قطعا به دنبال آن، سایر اعضا را نیز مجموعه معاونان و مدیران میانی بركنار شده از وزارتخانه‌های دستخوش جابه‌جایی تشكیل خواهند داد كه این مجموعه بتواند با انسجام بیشتر دولت را در تحقق شعارهای به زمین‌مانده‌اش یاری كند؛ البته اگر دولت نگاه بشوید و به این مجموعه نیز به دیده همراه بنگرد و نه آنگونه كه به رسانه‌های منتقد می‌نگرد. به نظر می‌رسد به وفور و شاید فراتر از حد معمول، قصه كابینه پر رفت و آمد احمدی‌نژاد نقل محافل شده است و تاكنون آیا كسی سراغ یاران رانده‌شده این دولت و همه مردان مستعفی و محذوف و مردود یك كابینه رفت تا روشن شود آنان كه روزی متحد و منسجم و به گرد یك میز در هیات دولت می‌نشستند و در صدر خبرها بوده‌اند، اینك منفصل و جدا از هم در ذیل اخبار چه می‌كنند و چگونه روزگار می‌گذرانند؟ آیا بهتر آن نیست كه به جای انتقاد‌ها و گلا‌یه‌های تند و گاه داغ كه چند روزی در صفحات نخست رسانه‌ها می‌درخشد، مشی و منش كار منسجم و تشكیلا‌تی را در پیش بگیرند و حتی مستقل از احزاب، ناظر عملكرد دولت باشند و پس از اعتمادسازی، برنامه و طرح مطالعاتی خود را در زمینه‌های مختلف به دولت تقدیم كنند؟ اینكه دانش‌جعفری به‌تنهایی و یكه بر صندلی صداوسیما بنشیند و درست چند روزی پس از بركناری سیاست اقتصادی دولت را ناكارآمد بخواند شاید دل ملتی كه صدایش به گوش دولت نمی‌رسد را <خنك> كند اما تب سخت معیشت مردم با این بگومگو‌ها خنك نمی‌شود. یا اینكه هامانه پس از خداحافظی از ساختمان وزارت نفت، از <فاجعه> در سیستم مدیریت نفتی كشور سخن بگوید شاید چند روزی نقل محفل مردمی باشد كه زمستان را بی‌گاز و تابستان را بی‌برق، نفس می‌كشند اما قطعا دردی را درمان نمی‌كند. 

وضعیت فعلی كشور محصول حضور و قصور همه وزرا و وكلا‌ و معاونان و مدیران رفته و مانده است و كسی نمی‌تواند در گوشه‌ای بنشیند و در متن‌نشستگان را تنها مقصران این میدان بداند. شاید برای جبران همه آن روزهای سكوتشان در كابینه بهتر باشد یا این روزها نیز سكوت كنند یا نظمی را پدید آورند و در قالب یك انجمن یا مجموعه یاران رانده‌شده از دولت نهم، برنامه و نقدی مدون و منسجم ارائه دهند ورنه این مجموعه جداشده از دولت یك فرصت تاریخی را تا همیشه از دست خواهد داد. 



کد مطلب : 5693
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ